نامه‌ای با ۱۷۰۰ امضا به بنیاد فریدریش نائومان در پشتیبانی از شاهزاده رضا پهلوی

- «هر کس که به دنبال ارزیابی جنبش اعتراضی در ایران است، در درجه اول باید به صدای خودِ مردم داخل ایران گوش فرا دهد.»
- «هر کس که درباره اپوزیسیون ایران بحث می‌کند، نمی‌تواند همزمان شعارها، نمادها و پیام‌های سیاسی‌ای را که خودِ ایرانیان با پذیرش خطرات جانی سنگین به خیابان‌ها آوردند، نادیده بگیرد.»
- «شاهزاده رضا پهلوی نزدیک به پنج دهه است که در برابر جمهوری اسلامی ایستاده است. او همچنین بارها به روشنی گفته است که شکل آینده حکومت ایران نباید توسط او، یک حزب سیاسی یا یک قدرت خارجی تعیین شود، بلکه صرفاً باید توسط خودِ ملت ایران از طریق انتخابات آزاد و دمکراتیک تعیین شود.»
- ما صریحاً از تصمیم بنیاد فریدریش نائومان حمایت می‌کنیم: شاهزاده رضا پهلوی این جایزه را به عنوان یک افتخار شخصی نمی‌پذیرد، بلکه آن را به عنوان امانت‌دارِ ملتی می‌پذیرد که در راه مبارزه برای آزادی، هزینه‌ای بسیار سنگین پرداخته است.
- «جایزه آزادی نه یک سلسله پادشاهی را تکریم می‌کند و نه یک فرد را؛ بلکه تجلیل از شجاعت و فداکاری‌های ملت ایران و مبارزه آنان برای ایرانی آزاد، سکولار و دمکراتیک است.»
- علاقمندان برای شرکت در این مراسم که ظرفیت محدودی برای میزبانی از مهمانان دارد، می‌توانند به وبسایت این بنیاد مراجعه کنند.

سه شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶


۱۷۰۰ تن از پزشکان و متخصصان ایرانی در داخل و خارج کشور از اهدای جایزه سال ۲۰۲۶ بنیاد «فریدریش نائومان برای آزادی» به شاهزاده رضا پهلوی به نمایندگی از مردم ایران حمایت کرده‌اند. متن این بیانیه که به ابتکار «پزشکان میهن‌دوست ایران» تهیه شده و همراه با اسامی امضاکنندگان به این بنیاد تحویل داده شده، در وبسایت «ایران را پس می‌گیریم» منتشر شده است.

علاقمندان برای شرکت در این مراسم که ظرفیت محدودی برای میزبانی از مهمانان دارد، می‌توانند به وبسایت این بنیاد مراجعه کنند.

متن بیانیه به شرح زیر است:

ما امضاکنندگان این بیانیه، به روشنی و بدون ابهام از تصمیم بنیاد آزادی فریدریش نائومان برای اهدای «جایزه آزادی ۲۰۲۶» به ملت ایران و دعوت از شاهزاده رضا پهلوی برای پذیرش این جایزه به امانت از سوی مردم در تاریخ ۷ نوامبر ۲۰۲۶ (۱۶ آبان ۱۴۰۵) در فرانکفورت، استقبال می‌کنیم. مخالفت‌های مطرح‌شده علیه این تصمیم، از حمایت ما نمی‌کاهد؛ بلکه برعکس، ارزیابی واقع‌بینانه از واقعیت‌های سیاسی داخل ایران را ضروری‌تر می‌کند.

هر کس که به دنبال ارزیابی جنبش اعتراضی در ایران است، در درجه اول باید به صدای خودِ مردم داخل ایران گوش فرا دهد.

از دی ۱۴۰۴، جنبش اعتراضی ملی به ابعادی تاریخی دست یافته است. مردم در شهرهای بی‌شماری به خیابان‌ها آمدند و به همین دلیل هدف گلوله قرار گرفتند، بازداشت و شکنجه شدند و جان باختند. با وجود این سرکوب وحشیانه، آنان به مقاومت خود ادامه دادند.

