لیلی یزدان و بابک سینا – جنگ روانی همواره یکی از ابزارهای اصلی حکومتهای سرکوبگر برای ایجاد تفرقه و تضعیف نیروهای ملی بوده است. جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر، با استفاده از تکنیکهای جنگ روانی، سعی داشته است تا روند انسجام نیروهای ملی و اپوزیسیون را مختل کند. در این میان، پروژهای که میتوان آن را “پروژه پرویز ثابتی” نامید، نقش مهمی در این استراتژی ایفا می کند اگر ملیگرایان فریباش را بخورند.
حضور پرویز ثابتی در تظاهرات و واکنشها
حضور پرویز ثابتی مقام امنیتی پیشین سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک)، در تظاهرات ۲۳ بهمن ۱۴۰۱ در لس آنجلس به حمایت از خیزش ۱۴۰۱ ایران، واکنشهای گستردهای را برانگیخت. این نخستین حضور علنی او پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود و باعث شد که بسیاری از تحلیلگران سیاسی و رسانهها به بررسی اهداف و پیامدهای این اقدام بپردازند.
چرا شکایت از پرویز ثابتی اکنون مطرح شده است؟
یکی از نکات جالب توجه، طرح شکایت سه نفر از مخالفین حکومت شاهنشاهی با هویت مخفی ، علیه پرویز ثابتی به اتهام شکنجه در دوران حکومت پهلوی است. اما این پرسش مطرح میشود که چرا این شکایت اکنون مطرح شده و نه در سال ۱۴۰۱؟
پاسخ به این پرسش را میتوان در تحولات اخیر صحنهی سیاسی ایران و فعالیتهای شاهزاده رضا پهلوی جستجو کرد.
گسترش محبوبیت شاهزاده و نگرانی رژیم جمهوری اسلامی و نیروهای غیرملی
شاهزاده رضا پهلوی در سالهای اخیر توانسته است حمایت گستردهای در میان نیروهای سیاسی ایرانی در خارج از کشور به دست آورد.
نشست همگرایی مونیخ یکی از نمونههای بارز این روند است که نشان داد وی در حال ایجاد یک ائتلاف قوی میان گروههای مختلف اپوزیسیون ملی است. علاوه بر این، محبوبیت او در جوامع بینالمللی نیز رو به افزایش است و به نظر میرسد که قدرتهای جهانی نیز در حال حرکت به سمت حمایت حداکثری از وی هستند.
در همین حال، در داخل ایران نیز رژیم جمهوری اسلامی ضعیفتر از همیشه شده و به سوی فروپاشی پیش میرود. این تحولات باعث شده است که نیروهای چپ رادیکال و گروههایی همچون مجاهدین خلق که در دوران جنگ سرد با ترور و دزدی به دنبال تضعیف نظام پادشاهی بودند، بیش از پیش نگران شوند.
تلاش برای تخریب نیروهای ملی
همانطور که تجربهی تاریخی نشان داده است، نیروهای غیرملی همواره سعی داشتهاند با ایجاد جنگ روانی، حمایت از آلترناتیوهای واقعی را کاهش دهند. این گروهها به خوبی میدانند که در صورت بازگشت نظام پادشاهی، نقش و جایگاهشان به شدت تضعیف خواهد شد. از این رو، با راهاندازی پروژههایی نظیر “پروژه پرویز ثابتی” و مطرح کردن شکایات ناگهانی علیه وی، تلاش میکنند تا توجه افکار عمومی را از روند انسجام اپوزیسیون منحرف کرده و فضای سیاسی را مثل همیشه به حاشیه بکشانند.
نتیجهگیری
در شرایط کنونی، جنگ روانی رژیم جمهوری اسلامی و عوامل غیرملی بیش از هر زمان دیگری به چشم میخورد. مطرح شدن ناگهانی پروندهی پرویز ثابتی در این مقطع زمانی، چیزی جز یک اقدام برنامهریزیشده برای تضعیف نیروهای ملی و جلوگیری از گسترش محبوبیت شاهزاده رضا پهلوی و سازماندهی ائتلاف مشتاقان نیست.
نشست همگرایی مونیخ یکی از مهمترین گردهماییهای اپوزیسیون ملی برای گذار از جمهوری اسلامی بود. این نشست با تأکید بر همبستگی و همکاری، زمینهای برای ایجاد ائتلاف مشتاقان فراهم کرد که نقش اجرایی در پیاده ساختن استراتژی پنجگانه شاهزاده رضا پهلوی دارد. این ائتلاف به دنبال انسجام اپوزیسیون، تقویت جایگاه سیاسی مخالفان، حمایت از مبارزات داخلی، اعمال فشار بینالمللی، و تدوین برنامهای برای دوران گذار است. نشست مونیخ نشاندهنده بلوغ سیاسی اپوزیسیون و قدمی مهم برای گذار به ایران آزاد و دموکراتیک محسوب میشود.
این نشست نشان داد که نیروهای ملی از جناحهای سیاسی گوناگون برای اولین بار کمر همت بستهاند تا پشتیبانی از شاهزاده رضا پهلوی را در راستای اجرای استراتژی پنجگانه او با صراحت کامل دنبال کنند. از این رو رژیم جمهوری اسلامی و عوامل صادراتی آن و یا نیروهای غیرملی تلاش دارند از این اهداف جلوگیری نمایند.
با این حال، روند تحولات نشان میدهد که نیروهای ملی و طرفداران نظام پادشاهی با اتحاد و هوشیاری، میتوانند این نقشهها را خنثی کرده و مسیر تغییر را هموار سازند.
راه پیروزی در به حاشیه راندنِ حاشیهسازان است.