محمدعلی غیبی – روزها میگذرد و ملت رنجدیده و ستمکشیدهی ایران هرروز در زندگی خود با بحرانهای جدیدتری روبرو میشوند. بحرانهایی آنقدر بزرگتر که بحرانهای پیشین را بهجای حل کردن، تنها به دست فراموشی میسپارند.
این ملت هماکنون در مملکت خود احساس بیگانگی و غربت میکنند. آنقدر که در هر تریبون و شبکه و بنرهای خیابان، آماج بمبارانهای شعاری قرار میگیرند. حتی شبکههای اجتماعی بینالمللی همچون یوتیوب و اینستاگرام هم بیش از آنکه در اختیار ممالک توسعهدهنده و پشتیبانشان قرار گیرند، محل تاختوتاز سایبریهای اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفتهاند. یا برنامهسازان و تحلیلگرهایی که خود را مخالف رژیم معرفی میکنند اما تأثیر برنامههایشان تنها از بین بردن شرایط انقلابی است که از سال گذشته در اذهان اکثریت مردم برقرار شدهاست. یا کانالهایی که افکار مردم مبارز و علاقمند را به مسائل حاشیهای و اظهارات و رفتارهای احمقانهی مشتی سلبریتی چندشآور هدایت میکنند.
در این میان حکومت اسلامی همچنان میکشد و اعدام میکند و دروغ میسازد و فعالان بیشتری را با خود یار و همراه میکند.
بهتازگی هم خبر رسیدهاست که رژیم طرفدارانش را مسلح میکند. گویی ملت ایران هماکنون جنایتکارانی آواره و پناهنده در مملکتی غریباند و رژیم رانتیهای خود را مسلح میکند تا بدون فوت وقت هرکسی را که اعتراضی کند یا فریاد خشمی سر دهد درجا تا ابد خاموش کنند.
زمانی تنها امید این ملت ارتشیها بودند تا شاید این وضعیت را تغییر دهند اما سکوت ارتش دربرابر جنایتهای تروریستهای سپاهی و بسیجی در طول سالها آنقدر ادامه یافته که هماکنون ملت ایران این کمک تاریخی و تعیینکننده را از ارتش آمریکا و اسرائیل مطالبه میکنند.
چندیست خبر رسیده که در طول جنگ چهل روزه، سه خلبان ارتش در قطر گرفتار شدهاند. ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، چندی پیش گفتهاست «از وضعیت سه خلبان نیروی هوایی اسیر شده در قطر اطلاعی نداریم.» در طول تاریخ، رفتارهای بسیار کوچکتر از این باعث شورش افسران ارتش کشورهای مختلفی همچون نیروی دریایی آلمان قیصر و روسیهی تزاری شدهاست.
شاید مهمترین عاملی که سبب میشود ملت ایران از ارتشیان قضاوتی متفاوت داشته باشند، چهرههای آنان بهخصوص در نیروی هوایی است. تنها نگاهی به چهرهی این سه خلبان یا خلبانان هلیکوپتر رئیسی که قربانی حذف او در هستهی بالای قدرت شدند، در تصاویرشان بکنید. چگونه چنین افسرانی که چهرهی خوشسیمای ایرانیانی اصیل و طبقه متوسط را دارند خود را زبون مشتی تروریست با چهرههایی چندشآور و بدتر از داعشیان و زندگیهای پر از اعمال زشت کردهاند. تروریستهای ملا و سپاهی و بسیجی با خانوادههایی پست که ما در خیابان و بازار و هرجایی از جامعه با آنها هیچ گاه حرف هم نمیزنیم.
بسیجیها و مداحان و دزدانی که صورتشان گویی تاولی از چرکهای ترکیده است.
افسران ارتش لااقل بهاین بیندیشند که این عملیات احمقانهی بمباران مواضع قطر که با هواپیماهای سوخو ۲۴ صورت گرفته، با لجاجت این فرماندهان تروریست سپاهی رخ داده و خلبانان خود با انجام این عملیات احمقانه موافق نبودند. اگر جنگ بزرگی رخ دهد، هدف سپاه نابود کردن کل ارتش از طریق فرستادن عامدانهی آنها به عملیاتهای از پیش شکستخورده خواهدبود.
