رهبری واحد، ملت واحد و هدف واحد؛ فرصتی که نباید از دست برود

چهارشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۳ برابر با ۲۶ فوریه ۲۰۲۵


سیاوش پندار – ایران امروز در یکی از حساس‌ترین و بی‌سابقه‌ترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد. برهه‌ای که شاهزاده رضا پهلوی به‌ درستی آن را «پنجره‌ای باز» برای رهایی مردم از ۴۶ سال اسارت و سرکوب توصیف کرده‌اند. این توصیف نه‌تنها بازتاب‌دهنده واقعیت‌های عینی در داخل و خارج کشور است، بلکه هشداری است جدی به اینکه این فرصت شکننده و موقتی است و نیازمند اقدام فوری، متحد و شجاعانه مردم ایران است. همزمانی ضعف بی‌سابقه جمهوری اسلامی، خشم فزاینده مردم و شرایط مساعد بین‌المللی، موقعیتی استثنایی ایجاد کرده که در صورت بهره‌برداری درست، می‌تواند سرنوشت ایران را برای همیشه تغییر دهد. در این میان، ورود فعال و قاطع شاهزاده رضا پهلوی به میدان مبارزه و پذیرش نقش رهبری دوران گذار، این لحظه را به نقطه عطفی بی‌نظیر تبدیل کرده است.

جمهوری اسلامی امروز از هر زمان دیگری شکننده‌تر است. در عرصه منطقه‌ای، کاهش نفوذ این رژیم در کشورهایی مانند سوریه و لبنان، همراه با انزوای فزاینده در صحنه جهانی، موقعیت آن را به‌ شدت تضعیف کرده است. در داخل، اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی کامل قرار دارد؛ تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده، و ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه‌ای چون برق، گاز، دارو و غذا، زندگی روزمره مردم را به میدان نبردی برای بقا بدل کرده است. این ناکارآمدی، که حتی در مقایسه با دهه‌های گذشته بی‌سابقه است، شکاف میان مردم و حاکمیت و حتی شکاف بین بدنه حاکمیت و راس آن را عمیق‌تر کرده و خشم عمومی را به نقطه جوش رسانده است. اعتراضات سال‌های ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ نشان داد که این خشم دیگر تنها یک احساس نیست، بلکه نیرویی عظیم و بالقوه برای تغییر است.

در عرصه بین‌المللی نیز نشانه‌هایی واضح از آمادگی جامعه جهانی برای حمایت از مردم ایران دیده می‌شود. دولت‌های غربی و به‌خصوص دولت فعلی ایالات متحده، به‌ ویژه پس از مشاهده خیزش‌های مردمی در سال‌های اخیر، به این درک رسیده‌اند که تغییر در ایران نه‌تنها به سود مردم این کشور، بلکه به نفع ثبات منطقه‌ای و جهانی است. با این حال، این آمادگی ابدی نیست. تغییرات در اولویت‌های سیاسی کشورها، تحولات ژئوپلیتیک، یا بازگشت به سیاست‌های مماشات با جمهوری اسلامی می‌تواند این پنجره را به‌ سرعت ببندد. تجربه تاریخی نشان داده که فرصت‌هایی از این دست، مانند آنچه در دهه‌های گذشته از دست رفت، اگر مورد استفاده قرار نگیرند، ممکن است سال‌ها یا حتی دهه‌ها طول بکشد تا دوباره پدیدار شوند.

در چنین شرایطی، ورود شجاعانه شاهزاده رضا پهلوی به عرصه مبارزه و پذیرش مسئولیت رهبری دوران گذار، پاسخی است قاطع به یکی از بزرگترین دغدغه‌های مردم ایران: «پس از جمهوری اسلامی چه خواهد شد؟» ایشان با مواضع شفاف، عملگرایانه و تأکید بر دموکراسی، حقوق بشر و بازسازی ملی، چشم‌اندازی روشن ارائه داده‌اند که می‌تواند گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی را زیر پرچم ملی ایران و رهبری ایشان متحد کند. جایگاه تاریخی و نمادین خاندان پهلوی، همراه با تلاش‌های اخیر ایشان برای ارتباط با نسل جوان و حمایت از اعتراضات مردمی، ترکیبی منحصر به‌ فرد از مشروعیت و انطباق با نیازهای امروز به ارمغان آورده است. این ویژگی‌ها، شاهزاده رضا پهلوی را به گزینه‌ای بی‌بدیل برای هدایت ایران به سوی آزادی و ثبات تبدیل کرده است.

با این حال باید دانست این فرصت تاریخی بدون اقدام فوری و متحدانه مردم به نتیجه نخواهد رسید و ایرانیان نباید منتظر شروع اقدام از خارج باشند. تجربه جنبش‌های گذشته نشان داده که نبود انسجام و رهبری مشخص، از عوامل اصلی ناکامی بوده است و اکنون این ضعف وجود ندارد. اکنون که خشم مردم به اوج خود رسیده و رهبری قابل اعتماد در میدان حاضر است، زمان آن فرا رسیده که ایرانیان از اختلافات سیاسی، قومی و ایدئولوژیک عبور کنند و به نیرویی یکپارچه برای براندازی جمهوری اسلامی تبدیل شوند.

در اعتراضات علیه جمهوری اسلامی، یکی از نکات کلیدی این است که مردم در شعارهای خود باید جایگزین مورد نظرشان برای رژیم را مشخص کنند. بیان نام شاهزاده رضا پهلوی به‌ عنوان الترناتیو، نه‌تنها به معترضان کمک می‌کند تا میزان حمایت واقعی از این گزینه را در میان خود و دیگران درک کنند و اراده نیروهای سرکوب را تضعیف کنند، بلکه پیامی روشن به جهانیان می‌فرستد که تنها نماینده مورد توافق و همگرایی ملت ایران برای گذار از این رژیم، شاهزاده رضا پهلوی است و در عین حال نیروهای ریزشی با اطمینان خاطر بیشتر به حمایت از معترضین و آمدن به سمت مردمی که رهبر خود را صدا می‌کنند، فکر خواهند کرد. این اقدام می‌تواند به همبستگی بیشتر میان مردم منجر شود؛ زیرا بسیاری از افراد ممکن است در دل از این ایده حمایت کنند، اما به‌ دلیل پراکندگی شعارها و نبود تمرکز، این خواست جمعی آشکار نشود. وقتی نام او در خیابان‌ها طنین‌انداز شود، هم روحیه معترضان تقویت می‌شود و هم تردیدها درباره وجود یک جایگزین معتبر از بین می‌رود.

ایران در آستانه تحولی بزرگ و در لحظاتی تکرار نشدنی ایستاده است. مردم ایران اکنون وظیفه‌ای تاریخی بر دوش دارند تا با شجاعت و اتحاد، از این مرحله عبور کنند و آینده‌ای آزاد، دموکراتیک و آباد را برای خود و نسل‌های بعد رقم بزنند. زمان عمل، همین اکنون است؛ فردا شاید دیر باشد.

*سیاوش پندار استاد علوم سیاسی

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=370999