از کویت و فالکلند تا بالکان و اوکراین؛ خطاهای محاسباتی و خطر گسترش جنگ

سه شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶


س. روزبه  – آیا اصابت چند پهپاد یا موشک می‌تواند پای کشورهای دیگری را به جنگ کنونی باز کند؟ آیا حمله به عربستان ممکن است پاکستان را در برابر ایران قرار دهد؟ کشورهای عربی تا چه زمانی جداگانه واکنش نشان خواهند داد و در چه نقطه‌ای ممکن است به سوی دفاع مشترک حرکت کنند؟ چین، هند و …دیگر کشورهای واردکننده انرژی نیز تا کجا اختلال در انتقال نفت و افزایش هزینه تجارت را تحمل می‌کنند؟

پرسش مهم دیگر این است که آیا در زمانی نه‌چندان دور، ائتلافی تازه در منطقه شکل خواهد گرفت؟ تهدید مسیرهای دریایی، حمله به کشتی‌های تجاری و گسترش جنگ به کشورهای خلیج فارس، دیگر مسئله‌ای نیست که فقط به دو یا سه کشور مربوط باشد. بلکه این بحران ها و عدم ثبات  و  هر حمله تازه ممکن است کشوری را که تا امروز محتاط یا بی‌طرف بوده، وادار به تصمیم‌گیری کند.

این نخستین بار نیست که حکومتی تصور می‌کند اوضاع دقیقا مطابق محاسبات خودش پیش خواهد رفت. اگر رهبران کشورها از ابتدا به شکست خود یقین داشتند، جنگی را آغاز نمی‌کردند. معمولا هر طرف تصور می‌کند برگ برنده‌ای در اختیار دارد، واکنش دیگران محدود خواهد ماند یا می‌تواند در زمانی کوتاه به هدف خود برسد. اما تاریخ بارها نتیجه دیگری را نشان داده است.

در سال ۱۹۹۰، عراق به کویت حمله کرد و این کشور را اشغال کرد. بغداد احتمالا تصور می‌کرد واکنش جهان از محکومیت سیاسی و چند تحریم فراتر نخواهد رفت. اما دولت کویت از جامعه جهانی کمک خواست، شورای امنیت وارد عمل شد و ائتلافی گسترده شکل گرفت. نتیجه برای عراق نه پیروزی، بلکه شکست نظامی، تحریم و فشار طولانی‌مدت بود و در نهایت سرنگونی دیکتاتوری صدام را بدنبال داشت .

در سال ۱۹۸۲ نیز حکومت نظامی آرژانتین جزایر فالکلند را اشغال کرد. محاسبه رهبران وقت این بود که بریتانیا برای چند جزیره در نیمکره جنوبی، از هزاران کیلومتر دورتر نیروی نظامی اعزام نخواهد کرد. اما لندن ناوگان خود را فرستاد، آرژانتین شکست خورد و همین ناکامی به سقوط سریع‌تر حکومت نظامی انجامید. اختلاف بر سر فالکلند هنوز هم در حافظه سیاسی و حتی مسابقات ورزشی دو کشور دیده می‌شود.

در بالکان، اسلوبودان میلوسویچ باور داشت می‌تواند با تکیه بر قدرت نظامی به اهداف خود برسد و واکنش غرب محدود باقی بماند. شاید در آغاز چنین تصوری چندان دور از واقعیت نبود، اما ادامه کشتار و بحران انسانی، سرانجام ناتو را وارد میدان کرد و برنامه‌های او با شکست روبرو شد.

در اوکراین نیز جنگی که قرار بود کوتاه باشد، به نبردی فرسایشی برای روسیه تبدیل شد. کشورهای غربی بیش از گذشته به یکدیگر نزدیک شدند، کمک‌های نظامی و مالی به اوکراین افزایش یافت و فنلاند و سوئد نیز به عضویت ناتو درآمدند؛ نتیجه‌ای که درست برخلاف خواست اولیه مسکو بود.

این نمونه‌ها یکسان نیستند، اما نقطه مشترک آنها اشتباه در ارزیابی واکنش دیگران است. جنگ ممکن است با تصمیم یک یا دو حکومت آغاز شود، ولی با ورود پیمان‌های دفاعی، منافع اقتصادی و منافع ملی کشورها، ادامه آن از اختیار آغازکنندگان خارج می‌شود. همان‌گونه که شاهزاده رضا پهلوی نیز بر اهمیت منافع ملی و اقتصادی کشورها تاکید کرده است، دولت‌ها در نهایت براساس منافع خود تصمیم می‌گیرند. صبر جامعه جهانی نیز حدی دارد.

پاکستان در چه وضعیتی قرار دارد؟

پاکستان و عربستان در سپتامبر ۲۰۲۵ توافق‌نامه دفاعی متقابلی امضا کردند. براساس اعلام دو کشور، هدف این توافق گسترش همکاری دفاعی و تقویت بازدارندگی مشترک در برابر هرگونه تجاوز است.

