مثلث گذار (۲): رهبر دوران گذار؛ چرا اپوزیسیون به « همگرایی عملیاتی» نیاز دارد؟

دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۰۷ سپتامبر ۲۰۲۶


س. روزبه – اگر مردم نیروی اصلی تغییر باشند و متخصصان، برنامه‌ها و طرح‌های آماده «سرمایه پیش از گذار» را تشکیل دهند، در حساس‌ترین لحظه چه کسی قرار است این دو نیرو را به تصمیم، هماهنگی و اجرا متصل کند؟ و آیا می‌توان ایران را در نخستین ساعات و روزهای پس از جمهوری اسلامی با چند مرکز تصمیم‌گیری، چند رهبر و ده‌ها جریان سیاسی رقیب اداره کرد؟

ایران

در مقاله پیشین از «مثلث گذار» سخن گفتم: مردم، سرمایه پیش از گذار و رهبری دوران انتقال. هر سه لازم‌اند و هیچ‌کدام به تنهایی کافی نیستند.

مردم نیروی تغییر را ایجاد می‌کنند. صدها متخصص می‌توانند برای اقتصاد، انرژی، دادگستری، امنیت، بانک مرکزی و اداره کشور برنامه تهیه کنند. اما در لحظه انتقال قدرت، مرکزی باید وجود داشته باشد که تصمیم بگیرد، مسئولیت بپذیرد، میان بخش‌های مختلف هماهنگی ایجاد کند  و مورد پذیرش عموم بوده و پاسخگوی نتیجه باشد.

اینجاست که «رهبر دوران گذار» اهمیت پیدا می‌کند.

رهبر گذار قرار نیست مالک آینده ایران باشد و قرار نیست نوع نظام سیاسی کشور را تعیین کند. مأموریت او رساندن کشور از پایان جمهوری اسلامی به نقطه‌ای است که مردم بتوانند در امنیت و آزادی، از طریق رأی خود درباره آینده سیاسی ایران تصمیم بگیرند.

این تعریف را ما برای شاهزاده رضا پهلوی نساخته‌ایم. خود او بارها چنین نقشی را برای دوران گذار تعریف کرده است. از مجلس مؤسسان، انتخابات آزاد، همه‌پرسی و سپردن تصمیم نهایی به مردم سخن گفته و تأکید کرده که هدفش تصاحب دائمی قدرت نیست.

پس بحث اصلی این نیست که آیا یک رهبر بی‌خطا وجود دارد. چنین کسی وجود ندارد.

پرسش این است که رهبر دوران گذار چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد و کدام چهره موجود بیش از دیگران به این معیارها نزدیک است.

شناخته‌شدگی عمومی، سابقه سیاسی، توان ارتباط با جامعه داخل و خارج کشور، شناخت نیروهای مختلف، دسترسی به متخصصان و برنامه‌های آماده، امکان گفتگو و ارتباط با دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی، توان مذاکره و قدرت تصمیم‌گیری در شرایط بحران، از مهمترین این ویژگی‌هاست.

شهرت به تنهایی کافی نیست.

اداره یک دوران پرخطر به چیزی فراتر از محبوبیت نیاز دارد: تجربه، شبکه ارتباطی، شناخت بازیگران داخلی و خارجی و تیمهایی که پیش از رسیدن روز بحران درباره فردای کشور فکر کرده باشند.

می‌توان این مجموعه را «سرمایه سیاسی انباشته‌شده» نامید.

از این زاویه باید شاهزاده رضا پهلوی را سنجید.

او بیش از چهار دهه است که در سیاست ایران حضور دارد و در این مدت با دولت‌ها، پارلمان‌ها، اندیشکده‌ها و شخصیت‌های سیاسی مختلف در ارتباط بوده است. این سابقه به تنهایی کسی را رهبر نمی‌کند، اما در دوران گذار سرمایه‌ای است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

از سوی دیگر، فعالیت او فقط در سطح سخنرانی و ارتباطات سیاسی نمانده است. طی سال‌های اخیر، پروژه‌های کارشناسی و طرح‌هایی برای اقتصاد، امنیت، انرژی، اداره کشور و دوران اضطراری پیرامون او شکل گرفته است. پروژه «شکوفایی ایران» و سپس اعلام «سامانه گذار» بخشی از همین تلاش برای آماده کردن روز بعد است.

