فاکسنیوز به اسنادی غیرعادی دست پیدا کرده است که نشان میدهد طی سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ جمهوری اسلامی ایران و روسیه در حال برقراری ارتباطات مالی، انرژی و صنعتی بودهاند و همزمان با تشدید تحریمهای غرب علیه هر دو کشور، کانالهای جدیدی برای تجارت و همکاری ایجاد میکردهاند.

این سند نشاندهنده برنامههایی برای ایجاد کانالهای مالی جایگزین، همکاری هستهای، تولید قطعات هواپیماهای روسی در ایران، پروژههای بزرگ انرژی و مسیرهای حمل و نقل جدید که تا خلیج فارس امتداد مییابند، است.
بر اساس این گزارش که ۲۰ سپتامبر (۲۸ شهریور) منتشر شده، آمده است که سند ۴۴ صفحهای (به زبان روسی) با عنوان «برنامه همکاری میان فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران برای سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶»، با عبارت «برای استفاده رسمی» علامتگذاری شده و طرف روسی آن را در تاریخ ۲ سپتامبر ۲۰۲۴ (۱۲ شهریور) به تصویب رسانده است.
در این سند، وزارتخانهها، نهادها و شرکتهای دولتی مسئولیت اجرای پروژهها را بر عهده گرفتهاند و برای آنها مهلتهایی تا پایان سال ۲۰۲۶ تعیین شده است. فاکس نیوز مینویسد که پوتین و جمهوری اسلامی ایران «به شدت به یکدیگر نیاز دارند»
این سند بیش از یک سال پیش از جنگ میان جمهوری اسلامی و آمریکا تهیه شده است؛ بنابراین مشخص نمیکند کدامیک از این پروژهها همچنان فعال هستند یا این درگیری چه تأثیری بر برنامههای مسکو گذاشته است.
با این حال، بررسی مستقل این سند روسی، در کنار گزارشهای عمومی منتشرشده پس از آن، نشان میدهد که شماری از طرحهای توصیفشده در این نقشه راه بعدها پیشرفت کرده یا به مرحله اجرا رسیدهاند.
کتی کورکیا تحلیلگر پژوهشی برنامه روسیه در بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) میگوید، اهمیت این سند نه در یک پروژه مشخص، بلکه در ساختاری است که مسکو تلاش داشته در چارچوب روابط خود با تهران ایجاد کند.
او تأکید کرد: «این نقشه راه افشاگرانه نیست؛ افرادی که روابط روسیه و ایران را با دقت دنبال کردهاند، بسیاری از همکاریهای میان دو کشور را در آن خواهند دید که سالهاست به صورت عمومی مطرح بودهاند.»
او همچنین گفت: «آنچه بیش از هر چیز دیگری گویاتر است، ساختاری است که مسکو در تلاش است برای این رابطه ایجاد کند.» وی در همین ارتباط به ساز و کارهای مالی، مسیرهای حمل و نقل، سرمایهگذاری در حوزه انرژی و همکاریهای هوانوردی به عنوان راههای مختلفی برای کاهش آسیبپذیریهای رژیم به دلیل تحریمها و فشار اقتصادی غرب اشاره کرد.
یک منبع اطلاعاتی اروپایی که این اسناد را بررسی کرده است، به فاکسنیوز گفت: «اینها اسناد غیرعمومی و در سطح بالا هستند که همکاری جامع میان روسیه و جمهوری اسلامی ایران را نشان میدهند.»
این منبع افزود: «این همکاری همچنین استراتژیک، حساس و به شدت سیاسی است و حوزههایی مانند برنامههای هستهای، تجارت انرژی و تراکنشهای مالی را در بر میگیرد؛ حوزههایی که هدف آنها دور زدن تحریمهای آمریکا است.»
یک مقام آمریکایی نیز در پاسخ به پرسشهای فاکسنیوز درباره مفاد مالی این سند به صورت غیررسمی گفت که تحریمهای آمریکا «روسیه و ایران را به شدت از نظام مالی بینالمللی منزوی کرده است.» وی افزود که تلاش این دو کشور برای ایجاد کانالهای مالی جایگزین و دیگر ساز و کارهای دور زدن تحریمها «تعجبآور نیست».