ما باید آنچه را که واقعا در خیابان‌های ایران دیده و شنیده شد، بطور عینی اذعان کنیم: بخش قابل توجهی از اعتراضات با شعارهایی در حمایت از پهلوی همراه بود. شعارهایی چون «جاوید شاه» و دیگر شعارهای صریحاً مرتبط با پهلوی، در کنار پرچم تاریخی شیروخورشید ایران حضور داشتند.

این حقایق نباید به دلایل سیاسی یا ایدئولوژیک نادیده گرفته شوند. هر کس که درباره اپوزیسیون ایران بحث می‌کند، نمی‌تواند همزمان شعارها، نمادها و پیام‌های سیاسی‌ای را که خودِ ایرانیان با پذیرش خطرات جانی سنگین به خیابان‌ها آوردند، نادیده بگیرد.

همین تصویر در میان ایرانیان خارج از کشور (دیاسپورا) نیز پدیدار شد. از استرالیا تا اروپا، کانادا و ایالات متحده، جمعیت‌های بزرگی زیر پرچم شیروخورشید، با حمل نمادها و سر دادن شعارهای مرتبط با پهلوی دست به تظاهرات زدند. شباهت و انطباق میان تصویرها و شعارهای داخل ایران با تظاهرات ایرانیان در سراسر جهان را نمی‌توان از نظر سیاسی نادیده گرفت.

شاهزاده رضا پهلوی نزدیک به پنج دهه است که در برابر جمهوری اسلامی ایستاده است. او همچنین بارها به روشنی گفته است که شکل آینده حکومت ایران نباید توسط او، یک حزب سیاسی یا یک قدرت خارجی تعیین شود، بلکه صرفاً باید توسط خودِ ملت ایران از طریق انتخابات آزاد و دمکراتیک تعیین شود.

ما از اصول بنیادین مورد تأکید او حمایت می‌کنیم: تمامیت ارضی ایران؛ حقوق برابر و آزادی‌های فردی برای همه شهروندان؛ جدایی دین از حکومت؛ و حق بی‌قید و شرط ملت ایران برای تعیین قانون اساسی و شکل حکومت آینده خود.

تاریخ دوران پهلوی برای بررسی و نقد منصفانه باز است، اما باید در بستر تاریخی خود، بطور عینی و فارغ از استانداردهای دوگانه ایدئولوژیک ارزیابی شود. خودِ شاهزاده رضا پهلوی نیز باید بر اساس سخنان، تصمیم‌ها و اقدامات خودش قضاوت شود، نه بر اساس یک قضاوت کلی و شتابزده درباره پدر یا پدربزرگش.

با در نظر گرفتن این پس‌زمینه، ما صریحاً از تصمیم بنیاد فریدریش نائومان حمایت می‌کنیم: شاهزاده رضا پهلوی این جایزه را به عنوان یک افتخار شخصی نمی‌پذیرد، بلکه آن را به عنوان امانت‌دارِ ملتی می‌پذیرد که در راه مبارزه برای آزادی، هزینه‌ای بسیار سنگین پرداخته است.

هر کس که می‌خواهد صدای ملت ایران را جدی بگیرد، نباید دست به انتخاب بزند که کدامیک از شعارهای آنان شنیده شود و کدامیک شنیده نشود. صداهای برآمده از خیابان‌های ایران، پرچم‌های شیروخورشید و شعارهای مرتبط با پهلوی، بخشی از واقعیت ثبت‌شده و مستندِ این جنبش اعتراضی هستند.

از این رو، «جایزه آزادی» نه یک سلسله پادشاهی را تکریم می‌کند و نه یک فرد را؛ بلکه تجلیل از شجاعت و فداکاری‌های ملت ایران و مبارزه آنان برای ایرانی آزاد، سکولار و دمکراتیک است.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۸ / معدل امتیاز: ۳٫۲

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=410197