پس از یک وقفه کوتاه، آمریکا بار دیگر حملات مستقیم علیه جمهوری اسلامی را از سر گرفت. این حملات پس از آن آغاز شد که وزارت خزانهداری ایالات متحده با اجرای یک برنامه گسترده با عنوان کارزار «طرد اقتصادی» موسوم به «روز D اقتصادی» (Economic D-Day) با تنگتر کردن محاصره دریایی بنادر ایران، اعلام کرد که به دنبال «خفه کردن اقتصاد» رژیم است.

دونالد ترامپ طی سخنانی در کاخ سفید تأکید کرد، حکومت ایران روز به روز ضعیفتر میشود و مردم دیگر آن را تحمل نخواهند کرد. او بطور ضمنی پیشبینی کرد که مردم ایران دوباره دست به «قیام» خواهند زد.
ترامپ دلیل شکل نگرفتن یک قیام گسترده علیه جمهوری اسلامی را سرکوب معترضان دانست و گفت، تنها دلیل این است که به مردم شلیک میکنند و همزمان تأکید کرد اما «در مقطعی دیگر نخواهد توانست به این راحتی شلیک کند.»
در چنین شرایطی که گزارش شده صادرات نفت ایران به «صفر» رسیده، برخی منابع غیررسمی مدعی شدند که جمهوری اسلامی هنوز راههایی برای فروش نفت در اختیار دارد. درست یا غلط بودن این ادعا مشخص نیست، اما روند افزایش قیمت دلار که تا اواخر هفته دوم شهریور ماه ۱۴۰۵ به بیش از ۲۲۰ هزار تومان رسید، نشان میدهد که فشارهای اقتصادی بر جمهوری اسلامی شدت بیشتری گرفته و حکومت در حال حاضر راهی برای مقابله با آن پیدا نکرده است.
تا قبل از آغاز جنگ ۴۰ روزه در نهم اسفند ۴۰۴، اولویت آمریکا برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی مسئله اتمی بود اما اکنون باز نگه داشتن تنگه هرمز برای آمریکا و اقتصاد جهانی اهمیت ویژهای پیدا کرده است.
با تمهیدات نظامی آمریکا رفت و آمد کشتیها از مسیر جنوب تنگه هرمز در قلمرو کشور عمان بیشتر و کنترل سپاه پاسداران بر آن کاهش قابل توجهی پیدا کرده است. اما اینکه هر کشتی مدام با خطر برخورد با مینهای دریایی سپاه روبرو باشد، یا پهپاد و شهپادهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی گاه و بیگاه به آنها اصابت کند، برای سایر دولتها و همچنین شرکتهای کشتیرانی و بیمه قابل پذیرش نیست. بیثباتی و جنگ در تنگه هرمز بطور مستقیم بر اقتصاد و زندگی مردم در همه نقاط دنیا به ویژه کشورهای غربی تأثیر میگذارد.
همکاری اروپا در کارزار «طرد اقتصادی»
گران شدن بهای بنزین، گازوئیل و گاز در اروپا، سبب گرانی کالا و خدمات شده است و این مسئله دولتهای اروپایی را در تنگنا قرار داده است. برای اغلب مردم اروپا که بعد از جنگ جهانی دوم، چندین دهه در ثبات اقتصادی بسر بردهاند، پذیرش اینکه به خاطر جنگی که آنسوی دنیا جریان دارد، بر مخارج روزانه آنها افزوده شود بسیار سخت است.
بر همین اساس اتحادیه اروپا اعلام کرد که برای حفظ فشار بر جمهوری اسلامی در چارچوب «کارزار طرد اقتصادی» با آمریکا و کشورهای «گروه هفت» همکاری خواهد کرد.
در این میان، ترامپ در حالی میگوید تمایلی به ادامه مذاکره با جمهوری اسلامی ندارد که پس از جنگ ۴۰ روزه، برای مذاکره با رژیم بسیار تلاش کرد اما سیاستهای خصمانه و جنگافروزی سپاه پاسداران مانع پیشبرد مذاکرات شد. اکنون برخورد نظامی و فشارهای اقتصادی به دو لبه قیچی تبدیل شدهاند که آمریکا با آن در مقابل جمهوری اسلامی ایستاده تا بالهای آن را بچیند.
اینهمه در حالیست که محاصره بنادر ایران، کمبود شدید سوخت، سقوط تاریخی ارزش ریال و گرانی شدید مواد غذایی ایران را تبدیل به یک جهنم واقعی برای مردم کرده است.

