(امضاء محفوظ) – سیاست بینالمللی عصر حاضر در مورد ایران کاملا ناهماهنگ به نظر میرسد. ایالات متحده و اسرائیل آشکارا به دنبال تغییر رژیم یا تغییرات ساختاری در داخل رژیم هستند، به نحوی که منجر به چرخشهای زیادی در سیاست خارجی ایران شده و تهدید اتمی، دشمنی با اسرائیل و آمریکا و پشتیبانی از گروههای نیابتی تروریستی پایان پذیرد.
در همین حال، کشورهای اروپایی بهوضوح موضعی در جهت مخالف گرفتهاند و به هیچوجه حاضر به همکاری با عملیات هدفمند برای از بین بردن جمهوری اسلامی نمیباشند. روسیه در مقابل نرمش قابل توجه ترامپ در مورد جنگ اوکراین، مواضع خود را در برابر تهران نرمتر کرده و نشانی بارز از مخالفت با واشنگتن در جنگش با رژیم ملایان از خود نشان نداده است. چین نیز در پی سفر رئیسجمهور آمریکا به پکن، هیچگونه سخنی در محکومیت یا انتقاد از آمریکا در جنگ با ایران ابراز نکرده است.
آنچه به نظر میرسد این است که اسرائیل قاطعانه خواستار تغییر رژیم در تهران است و ایالات متحده خواهان تغییرات بنیادی در ایران، چه با حفظ رژیم و چه با سرنگونی آن. روسیه حاضر به گفتگو و معامله بر سر تغییرات در ایران است و چین به دنبال تأمین منافع درازمدت خود در منطقه، حتی در صورت نابودی جمهوری اسلامی، میباشد.
در این میان، سه کشور اروپایی، انگلستان، فرانسه و آلمان، هستند که صراحتا مخالف هرگونه تغییر رژیم در ایراناند. دلایل این موضع و پشتیبانی از جمهوری اسلامی، خود بحث جداگانهای میطلبد. خلاصه آنکه یک ایران مستقل، آزاد، ملی و دموکراتیک، توانمندی جهشهای قابل توجهی در زمینههای اقتصادی، علمی و سیاسی دارد و این امر با منافع تعریفشده اروپاییان در تضاد است.
حوادث تابستان سال ۱۳۲۰ و دگرگونیهای سال ۱۳۵۷ تا حد قابل توجهی پیامد موافقتهای پشت پرده قدرتهای بزرگ غربی، بهویژه انگلستان و آمریکا، بود. پس از سال ۱۳۵۷، نه آمریکا و نه انگلستان قادر به اعمال اراده خود به تنهایی در ایران بودهاند. سفرهای محرمانه به ایران در زمان ریگان و مخالفتهای علنی و رویارویی با جمهوری اسلامی در زمان ترامپ نیز هنوز به نتیجهای نرسیده است. لندن نیز در به روی کار آوردن به اصطلاح اصلاحطلبان در رقابت با تندروهای حکومتی، ناکارآمد و ناموفق بوده است.
حال که ما در یک برهه تاریخی و استثنایی برای آزادی ایران قرار داریم، نباید بگذاریم اختلافات میان لندن و واشنگتن این فرصت را از ما برباید. از نقطهنظر داخلی، حضور میلیونی مردم در خیابانها و جانفشانی جاویدنامان میهن برای اعمال اراده ملی در جهت تغییر نظام، مهمترین عامل در این روند میباشد. به موازات آن، وجود یک رهبر محبوب و ملی، وارث تاج و تخت کیانی که شالوده تاریخ کهن و پرافتخار ماست، موجب وحدت مردمی در این خیزش و هدایت آن میباشد.
در بُعد سیاست خارجی، میبایست تلاشهای مضاعفی برای نزدیکتر کردن مواضع واشنگتن و لندن در مورد ایران صورت گیرد. این امری حیاتی و فوری است. میتوان با منطق رئالپولیتیک و سیاستورزی به این امر مهم مبادرت ورزید. هرگونه کمکاری و مسامحه در این کار میتواند فاجعهآمیز باشد و ایران را به سمتوسویی سوق دهد که حتی خواهان تصور آن نیز نیستیم.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

