دو هفته از آغاز حملات آمریکا به تأسیسات نظامی و استراتژیک جمهوری اسلامی میگذرد. این موج از حملات که ارتش آمریکا بهطور مستقل پیش میبرد، حتی از عملیات ۱۲ روزه اسرائیل (از ۲۳ خرداد تا سوم تیرماه ۱۴۰۴) طولانیتر شده است؛ هرچند تاکنون تمرکز آن عمدتاً بر اهداف نظامی، زیرساختهای مواصلاتی و تا حدودی شبکه برق ایران بوده است.

ارتش اسرائیل برای پیوستن به کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی اعلام آمادگی کرده است. با این حال، شبکه «آی۲۴نیوز» به نقل از مقامهای اسرائیلی گزارش داد که اگر دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، کارزار نظامی را به سمت «هدف قرار دادن حکومت» و برنامه هستهای جمهوری اسلامی تغییر دهد، اسرائیل آماده پیوستن به این حملات است.
پس از آنکه دولت بریتانیا، سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داد، تنشها میان تهران و لندن افزایش یافت؛ بهویژه پس ازآنکه دولت این کشور با استفاده آمریکا از پایگاههای هوایی بریتانیا برای مأموریتهای خاورمیانهای موافقت کرد. سپاه پاسداران در بیانیهای با اشاره به استقرار بمبافکنهای B-1 آمریکا در پایگاه هوایی «فیرفورد» بریتانیا هشدار داد هر پایگاهی که برای حمله به خاک ایران به کار گرفته شود، «هدف مشروع» خواهد بود. دولت بریتانیا نیز در واکنش به این تهدید تأکید کرد که در صورت هرگونه اقدام خصمانه از سوی جمهوری اسلامی، نیروهای این کشور آماده دفاع از بریتانیا و پاسخ به هرگونه حمله خواهند بود.
سپاه پاسداران با مشارکت ارتش جمهوری اسلامی، بدون توجه به هشدارهای بینالمللی، همچنان به سمت کشتیهای تجاری در تنگه هرمز موشک و پهپاد شلیک میکند یا با قایقهای کوچک در مسیر آنها مینریزی میکند. فراتر از این، منابع امنیتی گزارش دادهاند که جمهوری اسلامی ممکن است برای افزایش دقت حملات موشکی خود از تصاویر ماهوارهای، اطلاعات شناسایی و فناوریهای پیشرفته چین و روسیه بهره بگیرد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، تهدید کرد که «به تصمیمگیری برای انجام عملیاتی بزرگتر از هر عملیات قبلی در ایران نزدیک شدهام.»
با شکست مذاکرات، احتمال اقدام نظامی شدید علیه جمهوری اسلامی بسیار افزایش یافته است. منابع آمریکایی گزارش دادند که ترامپ و همکارانش بار دیگر گزینه «تغییر رژیم» را بررسی میکنند. او طی ماههای اخیر درباره «تغییر رژیم» در ایران مواضع متناقضی داشته است؛ چند بار مدعی شد که به دنبال «تغییر رژیم» نیست، اما همزمان در اظهارنظرهای خود تأکید کرد که «تغییر حکومت در ایران بهترین اتفاق ممکن خواهد بود.»
موشکپرانی جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه، محدود به پایگاههای آمریکایی مستقر در آنها نشد. موشکها و پهپادهای سپاه و ارتش به زیرساختهای کویت، اردن، بحرین و امارات آسیبهای جدی وارد کردند. حتی قطر و عمان که طی حدود ۴۷ سال گذشته از حامیان رژیم ایران بودند نیز از پرتاب موشک و پهپاد در امان نماندند.
در هفتهای که گذشت، جمهوری اسلامی علاوه بر حمله به چند کشور، بلغارستان را به دلیل استقرار هواپیماهای آمریکایی در پایگاه هوایی «بزمر» و پاکستان را به دلیل اخطار به حوثیها تهدید کرد. همچنین برخی منابع داخلی، دولت ترکیه را نیز تهدید کردند؛ بهویژه آنکه پس از نشست رهبران ناتو در آنکارا، بر سر تنگتر کردن حلقه فشار بر جمهوری اسلامی به توافق رسیدند.
آمریکا در روزهای نخست حملات تازه، موقعیتهایی در نیمه جنوبی کشور را هدف قرار داد، اما دامنه حملات گسترش یافت و مراکزی در اصفهان، لرستان، مرکزی، تهران، گیلان، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، ارومیه، همدان و البرز هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتند.
آمار کشتهها و زخمیها نیز افزایش یافته است، اما حکومت اطلاعات دقیقی درباره تعداد آنها منتشر نکرده است.