سخنان صریح درباره سقوط
روزنامه «والاستریت ژورنال» پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ در یادداشتی نوشت، دیدگاه مقامات دولت ترامپ درباره بقای جمهوری اسلامی در حال تغییر است و احتمال فروپاشی حکومت ایران بار دیگر در واشنگتن مطرح شده است.
اسکات بسنت وزیر خزانهداری آمریکا میگوید، فروپاشی جمهوری اسلامی ممکن است «ظرف چند هفته یا چند ماه» رخ دهد. او معتقد است نفسهای جمهوری اسلامی همین حالا هم به شمارش افتاده است.
والاستریت ژورنال نوشت، زمان یا وقوع چنین تحولی قابل پیشبینی نیست، اما کوچک شدن اقتصاد، سقوط ارزش پول، نارضایتی شهروندان و تضعیف نیروهای نظامی، فشار بر جمهوری اسلامی را افزایش دادهاند.
در حال حاضر، دیدگاه مقامات آمریکایی بسیار نزدیک به آن چیزیست که بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل پیشتر نیز گفته است؛ با این تفاوت که نتانیاهو اکنون خیلی بیپردهتر درباره سقوط رژیم صحبت میکند. او اخیراً در مصاحبه با «آی ۲۴» گفت: «رژیم در ایران سقوط خواهد کرد. ما آن را سرنگون خواهیم کرد. این رژیم همین حالا هم آخرین نفسهای خود را میکشد. تمام سیستمهای ما، تحت هدایت من، برای سرنگونی این رژیم اقدام میکنند.»
حکومت نیز بجای با «آمریکا» و «اسرائیل»، مرتب مردم را تهدید میکند که اگر بار دیگر به خیابان بیایند و دست به اعتراض بزنند، با برخوردی شدیدتر از گذشته مواجه خواهند شد! دیماه ۱۴۰۴ نمونهای روشن از مقاومت مردم با دست خالی در برابر سرکوبگران وحشی و تا دندان مسلح بود. واقعیتی که رئیس جمهور آمریکا نیز در سخنان اخیر خود چند بار به آن اشاره کرده است. به این ترتیب، اکنون پرسش، آنطور که ترامپ مطرح کرده، این نیست که مردم «چه زمانی قیام خواهند کرد»؛ بلکه این است که مردم چگونه میتوانند «قیام» کنند؟!
شاید به همین دلیل بود که خود ترامپ بعدا درباره همین پرسش گفت که پاسخاش را میداند چرا که اگر مردم به خیابان بیایند، کشته میشوند. در همین ارتباط، خبرنگاری نیز در نشست مطبوعاتی اخیر کاخ سفید، از وی پرسید که گر واقعاً خواهان قیام مردم ایران است، آیا سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، را برای مسلح کردن ایرانیان اعزام خواهد کرد؟ ترامپ گفت: «خیلی دوست دارم به شما بگویم، اما گفتنش مناسب نیست.»
این پاسخ اگرچه مبهم است اما دستکم نشان میدهد که موضوع نقش آمریکا در تحولات داخلی ایران و احتمال و یا ضرورت حمایت مستقیم از مخالفان جمهوری اسلامی، به یکی از نکات جدی در واشنگتن تبدیل شده است.
البته فروپاشی ساختار امنیتی حکومت میتواند تا حد زیادی به کند شدن چرخهای ماشین سرکوب کمک کند، اما در نهایت، تکلیف رژیمهای دیکتاتور در خیابان مشخص میشود. ولی اگر قرار باشد مردم در برابر حکومتی وحشی و بیرحم ایستادگی کنند، باید برای مقابله با سرکوبِ خونین، آماده و مجهز باشند.
مردم همچنان در انتظارند تا تصمیم نهایی را بگیرند. تصمیمی که بیش از هر زمان دیگری میتواند سرنوشت آینده ایران را تعیین کند. خود مردم نیز در شعارها و اعتراضات خود بارها گفتهاند که باید «ضربه نهایی» را به رژیم وارد کرد. پرسش دیگر بر سر ضعف رژیم و یا بقای آن نیست. پرسش این است که مردم چگونه میبایست خود را برای پایان دادن به آن آماده کنند؟ چه کسانی و کدام دولتها در کنار آنها میایستد و به آنها کمک خواهند کرد تا سرنوشت خود را دوباره به دست بگیرند؟

