آیا عقیده‌ی سیاسی باید سرنوشت سلامت یک ایرانی را رقم بزند؟

دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۰۲ نوامبر ۲۰۲۶


مهدی میرسعیدی* – در سال ۱۳۴۳، در چارچوب اصلاحات دوران شاهنشاه آریامهر، برنامه‌ای به نام «سپاه بهداشت» راه‌اندازی شد تا ارائه‌ی خدمات بهداشتی و درمانی را به روستاها و مناطق دورافتاده نیز گسترش دهد.

فلسفه‌ی وجودی سپاه بهداشت را می‌توان در یک پرسش مهم خلاصه کرد: آیا جغرافیا باید سرنوشت درمانی انسان را تحت تأثیر قرار دهد؟

سپاه بهداشت راه‌حل مناسبی برای مشکل نابرابری سلامت در جامعه‌ی ایران بعد از جنگ جهانی دوم بود. بگذریم که با گذشت بیش از چهار دهه از برقراری جمهوری اسلامی، ایران همچنان با نابرابری‌های جدی جغرافیایی و اقتصادی در سلامت روبروست. اختلاف نزدیک به هفت‌ساله‌ی امید به زندگی میان برخی استان‌های کشور و افزایش سهم پرداخت مستقیم مردم از هزینه‌های درمان در سال‌های اخیر، نشان می‌دهد که عدالت در سلامت هنوز با فاصله‌ای قابل‌توجه از واقعیت زندگی بسیاری از ایرانیان قرار دارد.

اما امروز، آیا شهروندی که فقط به‌خاطر چیزی که فکر می‌کند یا در خیابان فریاد می‌زند، باید دریافت‌کننده‌ی خدمات پزشکی ناعادلانه‌ای باشد؟ و بدتر از آن، آیا ممکن است کسی به‌خاطر عقیده‌اش از رفتن به بیمارستان برای نجات جان خودش بهراسد؟ یا در بیمارستان با خشونت نظامی روبرو شود؟

در خیزش‌های سال‌های اخیر مردم ایران، بخصوص دی‌ماه سال گذشته در انقلاب شیر و خورشید، پرسش‌های مهمی درباره‌ی عملکرد قدرت سیاسی در نظام بهداشت ایران مطرح شده است که از واقعیت‌های دردناک تاریخ اخیر ایران هستند.

در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱، گزارش‌های متعددی از بازداشت مجروحان، فشار بر کارکنان درمانی و حضور نیروهای امنیتی در مراکز پزشکی منتشر شد. مقاله‌ای که Owen Dyer در نشریه‌ی BMJ نوشت نشان داد بیماران در مراکز درمانی تحت بازجویی قرار گرفته‌اند و برخی از ترس بازداشت، مراجعه به بیمارستان را به تأخیر می‌انداختند یا اصلا مراجعه نمی‌کردند. همچنین هیئت مستقل حقیقت‌یاب سازمان ملل در گزارش ۲۰۲۴ خود مواردی از دخالت نیروهای امنیتی در محیط بیمارستان، شناسایی مجروحان معترض و ترس بیماران از مراجعه برای درمان را مستندسازی کرده است.

در جریان انقلاب شیر و خورشید در دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز گزارش‌های معتبری از حمله به مراکز درمانی، بازداشت مجروحان و خودداری برخی آسیب‌دیدگان از مراجعه به بیمارستان به دلیل ترس از دستگیری منتشر شد. در مواردی، این ترس پیامدهای مرگبار داشت. همچنین پزشکان و پرستاران زیادی به‌علت خدمت به معترضان بازداشت و زندانی شده‌اند و هنوز نگران آینده‌ی شغلی خود هستند.

هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل در گزارش سپتامبر ۲۰۲۶ خود نیز اعلام کرد که در جریان سرکوب اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، نیروهای امنیتی در روند ارائه‌ی خدمات پزشکی دخالت کرده و برخی مجروحان و کارکنان درمانی را در معرض بازداشت و تهدید قرار دادند.

از نگاه پزشکی، پیامد این وضعیت بسیار فراتر از یک اختلاف‌نظر سیاسی است. در شرایط اورژانس، زمان یکی از تعیین‌کننده‌ترین عوامل حفظ جان بیمار است. کسی که خونریزی داخلی دارد، مجروحی که رگ‌هایش آسیب دیده، یا بیماری که به‌خاطر ضربه‌ی شدید سر به جراحی فوری نیاز دارد، ممکن است فقط چند ساعت، و گاهی چند دقیقه، فرصت داشته باشد. اگر ترس از بازداشت باعث شود چنین بیماری دیرتر به مرکز درمانی برسد، سیاست عملا به یکی از عوامل تعیین‌کننده‌ی پیامد درمان او تبدیل شده است.

فضای امنیتی گاهی آن‌قدر سنگین روی نظام درمان قرار می‌گیرد که اعتماد بیمار کاملا از بین می‌رود. بیمارستانی که آدم‌ها از ورود به آن می‌ترسند، حتی با مجهزترین امکانات، کارکرد حیاتی‌اش را از دست می‌دهد. اعتماد بیمار زیرساختی نامرئی اما ضروری است که ساختنش سخت و خراب کردنش بسیار آسان است.

