محسن رضایی میگوید، جمهوری اسلامی تنها در صورتی که آمریکا طرح هفتگانهی پیشنهادی آن را اجرا کند، به کشتیرانی تجاری در آبهای آزاد خلیج فارس حمله نخواهد کرد!
محسن رضایی، دبیر شورای عالی «امنیت ملی» جمهوری اسلامی، در پستی در شبکهی اجتماعی ایکس اعلام کرد که پاسخ آمریکا به آخرین پیشنهاد صلح رژیم ایران «قانعکننده» نبوده و واشنگتن باید «کامل و صریح» به هفت شرط پاسخ دهد و آنها را اجرا کند. او میگوید جمهوری اسلامی تنها در این صورت، به کشتیرانی تجاری در آبهای آزاد خلیجفارس حمله نخواهند کرد.

بر اساس گزارش روزنامه «نیویورکپست»، این موضعگیری، ادامهی اصرار بر همان هفت شرط «عجیب و غریبی» است که دونالد ترامپ ماه گذشته آن را رد کرده بود. رژیم ایران همچنان تنها چارچوب قابل قبول خود را همین هفتبند میداند و هرگونه گفتگو درباره برنامهی هستهای و موشکی را به حاشیه میراند.
جمهوری اسلامی همچنین ادعا کرده در صورتی که هفت شرط آن بطور کامل اجرا شود، تنگه هرمز ظرف مدت کوتاهی (دو روز تا یک هفته) با عدم حملات به کشتیرانی از سوی سپاه پاسداران امن شود. در این میان، میانجیگری قطر همچنان ادامه دارد و پیامهایی از طریق مقاماتی مانند معاون رئیس جمهور آمریکا جی. دی. ونس رد و بدل شده، اما جمهوری اسلامی پاسخ آمریکا را ناکافی دانسته است.
اصرار جمهوری اسلامی بر هفت شرط خود در حالیست که جنگ یا درگیریهای جاری که از اواخر فوریه ۲۰۲۶ شدت گرفته ادامه دارد، تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار ناامن و محدود شده و حملات متقابل و تهدید به از سر گرفتن عملیات نظامی از هر دو سو مطرح است. ترامپ پیشتر پیشنهادهای مشابه را رد کرده و خطوط قرمز خود را اعلام نموده بود.
طبق آخرین گزارشها، مذاکرات غیرمستقیم از طریق قطریها جریان دارد. رژیم ایران پیشنویسهایی ارائه کرده و ادعا میکند آمریکا برخی شروط را پذیرفته، اما ابهاماتی باقی مانده است. با این حال، رضایی تأکید کرده که بدون اجرای کامل هفت شرط، نه تنگه هرمز باز میشود و نه مذاکرات پیش میرود.
همزمان، گزارشهایی از آمادگی جمهوری اسلامی برای از سر گرفتن فعالیتهای هستهای و بازسازی سایتهای اتمی وجود دارد و تهدید آن به پاسخ قاطع در صورت حملهی مجدد مطرح شده است.
این وضعیت نشاندهندهی سوء استفاده از تنگه هرمز به عنوان اهرم اقتصادی و امنیتی است. ناامنی از سوی جمهوری اسلامی در این آبراه حیاتی، تجارت جهانی نفت را تحت تأثیر قرار داده و فشار بر بازارهای انرژی وارد کرده است. آمریکا و متحدانش محاصره دریایی را به عنوان پاسخ به اقدامات رژیم ایران اعمال کردهاند.
اصلاح رفتاری؟! امری ناممکن در جمهوری اسلامی
اصل مسئله اما فراتر از این شروط خاص و یکطرفه است. جمهوری اسلامی از بدو تأسیس بر پایهی صدور انقلاب و ایدئولوژی «مقاومت» بنا شده است. دشمنی با آمریکا به عنوان «شیطان بزرگ» و اسرائیل به عنوان «شیطان کوچک» در قانون اساسی و گفتمان رسمی نهادینه شده است. حمایت از نیروهای تروریستی (حزبالله، حماس، حوثیها و گروههای عراقی) نه سیاست تاکتیکی، بلکه بخشی از رسالت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است.
هفت شرط رژیم ایران دقیقاً همین ماهیت را منعکس میکند. پایان «خصومتها» به معنای محدود کردن توانایی اسرائیل و آمریکا در مقابله با تروریسم نیابتی است؛ رفع تحریمها و آزادسازی داراییها بدون هیچ تعهد متقابل هستهای، عملاً تقویت اقتصادی رژیم ایران برای ادامهی سیاستهای بحرانسازی منطقهای است؛ کاهش حضور آمریکا و پرداخت غرامت نیز به منزلهی به رسمیت شناختن «پیروزی ایدئولوژیک» بقایای جمهوری اسلامی است.
