حنیف حیدرنژاد – رسانههای بینالمللی در ساعات پایانی روز چهارشنبه ۱۷ ژوئن/ ۲۷ خرداد، متنی را با عنوان «یادداشت تفاهم آمریکا و ایران» منتشر کردند. در چند روز اخیر هر دو طرف خود را در میدان دیپلماسی پیروز معرفی می کنند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در دو روز گذشته و در حاشیه اجلاس سران گروه هفت بارها از این تفاهم نامه دفاع و آن را یک موفقیت نامید.
پیشتر در ماه مارس و در جریان گفتگو در اسلام آباد پاکستان رسانههای بینالمللی مطالبات دو طرف از یکدیگر را منتشر کرده بودند؛ ببینید: طرح پانزده مادهای ایالات متحده آمریکا، طرح ده مادهای جمهوری اسلامی
تفاهمنامه ماه ژوئن تا زمان تنظیم این نوشته، از سوی منابع رسمی دولتی آمریکا و جمهوری اسلامی انتشار داده نشده است. قرار است روز جمعه ۱۹ ژوئن/ ۲۹ خرداد نماینده هر دو طرف در سوئیس با هم دیدار و آن را امضاء کنند.
اگر همین متن فعلا منتشر شده را مبنا قرار داده و آن را با شروط آمریکا و رژیم ایران که در ماه مارس/ فروردین اعلام کرده بودند مقایسه کنیم، مشخص میشود که دونالد ترامپ به میزان بسیار زیاد از خواستههای خود عقبنشینی و به جمهوری اسلامی امیتازات زیادی داده است.
در این تفاهمنامه از یک «توافق نهائی» که قرار است بهفاصله ۶۰ روز بعد از امضای تفاهمنامه حاصل شود صحبت و بسیاری از جزئیات به آن موکول شده است. ایالات متحده آمریکا ممکن است ادعا کند که نباید یادداشت تفاهم فعلی را مبنا قرار داد و باید منتظر آن توافقنامه ماند. اما پُر واضح است که جمهوری اسلامی دنبال زمان خریدن است و آتشبس یا هرگونه تنفس به او کمک خواهد کرد تا نیروی جنگی و سرکوب خود را بازسازی کند. امتیازهای داده شده و مشوقهای مالی-اقتصادی، در همین حدی که در این «تفاهمنامه» آمده است، نوعی سوخترسانی به ماشین جنگ و سرکوب رژیم محسوب می شود.
الف) آمریکا در کجا عقبنشینی کرده است؟
در مارس، گزارشها حاکی بود که آمریکا خواهان موارد زیر بود:•-توقف کامل غنیسازی ایران؛
-خروج یا انتقال همه ذخایر اورانیوم غنیشده
-محدودیت برنامه موشکی
-محدودیت یا پایان حمایت ایران از نیروهای نیابتی
-بازگشایی تنگه هرمز
-محدودیتهای گسترده امنیتی و منطقهای.
در مورد غنیسازی: آمریکا از موضع «غنیسازی صفر» به موضع «غنیسازی قابل مذاکره» رسیده است. این را باید مهمترین عقبنشینی واشنگتن دانست.
در بند ۹ آمده است: «تا زمان دستیابی به توافق نهایی، ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران توافق میکنند وضعیت موجود حفظ شود. جمهوری اسلامی ایران وضعیت فعلی برنامه هستهای خود را حفظ خواهد کرد و ایالات متحده آمریکا هیچ تحریم جدیدی اعمال نخواهد کرد و نیروهای اضافی در منطقه مستقر نخواهد ساخت.»
در بند فوق عبارت «ادامه وضعیت فعلی برنامه هستهای»، به این معنی است که رژیم میتواند همچنان به غنیسازی ادامه دهد.
در بند ۸ آمده است: «جمهوری اسلامی ایران مجددا تأکید میکند که سلاح هستهای تهیه یا تولید نخواهد کرد. ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران توافق کردهاند که درباره سرنوشت مواد غنیشده ذخیرهشده، مطابق سازوکاری که بهصورت متقابل مورد توافق قرار خواهد گرفت و بر اساس جدول زمانی ذکرشده در بند ۷، تصمیمگیری کنند؛ حداقل روش مورد نظر، کاهش غنای این مواد در محل و تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواهد بود. دو طرف همچنین توافق کردهاند که درباره موضوع غنیسازی و سایر مسائل مورد توافق مرتبط با نیازهای هستهای جمهوری اسلامی ایران، بر پایه چارچوبی رضایتبخش که در توافق نهایی مورد توافق قرار خواهد گرفت، گفتوگو کنند….»