ارتشیها از همین حالا باید بدانند کار رژیم تمام است و اگر تمایلات دینی مانعشان میشود (که البته بعید است) بهخاطر بیاورند که پیامبر اسلام گفتهاست: «کشور با کفر دوام میمیآورد اما با ظلم خیر» لذا اگر اکنون باز هم به مردم نپیوندند بدون شک همگی فردای پیروزی ملت ایران، به سرنوشت دردناک سپاهیها و بسیجیها دچار خواهندشد. هرچند ممکن است تا آن موقع خیلی از سپاهیها به مردم بپیوندند و خود را نجات دهند. اگر چنین شود، ارتشیها بزرگترین بازندهی تاریخ خواهند بود.
در جریان انقلاب روسیه، بسیاری از قزاقها و پلیسهای تزار هم چنین کردند اما آنهایی که تا آخر وفادار تزار ماندند وضعیتی شوم یافتند. دو مأمور پلیس تنومند را هنگامی که با لباسهای زنانه به سمت ایستگاه راهآهن میشتافتند، دستگیر کردند. هیکل بزرگ و طرز راه رفتن ناشیانهشان و پوتینهای سنگین پلیسی که زیر دامنشان پوشیده بودند هویتشان را برای مردم فاش کرد.
هماکنون باوجود کشتار ملت ایران، همچون قتلعام چهلهزار ایرانی در دو شب، میان نظامیان رژیم، شورش یا تمردی دیده نمیشود. چون رژیم همواره در جنایتکاری و سرکوب و سرکشی، ماهرانه عمل میکند و مردم خود را ماهرانه، جوری معرفی میکند که لیاقت خودشان است. لذا هرگونه تمرد و شورش در میان نظامیان و کارمندان، دیوانگی محض و اصلا غیرقابل تصور تلقی میشود. رژیم جوری تبلیغ میکند که مخالفانش در داخل، خود را دیوانه تصور کنند و از سر دادن فریاد حقیقت، احساس شرم و تنهایی و پشیمانی کنند. تأثیر تبلیغات شیطانی رژیم چنین است که نظامیان بهجای رسیدن به وظایف وجدانی خود و پشتیبانی از ملت و یک تفکر عمیق، به بذلهگوییهای رژیم و تبلیغاتچیهای مغرض آن، علیه شاهزاده رضا پهلوی بپیوندند.
آیا در شأن افسران و درجهداران ارتشی کلاسیک با سابقهی شأن و کلاس بسیار بالاست که با وفاداری به رهبری موهوم و مجهول خود را تا این اندازه پایین آورند؟ رهبری که هر مقام فاسد رژیم روایتی کاملا متفاوت از موشک خوردنش ارائه میکنند تا باطنا مرگش را تأیید کنند؟ رهبری که وجود خارجی ندارد و تنها نامش اسبابی است برای پوشاندن قدرت گرفتن مشتی سپاهی تروریست. حتی پزشکیان و مشاور قالیباف هم از چنین رهبر ناموجودی نمیترسند.
ما از شما نمیخواهیم کودتا کنید. اکنون که رژیم برای سرکوب مردم ایران در اعتراضات احتمالی پیشرو، به شما و همچنین به سربازان وظیفهی تمام نیروهای مسلح اعتمادی ندارد و مشتی بسیجی و تعداد زیادی نوجوان نارس را مسلح میکند تا در ابعاد بسیار بزرگتری نسبت به سال قبل ملت را به رگبار گلوله ببندند، وظیفهی شماست که در کنار ملت بایستید و از مردم دفاع کنید. این اقدام شما مسیر این ملت را بهکلی تغییر خواهد داد. آیندهی خودتان را بیشتر از هر جماعت دیگری درخشان خواهد کرد و ارتشی مردمی خواهید بود. نه دستههایی که از طرف مردم طرد شدهاند و رژیم هم تحملش نسبت به وجود آن هر روز کمتر از دیروز میشود.