شکست راهکار ونس، ویتکاف و کوشنر
با توجه به وضعیت فعلی ایران، یک کارشناس امنیتی به «کیهان لندن» میگوید: «بعد از کشته شدن خامنهای، با فشار جیدی ونس، ویتکاف و کوشنر، ترامپ تمام تلاش خود را کرد تا از درون حکومت گروهی قدرتمند را پیدا کند که آماده پذیرش توافق و سازش با آمریکا باشد. قالیباف یکی از این مهرههای نشانشده بود، اما در نهایت این مسیر شکست خورد و حالا اصلیترین گزینه، تشدید حملات است.»

افزایش احتمال عملیات زمینی
برخی تحلیلگران با استناد به نوع حملات آمریکا و آرایش نظامی نیروهای سنتکام، معتقدند یکی از گزینههای آمریکا عملیات زمینی در خاک ایران است. طی روزهای اخیر، سرپلها، رادارها، سایتهای مخابراتی، تونلها و مراکزی هدف قرار گرفتهاند که به نظر میرسد زمینهساز یک اقدام زمینی باشند. مقامات جمهوری اسلامی نیز به این موضوع پی بردهاند.
بر اساس آخرین گزارشها، با توجه به کمبود نیرو و تجهیزات نظامی، حکومت برای جبران این کمبودها بخشی از هواداران خود را تحت عنوان «نیروهای مردمپایه» مسلح کرده و با آموزشهای ابتدایی میدانی، آنها را برای مقابله با پیشروی احتمالی نیروهای آمریکایی آماده میکند. اینکه مسلح شدن طرفداران نظام در برابر نیروهای حرفهای ارتش آمریکا با تجهیزات پیشرفته تا چه اندازه به جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد، مشخص نیست، اما پیداست فرماندهان و مقامات روی آن حساب ویژهای باز کردهاند و امیدوارند با «قدرت ایمان» و «توکل بر خدا» از نظام در برابر دشمنان دفاع کنند.
اما سپردن اسلحه به دست شبهنظامیان، آنهم گروهی که آموزش کافی ندیدهاند، میتواند تهدیدی عمده برای حکومت باشد، زیرا در صورتی که همین سلاحها به دست مخالفان حکومت بیفتد، نتیجهای معکوس خواهد داشت.
گرچه تجمع اصلی نیروها و تجهیزات آمریکا در آبهای جنوب ایران و پایگاههای نظامی این کشور در منطقه، احتمال آغاز هرگونه عملیات زمینی از جبهه جنوبی را محتمل میکند، اما این آرایش نظامی به معنای محدود بودن گزینههای عملیاتی به خلیج فارس نیست. در صورت تصمیم واشنگتن به گسترش دامنه عملیات، امکان اجرای حملات همزمان از چند محور، از جمله از طریق پایگاههای آمریکا در کشورهای همسایه یا با مشارکت متحدان منطقهای، وجود دارد. چنین سناریویی جمهوری اسلامی را ناچار میکند توان دفاعی خود را میان چند جبهه تقسیم کند؛ موضوعی که میتواند بر سرعت واکنش، جابجایی نیروها و پشتیبانی لجستیکی ارتش و سپاه تأثیر قابل توجهی بگذارد.
در چنین شرایطی، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که فرسودگی بخش قابل توجهی از تجهیزات نظامی، کمبود تسلیحات پیشرفته و محدودیتهای لجستیکی، توان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را برای رویارویی با ارتشی مانند ارتش آمریکا یا یک ائتلاف نظامی مجهز، با چالشهای جدی روبرو کرده است. در صورت گسترش درگیری، ادامه نبرد میتواند به افزایش تلفات نظامیان، خسارتهای گستردهتر به زیرساختهای کشور و تحمیل هزینههای سنگینتر بر جامعه ایران منجر شود.
احتمال تشکیل یک ائتلاف نظامی علیه جمهوری اسلامی کم نیست، همچنان که برخی منابع گزارش میدهند در همین مدت نیز برای ضربه زدن به رژیم، هماهنگیهای محرمانه پشت صحنه زیاد بوده است.
هنوز بهصورت جامع از سوی مخالفان حکومت نسخهای برای وضعیت اضطراری تدوین نشده است، اما احتمالاً تصمیم در این رابطه موکول به زمانی شود که دگرگونیهای اساسی آغاز شده است. حکومت در مخمصه افتاده است، به نظر نمیرسد برای فرار از بحران راه خروج داشته باشد، مگر با تسلیم، که هسته سخت قدرت زیربار آن نمیرود.