در این بند، رژیم در مورد تهیه یا تولید سلاح هستهای «تعهد» نداده، بلکه «تأکید» کرده است. این از همان بازیهای جمهوری اسلامی است که برای خود راه فرار باز گذاشته است، زیرا «تأکید» بر موضوعی، الزام حقوقی ایجاد نکرده و قابل تعبیر و تفسیر میباشد.
در همین بند، کاهش غنیسازی(و نه توقف صفر درصد) مشروط به اجرای بند ۷، یعنی لغو تحریمها میباشد.
در مورد ذخایر اورانیوم: ترامپ پیوسته بر خروج کامل مواد غنیشده از ایران صحبت میکرد، از جمله می گفت: «میرویم آنجا و آنها را از ایران خارج می»کنیم». اینک از «کاهش غنا در داخل ایران تحت نظارت آژانس» صحبت میشود. تجربه سالهای گذشته بهخوبی نشان داده که رژیم ایران چگونه آژانس و بازرسان آن را بازی داده و با بهانه تراشی مانع کار آنها میشود. این، امتیاز مهمی از سوی آمریکا به رژیم ایران است.
در مورد نیروهای نیابتی: در یادداشت تفاهم ژوئن بر خلاف شروط اعلام شده در ماه مارس، در مورد نیروهای نیابتی رژیم هیچ چیزی آورده نشده است. این هم دادن یک امتیاز بزرگ دیگر به رژیم محسوب میشود. اما فراتر از آن در بند یک آمده است:
«بند ۱– ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران و متحدان آنها در جنگ جاری، با امضای این یادداشت تفاهم، پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبههها، از جمله در لبنان، را اعلام میکنند و متعهد میشوند که از این پس هیچ جنگ یا عملیات نظامی علیه یکدیگر آغاز نکنند و از تهدید یا توسل به زور علیه یکدیگر خودداری نمایند و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند. توافق نهایی، پایان دائمی جنگ در تمامی جبههها، از جمله در لبنان، و سایر مفاد این بند را تأیید خواهد کرد.»
در این بند دو بار تفاهم با رژیم ایران با «جنگ در جبهه لبنان» پیوند داده شده است. به این ترتیب آمریکا عملا قیمومت جمهوری اسلامی بر لبنان را پذیرفته است. این، حاکمیت ملی دولت لبنان بر سرزمینش را نفی کرده و یک مانع تراشی بر سر راه اسرائیل در مقابله با جنگ افروزی های حزب الله محسوب میشود. این بند نه تنها امتیاز به جمهوری اسلامی است، بلکه نیروهای نیابتی در منطقه و حتی نیروهای جهادی سُنی که به رژیم ایران وابستگی ندارند را نیز تشویق میکند به «مقاومت» و مبارزه خودشان ادامه دهند. این یک هدیه بزرگ به حزبالله لبنان و حماس در غزه است که به جنگافروزی و تروریسم خود ادامه دهند.
در مورد برنامه موشکی: در این مورد در یادداشت تفاهم ماه ژوئن هیچ چیز آورده نشده است؛ یک عقبنشینی بزرگ از سوی آمریکا و پشتکردن به متحدش اسرائیل و دیگر متحدان عرب در منطقه خلیج فارس که رژیم با موشک به آنها حمله کرد.
در مورد تنگه هرمز: آمریکا پیشتر بر «بازگشائی کامل تنگه هرمز بهعنوان یک آبراه بینالمللی» تأکید میکرد. حال آنکه در تفاهمنامه ماه ژوئن آمده است:
«بند ۵– جمهوری اسلامی ایران پس از امضای این یادداشت تفاهم، با بهکارگیری حداکثر تلاش خود، ترتیبات لازم را برای عبور ایمن کشتیهای تجاری، بدون دریافت هزینه و صرفا برای مدت ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس فراهم خواهد کرد. تردد کشتیهای تجاری بلافاصله آغاز خواهد شد و با توجه به ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و همچنین مینروبی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز به وضعیت عادی بازخواهد گشت. جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان وارد گفتوگو خواهد شد تا در هماهنگی با سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس، اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز را مطابق حقوقبینالملل قابل اعمال و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز تعریف کند.»
وارد کردن عبارت «خدمات دریایی» یک امتیاز به جمهوری اسلامی است. در ابتدای این بند «عبور و مرور ایمن کشتیهای تجاری بدون دریافت هزینه صرفا برای مدت ۶۰ روز» پذیرفته شده است. یعنی بعد از آن دست رژیم برای باج گیری- که آن را دریافت عوارض و خدمات دریایی مینامد-، باز خواهد شد. پس از این باید منتظر بود که حوثیها نیز در تنگه بابالمندب چنین درخواستی مطرح کنند.
