قرار در پرتگاه (مسقط)، گفتگو در خانه تزویر (بیت‌الحیل)!

چهارشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۴ برابر با ۱۶ آپریل ۲۰۲۵


احمد تاج‌الدینی – جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا پس از ۴۶ سال قطع رابطه مستقیم سیاسی و سیاست خصمانه تصمیم گرفته‌اند از مسیر دیپلماسی با هم گفتگو کنند. دیپلماسی تاریخی به درازای تمدن بشری دارد. در دوران ما هنگامی‌ که از دیپلماسی سخن به میان می‌آید مقصود سیستمی‌ از ارتباطات است که بتواند پیوندهای رسمی‌ بین دولت‌ها را تقویت کند. هدف از دیپلماسی پیشبرد منافع کشور در مناسبات بین‌المللی است. از طریق دیپلماسی دوستی دولت با دولت‌های دیگر یا سازمان‌های بین‌المللی بهبود می‌یابد و اگر موفق شود، از جنگ و درگیری جلوگیری می‌کند. دیپلماسی مجموعه ابزاری برای مبارزه در میدان منافع است. از این میدان می‌توان برنده و سربلند و یا شکست‌خورده و سرشکسته بیرون آمد.

 شکست در میدان توسل به دیپلماسی

دیپلماسی نیازمند خردورزی برای پیشبرد اهداف سیاسی است.  حال آنکه حکومت اسلامی فلسفه وجودیش در ستیز با عقلانیت شکل گرفته است و اوج این بی خردی نیز در اولویت دادن میدان (یعنی جنگ) بر دیپلماسی در این سال‌ها بوده است. مقدم بودن میدان بر دیپلماسی در نهایت به شکست خفت‌بار میدان منتهی گردید. شکست در میدان و تشر ترامپ موجب گردید که یک‌شبه شیپورهای تبلیغاتی نظام صدای خود را تغییر دهند و صدای دیپلماسی سر دهند.

حالا حاکمان اسلامی در کشور ما پس از ۴۶ سال سیاست «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم»، ۴۶ سال سیاست «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسراییل» و ۴۶ سال سیاست لگدپراکنی به همسایگان، یک‌شبه خوابنما شده‌اند که راه‌های دیگری هم برای اداره کشور و تنظیم مناسبات بین‌المللی وجود دارد. حال تمام نظام از اصلاح‌طلب و اصولگرا و پایداری‌چی و وفاق‌چی‌ و اپوزیسیون قلابی دست در دست هم داده و برای دیپلماسی هورا می‌کشند.

راز و رمزهای دیپلماسی

دیپلماسی چیزی متفاوت از سیاست خارجی رسمی‌ دولت است. دیپلماسی همواره مجموعه ای از اسرار و راز و رمزها را با خود دارد که به باور ایوار نیمان و زیگوالد‌هاوگه در کتاب «دیپلماسی چیست»، بیشباهت به رازآلودگی فراماسونی نیست. در دیپلماسی نیز مانند تشکیلات ماسونی سمبل‌ها معانی ویژه‌ای به خود می‌گیرند. زبان دیپلماسی در بسیاری جهات زبان سمبل‌هاست. برای فهم دیپلماسی باید با زبان سمبل‌ها آشنا بود.

سمبل‌ها در دیپلماسی سخن می‌گویند

نخستین سمبل در نشست عمان نام شهری است که دیدار هیئت‌ها در آن انجام شد. «مسقط» پایتخت سلطان‌نشین عمان در اصل به معنی ساقط شدن، سقوط کردن، افتادن و پرت شدن است. این اسم نشانه‌ای است از سقوط و پرت شدن جمهوری اسلامی. سمبل دیگر «بیت الحِیَل» ، محل انجام مذاکرات است، که در فارسی به معنی «خانه تزویر» یا «کلَک‌خانه» است.  اگر این سمبل را جدی بگیریم مفهوم آن این می‌تواند این باشد که در آنجا حقه‌ای در کار است و قرار است کلاهی بر سر یک مشت پاسداری که لباس هیئت نمایندگی پوشیده‌اند گذاشته شود.

از سوی دیگر این خانه محل اقامت وزیر خارجه عمان است که نقش میانجی را بازی می‌کند. غیرمستقیم بودن گفتگوها و نقش وزیر خارجه عمان اشاره‌ای است سمبلیک به آنکه ایران چنان ضعیف شده که اجازه تصمیم‌گیری مستقل ندارد و هرگونه تفاهم با آمریکا منوط به رضایت دولت‌های دیگری نیز هست.

اما اینکه در میان اینهمه پیامبر چرا جرجیس به میانجیگری برگزیده شده نیز در زبان سمبلیک دیپلماسی معنا دارد. سلطنت مطلقه عمان کشوری بسیار بسته است و پیوند عمیقی با بریتانیای کبیر دارد و از این طریق تاثیرگذاری انگلستان در مذاکرات را نشان می‌دهد. از سوی دیگر از آنجا که عمان عضو شورای همکاری خلیج فارس است به نوعی پیروزی کشورهای عربی بر جمهوری اسلامی ایران را در مذاکرات به رخ مقامات متکبر رژیم می‌کشد. مهم نیست رژیمی‌ که به پرتگاه (مسقط) احضار شده چه نامی‌ دارد، مهم آنست که نتیجه مذاکرات با آمریکا باید نفع آنها را نیز در بر داشته باشد. برای دولت‌های عربی باید بسیار غرورانگیز باشد که از راه نرم دیپلماسی قادسیه دیگری رقم می‌خورد، هرچند که در این میان نقشی در حد پادو قدرت‌های بزرگ بازی کرده باشند.

