گزارش تحلیلی هفته؛ جنگ، تحریم و اعتراض؛ جمهوری اسلامی در سخت‌ترین پیچ بحران

- موج تازه حملات آمریکا علیه جمهوری اسلامی و «محاصره دریایی» ایران، در کنار موشک‌پرانی حکومت به کشورهای منطقه، نشانه‌های آشکاری از شکست «مذاکرات اسلام‌آباد» میان جمهوری اسلامی و آمریکا است.
- تجربه جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه نشان می‌دهد اولویت اسرائیل در اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی حذف مقامات ارشد نظام و بمباران اهدافی مثل ایست‌های بازرسی و کلانتری‌هاست که می‌تواند زمینه‌ساز سقوط نظام باشد. مراکزی که مستقیم مسئول سرکوب و قتل‌عام مردم در اعتراضات و خیزش‌ ملی بودند اما متقاعد کردن کارشناسان نظامی برای آنکه جنس حملات آمریکا با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی است کار بسیار دشواری خواهد بود.
- یکی از اصلی‌ترین دلایل دونالد ترامپ برای توجیه اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی، «مقابله با دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی از طریق هدف قرار دادن سایت‌های هسته‌ای» بود، اما بر سر آن «اجماع جهانی» شکل نگرفت؛ هرچند اغلب دولت‌های غربی و متحدان آمریکا بر ضرورت جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی اشتراک نظر دارند.
- موشک‌ها و پهپادها آخرین ابزارهای جمهوری اسلامی برای مقابله با حملات آمریکا هستند، اما در داخل کشور ماشین سرکوب همچنان قدرتمند است. نیروهای سپاه پاسداران، بسیج و نیروی انتظامی، با وجود حقوق ناچیز، همچنان نقطه اتکای حکومت به شمار می‌روند، اما واقعیت این است که ریزش نیروها و تلفات آنها به اندازه‌ای افزایش یافته که حکومت را نگران کرده است.

جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶


موج تازه حملات آمریکا علیه جمهوری اسلامی و «محاصره دریایی» ایران، در کنار موشک‌پرانی حکومت به کشورهای منطقه، نشانه‌های آشکاری از شکست «مذاکرات اسلام‌آباد» میان جمهوری اسلامی و آمریکا است.

عکس: سنتکام

هرچند دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، پس از جنگ ۴۰ روزه و اعلام «آتش‌بس موقت» مدعی شد مقام‌های جمهوری اسلامی برای توافق آمادگی دارند، اما بارها اظهاراتی مطرح کرد که نشان می‌داد امید چندانی به دستیابی به توافق با باقی‌مانده حکومت ندارد. او حتی گفته بود: «برای برگزاری مراسم تشییع خامنه‌ای یک هفته فرصت دادیم.»

موج جدید حملات آمریکا علیه جمهوری اسلامی با بمباران تأسیسات نظامی و استراتژیک سواحل جنوبی ایران آغاز شد، اما به سرعت گسترش یافت و به سایر استان‌ها نیز کشیده شد. بر پایه گزارش‌های سنتکام، در این مدت بیش از ۴۰۰ هدف مورد حمله قرار گرفت. در این حملات، بیش از ۴۰ نفر که اغلب نظامی بودند، کشته یا زخمی شدند. بسیاری از آنها سربازان وظیفه بودند؛ از جمله شماری از سربازانی که در پادگان «بمپور» نیروی زمینی ارتش در زاهدان (جاده ایرانشهر) جان باختند.

فقدان سامانه پدافند هوایی و نیروی هوایی، توان دفاعی جمهوری اسلامی را به‌شدت تضعیف کرده است. حملات مکرر آمریکا به تأسیسات سپاه پاسداران و ارتش نیز شدت بیشتری گرفته است.

منابع رسانه‌ای گزارش داده‌اند که اسرائیل برای پیوستن به این حملات، در انتظار چراغ سبز دونالد ترامپ است.

یک کارشناس سیاسی به کیهان لندن می‌گوید: «حملات آمریکا به زیرساخت‌های جمهوری اسلامی کمکی به سقوط رژیم ایران نخواهد کرد، نتانیاهو دست ترامپ را خوانده که این حملات برای تسلیم و تفاهم است نه سقوط جمهوری اسلامی.»

تجربه جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه نشان می‌دهد اولویت اسرائیل در اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی حذف مقامات ارشد نظام و بمباران اهدافی مثل ایست‌های بازرسی و کلانتری‌هاست که می‌تواند زمینه‌ساز سقوط نظام باشد. مراکزی که مستقیم مسئول سرکوب و قتل‌عام مردم در اعتراضات و خیزش‌ ملی بودند اما متقاعد کردن کارشناسان نظامی برای آنکه جنس حملات آمریکا با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی است کار بسیار دشواری خواهد بود.

بر اساس گزارش منابع غیررسمی در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، نارضایتی در میان پرسنل شدت گرفته است. شرایط جنگی، تلفات و حقوق ناکافی، موجب خستگی و فرسودگی نظامیان و خانواده‌های آنها شده است.

دامنه جنگ اما فراتر از میدان رزم گسترش یافته است؛ از جمله حمله سایبری به شبکه بانکی ایران که فعالیت شماری از بانک‌ها را مختل کرده و زندگی روزمره مردم، تجارت و کسب‌وکار را تحت تأثیر قرار داده است.

تقریبا همه ارگان‌ها، نهادها و وزارتخانه‌های ایران با کسری شدید بودجه روبرو هستند. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با اتکا به شبکه‌های غیرقانونی فروش نفت و گاز، از جمله «شبکه شمخانی»، و با همکاری دلالان داخلی و بین‌المللی، تأمین مالی می‌شوند. آمریکا اما با مسدود کردن این شبکه‌ها، در پی قطع منابع مالی آنهاست.

 

پیامدهای انسداد تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش مأموریت دارند به هر قیمتی تنگه هرمز را ناامن کنند، اما هزینه این اقدام برای حکومت بسیار سنگین شده است.

یک کارشناس نظامی به کیهان لندن می‌گوید: «انسداد تنگه هرمز به یک تنگنای امنیتی تبدیل شده است که ادامه آن به دولت‌های منطقه و کشورهای عضو ناتو بهانه می‌دهد تا با تکیه بر ضرورت تأمین امنیت آبراه‌های بین‌المللی، ائتلافی برای اقدام علیه جمهوری اسلامی تشکیل دهند.»

یکی از اصلی‌ترین دلایل دونالد ترامپ برای توجیه اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی، «مقابله با دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی از طریق هدف قرار دادن سایت‌های هسته‌ای» بود، اما بر سر آن «اجماع جهانی» شکل نگرفت؛ هرچند اغلب دولت‌های غربی و متحدان آمریکا بر ضرورت جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی اشتراک نظر دارند.

به نظر می‌رسد «تضمین امنیت کشتیرانی» بتواند زمینه‌ساز تشکیل ائتلافی علیه جمهوری اسلامی باشد.

در نشست اخیر رهبران ناتو در آنکارا، اعضا بر ضرورت جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای و همچنین تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز اتفاق نظر داشتند. پس از این نشست، بریتانیا پس از سال‌ها مخالفت، سرانجام سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داد.

شکست مذاکرات

با توجه به وضعیت کنونی ایران و شکاف‌ها و اختلاف‌های موجود میان مقام‌های باقی‌مانده حکومت، بعید به نظر می‌رسد مذاکرات میان آمریکا و جمهوری اسلامی به «تفاهم» یا «توافق» منجر شود. در مقابل، محتمل‌ترین گزینه ادامه جنگ است.

موشک‌ها و پهپادها آخرین ابزارهای جمهوری اسلامی برای مقابله با حملات آمریکا هستند، اما در داخل کشور ماشین سرکوب همچنان قدرتمند است. نیروهای سپاه پاسداران، بسیج و نیروی انتظامی، با وجود حقوق ناچیز، همچنان نقطه اتکای حکومت به شمار می‌روند، اما واقعیت این است که ریزش نیروها و تلفات آنها به اندازه‌ای افزایش یافته که حکومت را نگران کرده است.

کمبود نیرو نیز سبب شد حکومت در مراسم تشییع جنازه علی خامنه‌ای از نیروهای مزدور فاطمیون (افغان) و حشدالشعبی (عراقی) استفاده کند.

افزایش اعتراضات

شواهد میدانی نشان می‌دهد گرانی‌ و بیکاری که پس از جنگ افزایش پیدا کرد، دامنه نارضایتی‌های عمومی را بیشتر کرده است. علی‌رغم فضای امنیتی که همچنان پس از جنگ در شهرها برقرار است، تجمعات رو به افزایش است.

کاملا پیداست که حکومت برای خروج از بحران، نسخه‌ای نجات بخش ندارد. آنچه برای نظام باقی‌مانده است «تاب‌آوری» است؛ آنهم از یک سو با پرداخت یارانه‌های ناچیز و توزیع «کالابرگ» و به موازات آن ارعاب.

در چنین فضایی پیش‌بینی می‌شود «جنگ مجدد» یا «اعتراضات خیابانی» وضعیتی است که دیر یا زود نظام با آن روبرو خواهد شد، هرچند در داخل نظام جریانی که به دنبال «توافق» با آمریکاست، برای نجات نظام دست از تلاش برنداشته است.

اینک چند سؤال کلیدی مطرح است: «نظام تا کجا در مقابل بحران تاب‌آوری دارد؟»، «آیا نفس‌های جمهوری اسلامی به شمارش افتاده؟» و «نیروهای مسلح به‌ویژه سرکوبگران تا کجا پشت نظام خواهند بود؟»

[کیهان لندن شماره ۵۷۱]

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۷ / معدل امتیاز: ۴٫۴

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=405121