از پناهگاه تا حسینیه؛ رژیم ایران و بازسازی تصویر رهبرش

- رژیم جمهوری اسلامی ایران که از سال ۱۳۵۷ مشروعیت خود را بر پایه «ولی فقیه» بنا نهاده است، ناگهان با معضلی بی‌سابقه مواجه شده: رأس نظام در لحظه یک رویارویی وجودی با اسرائیل غایب شد، و برای نخستین بار، مردم بی‌پرده و آشکارا می‌پرسند: «رهبر» کجاست؟ آیا هنوز قدرت را در دست دارد؟
- خطرناک‌ترین پیامد جنگ اخیر برای جمهوری اسلامی نه خسارات مادی یا تهدید خارجی، بلکه پرده‌برداری آن از درون جامعه‌ی ایران بود.
- به نظر می‌رسد که نظام آگاهانه تصمیم گرفته خامنه‌ای را از مقام فرماندهی اجرایی به مقام «قداست نمادین» منتقل کند. این کار اما اما یک خطر استراتژیک در دل خود دارد: چه می‌شود اگر مردم احساس کنند که نماد حاضر، دیگر قادر به عمل واقعی نیست؟!
- ممکن است رژیم ایران بتواند این مرحله دشوار را با آمیزه‌ای از نمادسازی و مدیریت تاکتیکی پشت سر بگذارد، اما نمی‌تواند تا ابد از پاسخ به آن پرسش اساسی مردم ایران بگریزد که: چه کسی واقعاً بر ما حکومت می‌کند؟ و او کجا بود، وقتی ما در جنگ بودیم؟

سه شنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۴ برابر با ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۵


سالمه الموشی (ایندیپندنت عربی) – در دوران بحران، وزن کشورها تنها با سلاح و ائتلاف‌ها سنجیده نمی‌شود، بلکه با میزان آرامشی که رهبران آنها در دل ملت‌ ایجاد می‌کنند، سنجیده می‌شود. رژیم جمهوری اسلامی ایران که از سال ۱۳۵۷ مشروعیت خود را بر پایه «ولی فقیه» بنا نهاده است، ناگهان با معضلی بی‌سابقه مواجه شده: رأس نظام در لحظه یک رویارویی وجودی با اسرائیل غایب شد، و برای نخستین بار، مردم بی‌پرده و آشکارا می‌پرسند: «رهبر» کجاست؟ آیا هنوز قدرت را در دست دارد؟

 

در اوج تبادل آتش با تل‌آویو و همزمان با تشدید تهدیدها از سوی واشنگتن، صداوسیمای جمهوی اسلامی از تصویر علی خامنه‌ای خالی بود؛ نه سخنرانی، نه دیدار رسمی، حتی نه پیام تسلیت به قربانیان جنگ. او ناپدید شد، و سکوتش به یک پیام تبدیل گشت.

گزارش‌های غیررسمی از درون ساختار محافظه‌کار نظام حاکی از آن بود که خامنه‌ای به پناهگاهی بسیار امن در تهران منتقل شده است؛ یک پناهگاه و سنگر زیرزمینی که برای شرایط اضطراری و حفاظت از شخصیت‌های عالی‌رتبه طراحی شده است. در سایه تهدیدهای شدید، این امر چندان دور از انتظار نبود؛ اما آنچه غافلگیرکننده بود، طولانی شدن این غیبت در تمام ایام نبرد بود، که زمینه‌ساز گمانه‌زنی‌های بی‌پایانی شد.

در رژیم ایران که نظام با شخص رهبر یکی انگاشته می‌شود، غیبت او تنها خلأ سیاسی نیست، بلکه شکاف در تعادل نمادین است. شاید نظام به‌ تازگی متوجه شده که چنین خلأیی را نمی‌توان با بیانیه‌ها یا اخبار رسمی پر کرد. از همین رو، بازگشت وی با دقت و در شبی که جای تفسیر نمی‌گذارد طراحی شد: عاشورا. این ظهور نه یک بازگشت سیاسی عادی، بلکه نوعی تجلی آیینی بود که رسانه رسمی آن را با تصویر «امام حسین» در کربلا پیوند زد: مردی ساکت در قلب مراسم عزاداری، که به جلو خیره شده بی‌آنکه سخنی بگوید. دوربین‌ دیگر به‌ دنبال یک شخص کاریزما نبود، بلکه به‌ دنبال نماد می‌گشت. تصویر بی‌صدا، حضوری بدون سخن، گویی خود سکوت پیام بود: «رهبر اینجاست، حتی اگر سخن نگوید!»