جمهوری اسلامی رژیمی است که حتی بیگناهان را بهسختترین شکل کیفر میدهد تا زهرچشم بگیرد. روایتسازان بیحیای رژیم و در رأسشان خامنهای معدوم پس از کشتار بیرحمانهی بیش از چهلهزار ایرانی در دو شب، اعتراض آنها را «کودتا» نامیدند. بدون آنکه نیازی به پاسخ دادن ببینند که کودتا چه ربطی به اعتراض دارد و اینکه اگر مردم این رژیم را نخواهند چگونه باید آنرا بیان کنند. همینگونه ارتشیها هم اگر درمقابل این بیحیایی و ناسپاسی، سعی کنند خود را وفادارتر و سربهراهتر نشان دهند، رژیم هم هرچهبیشتر توطئههای شومتری برای نابود کردن ارتشیها خواهد چید.
صحبتی هست که بسیاری از افسران نمیدانند چگونه این کار را بکنند. مشخصا فرماندهان سرتیپ بهبالا بر اثر رانت بسیاری که خوردهاند و لذا از سرنوشت نامعلومی که پس از سقوط رژیم دچارش خواهندشد، با شما همراهی نخواهند کرد. شورش افسران و سربازان، شورشی است که توسط گردانها و نهایتا هنگها انجام میشود و در تجربیات تاریخی دیگر کشورها، در مقاطع حساس یک کشور مثلا هنگام خیزش مردم، از یک گردان شروع شده و به گردان دیگر سرایت میکند و نهایتا تمام نیروهای مسلح را دربرمیگیرد.
بدین منظور مشخص است که هرچیزی کاملا صاف و روتین نیست و قدری خطر به جان خریدن در راه میهن وظیفهی هر میهنپرستی است. چنانکه جوانان و نوجوانان و مادران و پدران در خیابانها بهتنهایی و بیسلاح بهمقابل گلولههای تروریستهای سپاهی و بسیجی و حشدالشعبی میروند. باید این صحبتها را دستهدسته با افسران و دوستان همکار مطرح کرد اما دیگر وقت را نباید آنقدر تلف کرد تا امکانات هر اقدامی از میان برده شوند.
لو رفتن این برنامهها در همان ابتدا طبیعی است. یک نیروی مسلح درصورتیکه تعداد زیادی مخالف هماهنگ در درون داشته باشد نمیتواند آنها را دستگیر کند. ممکن است بخشهایی از یک نیروی نظامی در سمت ملت و بخشهایی در خدمت رژیم بمانند اما مطابق تجربهی انقلاب روسیه، حتی حضور یک یا دو پادگان در کنار مردم در خیابان، کار رژیم را تمام خواهد کرد؛ اگر بتوانند از مردم معترض محافظت کند.
در خیزش سال قبل هم طبق شنیدهها، بخشهایی از نیروهای نظامی ترک خدمت کردند اما در محافظت از مردم اقدامی نکردند. مشخصا رژیم هرگز نتوانست علیه این تمردکردهها بهسبب فزونی تعدادشان اقدامی کند. همینطور یک نیروی نظامی رژیم در حال احتضار اگر بخواهد واحدهای متعددی را مجازات کند خودش دچار سقوط آنی میشود.
امید است لااقل افسران نیروی هوایی و سایر نیروهای ارتش بیش از این دیگر خود را زبون مشتی سپاهی و فرماندهان رانتخوار و دزد نکنند و در مسیر درست تاریخ بایستند. لیاقت این ملت ریشهدار، ارتشی مسئولیتپذیر است و اینکه با حمایت ارتش ایران زمین، انتقال به حکومت مطلوب ملت با کمترین هزینه انجام شود و نیازی به حضور ارتش کشورهای دیگر و همچنین دخالت زیانبارتر ممالک منفعتطلب همسایه نباشد.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