آنچه امروز در ایران می‌بینیم، متأسفانه در تاریخ معاصر جهان بی‌سابقه نیست. در آفریقای جنوبی دوران آپارتاید، استیو بیکو، فعال سیاسی مخالف حکومت، در سال ۱۹۷۷ پس از آسیب شدید در بازداشت پلیس جان باخت. پزشکانی که مسئول مراقبت از او بودند نتوانستند استقلال حرفه‌ای خود را در برابر فشار دستگاه امنیتی حفظ کنند. سال‌ها بعد، عملکرد آنان در کمیسیون حقیقت و آشتی آفریقای جنوبی مورد بررسی قرار گرفت. این پرونده نشان داد که بی‌طرفی پزشکی بدون استقلال حرفه‌ای معنا ندارد؛ پزشکی که نتواند در برابر فشار امنیتی از بیمارش دفاع کند، عملا از بی‌طرفی هم دور شده است.

در بحرین نیز در جریان اعتراضات سال ۲۰۱۱، ده‌ها پزشک و پرستار بازداشت شدند و تعدادی از آنان به دلیل ارائه‌ی خدمات به مجروحان اعتراضات با اتهامات سیاسی روبرو شدند. در سوریه هم درمان معترضان برای بسیاری از کارکنان سلامت به فعالیتی خطرناک تبدیل شد.

اما پرسش اینجاست: آیا پزشکی که جان یک معترض را نجات می‌دهد، الزاما با عقیده‌ی سیاسی او موافق است؟ و اگر همان پزشک جان یک مأمور حکومتی را نجات دهد، آیا باید او را طرفدار حکومت بدانیم؟ البته که نه. پزشک مسئول درمان انسان است، نه قضاوت درباره‌ی عقاید سیاسی او.

یکی از اصول بنیادین اخلاق پزشکی، بی‌طرفی پزشکی (Medical Neutrality) است. بر اساس این اصل، پزشک باید بدون توجه به عقیده‌ی سیاسی، مذهب، قومیت یا موقعیت اجتماعی بیمار، خدمات درمانی ارائه دهد. اما بی‌طرفی پزشکی به معنای بی‌تفاوتی در برابر نقض حقوق بیماران نیست. پزشکی که در برابر خشونت علیه بیماران، دخالت نیروهای امنیتی در درمان یا نقض محرمانگی اطلاعات پزشکی اعتراض می‌کند، اصول اخلاق حرفه‌ای را زیر پا نگذاشته است؛ بلکه از همان اصول دفاع می‌کند. انجمن جهانی پزشکی نیز در اعلامیه‌ی روتردام در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۶ بر حفاظت از بی‌طرفی پزشکی تأکید کرده است؛ اصولی که شامل شرایط مشابه در ایران هم می‌شود. این اعلامیه همچنین از انجمن‌های پزشکی ملی می‌خواهد نقض بی‌طرفی پزشکی را علنا محکوم کنند، حتی اگر این نقض از سوی دولت خودشان صورت گیرد.

به نظر من، آنچه امروز در ایران رخ می‌دهد ما را با پرسشی مهم‌تر در علم سلامت عمومی روبرو می‌کند: آیا عقیده‌ی سیاسی، یا حتی عقیده‌ی سیاسی منتسب به یک انسان، می‌تواند به یکی از عوامل تعیین‌کننده‌ی سلامت او تبدیل شود؟

ما سال‌ها درباره‌ی تأثیر فقر، تحصیلات، محیط زیست و محل زندگی بر سلامت انسان صحبت کرده‌ایم. اما وقتی یک مجروح به دلیل ترس از بازداشت به بیمارستان مراجعه نمی‌کند، سیاست نیز از طریق ایجاد ترس و محدودیت دسترسی، بر شانس زنده‌ماندن او تأثیر می‌گذارد.

هر نظام سیاسی آینده نیز باید در برابر همین پرسش پاسخ‌گو باشد: آیا مخالفان حکومت می‌توانند بدون ترس و تبعیض خدمات پزشکی دریافت کنند؟

شصت سال پیش، سپاه بهداشت برنامه‌ای بود برای اینکه فاصله‌ی جغرافیایی، سرنوشت درمانی یک ایرانی را تعیین نکند. امروز مسئولیت ما این است که اجازه ندهیم فاصله‌ی سیاسی میان یک شهروند و حکومت، سرنوشت درمانی او را رقم بزند.

این مسئولیت بر عهده‌ی همه‌ی ماست؛ پزشکان، انجمن‌ها و سازمان‌های پزشکی که در ایران فعالیت می‌کنند و نیز ما، از پزشکان و انجمن‌های حرفه‌ای تا نهادهای بین‌المللی پزشکی، مسئولیت داریم موارد نقض بی‌طرفی پزشکی را مستند کنیم، از کارکنان درمانی تحت فشار حمایت کنیم و اجازه ندهیم درمان انسان‌ها به ابزاری برای مجازات سیاسی تبدیل شود. جامعه‌ای که در آن انسان برای نجات جان خود از ورود به بیمارستان می‌ترسد، فقط با بحران سلامت روبرو نیست؛ با بحرانی به‌مراتب بزرگتر مواجه است و آن بحران بی‌اخلاقی و بی‌عدالتی در سلامت است.

 

*دکتر مهدی میرسعیدی، استاد دانشگاه و پژوهشگر

 

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=411382