عبداللطیف المناوی (روزنامه مصری الیوم) – شاید دیگر دقیق نباشد آنچه را در حال وقوع است صرفاً «جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی ایران» عنوان شود. طی روزهای گذشته، آمریکا اهداف متعددی متعلق به سپاه پاسداران در داخل ایران را هدف قرار داده و تهران نیز در پاسخ، موشکها و پهپادهایی را به سوی آنچه مواضع آمریکا در بحرین، کویت، اردن و عراق مینامد، شلیک کرده است. بنابراین، آیا این جنگ به یک جنگ منطقهای تبدیل شده است؟

از نظر جغرافیایی، بله؛ اما از نظر سیاسی و نظامی، هنوز بطور کامل به جنگی فرا گیر تبدیل نشده است.
رژیم ایران دامنه عملیات خود را گسترش داده است، اما میگوید اهداف حملاتش حضور نظامی آمریکا در کشورهای منطقه است، نه خود این کشورها. در مقابل، بحرین، کویت و اردن از حریم هوایی و سرزمینهای خود دفاع میکنند، اما تا کنون وارد مرحله انجام عملیات نظامی مستقیم علیه جمهوری اسلامی نشدهاند.
بنابراین در حال حاضر با مرحلهای روبرو هستیم که میتوان آن را منطقهای شدن میدان جنگ نامید؛ اما این وضعیت هنوز به یک جنگ منطقهای چندجانبه تبدیل نشده. با این حال، فاصله میان این دو وضعیت بسیار کوتاه و خطرناک شده است.
هرچه حملات رژیم ایران به این کشورها تکرار شود، برای دولتهای منطقه دشوارتر خواهد شد که میان «هدف قرار گرفتن نیروهای آمریکایی مستقر در خاک آنها» و «هدف قرار گرفتن حاکمیت ملی خودشان» تفاوت قائل شوند.
خطرناکتر آنکه جمهوری اسلامی سطح هشدارهای خود را نیز افزایش داده است. فرماندهی نظامی در ایران اعلام کرده است هر کشوری که به عملیات آمریکا کمک کند، ممکن است با واکنشهایی «سنگینتر و گستردهتر» روبرو شود. در اینجا، مسئله از هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا فراتر میرود و این احتمال مطرح میشود که کشور میزبان نیز خود به بخشی از جنگ تبدیل شود.
تنگه هرمز؛ مرکز اصلی جنگ
از سوی دیگر، تنگه هرمز نیز دیگر صرفاً یک صحنه فرعی در این جنگ نیست و به یکی از کانونهای اصلی درگیری تبدیل شده است.
آمریکا توانمندیهای دریایی رژیم ایران و تأسیسات مرتبط با مینگذاری را هدف قرار میدهد و تهران نیز کشتیها را تهدید کرده و قواعد عبور و مرور مورد نظر خود را تحمیل میکند. در همین حال، کاهش شدید تجارت از مسیر تنگه هرمز، عراق را وادار کرده است بخشی از تجارت خود را به مسیر بندر عقبه در اردن منتقل کند.
به این ترتیب، عناصر تشکیلدهنده یک جنگ منطقهای یکی پس از دیگری در حال شکلگیری هستند: خلیج فارس به میدان حملات موشکی و پهپادی تبدیل شده، تنگه هرمز به یک منطقه نظامی بدل شده، اردن و عراق در محدوده واکنشهای حکومت ایران قرار گرفتهاند و بازارهای انرژی و کشتیرانی نیز مستقیماً به بخشی از این مناقشه تبدیل شدهاند.
اما مهمترین و خطرناکترین عنصر یعنی ورود مستقیم کشورهای منطقه به جنگ تهاجمی علیه جمهوری اسلامی هنوز اتفاق نیفتاده است. اگر امارات، بحرین، اردن وعربستان اهدافی را در داخل ایران هدف قرار دهند، یا اگر تهران تأسیسات نفتی یا شهرهای کشورهای عربی خلیج فارس را نه صرفاً به دلیل حضور نیروهای آمریکایی، بلکه به عنوان اهداف مستقل مورد حمله قرار دهد، دیگر نیازی نخواهد بود بپرسیم آیا جنگ منطقهای شده است یا نه. پاسخ کاملاً روشن خواهد بود.
منطق تشدید درگیری
مشکل اینجاست که منطق تشدید تنش به تدریج بر رفتار هر دو طرف حاکم میشود. ترامپ تهدید کرده در صورت ادامه واکنشهای رژیم ایران، حملات شدیدتری انجام خواهد داد. تهران نیز میگوید هر حمله آمریکا با پاسخی گستردهتر روبرو خواهد شد. اگر هر دو طرف به این تهدیدات پایبند بمانند، هر دور از درگیری میتواند دور بعدی را شدیدتر از مرحله قبل کند. از این رو، دیگر پرسش اصلی این نیست که آیا جنگ از مرزهای ایران خارج خواهد شد یا نه؛ جنگ همین حالا هم از مرزهای ایران خارج شده است!
پرسش واقعی این است که آیا کشورهای منطقه خواهند توانست همچنان صرفاً به عنوان سرزمینهایی باقی بمانند که موشکها از فراز آنها عبور میکنند، بدون آنکه خودشان به طرفینی تبدیل شوند که موشک شلیک میکنند؟
تا این لحظه، این خط قرمز همچنان پابرجاست؛ اما بسیار شکنندهتر از چند روز پیش شده است.
جنگ از نظر جغرافیا و پیامدها، به یک جنگ منطقهای تبدیل شده؛ اما هنوز به یک جنگ منطقهای تمامعیار با مشارکت مستقیم همه طرفین تبدیل نشده است. خطر واقعی این است که دیگر فاصله چندانی با چنین وضعیتی نداریم.
*منبع: روزنامه المصری الیوم
*نویسنده: دکتر عبد اللطیف المناوی
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن




