گزارش تحلیلی هفته؛ ائتلاف منطقه‌ای قوی علیه جمهوری اسلامی

-همزمان با محاصره دریایی ایران، عملیات «طرد اقتصادی» جمهوری اسلامی توسط آمریکا که از نخستین روزهای شهریورماه ۱۴۰۵ آغاز شد، میزان فروش نفت ایران را به «صفر» و قیمت دلار را به بیش از ۲۳۰ هزار تومان رساند.
- حکومت از یکسو مردم را دعوت به پایداری و مقاومت می‌کند و وعده می‌دهد که «پیروزی» نزدیک است؛ و از سوی دیگر همزمان با افزایش نارضایتی‌های عمومی، تلاش می‌کند مردم را از طریق بازداشت و حبس و اعدام گرفته تا تبلیغات رسانه‌ای و حضور دائمی ماموران سرکوبگر در خیابان‌ها بترساند و مانع شکل گرفتن اعتراضات گسترده شود.
- در حوزه استراتژیک و نظامی نیز، با هدایت دولت ترامپ، نشانه‌های شکل‌گیری یک ائتلاف و همگرایی نظامی منطقه‌ای علیه جمهوری اسلامی آشکارتر شده است. نشست اخیر فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی در آلمان، که «آکسیوس» از آن خبر داد، نمونه‌ای مهم از این روند است.

جمعه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶


همزمان با محاصره دریایی ایران، عملیات «طرد اقتصادی» جمهوری اسلامی توسط آمریکا که از نخستین روزهای شهریورماه ۱۴۰۵ آغاز شد، میزان فروش نفت ایران را به «صفر» و قیمت دلار را به بیش از ۲۳۰ هزار تومان رساند. کمبود بنزین، گرانی شدید کالاها اعم از موادغذایی و پوشاک، کمبود دارو و بیکاری مردم را عاصی کرده است.

بسیاری از افراد آبرومند و حتی تحصیلکرده که شغل و کسب و کار و در نتیجه درآمد خود را از دست داده‌اند، به ‌دلیل ناتوانی مالی، نه تنها مجبور شده‌اند از سفر کردن و رستوران رفتن و کافه‌نشینی و دیگر جوانب یک زندگی عادی چشم بپوشند بلکه به دلیل شرم اجتماعی ناشی از فقر حتی قید همنشینی‌های دوستانه را هم می‌زنند. بسیاری می‌گویند رفت و آمدهای خانوادگی به حداقل رسیده چون مخارج ساده‌ترین پذیرایی از مهمان نیز کمرشکن شده است.

طی یکی دو دهه اخیر بسیاری از شهروندانی که بیکار می‌شدند و یا بازنشسته‌ها برای امرار معاش در آژانس‌های مسافربری شهری و «اسنپ» مشغول به کار می‌شدند یا در داخل و حومه شهرها مسافرکشی می‌کردند؛ حالا اما از یکسو بنزین و لوازم یدکی اتومبیل و هزینه تعمیرات ماشین سرسام‌آور شده و از سوی دیگر به دلیل مشکلات اقتصادی، بسیاری از مردم اصلا به سراغ تاکسی  و«اسنپ» نمی‌روند!

محصولات کشاورزی و میوه‌جات نیز به شدت گران شده. بسیاری از شهروندان مجبورند نیمه شب سراغ میوه‌فروشی‌ها بروند و در بین ته‌مانده‌ی جعبه‌ها، میوه‌هایی را که در شرایط عادی قابل فروش نیستند، جدا کرده و به قیمت پایین‌ خریداری کنند.

در این میان، خیلی‌ از آنان که تا قبل از جنگ، شغل و درآمدی داشتند، بیکار شده‌اند. بسیاری از دختران و پسرانی که  حقوق‌شان اگر کفاف پیشرفت و پس‌انداز را نمی‌داد اما آنقدر بود که سربار پدر و مادر خود نباشند، حالا جیب‌شان خالی است.

تحقیر شهروندان

حکومت از نظر اقتصادی نیز عزت و کرامت را از مردم گرفته است. زن جوانی که فوق‌ لیسانس زبان انگلیسی دارد و در یک دارالترجمه کار می‌کرد، به کیهان لندن می‌گوید: «تا اواخر فروردین حتی وسط جنگ سر کار می‌رفتم؛ چند روز هم که همه جا تعطیل بود، در خانه کار می‌کردم. حقوقم ماهانه ۱۸ تا ۱۹ میلیون تومان بود که برای بلیت مترو، پول ناهار و خرید روزمره کافی بود و ماهی یکی دو بار هم برای خانه خرید می‌کردم. اما اخراج نیرو کردند و به جایی رسیدم که برای خرید نوار بهداشتی تو ۳۳ سالگی باید از پدر بازنشسته‌ام پول بگیرم! اگر این اسمش حقارت و ننگ و بدبختی نیست، پس چیست؟»

یک کارمند بیمه نیز به کیهان لندن می‌گوید: «خیلی از خانواده‌ها دعا می‌کنند که اول مهرماه مدارس همچنان آنلاین باشد چون خرید پوشاک و کیف و کفش مدرسه برای آنهایی که بچه دانش‌آموز دارند واقعا مصیبت است.»

در وصف اوضاع بد اقتصادی ایران همین بس که رویترز نیز گزارش داد، هزاران مهاجر افغان به همین دلیل مجبور شدند به افغانستان برگردند.  یعنی وضعیت اقتصادی آنها نیز چنان بد شده که حاضرند تحت حکومت طالبان زندگی کنند اما در ایران نمانند.

در چنین شرایطی، حکومت از یکسو مردم را دعوت به پایداری و مقاومت می‌کند و وعده می‌دهد که «پیروزی» نزدیک است؛ و از سوی دیگر همزمان با افزایش نارضایتی‌های عمومی، تلاش می‌کند مردم را از طریق بازداشت و حبس و اعدام گرفته تا تبلیغات رسانه‌ای و حضور دائمی ماموران سرکوبگر در خیابان‌ها بترساند و مانع شکل گرفتن اعتراضات گسترده شود.

یک ائتلاف چندجانبه علیه جمهوری اسلامی

در ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی، پس از جنگ ۴۰ روزه، دونالد ترامپ امتیازات قابل‌ توجهی برای جمهوری اسلامی در نظر گرفت و سعی کرد با «یادداشت تفاهم‌ اسلام‌آباد»، به افرادی مانند محمدباقر قالیباف فرصت دهد تا حکومت را به پذیرش توافق ترغیب کند؛ اما اختلافات داخلی، و مهم‌تر از آن، ذات بدخیم و مهاجم حکومت، مانع از شکل‌ گرفتن یک «توافق نهایی»، که مورد نظر ترامپ بود، شد.

در بالاترین رده‌های نظام، این پیش‌بینی وجود داشت که با استفاده از کارت هسته‌ای و تنگه هرمز می‌توان از جامعه بین‌المللی، به ‌ویژه از آمریکا، امتیازات قابل ‌توجهی گرفت که اساسی‌ترین آن، «تضمین بقای نظام» بود. اکنون اما اگرچه هنوز قدرت سیاسی با اتکا به سرکوب وحشیانه و بی‌امان در دست جمهوری اسلامی باقی مانده، اما به شدت شکننده و ناپایدار است.

در حوزه استراتژیک و نظامی نیز، با هدایت دولت ترامپ، نشانه‌های شکل‌گیری یک ائتلاف و همگرایی نظامی منطقه‌ای علیه جمهوری اسلامی آشکارتر شده است. نشست اخیر فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی در آلمان، که «آکسیوس» از آن خبر داد، نمونه‌ای مهم از این روند است. در این نشست که به ابتکار براد کوپر فرمانده سنتکام برگزار شد، فرماندهان نظامی اسرائیل، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، قطر، اردن و مصر حضور داشتند و درباره جنگ با رژیم ایران و تقویت همکاری‌های امنیتی در منطقه گفتگو کردند.

این تحول در کنار همکاری‌های فزاینده اطلاعاتی، پدافندی و نظامی میان آمریکا، اسرائیل و شماری از کشورهای عربی، نشان می‌دهد که فشار بر جمهوری اسلامی صرفاً در حوزه اقتصادی و دیپلماتیک دنبال نمی‌شود و یک چارچوب امنیتی و نظامی منطقه‌ای نیز در حال تقویت است. با این حال، هنوز نمی‌توان از تشکیل رسمی یک ائتلاف نظامی سخن گفت.

ترامپ موفق شده نزدیک‌ترین شرکای جمهوری اسلامی در منطقه را، که شریان‌های اصلی تنفس اقتصادی و تجاری رژیم بودند، با عملیات «طرد اقتصادی» همسو کند. بسته شدن گمرک‌های مرزی، توقف پروازها و محدود شدن ارائه خدمات فنی به خطوط هوایی جمهوری اسلامی از سوی ترکیه، عمان، گرجستان و عراق، همچنین انسداد شبکه‌های مالی و صرافی‌ها و شناسایی و مسدود کردن فعالیت شرکت‌های صوری، فشار و «خفگی اقتصادی» جمهوری اسلامی را تشدید کرده است.

دیدار ترامپ با رهبران کشورهای خلیج فارس

در این میان، دونالد ترامپ قرار است روز سه‌شنبه ۳۱ شهریور در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک با رهبران کشورهای خلیج فارس دیدار کند تا درباره گام‌های بعدی در جنگ با جمهوری اسلامی گفتگو نماید.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، محور اصلی نشست، پیشنهادهای آمریکا برای استراتژی پس از جنگ است که ترامپ اعلام کرده پس از انتخابات نوامبر به پایان خواهد رسید. به همین دلیل، دولت ترامپ در حال تدوین برنامه‌ای برای دوران پس از جنگ است که انتظار می‌رود پس از انتخابات میاندوره‌ای آمریکا نهایی شود.

منابع «اکسیوس» گفته‌اند که رهبران یا وزیران خارجه شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، شامل عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و عمان، در نشست ۳۱ شهریور شرکت خواهند کرد. وزارت خارجه آمریکا قبلا دعوت‌نامه‌های اولیه را ارسال کرده و ممکن است رهبران کشورهای عربی و مسلمان دیگری نیز به نشست دعوت شوند.

همچنین بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل خواهان دیدار با ترامپ در نیویورک است؛ اما به گفته‌ی یک منبع اسرائیلی هنوز برای چنین دیداری برنامه‌ریزی نشده است.

به نظر می‌رسد دولت آمریکا با تقویت ائتلاف منطقه‌ای و پیگیری ارجاع پرونده اتمی جمهوری اسلامی به شورای امنیت، در حال فراهم کردن مقدمات ضربه نهایی به حکومت است.

همزمان، نارضایتی عمیق مردم، خشم و انزجار انباشته‌شده‌ی مردم و میل به انتقام از حکومت، در کنار تشدید فشارهای اقتصادی و منطقه‌ای، جمهوری اسلامی را با مجموعه‌ای کم‌سابقه از تهدیدهای داخلی و خارجی مواجه کرده است.

ترکیب این فشارها، آسیب‌پذیری ساختار شکننده‌ و بی‌ثبات قدرت را افزایش داده و سناریوی فروپاشی جمهوری اسلامی را به یکی از احتمالات جدی  در آینده نزدیک تبدیل کرده است.

[کیهان لندن شماره ۵۸۰]

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۶ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=408711