البته واکنش پاکستان به هر حمله‌ای لزوما به معنای ورود فوری به جنگ نیست. نوع و شدت حمله، درخواست رسمی عربستان و محاسبات امنیتی اسلام‌آباد در تصمیم نهایی اثر خواهد داشت. ممکن است نخستین اقدامات در قالب دفاع هوایی، حفاظت از تاسیسات، تبادل اطلاعات یا پشتیبانی لجستیکی انجام شود. اما معلوم نیست اگر حملات ادامه پیدا کند، این واکنش در همان سطح باقی بماند.

پاکستان امروز با بدهی سنگین، کمبود ذخایر ارزی و وابستگی به وام‌های صندوق بین‌المللی پول روبروست. سپرده‌های عربستان در بانک مرکزی پاکستان نیز حدود پنج میلیارد دلار اعلام شده است؛ پولی که برای ثبات اقتصادی این کشور اهمیت زیادی دارد.

از سوی دیگر، کشورهای حوزه خلیج فارس برای پاکستان فقط شریک سیاسی نیستند. آنها منبع سرمایه، اشتغال، انرژی و کمک مالی به شمار می‌روند. در نتیجه، اگر اسلام‌آباد روزی ناچار شود میان حفظ روابط با جمهوری اسلامی و اجرای تعهدات خود در برابر عربستان یکی را انتخاب کند، بحران اقتصادی داخلی می‌تواند کفه ترازو را به سود ریاض سنگین‌تر کند.

پاکستان تا امروز تلاش کرده نقش میانجی خود را حفظ کند و در جنگ پیشین نیز تا اندازه‌ای موفق بود و منجر به توافقنامه موقت گردید که پایانی نافرجام داشت؛ اما هیچ کشوری نمی‌تواند تا همیشه هم میانجی باشد و هم در برابر تعهدات رسمی خود سکوت کند.

هم‌زمان، توافق عربستان و پاکستان ممکن است تنها نمونه باقی نماند. کویت در حال بررسی گسترش همکاری دفاعی با اسلام‌آباد است و نام بحرین و چند کشور دیگر نیز در بحث توافق‌های مشابه مطرح شده است. هنوز نمی‌توان از تشکیل یک پیمان دفاعی منطقه‌ای که دارای قدرت اتمی می باشد  سخن گفت، اما حرکت به سوی همکاری نظامی مشترک و یافتن تضمین امنیتی تازه آغاز شده است.مشخص است منافع ملی پاکستان نیز بشدت ایجاب می‌کند که این روند را گسترش دهد .

تنگه هرمز و تغییر محاسبات چین

تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت و میعانات برای چین، هند، ژاپن و کره جنوبی است. سهم چین از دریافت نفت عبوری از این مسیر نزدیک به نیمی از کل صادرات به آسیا بوده است. حمله به کشتی‌ها از یک سو و محدودیت دریایی آمریکا از سوی دیگر، ایران را در وضعیتی قرار داده که فشار از هر دو طرف افزایش پیدا می‌کند.

چین سال‌ها از نفت تخفیفی ایران، معاملات پایاپای و فروش کالا در برابر انرژی سود برده است. پکن در عین حال روابط گسترده‌ای با عربستان و دیگر کشورهای عربی دارد. چین ترجیح داده از امنیت منطقه استفاده کند، بدون آنکه هزینه اصلی تامین آن را بپردازد.

اما صبر چین نیز نامحدود نیست. پکن امنیت انرژی، بازار صادراتی و اقتصاد خود را فدای ماجراجویی هیچ شریک منطقه‌ای نخواهد کرد. اگر اختلال در تنگه هرمز ادامه پیدا کند و صنایع چین تحت فشار قرار گیرند، تنها یک تغییر سیاسی یا توافق پشت پرده کافی است تا معادلات تغییر کند.

در نظام جهانی هیچ دوستی دائمی نیست. منافع ملی از دوستی‌های سیاسی پایدارتر است و چین و روسیه نیز از این قاعده جدا نیستند. تصویب یک قطعنامه علیه ایران یا تغییر آرای کشورها در سازمان ملل می‌تواند زمینه ائتلافی گسترده‌تر را فراهم کند.

کشورهای عربی نیز ممکن است اختلافات خود را کنار بگذارند و به سوی دفاع مشترک، درخواست کمک خارجی و تصمیم‌های سخت‌تر در شورای امنیت حرکت کنند. حمله به عربستان، کویت، بحرین یا کشتی‌های تجاری، کشورهای مردد را به همکاری نزدیکتر سوق خواهد داد.

در داخل ایران نیز ارزش پول ملی روزبه‌روز کاهش پیدا می‌کند و مشکلات آب، برق، دارو، تورم و کمبود کالاهای ضروری بیشتر شده است. ادامه این جنگ کدام‌یک از این مشکلات را حل می‌کند؟

اختلال در تنگه هرمز نمی‌تواند برای همیشه برگ برنده باقی بماند. شاید همان اقدامی که قرار است نمایش قدرت باشد، کشورهایی که امروز سکوت کرده‌اند را کنار یکدیگر قرار دهد. هنوز نمی‌توان با قطعیت از تشکیل یک ائتلاف منطقه‌ای یا جهانی سخن گفت، اما یک هشدار روشن وجود دارد: حرکت به سوی آن شتاب گرفته است.

 

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۴ / معدل امتیاز: ۴٫۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=405351