 سهمخواهی لژیون‌های رم و دعای خیر پاپ

سران کشورهای اروپایی که این هفته در شهر رم پایتخت باستانی امپراتوری روم گرد آمده‌اند، اعلام کرده بودند که ادامه مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در رم خواهد بود. این به این معناست که وارثان امپراتوری رم (همه اروپا) از تکروی آمریکایی‌ها راضی نیستند و سهم خود را از کشور شکست‌خورده می‌خواهند. نشست در رم این فایده را هم می‌توانست داشته باشد که پاپ در واتیکان دعای خیری هم برای ختم غائله بخواند و فرزندانش را به آرامش دعوت کند. سهم‌خواهی اروپاییان موجب گردید که فعلا نشست در رم منتفی گردد و نشست آینده نیز همچنان در پرتگاه (مسقط) برگزار خواهد شد.

سیاست‌های ترامپ با سیاست‌های حقوق بشری اروپا سازگاری ندارد و از سوی دیگر جمهوری اسلامی نیز گروه خونی‌اش با ترامپ بیشتر نزدیکی دارد تا اروپایی‌هایی که مرتبا قطعنامه‌های حقوق بشری صادر می‌کنند. ترامپ علاقه‌ای ندارد با ورود لژیون‌های رم و پاپ در مذاکرات اختلالی ایجاد گردد. وضعیت ژئوپولیتیک امروز جهان با زمان شکست فاشیسم هیتلری بسیار تفاوت دارد و از نگاه ترامپ اروپایی‌ها نباید در تقسیم غنایم بازمانده از شکست‌خورده همان انتظارات سابق را داشته باشند.

همه عجله دارند

در اکتبر ۲۰۲۵ محدودیت‌های هسته‌ای علیه جمهوری اسلامی که بنا بر برجام مقرر گردید به پایان می‌رسد و پس از آن استفاده از مکانیسم ماشه و بازگرداندن تحریم‌ها منتفی خواهد شد و برنامه هسته‌ای ایران از دستور کار شورای امنیت خارج می‌گردد. به این جهت همه طرفین غربی عزم جزم کرده‌اند تا پیش از انقضای مهلت، رژیم اسلامی را متعهد به الزام‌های جدیدی کنند تا امکان هرگونه فعالیت هسته‌ای از آنها سلب گردد و علاوه بر آن سلاح‌های متعارف نظامی نیز زیر نظارت‌های محدودکننده قرار گیرد.  به عبارت دیگر هدف آنست که تا پیش از ماه اکتبر قرارداد جدیدی جایگزین برجام گردد که در ان محدودیت‌های پایدارتری نسبت به رژیم ایران اعمال گردد.

قرارداد استعماری برجام در سال  ۲۰۱۵ از فروپاشی رژیم جلوگیری کرد. حال نیز با نزدیک شدن انقضای تعهدات آن قرارداد، یکبار دیگر قیل و قال فراوان برای انعقاد قرارداد دیگری بر پا شده است.

تسلیم‌نامه یا قرارداد

رژیم‌های بنیادگرای اسلامی به منزله اسب تروای نظام‌های استعماری عمل کرده‌اند. نطفه این نظام‌ها به وسیله چپاولگران بین‌المللی بسته می‌شود تا ملت‌هایشان را به گروگان بگیرند و اگر بتوانند جهانی را به آتش بکشند. دار و دسته حاکم بر ایران در این ۴۶ سال ماموریت‌های محوله برای ویرانی خاورمیانه را با موفقیت به انجام رسانده است. حالا با تغییر اوضاع جهانی باید ماموریت‌های جدیدی متناسب با تغییرات به وجود آمده به عهده بگیرند. امتناع از دستور، نابودی‌شان را در پی خواهد داشت. خطاب ترامپ به رژیم که یا قرارداد را با «من» امضا کنید یا بمبباران می‌شوید، اشاره به امضای تسلیم‌نامه دارد. دولت‌های عادی در مواقعی که مورد تهدید خارجی قرار می‌گیرند ملت‌هایشان به صحنه می‌آیند و از آنها دفاع می‌کنند، اما رژیم فقها به دلیل سابقه سیاهکاری‌هایش با ملت از مردم می‌ترسد و به این جهت زیر بار هر شرطی که بیگانگان طلب کنند می‌رود. رژیم تبهکار تا هست این وضعیت ادامه دارد. در این سال‌ها نشان داده‌اند که نه در جنگیدن لیاقت دارند و نه در دیپلماسی.

هنر این جماعت فقط لفاظی و گزافه‌گویی است و بس.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۱ / معدل امتیاز: ۳

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=374678