فیروزه نوردستروم- در آستانه شب چله، قیمت آجیل، میوه و اقلام دیگر بلندترین شب سال، همچون سالهای گذشته، چندین برابر شده و بسیاری از خانوادههای ایرانی از خرید آنها صرف نظر کردهاند. حالا یلداهای چند دهه پیش برای بسیاری از شهروندان ایرانی به یک خاطره تبدیل شده است، خیلیها ترجیح میدهند شب چله را بهتنهایی سحر کنند. مردم در این شرایط نابسامان اقتصادی چه نگاهی به شب یلدا دارند؟ آنها در این روزها چه دغدغههایی دارند؟ «کیهان لندن» در این گزارش میدانی به سراغ تعدادی از شهروندان داخل کشور رفته که معتقدند هزینههای کمرشکن زندگی، شب یلدا را از سالهای گذشته کمرنگتر کرده است.

یک فارغالتحصیل کارشناسی ارشد که در اسنپ [تاکسی اینترنتی] کار میکند به «کیهان لندن» میگوید: «واقعیت این است که شب یلدا برای من و خانوادهام بسیار مهم است و سعی میکنم در برنامههای شب یلدا شرکت کنم.»
این جوان، در ادامه بعد از مدتی خنده بر لبانش میماسد و به تلخی میگوید: «ولی امسال غافلگیر شدیم. دیروز برای کاری به بازار تهران رفته بودم در دل بازار کار داشتم و ساعتها در ترافیک گیر کردم، خیلی عجیب بود چون همه میگفتند همیشه پنجشنبهها شلوغ است اما این شلوغی عصر پنجشنبه به خاطر شب چله بوده چون خیلیها به خاطر اینکه شب چله افتاده به وسط هفته پنجشنبه و جمعه دورهمی شب چله خود را برگزار کردند.»
او سری تکان میدهد و اضافه میکند: «امسال مورد خاصی ندیدم که برایتان بگویم برخی مغازهها تبلیغهایی گذاشتهاند، گوشه و کنار شهر نمادهای شب چله را میبینی، وضعیت قیمت میوه و آجیل را هم که میدانید چطور است، قیمتها بالاست، مخصوصا آجیل که خیلی گران شده. میوههایی مثل انار و هندوانه امسال در بازار به وفور توزیع شدهاند ولی ملت کمتر خرج میکنند، کاسبها همه میگویند فروششان نسبت به سالهای پیش افتضاح است.ولی با این حال، برگزاری مراسم شب چله مثل نوروز بسیار مهم است و با هویت ما پیوند خورده به همین دلیل مردم در حد بسیار ناچیز هم که شده سور و سات شب چله را تهیه میکنند.»
او ادامه میدهد: «امسال سرخوردگی و رخوت و بیحالی و بینشاطی جامعه بدتر از گذشته است، چون این جنگ ۱۲ روزه کمر جامعه مدنی را شکست، ایمان مردم به اینکه باید بلند شویم و کاری کنیم و تغییری ایجاد کنیم کمرنگ شده است. بعد از جنگ همانطور که فکر میکردیم که جنگ اصلا به نفع این مملکت و جامعه ایران نیست اثراتش را دیدیم که بعد از این جنگ، همه در یک رخوتی قرار گرفتند که منتظرند اسرائیل باز بزند، اسرائیل بیاید آزادمان کند یا آمریکا بیاید آزادمان کند و آن اعتراضاتی که از دل جامعه شکل میگرفت، حسی که میگفت مردم بلند شوید باید کاری بکنید همه تعطیل شده است. طبیعتا الان در مناسبتی مثل شب چله این مسئله خودش را بروز میدهد که چقدر رخوت، بیحالی و ناامیدی بیش از حد شیوع پیدا کرده است.»
این شهروند به «کیهان لندن» میگوید امسال به جای دو تا انار یک انار میگیرم، به جای خرید یک کیلو آجیل نیم کیلو میخرم. مردم چیزی ندارند که بگویند ما زندهایم و با همین چیزها زنده بودن را به خودشان ثابت میکنند.
یک کارمند وزارت نیرو که پدر دو فرزند است ضمن تأیید نظر این راننده اسنپ، صحبتهایش را با این کلمات شروع میکند: «گرانی لجام گسیخته!»
او ادامه میدهد: «بسیاری از مردم برای این که بتوانند یلدا را برگزار کنند، سراغ خرید حداقلها میروند یا مثلا آجیل با کیفیت پایینتر تهیه میکنند، قیمت هندوانه در تهران، حدود کیلویی ۶۰ هزار تومان به بالا هست، آجیل از کیلویی ۶۰۰ و ۷۰۰ هزار در پایینترین تنوع و کیفیت تا ۲/۵ میلیون در کیفیت خوب و تازه و با اقلام متنوع، میوه هم همین طور، قیمتهای متفاوتی دارند بسته به کیفیت و همچنین مکان میوهفروشی، گوشت و مرغ و برنج هم وضعیت بدتری دارند. یعنی برای یک مهمانی که یک پدربزرگ و مادربزرگ با ۴ تا بچه که هر کدام دو تا فرزند هم داشته باشند، یعنی پذیرایی از حدود ۱۸ تا ۲۰ نفر، بین ۷ تا ۱۰ میلیون با یک پذیرایی متوسط خرج بر میدارد. البته به این شرط که ریخت و پاش نخواهند بکنند و یک شام معمولی که گوشت داشته باشد بخورند مثلا چلو خورشت، اگر مثلا بخواهند کباب بخورند یا از رستوران غذا سفارش بدهند، این هزینه را دو تا سه برابر افزایش میدهد. هر چند اصولا بازار هم رونق چندانی ندارد و به جز مجتمعهای تجاری که معمولا برای مناسبتهای مختلف، دکور متناسب میزنند، یا کافهها، در فضای عمومی شهر، آنقدرها هم متوجه یلدا نمیشوید.»