این موضوع دقیقا به ضلع نخست مثلث گذار، یعنی «سرمایه پیش از گذار»، متصل می‌شود.

کشور نمی‌تواند پس از سقوط جمهوری اسلامی تازه تصمیم بگیرد بانک مرکزی چگونه اداره شود، خدمات عمومی چگونه ادامه پیدا کند، نیروهای انتظامی چه کنند، مرزها چگونه حفظ شوند یا دستگاه اداری چگونه از فروپاشی جلوگیری کند.

در آن لحظه، فرصت طراحی از صفر وجود ندارد.

به همین دلیل، رهبر گذار فقط یک چهره سیاسی نیست؛ باید بتواند سرمایه کارشناسی موجود را به تصمیم و اجرا متصل کند.

در این میان، مسئله مسئولیت نهایی نیز اهمیت دارد. در دوران گذار می‌توان شوراهای مشورتی، گروه‌های کارشناسی و نهادهای نظارتی داشت، اما در لحظه بحران باید روشن باشد مسئول هماهنگی و تصمیم نهایی کیست. چند مرکز هم‌وزن تصمیم‌گیری می‌تواند خود به بخشی از بحران تبدیل شود.

این همان جایی است که ضرورت یک محور روشن برای دوران انتقال معنا پیدا می‌کند.

اما یک سوءتفاهم دیگر نیز باید کنار گذاشته شود.

همگرایی به معنای یکی شدن عقاید نیست.

جمهوری‌خواه  و مشروطه‌خواه لازم نیست پادشاهی‌خواه شود و پادشاهی‌خواه نیز مجبور نیست از عقیده خود دست بکشد. اختلاف درباره جمهوری، پادشاهی، اقتصاد، تمرکز یا عدم تمرکز و ده‌ها مسئله دیگر باید در ایران آزاد و در برابر رأی مردم حل شود.

آنچه امروز لازم است « همگرایی ایدئولوژیک» نیست؛ « توافق عملیاتی» است.

یعنی توافقی موقت بر سر حفظ تمامیت ارضی ایران، امنیت، استمرار خدمات حیاتی، جلوگیری از هرج‌ومرج، حاکمیت قانون و رساندن کشور به مرحله‌ای که مردم آزادانه نظام آینده خود را انتخاب کنند.

در چنین توافقی، هیچ جریان سیاسی مجبور نیست آینده مورد نظر خود را پیشاپیش کنار بگذارد. همه اختلاف‌ها می‌توانند باقی بمانند؛ آنچه باید مشترک باشد، فقط مسیر عبور است.

شاهزاده رضا پهلوی نیز بارها میان رهبری دوران گذار و تعیین شکل نهایی حکومت تفاوت گذاشته است. او گفته است جمهوری یا پادشاهی را مردم باید انتخاب کنند و مأموریت دوران انتقال با تشکیل نهادهای برآمده از رأی مردم پایان می‌یابد.

بنابراین پذیرش او به عنوان رهبر گذار، لزوما به معنای انتخاب پادشاهی نیست.

یک جمهوری‌خواه می‌تواند به جمهوری رأی بدهد و در عین حال معتقد باشد رضا پهلوی برای هماهنگی دوره انتقال مناسبترین گزینه موجود است. همانطور که یک پادشاهی‌خواه نیز باید بپذیرد اگر مردم در انتخابات آزاد جمهوری را انتخاب کردند، نتیجه متعلق به مردم است.

رهبری گذار یک مأموریت است، نه تعیین شکل حکومت آینده.

این مأموریت باید موقت باشد و حدود و پایان آن از ابتدا روشن باشد. اما موقت بودن قدرت، ضرورت وجود رهبر را از میان نمی‌برد.

در کنار سابقه و برنامه، عامل دیگری نیز وجود دارد که نمی‌توان نادیده گرفت: سرمایه اجتماعی.

موضوع فقط این نیست که چه کسی خود را آماده رهبری می‌داند. باید دید جامعه به فراخوان چه کسی پاسخ می‌دهد.