ب) امتیازهای مالی- اقتصادی آمریکا به جمهوری اسلامی
در بند ۱۰ تفاهمنامه ژوئن، ایالات متحده آمریکا متعهد میشود که «بلافاصله پس از امضای این یادداشت تفاهم و تا زمان لغو تحریمها، وزارت خزانهداری آمریکا معافیتهای لازم را برای صادرات نفت خام ایران، فرآوردههای نفتی و مشتقات آنها و تمامی خدمات مرتبط، از جمله تراکنشهای بانکی، بیمه، حملونقل و غیره صادر کند.»
در بند ۱۱ آمده است: آمریکا متعهد میشود «با اجرای این یادداشت تفاهم، وجوه و داراییهای مسدودشده یا محدودشده جمهوری اسلامی ایران را به طور کامل در دسترس استفاده قرار دهد.»
در بند ۷ نیز میخوانیم ایالات متحده آمریکا متعهد میشود «تمامی انواع تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران، از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد، قطعنامههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تمامی تحریمهای یکجانبه آمریکا، اعم از اولیه و ثانویه، را بر اساس جدول زمانی مورد توافق و بهعنوان بخشی از توافق نهایی لغو کند.»
در بندهای فوق همه اهرمهای فشار اقتصادی که در چند دهه گذشته برای ایجاد محدودیت بر روی رژیم ایران ایجاد شده بود برداشته میشود. امتیازدهی ترامپ به جمهوری اسلامی در همینجا متوقف نمیشود، بلکه ایالات متحده آمریکا در بند ۶ «متعهد میشود همراه با شرکای منطقهای، یک طرح قطعی و مورد توافق متقابل با حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تدوین کند. سازوکار اجرای این طرح، بهعنوان بخشی از توافق نهایی، ظرف ۶۰ روز نهایی خواهد شد. تمامی مجوزها، معافیتها و اجازههای لازم برای انجام معاملات مالی مرتبط، از سوی ایالات متحده آمریکا صادر خواهد شد.»
پ) عقب نشینیهای جمهوری اسلامی
در مورد عقب نشینی یا کوتاه آمدنهای رژیم میتوان بطور تیتروار بر موارد زیر اشاره کرد:
-اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز و کنترل آن
غرامت جنگ
-تضمین عدم جنگ
-رفع کامل تحریمها
-پذیرفتن عدم تولید سلاح هستهای. اگر چه رژیم نسبت به آن «تعهد» نداده، بلکه فقط بر آن «تأکید» کرده است، اما اینکه در یک سند رسمی در همین حد هم موضوع را بپذیرد، نوعی کوتاه آمدن محسوب میشود.
شکست در میدان ایدئولوژیک- تبلیغاتی
اگر چه تا اینجا، آمریکای ترامپ بیشتر از رژیم عقبنشینی کرده است، اما بزرگترین عقب نشینی رژیم که حتی میتوان آن را نوعی پذیرش شکست در عرصه ایدئولوژیک- تبلیغاتی دانست، این است که رژیم به مذاکره مستقیم با آمریکا تن داد. خامنهای پیوسته بر عدم مذاکره با آمریکا بویژه آمریکای ترامپ – که قاسم سلیمانی را کشت – تأکید میکرد. حال آنکه در جریان جنگ چهل روزه خود خامنهای نیز کشته شد. در چنین وضعیتی مذاکره مستقیم و دیدار قالیباف با جی دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، برای امضاء تفاهمنامه -که قرار است در ژنو انجام شود-، تمام شعارها و ادعاهای ضد آمریکائی رژیم را نقش بر آب میکند. این موضعگیری میتواند در میانمدت در سطوح رهبری جدید رژیم و نیز در بدنه حامیان آن شکاف ایجاد کند.
در پس همه عبارت سازیهای دیپلماتیک، مواضع تاکنونی رژیم در قبال آمریکا، نظام را ضعیف تر از گذشته خواهد کرد. رژیم بین پافشاری بر شعارهای ایدئولوژیک یا کوتاه آمدنهای بیشتر باید انتخاب کند. فرصت شصت روزه- از امضای تفاهم تا تنظیم یک توافقتامه-، رژیم را با چالش و تضادهای زیادی درگیر خواهد کرد.
آسیب دیدن اعتبار ترامپ
جنگ اخیر و تفاهمنامه ترامپ با جمهوری اسلامی – حتی اگر اقدامی تاکتیکی برای کاهش فشارهای داخلی باشد – به اعتبار او بهشدت آسیب زده است، زیرا:
-او به مردم ایران پیام داد: «بروید مراکز و ساختمانهای دولتی را تصرف کنید، کمک در راه است» و گفت: «اگر رژیم ایران اعدامها را آغاز کند، حمله خواهیم کرد»، اما به آنچه وعده داده بود، پایبند نماند.