کارمند یک شرکت خصوصی هم به این بحث میپیوندد و میگوید: «بدبختی که یکی دوتا نیست، چه چیزی میتوانم به شما بگویم، آنقدر تورم و گرانی افسار گسیخته شده که واقعا غیر قابل کنترل است. اما مردم به هر صورت این آیین را به جا میآورند ولی نه با آن کیفیت قدیم، آنقدر قیمت آجیل و مخلفات شب یلدا گران شده که مردم به دنبال آجیل نمیروند، البته سالهاست که آجیل از سفره شب یلدای بسیاری از خانوادهها حذف شده، من که در شرکت خصوصی کار میکنم از ابتدای سال حقوق درست و حسابی پرداخت نکردند دیگر خودتان بخوانید حدیث مفصل که اوضاع چگونه است. کسی صدای خرد شدن استخوان مردم زیر بار گرانی و دلار ۱۳۰ تومانی را نمیشنود اما مهم این است که به دختر و داماد پزشکیان خوش بگذرد!»
یک روزنامهنگار که سالهاست از فعالیت روزنامهنگاری کناره کشیده و به فروش آنلاین کیک و شیرینی مشغول است میگوید: «امسال فروش شیرینی بسیار کمتر از گذشته شده، مردم خیلی کم شیرینی میخرند، شیرینی فروشیها هم سرشان خیلی خلوت است، ما هر هفته نان خامهای میگرفتیم، الان خیلی وقت است نمیتوانیم بخریم، میوه هم همینطور، مثل خیلیها دانهای میوه میخریم، میوه فصلی، کیلویی زیر ۱۰۰ -۱۵۰ هزار تومان پیدا نمیشود، شیرینی هم زیر ۴۰۰، ۵۰۰ هزار تومان نیست، خیلیها که با حقوق کارمندی زندگی میکنند یا کارگر هستند واقعا نمیتوانند میوه بخرند. لبنیات در چند ماه اخیر چندین بار افزایش قیمت داشته مثلا یک ماست کوچک شده ۱۵۰ هزار تومان یا یک شیشه شیر کوچک که هر روز باید بخوریم شده ۸۵ تا ۹۰ هزار تومان. اگر بتوانیم شیر و ماست خودمان را بخریم تا پروتئین و حداقلهای بدنمان تأمین شود شب یلدا پیشکش!»
او که با دوست دخترش در مهرشهر کرج زندگی میکند ادامه میدهد: «زندگی ما با حقوق ۱۵ میلیونی دوست دخترم میچرخد. من هم با این وضعیت بد اینترنت، نزدیک به سه ماه است که هیچ درآمدی نداشتم، بنابراین امسال هیچ شب یلدایی نداریم. نه میتوانیم میوه بخریم نه شیرینی، کلی هم قسط داریم. نه به مهمانی میرویم و نه مهمانی دعوت میکنیم. خودمان دو نفری شب یلدا را مثل شبهای دیگر میگذرانیم. »
بعد با خندهای تلخ ادامه میدهد: «یک وقت در گزارشات اسمی از من نیاوری، چون هر از چند گاهی دو سه نفر لباسشخصی سر راه من و دوست دخترم سبز میشوند و ما را سینجیم میکنند.»
در ادامه یک زن جوان مجرد که همراه با مادر سالمند خود در فردیس کرج زندگی میکند با بیحوصلگی میگوید: «کسی حوصله یلدا را ندارد، قیمت آجیل، میلیونی شده پس نمیخریم، در حد یکی دو دانه انار و کدو حلوایی و تخمه آفتابگردان.»
او که فروشنده دارو در یک داروخانه است با بغض میگوید: «چه شب یلدایی! وضعیت اقتصادی خیلی خراب است، منی که در داروخانه کار میکنم میبینم مردم حتی برای یک شامپو بدن یا یک خمیردندان ایرانی و ارزان قیمت هزینه نمیکنند و فقط داروهایی ضروری خود را میخرند که نشاندهنده قدرت پایین مردم است.»
یک بانوی ساکن در یکی از شهرکهای مسکونی تهران هم میگوید: «ما سال گذشته و سالهای پیش شب یلدا را در مجتمع برگزار میکردیم و در مجتمع جشنی بود. گاهی با دیجی و گاهی خودمان، امسال متأسفانه هیچکس تمایلی برای برگزاری این جشن ندارد. به طوری که جشنی حتی به صورت ساده انگار مردم دیگر دل و دماغی ندارند.»
در پایان یک آموزگار دبستان دخترانه در شیراز با صدایی خسته و پر از گلایه، انگار منتظر فرصتی برای درد دل بود آهی از حسرت میکشد و میگوید: «کدام یلدا خدا لعنتشان کند، همه شبهای ما یلداست. وقتی یک خانواده در خرید یک میوه ساده میماند چطور میتواند شاد باشد و مهمان دعوت کند!؟ دیروز رفتم جلوی یک مغازه آجیل فروشی داشتم نگاه میکردم، صاحب مغازه گفت میخوای نگاه کنی باید ۱۰۰۰ تومان بدی!»
او اضافه میکند: «مدارس دولتی منطقه محل تدریس ما به بهانه گرانی و تورم جشن شب یلدا را برگزار نمیکنند و اعلام کردهاند بخشنامه آمده؛ در واقع هدفشان کمرنگ کردن و بیاهمیت نشان دادن رسوم ایرانی است.»
یلدای امسال زیر فشار گرانی و فلاکت اقتصادی همچنان برگزار میشود، اما سادهتر و کمرنگتر.