در اعتراضات اخیر ایران، در شهرهای مختلف، مردم به فراخوان‌های شاهزاده رضا پهلوی پاسخ دادند و نام او در تجمعات شنیده شد. در خارج کشور نیز صدها هزار ایرانی در تجمعاتی که با فراخوان او شکل گرفت به خیابان آمدند.

این رخدادها انتخابات رسمی نیست و نمی‌توان از آنها نتیجه گرفت که همه ایرانیان یک نظر دارند. اما یک واقعیت سیاسی را نشان می‌دهد: او امروز از توان بسیج و سرمایه اجتماعی قابل مشاهده‌ای برخوردار است.

خود شاهزاده رضا پهلوی نیز گفته است که مردم او را صدا زده‌اند و از او خواسته‌اند مسئولیت بپذیرد.

اگر فرد یا جریانی معتقد است گزینه مناسب‌تری برای رهبری دوران گذار وجود دارد، معیار مقایسه روشن است.

سابقه آن گزینه چیست؟

چه میزان توان هماهنگی دارد؟

برای روز بعد چه برنامه‌ای ارائه کرده است؟

چه شبکه کارشناسی و ارتباط داخلی و بین‌المللی در اختیار دارد؟

و مهمتر از همه، سرمایه اجتماعی او در جامعه تا چه اندازه قابل مشاهده است؟

راه بر هیچ آلترناتیوی بسته نیست. هر گزینه‌ای می‌تواند خود را در برابر جامعه قرار دهد و با همین معیارها سنجیده شود.

اما صرف مخالفت با رضا پهلوی و با تیم او، جایگزین عملی برای مسئله رهبری دوران گذار نیست.

اگر تصمیم نهایی درباره نظام آینده در هر حال به رأی مردم سپرده خواهد شد، مخالفت با یک رهبری موقت برای رساندن کشور به همان صندوق رأی دقیقا بر سر چیست؟

این پرسشی است که اپوزیسیون باید به آن پاسخ دهد.

در شرایط فعلی، من در میان چهره‌های علنی و شناخته‌شده اپوزیسیون فرد دیگری را نمی‌بینم که سابقه چند دهه فعالیت سیاسی، شناخته‌شدگی عمومی، ارتباطات بین‌المللی، شبکه کارشناسی، برنامه دوران اضطراری، اعلام آمادگی رسمی برای رهبری گذار و سرمایه اجتماعی قابل مشاهده را همزمان در این سطح در اختیار داشته باشد.

البته هیچ رهبر یا رئیس‌جمهوری مصون از اشتباه نیست و نقد سازنده و منطقی باید وجود داشته باشد؛ این، معنای آزادی است. او وقتی بعضی از طرفدارانش اعمال اشتباهی انجام دادند، آنها را نقد کرد و گفت اگر جرمی مرتکب شوند، باید پاسخگوی اعمال خود باشند.

او راه هیچکدام از آلترناتیوهای دیگر را هم نمی‌بندد.

اما سیاست فقط مخالفت نیست؛ مسئولیت ارائه راه جایگزین نیز هست.

اینجاست که سه ضلع «مثلث گذار» به یکدیگر می‌رسند.

مردم نیروی تغییر و مشروعیت را فراهم می‌کنند.

سرمایه پیش از گذار، متخصص، برنامه و نقشه راه را آماده می‌کند.

و رهبر دوران گذار باید بتواند این دو سرمایه را به هماهنگی، تصمیم و اجرا تبدیل کند.

پس پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که چه کسی با جمهوری اسلامی مخالف است.

پرسش مهم‌تر این است: چه کسی برای روز بعد آماده‌تر است؟

و اگر نیروهای خواهان پایان جمهوری اسلامی نتوانند پیش از رسیدن لحظه بحران بر یک محور، یک مسئولیت روشن و یک مسیر موقت برای عبور به رأی آزاد مردم به توافق عملیاتی برسند، چه تضمینی وجود دارد که پیروزی بر جمهوری اسلامی به بحران قدرت و شکست در گذار تبدیل نشود؟

 

ادامه دارد…

 

 

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۰ / معدل امتیاز: ۰

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=408011