اما پرسش کلیدی‌ای که این بازگشت مطرح کرد، نه درباره حضور خامنه‌ای، بلکه درباره بازتعریف نقش نمادین او پس از این غیبت بود. آیا رژیم ایران هنوز می‌تواند بر «ولی فقیه» به‌ عنوان محور روحی و سیاسی اتکا کند؟ یا اینکه نظام عملاً در حال آماده‌سازی برای دوران پس از خامنه‌ای است، با تبدیل او به مرجعی ابدی که نخبگان واقعی در پس آن قدرت را اداره می‌کنند؟

به نظر می‌رسد که نظام آگاهانه تصمیم گرفته خامنه‌ای را از مقام فرماندهی اجرایی به مقام «قداست نمادین» منتقل کند. حضور رهبر در حسینیه، نه در قرارگاه فرماندهی، اشاره‌ای روشن به این دگرگونی است. او دیگر کسی نیست که خطاب به ملت سخنرانی کند یا جبهه‌ها را هدایت نماید، بلکه چهره‌ای است که نه برای ابتکار عمل بلکه صرفاً به‌ عنوان نماد پایداری حضور پیدا می‌کند. این نوع از رهبری، هرچند از نظر درونی ممکن است برای نظام آرامش‌بخش باشد، اما یک خطر استراتژیک در دل خود دارد: چه می‌شود اگر مردم احساس کنند که نماد حاضر، دیگر قادر به عمل واقعی نیست؟!

در این نقطه است که وضعیت کنونی رژیم ایران با بحران‌های مشابه در تاریخ معاصر همپوشانی پیدا می‌کند: لحظه‌ای که «رهبر» از یک تصمیم‌گیرنده واقعی به چهره‌ای فراتر از سیاست بدل می‌شود. چنین لحظاتی معمولاً نشانه ثبات نیست، بلکه نشانه نزدیکی انتقال قدرت است؛ انتقالی که لزوماً اعلام نمی‌شود. تفاوت ایران در این است که نظام جایگزین روشنی معرفی نمی‌کند، بلکه ابهام را به‌ عنوان استراتژی انباشت می‌کند و اجازه طرح پرسش اصلی را که بعد از خامنه‌ای چه خواهد شد، نمی‌دهد.

بنابراین، ظهور خامنه‌ای در شب عاشورا تنها تلاشی برای رد شایعات مرگ یا بیماری‌اش نبود، بلکه بازآفرینی تصویر او در چارچوبی آشنا برای افکار عمومی ایران بود: سکوت حسین پیش از فاجعه، حضور حاکم عادل در لحظه حزن، و احضار مظلومیت کربلا به‌عنوان سپری در برابر انباشتی از انتقادها و درواقع تلاشی برای قانع کردن ایرانیان به اینکه رهبر عقب ننشسته، بلکه به مرتبه‌ای بالاتر از سیاست ارتقا یافته است.

با این حال، نمی‌توان نادیده گرفت که نمادپردازی، هرچند تأثیرگذار، در جهانی که با سرعت در حال دگرگونی است، نمی‌تواند معادلات واقعی قدرت را تعیین کند. ایران امروز زیر فشار اقتصادی شدید، تحریم‌های سنگین و تنش‌های منطقه‌ای مداوم قرار دارد. چنین کشوری تاب خلأ یا انجماد در رأس هرم قدرت را ندارد. وقتی که مردم  یا حتی نهادهای حکومتی  احساس کنند مرکز تصمیم‌گیری نامشخص یا دور از دسترس شده، دینامیک‌های جدیدی در درون نهادهایی مانند سپاه و حتی در میان نزدیک‌ترین حلقه‌های رژیم به حرکت درمی‌آید.

شاید رهبری جمهوری اسلامی ایران می‌خواست با ظهور خامنه‌ای در عاشورا اعتماد را بازسازی کند، اما واقعیت این است که ناخواسته شکنندگی لحظه کنونی را آشکار ساخت. حتی گفتار رسمی نیز نتوانست پنهان کند که ساختار رهبری دچار بحران است زیرا نه جانشین روشنی وجود دارد، نه نقشه راه سیاسی برای پس از جنگ، و نه توضیحی برای تصمیمات سرنوشت‌سازی که بدون حضور آشکار رأس نظام اتخاذ می‌شوند.

در نهایت، خطرناک‌ترین پیامد جنگ اخیر، نه تهدید خارجی، بلکه برملا شدن ضعف درونی نظام است.

رژیم ایران با جامعه‌ای پر از تناقض در حال بازآفرینی خود است، رهبری جمهوری اسلامی در حال بازنویسی چهره‌ای ماورایی است در حالی‌که زمین سیاست زیر پای همگان در حال لغزش است.

ایرانی که از جنگ اخیر بیرون آمده، دیگر آن ایرانِ پیش از آن نیست. بخشی از افسانه‌های مصونیت فرو ریخته، و شک و تردید حتی به درون هسته سخت نظام نفوذ کرده است. ظهور اخیر خامنه‌ای بیش از آنکه تثبیت واقعیت باشد، کوششی برای ترمیم اسطوره رژیم بود. به این ترتیب ممکن است رژیم ایران بتواند این مرحله دشوار را با آمیزه‌ای از نمادسازی و مدیریت تاکتیکی پشت سر بگذارد، اما نمی‌تواند تا ابد از پاسخ به آن پرسش اساسی مردم ایران بگریزد که: چه کسی واقعاً بر ما حکومت می‌کند؟ و او کجا بود، وقتی ما در جنگ بودیم؟

*منبع: ایندیپندنت عربی
*سالمه الموشی پژوهشگر و نویسنده عربستان سعودی
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۳ / معدل امتیاز: ۴٫۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=381765