Page 55 - (کیهان لندن - سال چهل و دوم ـ شماره ۵۷۷ (دوره جديد
P. 55
صفحه 55شماره ۲۰۴۳ هیچ برنامه مشخص و هماهنگی برای مدیریت
جمعه ۲۸اوت تا پنجشنبه ۳سپتامبر ۲۰۲۶ وضعیت بحرانی اقتصاد کشور در «شرایط جنگی» ندارند.
همانطور که در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای
جنگ روایتها؛ مهمترین میدان نبرد در ایران، اسلامی نیز تأکید شده ،و کارشناسان اقتصادی نیز توضیح
از ۵۷تا امروز دادهاند ،علت اصلی بحران امروز اقتصاد ایران «جنگ»
نیست بلکه محصول عملکرد نزدیک به نیم قرن جمهوری
کرده است. =در دهههای گذشته ،تعریف «قدرت» در عرصه
نویسندگان متعددی این چرخش بزرگ را تحلیل کردهاند. بینالملل دستخوش تغییری بنیادین شده است .اگر تا اسلامی است.
مثلا شان مکفیت در کتاب قوانین جدید جنگ میگوید اواخر قرن بیستم ،وزن یک کشور را با تعداد تانکها، در همین رابطه مرتضی افقه اقتصاددان و استاد دانشگاه
قواعد بازی در قرن جدید با فرمولهای کلاسیک همخوانی حجم اقتصاد یا وسعت مرزهایش متر میکردند ،در قرن جندیشاپور اهواز در گفتگو با روزنامه «جهان صنعت»
ندارد .از نظر او ،پیروزی یعنی نفوذ به اراده سیاسی و ذهن بیستویکم فاکتور دیگری هموزن آنها شده است :توانایی تأکید کرده« :بخشی از این وضعیت ،نتیجه سیاستهای
جامعه هدف؛ حتی بدون اینکه تانکی شلیک شده باشد .به نادرستی است که طی سه یا چهار دهه گذشته دنبال شده
همین خاطر ،عملیات روانی و مدیریت روایتها به رکن تسخیر افکار عمومی.
=در سال ۱۳۵۷تصویری غلط از ایراِ ِن پهلوی ساخته شد است».
اصلی استراتژیهای امنیتی تبدیل شدهاند. که تماما بر «وابستگی ،خفقان سیاسی و شکاف طبقاتی» این اقتصاددان توضیح داده که برخلاف شعارهایی که
پی .دابلیو .سینگر و امرسون بروکینگ نیز در کتاب( (�Like تأکید میکرد .این تصویر که در فضای روشنفکری ،چپ همواره درباره کاهش وابستگی به خارج مطرح میشد،
)Warاین ماجرا را از زاویه شبکههای اجتماعی دیده و و مذهبی دستبهدست میشد ،کمکم به باور بخشی سیاستگذاریها در حوزه کشاورزی ب ه شکلی پیش رفت
معتقدند این پلتفرمها دیگر ابزار ساده انتقال پیام نیستند، از جامعه تبدیل شد؛ روایتی که هیچ راهی برای اصلاح که تمرکز زیادی صرفا بر تولید محصولاتی مانند گندم قرار
بلکه خوِ ِد میدان جنگند .جایی که یک ویدئوی چند ثانیهای سیستم باقی نمیدید و «انقلاب» را تنها گزینه ممکن گرفت ،در حالی که میشد سیاستهای دیگری نیز در پیش
یا یک هشتگ میتواند کاری کند که سابقا فرستندههای گرفت تا نیازها ی غذایی و اساسی کشور تا این اندازه به
غولپیکر تلویزیونی یا دولتها هم از پس آن برنمیآمدند. معرفی میکرد.
اما هدف این جنگ همیشه قانع کردن مخاطب نیست. =جمهوری اسلامی از دامن یک انقلاِِب روایی متولد خارج وابسته نباشد.
توماس رید در کتاب اقدامات مخرب نشان میدهد که هدف شد؛ بنابراین طبیعی بود که از همان روز اول ،حکمرانی مرتضی افقه با اشاره به پیامدهای طرح «دی ِ ِدی
اصلی در مواجهه مدرن ،ایجاد شک و گسترش بیاعتمادی ضدتوسعهاش را با تفسیر مداوم مفاهیمی مثل «انقلاب»، اقتصادی» ایالات متحده برای تشدید فشارهای حداکثری
است .گاهی موفقترین روایت آن نیست که شما را به باور علیه جمهوری اسلامی گفته« :اگر تولید یا واردات مواد
یک دروغ وادار کند؛ بلکه روایتی است که شما را نسبت به «بحران» و «دشمن» پیش ببرد. غذایی با مشکل مواجه شود و فشار جدید نیز به این
= تولید روایتهایی که میگویند «آینده بنبست بخش وارد شود ،در گام نخست آسیبپذیری دهکهای
وجود هرگونه «حقیقتی» بدبین کند. است»« ،هیچ جایگزینی وجود ندارد» یا «هر کنشی پایین جامعه افزایش خواهد یافت .بهنظر من ،در شرایط
اینجاست که تحلیل مارتین گوری در کتاب شورش توده بیفایده است» ،فارغ از اینکه از طرف چه کسی صادر فعلی حتی ششدهک نخست جامعه میتوانند تحتتاثیر
معنا پیدا میکند .او میگوید انقلاب دیجیتال انحصار شوند ،یک کارکرد مشخص دارند :تزریق ناتوانی آموختهشده مستقیم این وضعیت قرار بگیرند و فشار بیشتری را متحمل
دولتها بر اطلاعات را شکست ،اما در عوض ،جامعه را با شوند .این مسئله میتواند برخی از این خانوارها را وارد
سیلابی از روایتهای متناقض روبرو کرد؛ نتیجه؟ سرگیجه به جامعه. مرحله بحران کند و حتی ممکن است بخشی از آنها به زیر
=اگر قرن بیستم زمانه جنگ بر سر زمین و چاههای
شناختی و سقوط اعتماد عمومی. نفت بود ،قرن بیستویکم قرِ ِن فتح ذهن انسانهاست. خط فقر سقوط کنند».
