Page 40 - (کیهان لندن - سال چهل و یکم ـ شماره ۵۳۴ (دوره جديد
P. 40
صفحه 40شماره ۲000
جمعه ۲۵مهر تا پنجشنبه 1آبان 14۰4خورشیدی
پیام یا صدا؛ تحلیل گفت ن مسئولیت شهریاری در نطق ۱۴آبان ۱۳۵۷و
تداوم آن در شهریاری ایرانی معاﴏ
جمله تحریفشده را به عنوان حقیقت تاریخی بازنویسی و همدلی را در خود جای داده بود« :من نیز /پیام انقﻼب آریا َچمروش – در تاریخ سیاسی ملتها ،گاه واژهای
کردند و به این ترتیب تحریف واژگانی به حافظه نهادی بدل ش /ملت ایران را شنیدم»؛ فاعل آگاه ،مفعول عقﻼنی ،و واحد میتواند مسیر مﴩوعیت را تغییر دهد .در ایران
شد .نسلهای بعد ،م را نه از سند اصلی بلکه از باز ایی فعل ادراکی .اما در جمله تحریفشده ،مفعول از مفهوم ،۱۳۵۷چنین لحظهای در نطق ۱۴آبان محمدرضاشاه پهلوی
به حس تغییر یافت و فعل «شنیدم» معنای درک را از آریامهر پدید آمد؛ زمانی که او در میان بحران سیاسی ،با
ایدئولوژیک فراگرفتند. دست داد .این جابجایی ،از نظر گفت نی ،به معنای انتقال آرامش و وقار خطاب به ملت گفت« :من نیز پیام انقﻼب
تحلیل ایدئولوژیک نشان میدهد که قاب «صدا» سه ش ملت ایران را شنیدم ».در م رسمی سخ انی ،واژه
مﴩوعیت از قانون به احساس بود. «پیام» برگزیده شد ،واژهای که از منظر زبان و فلسفه
کارویژه داشت: شاه درواقع در ه ن سخ انی ،نه تسلیم ،بلکه مسئولیت سیاست ،حامل معنا ،عقﻼنیت و دعوت به گفتگو است .اما
نخست ،مﴩوعیت بخشیدن به احساسات خیابانی و خود را تکرار کرد و وعده داد اصﻼحات بر اساس قانون همین واژه ،در روایت رسانهای و گفت ن انقﻼبی روزهای
اساسی و انتخابات آزاد انجام گیرد .در بافت تاریخی نطق، بعد ،به «صدا» تبدیل شد و جمله به شکل «من صدای
سلب مﴩوعیت از نهاد قانون؛ که میان استعفای دولت ﴍیفامامی و بحران خیابانی ایراد
دوم ،ساخ تقابل اخﻼقی ملت مظلوم در برابر حاکم انقﻼب ش را شنیدم» در حافظه عمومی ماند.
شد« ،پیام» نشانه قانو داری بود ،نه نشانه عقبنشینی. این تغییر ظاهراً کوچک ،معنایی عمیق و ﴎنوشتساز
گناهکار؛ فرایند رسانهای پس از نطق نشان داد که چگونه معنا داشت؛ زیرا پادشاه را از جایگاه فاعل خردمند و مسئول
سوم ،بس راه هر اصﻼح آینده از طریق تصویر «شاهی مهندسی میشود .در روزنامههای رسمی ،م نخست با واژه به شنوندهای منفعل فروکاست و از گفتگو ،روایت تسلیم
درست چاپ شد (اعتصاب روزنامهها در این روز آغاز شده
که دیر شنید». بود و این م در روزنامههای پر تیراژ چاپ نشده است) ،اما ساخت.
در این روند ،زبان احساس جای زبان قانون را گرفت و در تیﱰها و تحلیلهای بعدی ،واژه «صدا» به دلیل کوتاهی در چارچوب نظری تحلیل گفت ن انتقادی ،زبان نه ابزار
عقﻼنیت شهریار در روایت عمومی از میان رفت .در فرهنگ و بار عاطفی بیشﱰ جایگزین گردید .در ترجمه انگلیسی انتقال معنا بلکه ساز و کار قدرت است .در نطق ۱۴آبان،
عامه ،سین و موسیقی ،همین قاب احساسی بازتولید شد و نیز واژه voiceرا برگزیدند و بدینگونه تحریف به روایت شاهنشاه از موضع شهریار قانو دار سخن گفت و واژه
واژه «صدا» به نشانهای فرهنگی از فروپاشی نظام پادشاهی بیناﳌللی تبدیل شد .در نظریه قاببندی ،این ونه مصداق «پیام» را به عنوان نشانه پذیرش گفتگو به کار برد؛ اما در
تبدیل گردید .درواقع ،تحریف واژگانی از سطح بﻼغت به باز ایی ترجمهای است که از طریق ترجمه دلخواه ،معنا و باز ایی انقﻼبی ،واژه «صدا» جای آن را گرفت و گفت ن
موقعیت سیاسی گوینده را تغییر میدهد .در نتیجه ،شاه خردگرای شهریاری جای خود را به گفت ن احساسی خیابان
سطح ایدئولوژی و از آنجا به حافظه جمعی منتقل شد. در رسانههای جهان به عنوان فرمانروایی که «تسلیم فشار داد .تحلیل قاببندی رسانهای نیز نشان میدهد که رسانهها
اما در سیر تاریخ ،هر تحریفی ضدحافظهای نیز دارد .در با گزینش واژه احساسیتر ،درک عمومی را از یک گفتگوی
دهههای اخیر ،بازخوانی اسناد و بازگشت به م رسمی مردم» شده معرفی شد. اصﻼحی به اعﱰافی از ﴎ ترس تبدیل کردند .قاب معنایی
نطق ،سبب شده است که نسل تازهای از پژوهشگران ،واژه در روزهای بعد ،خطیبان انقﻼبی و بیانیههای مذهبی تازه ،پادشاه را نه ضامن قانون بلکه بازیگر واپسین لحظه
«پیام» را نه به عنوان جزئی از گذشته ،بلکه به عنوان اد همین تعبیر را به نشانه پیروزی مردم تکرار کردند .قاب
جدید از سطح خﱪ به سطح اد ارتقا یافت :شنیدن صدا، سقوط تصویر کرد.
بلوغ سیاسی ایران در آستانه مدرنیت بازشناسند. یعنی اعﱰاف به گناه .این فرایند ،که نظریه گفت ن آن را بررسی زبانی م نشان میدهد که واژه «پیام» در فارسی
در این بازخوانی ۱۴ ،آبان نه روز اعﱰاف ،بلکه روز تعهد «اخﻼقیسازی سیاست» مینامد ،به ﴎعت در آموزش حامل معنا و مفهوم است ،در حالی که «صدا» بر حس و
است؛ روزی که شاه ،به عنوان شهریار قانو دار ،خواست تا رسمی جمهوری اسﻼمی تثبیت شد .کتابها و مقالهها ، هیجان دﻻلت دارد .جمله اصلی با ساختاری عقﻼنی ،گفتگو
مﴩوعیت را با اخﻼق و قانون آشتی دهد.
از این منظر ،تحول زبانی ۱۳۵۷نه حادثهای زودگذر،
بلکه نقطه آغاز جنگ معنایی بر ﴎ مفهوم شهریاری ایرانی
بود .پادشاهی در ذات خود مبتنی بر عقﻼنیت و