-او پیوسته باراک اوباما و جو بایدن را به دلیل امضای «توافق بد» با جمهوری اسلامی مورد حمله قرار میداد، اما اکنون خود به «تفاهمی بدتر» تن داده است.
-در حالی که کشورهای عربی منطقه خلیج فارس از سوی جمهوری اسلامی با پهپاد و موشک مورد حمله قرار گرفتند، ترامپ هیچ اقدام بازدارنده جدی و مشخصی که نشاندهنده دفاع از آنها باشد، انجام نداد. این امر میتواند به بیاعتبار شدن جایگاه او نزد این کشورها منجر شود. حتی فراتر از شخص ترامپ، ممکن است این کشورها در آینده، به جای همکاریهای دفاعی ـ امنیتی با آمریکا، به سراغ کشورهای دیگری بروند.
-ترامپ بارها ادعا میکرد که هر زمان اراده کند، میتواند تنگه هرمز را باز کند، اما عملا در این زمینه ناکام ماند. توانمندی آمریکا از نگاه کشورهای دیگر، بهویژه چین، بهشدت آسیب دیده و ایالات متحده در معادلات بینالمللی با دست خالیتری مواجه شده است.
ترامپ شاید در دنیای تجارت فردی موفق باشد، اما تجربه جنگ با جمهوری اسلامی نشان داد که او در عرصه سیاست بینالملل، استراتژی نظامی و هدایت جنگ، رهبری بسیار ضعیف است و نمیتوان روی او حساب کرد.
چشم انداز آینده کوتاه و میان مدت
ترامپ اگرچه در چارچوب تفاهمنامه ژوئن در برابر رژیم بسیار کوتاه آمده، اما معلوم نیست که در جزئیاتی که قرار است در توافقنامه گنجانده شود چه خواهد کرد. شاید ترامپ با پذیرش سرزنش بخاطر این تقاهمنامه به دنبال خریدن زمان برای خود است تا بر مشکلات داخلیاش سرپوش بگذارد و ممکن است بعد از انتخابات کنگره در نوامبر، موضع کاملا متفاوتی اتخاذ کند.
میتوان انتظار داشت که او از سوی هم حزبیهایش، سیاستمداران در حزب رقیب و نیز از سوی رسانهها برای این همه کوتاه آمدن در برابر جمهوری اسلامی بهشدت مورد حمله و انتقاد قرار بگیرد. حتی معلوم نیست که آیا همه افراد کابینه، بویژه مارکو روبیو، وزیر خارجه، مواضع تاکنونی را تأیید کرده و کماکان حاضر باشند در کنار ترامپ بمانند. میتوان انتظار داشت که تا انتخابات کنگره در نوامبر امسال در آمریکا، موضعگیریهای ترامپ در قبال جمهوری اسلامی نسبت به آنچه تاکنون بود تغییر کند.
در این میان نباید اسرائیل و نارضایتی این کشور از مواضع ترامپ در قبال رژیم ایران را نادیده گرفت. میتوان انتظار داشت سیاستمداران اسرائیل با آنچه تاکنون از ترامپ دیدهاند سیاست خود را مورد بازنگری قرار داده و تا آنجا که به مقابله با رژیم ایران بر میگردد سیاست مستقلتری از آمریکا را در پیش بگیرند.
آینده تحولات سیاسی مرتبط با جمهوری اسلامی به «تفاهمنامه» فعلی ختم نمیشود. این، سرفصل تغییر و تحولات جدیدی خواهد شد که اگر چه هنوز بطور روشن نمیتوان آن را پیشبینی کرد، اما نظر به ماهیت جمهوری اسلامی و شناختی که از آن وجود دارد میتوان انتظار داشت که بعد از یک دوره کوتاه آرامش، تلاطمهای جدیدی که حتی میتوانند دور تازهای از درگیریهای نظامی را با خود به همراه بیاورند، شروع شوند.
در کنار همه عوامل مرتبط با آینده ایران، باید به نقش عامل داخلی، یعنی مردم ایران نیز اشاره کرد. کوتاه آمدن، امتیاز دادن یا مماشات با رژیم حاکم بر ایران از سوی دولتهای غربی، ماهیت این رژیم را تغییر نخواهد داد. مردم ایران این را بهخوبی میدانند. جنگ مردم ایران با این رژیم وابسته به عوامل خارجی نیست. اگر چه حمایت خارجی و مداخله بشردوستانه میتواند هزینهای که مردم ایران برای عبور از این رژیم میپردازند را کم کند، اما با یا بدون چنین حمایتی، مردم ایران نبردشان برای آزادی خود و بازپس گرفتن ایران از این رژیم جنایتکار را ادامه خواهند داد.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




