حسام وثوقی – در روزهای اخیر، بهزاد نبوی یکی از کارگزاران قدیمی جمهوری اسلامی در گفتگویی با یک رسانه وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر اساس گزارش «یک منبع موثق» مدعی شده است که شاهزاده رضا پهلوی در سفر خود به اسرائیل پذیرفته که تنها میتواند «شاه بخش مرکزی ایران» باشد، زیرا ایران باید تجزیه شود! اینگونه روایتسازیها تازه نیست؛ در سنت تبلیغاتی جمهوری اسلامی، همواره از دو حربه استفاده شده است: نخست، متهم کردن اپوزیسیون به وابستگی و خیانت، و دوم، القاء خطر «تجزیه ایران» به عنوان ابزاری برای ایجاد هراس در جامعه.
ریشههای فکری حاکمان مذهبی
شیوه و منش زمامداران جمهوری اسلامی بر پایه اطاعت، بیعت و تبعیت از قدرت بالادست شکل گرفته است. آنان از نخستین روز از «ذوب شدن» در ولایت سخن گفتند و در حقیقت منکر هر نوع عاملیت فرد شدند. حتی خود ولایت فقیه نیز به عنوان کارگزار یک مقام مافوق بشری قلمداد شده و بدین ترتیب اورا فرمانبر و مطیع آن مقام فوق بشری میپندارند. آنان در عمل نه برای خود، نه برای ملت و نه برای هیچ جنبش اجتماعی عاملیتی مستقل قائل نیستند. در نگاه آنان، سرنوشت سیاسی نه از اراده مردم بلکه از اراده قدرتهای خارجی تعیین میشود.
این ذهنیت در انقلاب ۱۳۵۷ نیز آشکار بود. رهبران مذهبی با وجود حضور گسترده مردم در خیابانها، خود را پیروز نمیپنداشتند مگر به واسطه زد و بندها و توافقات پنهانی با قدرتهای خارجی از جمله با دولت جیمی کارتر. آنان حمایت تودههای مردمی را «نمایشی فرعی» تلقی کرده و موفقیت خود را مرهون رضایت و چراغ سبز بیگانگان میدانستند.
استمرار یک الگو در ۴۷ سال حکومت
از آغاز استقرار جمهوری اسلامی تا امروز، همین شیوه تفکر تداوم یافته است. رهبران جمهوری اسلامی:
- هر حرکت آزادیخواهانه و عدالتجویانه مردم ایران را به دشمن خارجی نسبت میدهند.
- ملت ایران را مانند خود، فاقد توان تصمیمگیری و ابتکار مستقل معرفی میکنند.
- عاملیت را نه در جنبشهای مردمی بلکه در اتاقهای فکر قدرتهای بیگانه جستجو میکنند.
به همین دلیل است که اعتراضات و قیامهای ملی مردم برای آزادی و کرامت انسانی، بجای آنکه به رسمیت شناخته شود، به «پروژه دشمن» تقلیل داده میشود.
نتیجهگیری
ادعای اخیر بهزاد نبوی درباره شاهزاده رضا پهلوی، بیش از آنکه واقعیتی مستند باشد، بازتاب همین ذهنیت تاریخی و ساختاری حاکمان جمهوری اسلامی است؛ ذهنیتی که اساساً توان و اراده ملت را انکار میکند و همه چیز را به «دستهای پشت پرده» نسبت میدهد. این نگاه، حقیقت تلخی را آشکار میکند: جمهوری اسلامی نه تنها به استقلال و عاملیت خود باور ندارد، بلکه تلاش میکند این بیباوری را به کل جامعه ایران تعمیم دهد.
*حسام وثوقی فعال سیاسی / هانوفر

