جنبش ضد نخبگان در جهان و‌ ایران

سه شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ برابر با ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵


دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی – در بزنگاه‌های تاریخی، زمانی که فاصله میان «قدرت» و «مردم» بیش از حد می‌شود، یک صدا بلندتر از بقیه شنیده می‌شود: ضد نخبگان. این صدا نه لزوماً ضد دانایی است و نه همواره ضد تخصص، بلکه اغلب فریادی است علیه تمرکز قدرت، انحصار فرصت و خودبازتولید طبقه‌ای خاص که خود را نماینده عقل، شایستگی و مدیریت می‌داند اما از زیست واقعی جامعه فاصله گرفته است.

تجربه جهانی: از انقلاب تا پوپولیسم

در تاریخ جهان، ضدنخبه‌گرایی بارها موتور تحولات بزرگ بوده است.

انقلاب فرانسه نمونه‌ای کلاسیک است. اشرافیت و روحانیت، به‌عنوان نخبگان موروثی، در برابر مردمی قرار گرفتند که مالیات می‌دادند اما در قدرت سهمی نداشتند. شعار «برابری» در اصل اعتراض به نخبه‌سالاری بسته بود. اما همان انقلاب که با نفی اشراف آغاز شد، در نهایت به ترور نخبگان، حذف عقلانیت و سپس امپراتوری ناپلئون انجامید.

در قرن بیستم، جنبش‌های پوپولیستی آمریکای لاتین -از پرون در آرژانتین تا چاوز در ونزوئلا- با شعار مقابله با «الیگارشی فاسد» قدرت گرفتند. این جنبش‌ها در کوتاه‌مدت مشارکت سیاسی فرودستان را افزایش دادند، اما در بسیاری موارد به تمرکز دوباره قدرت، تضعیف نهادها و اقتصاد رانتی انجامیدند.

در دهه‌های اخیر، موج ضد نخبگان در اروپا و آمریکا نیز اوج گرفته است؛ بی‌اعتمادی به سیاستمداران حرفه‌ای، رسانه‌های رسمی و حتی دانشگاه‌ها. رأی به برگزیت یا ظهور رهبران «ضد سیستم» نشانه این بحران است: مردمی که احساس می‌کنند نخبگان جهانی‌شده، منافع آنان را قربانی کرده‌اند.

جنبش ضد نخبگان در ایران 

ایران امروز جامعه‌ای است که در آن «نخبه» نه یک سرمایه، بلکه اغلب یک اتهام است. واژه‌ای که زمانی نشانه دانش، تجربه و مسئولیت بود، اکنون در افکار عمومی با رانت، بی‌دردی و فاصله از مردم تداعی می‌شود. این تغییر تصادفی نیست؛ محصول سال‌ها انسداد، فساد، ناکارآمدی و دروغ نهادی است.

در دهه‌های گذشته، نظام تصمیم‌گیری در ایران به‌تدریج به باشگاهی بسته تبدیل شد؛ باشگاهی که ورود به آن نه از مسیر شایستگی، بلکه از کانال وفاداری، رابطه و حذف رقیب می‌گذرد. نتیجه روشن است: نخبگانی که نه نماینده بهترین‌ها، بلکه نماینده پایدارترین‌ها در قدرت شده‌اند.

در چنین شرایطی، خشم عمومی به‌جای آن‌که متوجه ساختارها شود، به‌سوی «نخبه» به‌عنوان یک مفهوم شلیک می‌کند. این همان نقطه‌ای است که نقد نخبگان به نفی نخبگی تبدیل می‌شود.

ضد نخبگان یا ضد مسئولیت؟

بخش مهمی از گفتمان رسمی، عامدانه یا ناآگاهانه، به این خشم دامن زده است. هر جا تصمیمی شکست خورده، مقصر «کارشناس غرب‌زده»، «دانشگاهی بی‌درد» یا «مدیر تکنوکرات» معرفی شده است. این روایت ساده و خطرناک، مسئولیت را از دوش تصمیم‌گیران برمی‌دارد و آن را به گردن «خرد» انداخته است.

تاریخ ایران پر است از لحظاتی که حذف یا تحقیر نخبگان به فاجعه انجامیده است. از بی‌اعتنایی به روشنفکران و متخصصان در مقاطع حساس توسعه گرفته تا مهاجرت گسترده پزشکان، مهندسان و استادان دانشگاه در سال‌های اخیر. این فرار مغزها فقط خروج افراد نیست؛ خروج آینده است.

ضد نخبگان، وقتی به سیاست رسمی تبدیل می‌شود، دیگر صدای مردم نیست؛ سیاست تولید ناتوانی است.

باید صریح گفت: خشم مردم مشروع است. نخبگانی که: پاسخگو نیستند، از خطاهایشان هزینه نمی‌دهند؛ و همواره از «شرایط خاص» برای توجیه شکست‌ها استفاده می‌کنند. خودشان بذر بی‌اعتمادی را کاشته‌اند، اما تخریب خرد جمعی، انتقام نیست؛ خودزنی اجتماعی است.

جامعه‌ای که نخبگانش را بی‌اعتبار می‌کند، ناچار به جایگزین‌های خطرناک پناه می‌برد:

۱- شایعه و خراف به‌جای خرد و دانش
۲-احساس به‌جای تحلیل
۳-کاریزما به‌جای برنامه
و
۴- شعار به‌جای سیاست

در چنین فضایی، تصمیم‌های بزرگ نه در اتاق‌های فکر، بلکه در موج‌های احساسی گرفته می‌شود؛ و این دقیقاً همان چیزی است که کشور را فرسوده‌تر می‌کند.

ایران امروز نه به تقدیس نخبگان نیاز دارد و نه به حذف آن‌ها. آن‌چه لازم است، بازسازی نظام نخبگی است: شایسته‌سالاری واقعی، نه شعاری، شفافیت و پاسخگویی بدون استثنا، پیوند تخصص با درد زندگی مردم و پایان دادن به مصونیت ساختاری.

ضد نخبگان اگر به اصلاح ساختار منجر نشود، فقط ابزار ادامه همان قدرتی است که وانمود می‌کند علیه آن ایستاده است.

مشکل ایران، زیادی نخبه نیست؛ کمبود نخبه مسئول است.
و خطر امروز، نخبه‌گرایی نیست؛ نخبه‌ستیزی سازمان‌یافته است.

اگر خرد را حذف کنیم تا از خشم تخلیه شویم، فردا چیزی برای ساختن باقی نخواهد ماند. امروز ایران با بحران‌های زیادی دست به گربیان است و برون رفت از آن بدون نخبگان خردورز و‌مسئولیت‌پذیر ممکن نیست.

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳ / معدل امتیاز: ۳

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=392625