آمریکا رصد میکند
این مقام گفت، واشنگتن تلاشهای کشورهای تحت تحریم برای ایجاد ساز و کارهای جایگزین پرداختهای فرامرزی را از نزدیک رصد میکند و در صورت مشاهدهی ساختارهایی که به دور زدن تحریمها یا تأمین مالی غیرقانونی کمک کنند، برای مختل کردن آنها اقدام خواهد کرد.
با این حال، خود سند روسی از عبارت «دور زدن تحریمها» استفاده نمیکند. در عوض، این سند بارها بر افزایش استفاده از ارزهای ملی، کانالهای مالی مستقل و اقداماتی برای مقابله با آنچه مسکو «اقدامات محدودکننده یکجانبه» مینامد، تأکید کرده است.
برخی از روشنترین مفاد این سند به نحوه انتقال پول میان روسیه و رژیم ایران مربوط میشود.
این برنامه هدفگذاری کرده که سهم تجارت دوجانبه با استفاده از ارزهای ملی از ۶۸ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۷۱ درصد تا سال ۲۰۲۶ افزایش یابد و همزمان تعداد حسابهای کارگزاری بانکی (Correspondent Accounts) با ارزهای ملی نیز گسترش پیدا کند.
این نقشه راه از این نیز فراتر رفته و از بانک مرکزی روسیه و بانک مرکزی ایران میخواهد استفاده از ارزهای دیجیتال را برای تسویه حسابهای فرامرزی توسعه دهند.
در یکی دیگر از مفاد این سند آمده است که باید «استفاده از سامانههای مستقل برای انتقال پیامهای مالی تضمین شود»؛ از جمله با اتصال مؤسسات مالی به کانالهای مستقل برای تبادل اطلاعات مالی.
این سند مشخص نمیکند قرار است از کدام سامانه پیامرسان مالی استفاده شود و صراحتاً نیز نمیگوید هدف از این برنامه دور زدن سوئیفت (SWIFT) یا کنترلهای مالی آمریکا بوده است. با این حال، بخشی از این تدابیر برای یکپارچه کردن تحرکات مالی بعدها به صورت عمومی اعلام شد.
الکسی اوورچوک معاون نخستوزیر روسیه بهمن ۱۴۰۴ گفت که روسیه و جمهوری اسلامی «تقریباً بطور کامل» تسویهحسابهای دوجانبه خود را به ارزهای ملی منتقل کردهاند و از سامانههای خود برای انتقال پیامهای مالی و بانکی استفاده میکنند. خبرگزاری روسی «اینترفکس» نیز گزارش داد که این اقدام بخشی از تلاش گستردهتر دو کشور برای ایجاد زیرساختهای پرداخت مستقل بوده است.
سفیر جمهوری اسلامی در روسیه بهمن ۱۴۰۴ گفته بود، تهران و مسکو دیگر برای روابط بانکی دوجانبه خود به سوئیفت نیاز ندارند و از سامانههای محرمانه برای تبادل پیامهای بانکی استفاده میکنند. او گفته بود که مرحله نخست اتصال شبکه پرداخت شتاب ایران به سامانه میر (Mir) روسیه، سال قبل آغاز شده بود.
کتی کورکیا تحلیلگر پژوهشی برنامه روسیه در بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) در همین ارتباط گفت که اهمیت این اقدامات در تأثیر تجمیع آنها نهفته است. او افزود: «به صورت جداگانه، هیچیک از این ابتکارات تحولآفرین نیست. اما در مجموع، آنها تلاشی برای حذف نقاط آسیبپذیری منفرد و ایجاد ساز و کارهای پشتیبان در روابط اقتصادی روسیه و ایران هستند.» این تلاش مالی با یک اقدام سیاسی نیز همراه شده است.
این نقشه راه خواستار هماهنگی روسیه و ایران از طریق بریکس (BRICS) و دیگر نهادهای بینالمللی برای مقابله با «محدودیتهای تجاری یکجانبه» است. در بخش دیگری نیز پیشنهاد شده است راههای مقابله با «اقدامات محدودکننده یکجانبه» و تأثیر آنها بر بازارهای جهانی بررسی شود.
