سیروس ملکوتی – بحث سیاسی در ایران اغلب به یک دوگانه ساده تقلیل یافته است؛ دو گانهای چون پادشاهی یا جمهوری. این دوگانهسازی عملا توجه را از متن به حاشیه فرو کاسته و درک مشخصی را از مضمون مطالباتی آشکار نمیسازد. تجربه تاریخی نشان میدهد که نام نظام سیاسی، بهتنهایی، نه مانع استبداد است و نه ضامن آزادی. آنچه تعیینکننده است، وجود لایههایی است که قدرت را مهار، محدود و پاسخگو میکنند.
ایران تجربه پایدار و نهادینه دموکراسی نداشته است. بنابراین مسئله اصلی، انتخاب شکل حکومت نیست؛ هر چند از منظر کنشگران بیاهمیت هم نمیتوان آنرا تلقی نمود، بلکه طراحی سازوکارهایی است که همزمان به فرسایش استبداد و امکان شکلگیری دموکراسی کمک کنند. این سازوکارها را میتوان در چهار لایه بههمپیوسته که من آنرا لایههای محافظتی مینامم (هنجاری، نهادی، اجتماعی و فرهنگی) در نظر آورد.
-قانونی اساسی که نه برای مشروعیتبخشی به قدرت، بلکه برای محدود کردن آن نوشته شده باشد و حقوق شهروندان را مستقل از اراده حاکمان تضمین کند.(لایه هنجاری, قانون اساسی، منشور حقوق شهروندی، اصل حاکمیت قانون).
– وجود نهادهایی که بتوانند قدرت را مهار کنند، نه آنکه صرفا وجودی صوری داشته باشند؛ از تفکیک واقعی قوا گرفته تا قضاییه مستقل و انتخابات رقابتی.(لایه نهادی, تفکیک قوا، قوه قضاییه مستقل ، نظام انتخاباتی).
– شکلیابی جامعه مدنی مستقل که نارضایتی را به مطالبه سیاسی تبدیل کند و انحصار سازمانیافتگی قدرت را بشکند. (لایه مدنی، احزاب ،اتحادیهها، رسانههای آزاد).
– و نهایتا فرهنگی که قدرت را موقت بداند، شکست سیاسی را بپذیرد و مخالف را دشمن تلقی نکند. (لایه فرهنگی, فرهنگ مدارا ،پذیرش شکست سیاسی ، اعتماد عمومی).
دموکراسی نه با یک انتخابات میآید، نه با یک چهره، و نه با تغییر نام حکومت. بدون این لایههای محافظتی، هر نظامی چه پادشاهی، چه جمهوری میتواند بهسرعت به اقتدارگرایی بازگردد.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

