کیانوش راد – در شبِ تاریک تاریخ معاصر ایران، جایی که سانسور، فریب و انکار، عرصه را بر هر کورسوی حقیقت تنگ کرده، تلویزیون منوتو همچون سپیدهای درخشید و نه در شکل یک رسانه، بلکه یک جنبش بروز کرد؛ جنبشی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که رسالت آن فراتر از سرگرمی و خبررسانی بود. منوتو، خیلی زود آینهای برای بازتاب تاریخ، هویت و آرزوهای ایرانیان شد.
وقتی منوتو در سال ۲۰۱۰ به میدان آمد، بسیاری گمان نمیکردند در میدان رسانههای فارسیزبان، جایی پیدا کند. اما منوتو تنها یک شبکه تلویزیونی نبود. از همان آغاز، منوتو با پیامی ساده اما روشن به خانههای ایرانیان وارد شد: «ما شما را میبینیم، شما تنها نیستید»
منوتو با بازگشت به سرچشمههای هویت ایرانی، ایرانیان را به یاد گذشته و ریشههای خود انداخت. در دورانی که جمهوری اسلامی با صرف سرمایه ملی تلاش کرده تاریخ و فرهنگ ایران را تحریف کند، منوتو پرچمدار یک مقاومت ملی شد.
برنامههای این شبکه، گویی دریچهای بودند به دنیایی که در آن ایرانیان، نه به عنوان مردمی مغلوب، بلکه به عنوان ملتی سرافراز با تاریخی پرشکوه معرفی میشدند.
در این برنامهها تاریخ ایران نه با ادبیات شکست، بلکه با روایت پیروزینوشته شد. منوتو تلاش کرد تا نشان دهد که ایران فراتر از هر حکومت و ایدئولوژی، زنده و پویا باقی میماند.
منوتو شاید اولین رسانهای بود که به درستی دریافت، زنان محور اصلی تحول در ایران آینده هستند. در کشوری که زنان در لایهلایههای قوانین و فرهنگ حکومت اسلامی به حاشیه رانده شده بودند، منوتو بدون جیغ و داد، صدای واقعی زنان شد.
در دنیایی که مفهوم «ایراندوستی» بارها و بارها از سوی حکومت به ابزار تبلیغات تبدیل شده، و رسانههای وابسته به دولتهای خارجی، ایدئولوژیهای انترناسیونال و فرقهگرایانه را ترویج میکنند، این منوتو بود که عشق به میهن را از ایدئولوژیگرایی پاک کرد و آن را به مردم ایران بازگرداند.
اما آنچه منوتو را به یک نیروی بیبدیل برای ملت ایران تبدیل کرد، صرفاً ایراندوستی آن نبود؛ بلکه ایستادگیاش در مقابل تحریف تاریخ بود. در روزگاری که رسانههای داخلی و خارجی فارسیزبان، دروغ و نیمی از حقیقت را به عنوان واقعیت به مخاطبآن ارائه میدادند، منوتو حقیقت را سلاح خود کرد.
ایران، در فلسفه منوتو، یک ایده بود: ایدهای از زیبایی، اصالت، آینده.
برنامههای این شبکه درباره میراث فرهنگی و تاریخ ایران، تلاشی بودند برای زندهنگهداشتن معنای واقعی ایران. آنچه منوتو به مخاطبانش هدیه داد، تصویری صادقانه و خالص از میهنی بود که زیر سایه فساد و بیکفایتی جمهوری اسلامی، هنوز میدرخشید و ملتاش هنوز به آیندهای با دولتی ملی امیدوار بودند.
طی ۱۴ سال فعالیت منوتو نشان داد که هیچ قدرتی نمیتواند صدای مردم ایران را خفه کند. گزارشگر این شبکه، صدای کارگرانی شد که حقوقشان پایمال شده بود، دانشجویانی که سرکوب شدند، زنانی که برای آزادی میجنگیدند، بازنشستگانی که حقوقشان را مطالبه میکردند، کشاورزانی که آب میخواستند، معلمان و پرستاران و دانشآموزانی که اعتراض داشتند.
برنامههای منوتو، از «بفرمایید شام» و «ببین تی وی» تا «آکادمی» و «استیج» و «اتاق خبر» و «زن امروز» و «شعر یادت نره» و «نوروز» و مستندهای بینظیر آن، استاندارد برنامهسازی تلویزیونی برای مخاطب ایرانی را متحول کردند.
اگر یک پیام محوری در برنامههای منوتو وجود داشت، این بود: «ما، به عنوان یک ملت، تنها با اتحاد میتوانیم به آیندهای روشن برسیم.»
بازگشت منوتو، در این روزهای حساس و سرنوشتساز، بیش از هر زمان دیگری حیاتی است. در روزهایی که رسانههای دولتی عربستان سعودی ، انگلستان و آمریکا روایت رسانهای را منحصرا در اختیار گرفتهاند، منوتو، میتواند سپری باشد برای دفاع از گفتمان ملی و هویت ایرانی؛ در حالی که ایران با بحرانی چندوجهی دست و پنجه نرم میکند، منوتو میتواند به نقطه اتکایی برای ملتی تبدیل شود که به حقیقت، امید و شجاعت نیاز دارد.
بازگشت منوتو، بازگشت صدای میلیونها ایرانی است که باور دارند ایران، تنها زمانی آزاد خواهد شد که حقیقت از میان دروغها برخیزد. منوتو، در قلب این حرکت ایستاده است: نه به عنوان یک تماشاچی، بلکه به عنوان یک پیشبرنده.
چراغی که در تاریکی این روزها، همچنان روشن مانده. و این امید، منوتو آن تلویزیون ملی باشد که همه ما آرزوی داشتن آن را داریم.