تیموتی اسنایدر نیز در کتاب راهی به سوی ناآزادی دست ماندگاری یا فروپاشی سیستمها بیش از آنکه به «قدرت این اقتصاددان تأکید کرده ،در کنار تبعات اقتصادی ،این
روی همین نقطه میگذارد و توضیح میدهد که چطور سخت» آنها وابسته باشد ،به تواناییشان در ساختن روایتی وضعیت میتواند پیامدهای اجتماعی و سیاسی نیز بهدنبال
برخی حکومتها با تولید انبوهی از روایتهای متضاد، پایدار و باورپذیر از مشروعیت و آینده گره خورده است. داشته باشد ،به ویژه اگر حکومت نتواند برای شرایط جدید
عملا امکان توافق بر سر یک «واقعیت مشترک» را در جامعه
پائولا متکی * راهکار مناسبی پیدا کند.
نابود میکنند. تحلیلی بر دگرگونی مفهوم قدرت و کارزار شناختی در کارشناسان اقتصادی معتقدند در صورت عدم توافق
جمهوری اسلامی با آمریکا ،و با ادامه شرایط کنونی یا تداوم
نیم قرن اخیر جنگ حکومت و آمریکا ،قیمت دلار به ۳۰۰هزار تومان
مقدمه :وقتی ذهنها به خط مقدم تبدیل میشوند خواهد رسید .افزایش قیمت دلار بطور مستقیم بر قیمت
در دهههای گذشته ،تعریف «قدرت» در عرصه بینالملل کالاها و خدمات مؤثر خواهد بود و فشارهای اقتصادی
دستخوش تغییری بنیادین شده است .اگر تا اواخر قرن را چه بر بخش صنعت و تولید ،و چه بر مصرفکنندگان
بیستم ،وزن یک کشور را با تعداد تانکها ،حجم اقتصاد
یا وسعت مرزهایش متر میکردند ،در قرن بیستویکم افزایش خواهد داد.
فاکتور دیگری هموزن آنها شده است :توانایی تسخیر افکار امیرمحمد گلوانی تحلیلگر اقتصادی و پژوهشگر بازار ارز
میگوید ،در صورت ادامه محاصره اقتصادی یا از سر گرفته
عمومی. شدن درگیریهای نظامی ،قیمت دلار تا پایان سال میتواند
به همین دلیل است که امروز اصطلاحاتی مثل «جنگ بین ۲۵تا ۵۰درصد افزایش یابد و به محدوده ۲۵۰تا ۳۰۰
روایتی» (« ،)Narrative Warfareجنگ اطلاعاتی» و «جنگ
شناختی» پای ثابت تحلیلهای امنیتی و سیاسی شدهاند. هزار تومان برسد.
در این پارادایم جدید ،دعوا دیگر صرفا بر سر تصرف خاک او با اشاره به اختلال در ارزآوری و صادرات نفت
نیست؛ جنگ واقعی بر سر این است که چه کسی روایت را گفته هزینههای محاصره اقتصادی میتواند چندین برابر
میسازد ،به افکار عمومی جهت میدهد و برداشت مردم از جنگ نظامی باشد و تداوم وضعیت فعلی تنگه هرمز،
اقتصاد و معیشت مردم را با موجهای سنگینتر تورمی
«واقعیت» را دستکاری میکند.
در چنین دنیایی ،موفقیت یک جریان سیاسی لزوما در مواجه کند.
گرو برتری نظامی یا اقتصادیاش نیست .برنده کسی است این اقتصاددان افزایش نرخ ارز را ناشی از تورم مزمن،
که بتواند بحرانها را به نفع خود تفسیر کند ،حافظه جمعی رشد نقدینگی ،خسارتهای جنگ ،محدودیت صادرات
جامعه را بسازد و امید ،اعتماد و هویت مردم را هدایت و ادامه محاصره اقتصادی ارزیابی و تأکید کرده است که
کند .به زبان ساده :اگر در گذشته خط مقدم در مرزهای فشار همزمان جنگ و تحریم ،ظرفیت تولید ،ارزآوری
جغرافیایی بود ،امروز این خط به درون ذهن انسانها کوچ و ثبات بازارها را هدف گرفته و چشمانداز نرخ ارز را
بیش از گذشته به تحولات سیاسی و امنیتی وابسته کرده
است.