کورکیا گفت این اقدامات فراتر از یافتن راههای جایگزین برای دور زدن تحریمها است. به گفته این کارشناس، «آنچه به ویژه جالب توجه است این است که نقشه راه، فراتر از راهکارهای عملی برای دور زدن تحریمها، شامل تلاش برای ایجاد یک کارزار فکری و دیپلماتیک علیه خود تحریمها نیز میشود.» او به برنامههایی برای تشکیل جوامع کارشناسی، پلتفرمهای گفتگو و یک مجمع بینالمللی با تمرکز بر محدودیتهای یکجانبه اشاره کرد.
یک مقام آمریکایی به فاکسنیوز گفت مؤسسات مالی و واسطههایی که امکان دور زدن تحریمها را فراهم میکنند، خود را در معرض «خطر قابل توجه تحریم» قرار میدهند و افزود که واشنگتن به همکاری با شرکای خود برای «شناسایی، افشا و مختل کردن این شبکهها در هر جا که شکل بگیرند» ادامه خواهد داد.
این مقام همچنین این دیدگاه را که گویا سامانههای مالی جایگزین روسیه و حکومت ایران میتوانند جایگزین زیرساختهای مالی غرب شوند، غیرعملی دانست.
او گفت: «روسیه و ایران میتوانند تلاش کنند کانالهای مالی جایگزین ایجاد کنند، اما نمیتوانند گستردگی دسترسی، نقدشوندگی یا اعتماد موجود در دلار آمریکا و نظام مالی بینالمللی را بازسازی کنند. تلاشهای آنها اثربخشی تحریمهای آمریکا را تضعیف نخواهد کرد.»
«روساتم» و برنامه هستهای ایران
این ساختار مالی در کنار یکی دیگر از ارکان حساس و استراتژیک روابط دو کشور قرار دارد: انرژی هستهای غیرنظامی. این برنامه، شرکت دولتی هستهای روسیه «روساتم» را همچنان مسئول فعالیتها در نیروگاه هستهای بوشهر میداند؛ از جمله تأمین سوخت و پشتیبانی تعمیر و نگهداری واحد یک و ادامه عملیات ساخت و ساز مرتبط با واحدهای دو و سه. این همکاری صرفاً روی کاغذ باقی نماند.
«روساتم» در اوایل سپتامبر (پس از جنگ ۴۰ روزه) اعلام کرد متخصصان روسی بازگشت به بوشهر را آغاز کردهاند و واحد یک برای تعمیرات برنامهریزیشده و تعویض بخشی از سوخت آماده میشود و سوخت هستهای نیز پیشتر به سایت منتقل شده است. «روساتم» همچنین اعلام کرد که فعالیتها در نیروگاه ادامه دارد و انتظار میرود متخصصان روسی بیشتری وارد ایران شوند.
کورکیا در همین ارتباط خاطرنشان کرد، پروژه واحدهای دو و سه بوشهر پیش از نقشه راه سال ۲۰۲۴ آغاز شده بود؛ بنابراین این سند آغازگر این همکاری نبوده، بلکه یک پروژه استراتژیک موجود را در چارچوب گستردهتر روابط روسیه و رژیم ایران قرار داده است.
منبع اطلاعاتی اروپایی گفت: «چنین استراتژیها و پروتکلهایی تأیید میکنند که روسیه و رژیم ایران کاملاً همسو هستند و روسیه بطور نزدیک به یقین در سال ۲۰۲۶ نیز همکاری خود با ایران را ادامه خواهد داد و قصد دارد آن را افزایش نیز بدهد.»
فاکسنیوز برای دریافت توضیح درباره این سند و وضعیت فعلی فعالیتهای «روساتم» در ایران، با این شرکت تماس گرفته است.
پروژههای انرژی؛ بخشی از تأمین مالی محرمانه
این نقشه راه همچنین میادین مشخص نفت و گاز ایران را که مسکو به دنبال نقشآفرینی در آنها بوده، شناسایی میکند.
در این سند نام شادگان، کیش و پارس شمالی آمده و وزارت انرژی روسیه و «شرکتهای روسی ذینفع» نامشخص، مسئول پیشبرد این پروژهها معرفی شدهاند. نام این شرکتها در نقشه راه ذکر نشده. در مورد چند پروژه نیز ستون مربوط به تأمین مالی با عبارت «محرمانه» مشخص شده است.
شواهد نشان میدهد دستکم یکی از پروژههای نامبرده پیشرفت کرده است.
