به نام ایران
شهریار ایران رضا شاه دوم:
«به انقلاب پر شکوه مشروطه بنگرید و فاتحان مشروطه خواه تهران را به یاد آورید. شما میراثدار آن بزرگان هستید.»
«۱۷ شهریور امتداد سینما رکس و جنایات ارتجاع سرخ وسیاه»
«رخداد ۱۷ شهریور سال ۱۳۵۷ کاهی بود که چون کوهی بزرگ جلوه داده شد.»
برای بررسی این رویداد بایستی پیشینه روایتها و دادههای قابل اتکا آن را بررسی کرد.
۱- در زمانی دورتر با اینکه همه همراهان حسین بجز چند زن و کودک و یک مرد بیمار بقیه در کربلا لتوپار شده بودند روشن نبود که چه کسی و چگونه قهرمانی و رشادت حسین و همراهان او را روایت کردهاند تا اینکه خمینی گجسته آمد و پرده از دروغهای شاخدار کربلا برداشت.
۲- سید ابوالقاسم مصطفوی کاشانی آخوند تروریستی که در سال ۱۳۲۷ تدارکات و نقشه ترور نافرجام به جان شاهنشاه آریامهر را برنامهریزی کرده بود در سال ۱۳۲۸ به لبنان تبعید شد، کار آموزش نظامی دینزدگان ایرانی از همان سال آغاز شده است.
۳- خمینی گجسته وارث آخوند کاشانی و محمد مصدق در سال ۱۳۴۲ خورشیدی، پس از اقدام شکوهمند و شاهانه شاهنشاه آریامهر در انقلاب سپید شاه و ملت صدای عرعر واسلام را بلند کرد. پس از این رخداد، کار آموزشِ چریکی مسلمانان و چپها در فلسطین و لبنان و لیبی رونق دوچندان گرفت.
۴- عباس آقازمانی، معروف به ابوشریف، ابوداوود، مصطفی چمران، آخوندک هادی غفاری، کلاهدوز و آخوندک لاهوتی از جمله نامهایی است که دوره چریکی را در لبنان و فلسطین سپری کرده بودند و از لیبی اسلحه و مهمات وارد میکردند.
۵- برای سنجش رویداد ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، به دادههای زیر بدقت توجه کنید:
یک-۵- بر اساس سرشماری سال ۱۳۵۵ جمعیت تهران آن روز ۴٫۵۳۰٫۲۲۳ تن بوده است که ارزیابی میشود در سال ۱۳۵۷ به ۴٫۸۰۰٫۰۰۰ تن رسیده باشد.
دو-۵- بر پایه آزادی رسانهای که وجود داشته خبرنگاران و روزنامهنگاران خارجی متعددی در تهران گزارش تهیه میکردهاند.
سه-۵- میدان ژاله فضای محدودی داشته و ظرفیت فیزیکی آن اجازه نمیداده دهها یا صدها هزار تن همزمان در میدان جای گیرند. گزارشهای همزمان، بویژه واشنگتن پست جمعیت حاضر در میدان ژاله را در حدود ۳۰۰۰ تن گزارش کردهاند، بنابراین ارقام دروغین و بزرگ چپها و اسلامپناهان را نمیتوان ملاک سنجش قرار داد.
۶- حکومت نظامی از ساعت ۶ بامداد در تهران برقرار شده بود و اجتماع بیش از سه تن ممنوع اعلام شده بود. با این حال، کسانی که درد دین داشتند بنام مردم تهران در میدان ژاله گرد آمدند. نیروهای نظامی حدود ساعت ۸ بامداد در میدان مستقر شدند و پس از استقرار، با بلندگو از آنان خواستند متفرق شوند. حدود ساعت ۸:۳۰ نیز گفتوگویی میان یکی از روحانیان( یحیی نصیری نوری) حاضر و یک افسر نظامی گزارش شده است. بنابراین ورود نیروهای شهربانی همزمان با آغاز تیراندازی نبوده است زیرا نخست با بلندگو به جمعیت هشدار میدهند و پس از گفتگوی آخوند نوری انجام میشود. این گفتگوی آخوند نوری با یکی از افسران انگار کلید جرقه درگیری و مانند یک گرای جنگی بوده است که بیدرنگ پس از آن از ساختمانهای پیرامون میدان ژاله به سوی نیروهای شهربانی تیراندازی انجام میگیرد.
۷-زمان دقیق نخستین تیراندازی در ساعت ۸:۴۰ بامدادی از سوی نیروی ارتجاع سرخ وسیاه انجام پذیرفته است. پس از نخستین شلیک، تیراندازی و حمله به سوی مأمورین و مردم از سوی نیروهای مسلح آموزش دیده در فلسطین و لبنان گسترش مییابد. این کشتار برگی بوده است تا روایت سازی دروغین آغاز شود. با اینکه شماری از مردم بیگناه و بیخبر از مکر و حیله آخوندی از سوی مزدوران مسلح کشته میشوند. ارتجاع سرخ وسیاه آمار این کشتهسازیها را هزاران تن عنوان میکنند در حالی تعداد آنها به شست نفر نمیرسد.
یک پرسش اساسی:
فرمانده نظامی در میدان که بخوبی بر تاکتیکهای نظامی و انتظامی میدان آگاهی داشته و هتا سران تجمعکنندگان را پیش از حکومت نظامی شناسایی کرده بودند چرا یکی از سران مانند آخوند یحیی نصیری نوری کشته نشده است؟
پاسخ :
تیراندازی از ساختمانهای اطراف میدان با استتار کامل انجام گرفته است تا آن کشتار را به حساب شهربانی دولت شاهنشاهی پهلوی بگزارند.
۸- مردم دلاور و رنجدیده ایران امروز به جایگاهی از بینش و آگاهی رسیدهاند که گول سیاهبازیهای ارتجاع سرخ وسیاه را نمیخورند و بخوبی آگاه شدهاند که روایتهای کربلا دروغ شاخدار آخوندی است، به همان نسبت نیز دریافتهاند که فاجعه سینما رکس آبادان و میدان ژاله را بر ساختهاند تا بر کشور و مردم ایران چیره شوند. همانگونه که شوربختانه دانشآموزان بیگناه مدرسه میناب و عروسی در بندرعباس را به خاکوخون کشیدند تا بر چپاول و غارت ایران ماندگاری داشته باشند.
پاینده ایران
جاوید شاه
دانیال استخر دادفر دادگستری
خانه مشروطه و حقوق بشر ایران، در تبعید
۱۶ شهریور ۲۵۸۵