جمهوری اسلامی هیچگاه حاضر به دست کشیدن از برنامه هستهای به عنوان ابزار بازدارندگی و تبلیغات ایدئولوژیک نخواهد بود و موشکهای بالستیک را جزء جداییناپذیر نیروی دفاعی و قدرتنمایی خود میداند.
اصلاح رفتاری در ساختار جمهوری اسلامی برای دستیابی به «توافق دیپلماتیک هستهای» ناممکن و هرگونه تغییر اساسی در این اصول، به معنای فروپاشی مشروعیت نظام است.
افرادی مانند محسن رضایی، که سابقهی نظامی و امنیتی طولانی دارند، نمایندهی تداوم این خط هستند، نه تغییر و تلاشی که منافع ملت ایران در آن لحاظ گردد. حتی در دورههای به ظاهر «متعادل» نیز (مانند دوران روحانی) این سیاستهای بنیادین تغییر نکرد و صرفاً تاکتیکها برای کسب امتیاز اقتصادی اندکی تعدیل شدند.
روند بینتیجه مذاکره با توجه به تجارب گذشته
تاریخ مذاکرات هستهای و امنیتی با رژیم ایران، الگویی تکراری از یک بازی شامل خرید وقت، نقض توافق و سوء استفاده است. از توافقهای اولیه با اروپا در ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ گرفته تا برجام ۲۰۱۵، جمهوری اسلامی از مذاکرات برای خرید زمان و کاهش فشار به عنوان روش «فرار به جلو» استفاده کرده است.
توافق هستهای «برجام» محدودیتهای موقتی بر غنیسازی اورانیوم گذاشت، اما رژیم ایران پس از خروج آمریکا در هشتم ماه مه ۲۰۱۸، به سرعت از سقف مجاز عبور کرد، غنیسازی را به ۶۰ درصد رساند، سانتریفیوژهای پیشرفته نصب کرد و همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را محدود نمود. آرشیو هستهای کشفشده توسط اسرائیل نشان داد که برنامهی تسلیحاتی مخفی حتی پس از سال ۲۰۰۳ نیز ادامه داشته و جمهوری اسلامی در مورد برنامههای گذشتهی خود دروغ گفته است.
با فعالشدن مکانیسم ماشه (اسنپبک) در سپتامبر ۲۰۲۵ اگرچه تحریمهای سازمان ملل بازگشت، اما در تمام این سالها، رژیم ایران همزمان به توسعهی موشکی، تقویت نیروهای نیابتی و سرکوب داخلی ادامه داده است. امتیازاتی که در مذاکرات داده شد (رفع تحریم، آزادسازی دارایی)، بجای تغییر رفتار، صرف گسترش نفوذ منطقهای و تقویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد.
در شرایط کنونی و در مذاکرات با میانجیگری قطر نیز همین الگو دیده میشود: رژیم ایران شروط حداکثری میگذارد، بحث هستهای را به تعویق میاندازد، و از کارت تنگه هرمز برای فشار اقتصادی استفاده میکند.
رد پاسخ آمریکا و اصرار بر اجرای کامل شروط هفتگانه، نشاندهندهی عدم ارادهی واقعی برای مصالحه و رسیدن به توافق واقعی است. هرگونه توافقی که با رژیم ایران حاصل شود، صرفاً تنفسی موقت خواهد بود و رژیم ایران از آن برای بازسازی و پیشبرد اهداف خود بهره خواهد برد، زیرا این رژیم امکان تغییر بنیادین در رفتار ایدئولوژیک ذاتی خود را ندارد.
تجارب گذشته ثابت کرده که مذاکره با جمهوری اسلامی که هستهی هویت خود را در تقابل با غرب و اسرائیل تعریف کرده، نتیجهای جز تقویت آن ندارد. فشارهای مختلف حداکثری، انزوا و بهمزدن محاسبات امنیتی رژیم ایران (از طریق اقدام قاطع) تنها راههایی هستند که تا کنون در تضعیف جمهوری اسلامی مؤثر بودهاند.
در هر حال، طرح هفتبندی رژیم ایران، نه گامی به سوی صلح، بلکه تأیید دوباره بنبست ساختاری و مسیر شکستخوردهی «مذاکره برای مذاکره» از سوی جمهوری اسلامی است. رئیس جمهور آمریکا پس از انتخابات میاندورهای فرصت کافی دارد تا با جلوگیری از «اتلاف وقت» بیشتر و بر اساس آنچه خود گفته است، کار را تمام کند.