خبرگزاری اینترفکس در ۱۳ فوریه ۲۰۲۶ گزارش داد شرکت دولتی روسیه ZN-Vostok در حال توسعه میدان نفتی شادگان ایران است و مقامات جمهوری اسلامی ایران نیز گفتهاند تهران امیدوار است سرمایهگذاری روسیه در پروژههای نفت و گاز بیشتر گسترش یابد.
این نقشه راه برای شادگان تا پایان سال ۲۰۲۵ اهداف و مراحل مشخصی تعیین کرده، در حالی که پروژههای مربوط به کیش و پارس شمالی تا سال ۲۰۲۶ ادامه مییابند و شامل فعالیتهای حقوقی، تجاری و تحلیل پروژه هستند.
یک الگو در سراسر سند بارها تکرار میشود: نقش وزارتخانهها، مهلتها و اهداف استراتژیک بطور مشخص تعیین شدهاند، اما نام برخی شرکتهای مشارکتکننده یا جزئیات ترتیبات مالی اعلام نشده است.
قطعات هواپیماهای روسی؛ ساخت ایران؟
یکی از مفاد غیرمعمول این سند فراتر از تجارت عادی است. این نقشه راه از روسیه میخواهد به ایجاد ظرفیت تولید قطعات و مجموعههای مختلف هواپیماهای روسی در ایران کمک کند.
به مقامهای روسیه دستور داده شده مشخص کنند کدام قطعات هواپیما را میتوان در ایران تعمیر یا تولید کرد، شرکتهای ایرانی توانمند برای تولید آنها را شناسایی کنند، سایتهای منتخب را از طریق سازمان هوانوردی روسیه، «روسآویاتسیا» (Rosaviatsiya)، تأیید کرده و یک توافق برای بومیسازی تولید به امضا برسانند.
در این نقشه راه، ۳۱ مارس ۲۰۲۶ به عنوان مهلت دستیابی به توافق درباره تولید بومی و ۳۱ دسامبر ۲۰۲۶ به عنوان هدف آغاز تولید نمونههای اولیه تعیین شده است.
شواهد عمومی نشان میدهد همکاری هوانوردی در حوزه مرتبط با تعمیر و نگهداری هواپیما پیشرفت کرده است.
رئیس «روسآویاتسیا» در فوریه ۲۰۲۵ گفته بود که سه شرکت ایرانی برای انجام تعمیرات و فعالیتهای مرتبط با صلاحیت پروازی هواپیماهای روسی تأیید شدهاند؛ این موضوع پس از آن مطرح شد که یک فروند ایرباس A330 شرکت «آئروفلوت»، خط هوایی روسیه، در تهران تحت تعمیر و نگهداری قرار گرفت.
دولت روسیه نیز در همان ماه درباره همکاری عمیقتر صنعتی و هوانوردی با ایران، از جمله تولید هواپیما و همکاری مشترک در زمینه موتورهای جت هواپیماهای مسافربری، صحبت کرد.
با این حال «فاکسنیوز» نتوانسته بطور مستقل تأیید کند که بخش مهمتر این نقشه راه، یعنی تولید قطعات هواپیماهای روسی در داخل ایران، اجرا شده است یا نه.
یک مسیر تجاری به سمت جنوب
این سند همچنین تلاش برای تقویت شبکه حمل و نقل زمینی میان روسیه و ایران را تشریح میکند. در این سند بر کار روی یک خط راهآهن پیشنهادی با عرض خط ۱۵۲۰ میلیمتر، مطابق استاندارد روسیه، تأکید شده که از مرز ایران با جمهوری آذربایجان به سمت بنادر ایران در خلیج فارس امتداد خواهد یافت.
این طرح در زمان تدوین نقشه راه همچنان در مرحله برنامهریزی و مذاکره قرار داشت.
بطور جداگانه، مسکو به دنبال پیشبرد راهآهن رشت– آستارا بود؛ یک بخش مفقوده حدوداً ۱۶۲ کیلومتری در کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال– جنوب. این پروژه بعدها از مرحله صرفاً مفهومی فراتر رفت.
بر اساس اعلام وزارت حمل و نقل روسیه، روسیه و جمهوری اسلامی در ماه مه ۲۰۲۵ بطور رسمی مطالعات مهندسی این خط راهآهن را آغاز کردند.
کورکیا گفت این پروژه تا اواخر تابستان ۲۰۲۶ هنوز وارد مرحله ساخت کامل نشده بود و مقامات روس و رژیم ایران همچنان روی نحوه اجرا و ترتیبات ساخت و ساز آن کار میکردند.
او همچنین به یک بند دیگر اشاره کرد: سرمایهگذاری ایران در زیرساختهای بندری آستراخان روسیه.
این نقشه راه خواستار ایجاد یک پایانه در آستراخان با سرمایهگذاری ایران، به همراه انبارها، یک پارک تدارکاتی و تأسیسات ذخیره غلات و روغنهای نباتی است.
کورکیا همچنین دریافت که یک شرکت متعلق به ایران بعدها یک پایانه در آستراخان را با خط راهآهن فرعی اداره کرده و در حال ساخت تأسیسات ذخیره غلات و روغنهای نباتی بوده است؛ فعالیتهایی که شباهت زیادی به توضیحات موجود در نقشه راه دارند. با این حال، نام شرکت در سند ذکر نشده و نمیتوان این تطابق را بطور قطعی اثبات کرد.
در مجموع، مفاد مربوط به حمل و نقل نشاندهنده تلاش برای ایجاد مسیرهای فیزیکی تجارت است که وابستگی کمتری به کریدورهای سنتی اروپایی داشته باشند.
رسانه، فناوری و «امنیت اطلاعات»
دامنه این نقشه راه بسیار فراتر از امور مالی و صنایع سنگین است. این سند خواستار تبادل محتوا، آموزش روزنامهنگاران و تولید مشترک رسانهای است و دستکم دو پروژه مشترک و «آموزش حرفهای» برای روزنامهنگاران ایران در نظر گرفته است.
همچنین از شرکتهای فناوری روسیه خواسته شده دستکم دو قرارداد در ایران در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، از جمله «امنیت اطلاعات»، مخابرات و صنعت بازیهای ویدیویی به دست آورند.
ارتباط خانوادگی پوتین در رأس روابط
مقام مسئول نظارت بر روابط روسیه با ایران نیز ارتباط مستقیمی با خانواده بزرگ رئیسجمهوری روسیه دارد.
سرگئی تسیویلیف، وزیر انرژی روسیه، ریاست طرف روسی «کمیسیون دائمی روسیه و ایران برای همکاریهای تجاری و اقتصادی» را بر عهده دارد.
تسیویلیف با آنا تسیویلیوا، معاون وزیر دفاع روسیه، ازدواج کرده است. رویترز هنگام انتصاب او به وزارت دفاع در ژوئن ۲۰۲۴ گزارش داده بود که تسیویلیوا دختر پسرعموی پوتین است.
منبع اطلاعاتی اروپایی استدلال کرد که این ارتباط نشاندهنده اهمیت سیاسیای است که مسکو برای ایران قائل است. این منبع گفت: «باید تأکید کرد که همکاری اقتصادی با ایران از طرف روسیه توسط یکی از اعضای خانواده گسترده ولادیمیر پوتین هماهنگ و مدیریت میشود.»
او افزود: «این موضوع نشان میدهد مسئله ایران صرفاً یکی از مسائل بوروکراتیک متعدد در دستور کار دولت روسیه نیست، بلکه برای منافع حکومت ولادیمیر پوتین اهمیت قابلتوجهی دارد.»
کورکیا نیز گفت: «آنچه قابل توجه است، میزان هماهنگی دولتی و نهادینهشدن این تلاش است.» وی همچنین به مشارکت بانکهای مرکزی، وزارتخانهها، نهادهای نظارتی و شرکتهای دولتی، همچنین مهلتهای رسمی و تأمین مالی محرمانه در برخی پروژهها اشاره کرد.
کورکیا گفت: «این موضوع نشان میدهد مسکو تلاش دارد آنچه در غیر اینصورت ممکن بود صرفاً یک شراکت سیاسیِ سودمند باشد، به رابطهای پایدارتر و عمیقاً نهادینهشده در ساختار بوروکراتیک تبدیل کند.»
مقامهای روسیه و جمهوری اسلامی به چندین درخواست «فاکس نیوز» برای اظهار نظر پاسخ ندادند. همچنین این شبکه برای دریافت توضیح با «روساتم» و مقامهای روس مسئول مشارکت مسکو در «بریکس» تماس گرفته ولی پاسخی دریافت نکرده است.

