ژینو دختر رزگار بیگزاده بابامیرى به «گاردین» گفته است:« پدرم نمىتوانست تماشاگر و شاهد ریختن خون جوانان در خیابانها باشد.» او افزوده:« پدرم و دیگر بازداشتشدگان فقط به خاطر کُرد بودن تاوان میدهند. در زندان به او گفتهاند که کسی برای او ارزش و اهمیتى قائل نیست و به زودى سر از گور دستجمعى درخواهد آورد.»

ژینو بیگزاده بابامیری که اکنون در تبعید و در نروژ زندگی میکند، ادامه داده: «وقتی خبر حکم اعدام را شنیدم، سُست شدم. مادربزرگ و خالهام با صدایی بلند گریه میکردند؛ چنان گریهای که هرگز از آنان نشنیده بودم.»
رزگار بیگ زاده بابامیرى در نامهای که از زندان بطور مخفیانه به خانوادهاش فرستاده، از شکنجههایی چون غرق کردن مصنوعی، شوک الکتریکی، اعدامهای ساختگی و ضرب و جرح شدید که سبب کمشنوایی وی شده، پرده برداشته است.
دخترش به «گاردین» گفته: «نخستین بار که نامه را خواندم، بخشهای مربوط به شکنجه را رد کردم. چون طاقت خواندن آنها را نداشتم.»
رزگار بیگزاده بابامیری کشاورزی ساده و پدر سه فرزند است که در سال ۲۰۲۳ به خاطر امدادرسانى به مجروحان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در بوکان دستگیر شد و به گفته خانواده و نهادهای حقوق بشری، زیر شکنجه وادار به اعتراف اجباری شده است.
در واپسین روزهای مهرماه ۱۴۰۱، هنگامی که خیزش مردمی در واکنش به قتل حکومتی مهسا امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد، سراسر ایران را فرا گرفته بود، رزگار بابامیری، با دلی پر از درد و دستانی پُر از دارو، در کوچه پسکوچههاى شهر بوکان میدوید تا دارو و کمکهای اولیه را به درمانگاههای پنهانی برساند؛ اماکنى که پزشکان در آن، بیاعتنا به تهدیدهای حکومتی، جوانان زخمی را مداوا میکردند.
او خود را انقلابی نمیدانست؛ بلکه انسانی که صرفاً به وظیفه انسانیاش عمل میکرد. دخترش، ژینو، میگوید: «پدرم میگفت نمیتواند تماشاگر ریختن خون جوانان در خیابان باشد.»
رزگار در فروردین ۱۴۰۲ توسط وزارت اطلاعات در بوکان بازداشت شد. خانوادهاش گمان میبردند بازداشت او موقت است و به زودى آزاد خواهد شد، اما او به سلول انفرادی منتقل شد و برای مدتی نه به وکیل دسترسی داشت و نه به خانوادهاش.
هفته گذشته، وکیل پرونده اطلاع داد که دادگاه، بابامیری و ۴ ایرانی کُرد دیگر را به اعدام محکوم کرده است. با اتهاماتى مانند«بغی»، «تشکیل گروه مسلحانه» و «جاسوسی برای اسرائیل.»
از زمان بازداشت، شماری از مردم شهادت دادهاند که بابامیری در جریان اعتراضات جان آنان را نجات داده است. ژینو میگوید: «پدرم تنها یک کشاورز ساده است؛ عاشق خانواده، دوستدار شعر و علاقمند به خبر و ورزش.»
در تیرماه ۱۴۰۳، صداوسیمای جمهوری اسلامی فیلمی از «اعتراف» بابامیری و دیگر متهمان پخش کرد. گروههای حقوق بشری تأکید دارند که این اعترافات تحت شکنجه گرفته شده است.
به گزارش «گاردین»، سازمان عفو بینالملل اعلام کرده است که بازداشت بابامیری در چارچوب موج سرکوب و اعدامهای پس از اعتراضات ۱۴۰۱ صورت گرفته و مثل همیشه پیشبرد سیاستی برای ایجاد وحشت و کنترل در جامعه است.
عفو بینالملل همچنین بارها بازداشت خودسرانه ایرانیان کُرد را تنها به سبب تعلق قومی و اتهامات بیاساس به گروههای مخالف ثبت کرده است.
ژینو میگوید: «پدرم و دیگر بازداشتشدگان فقط به خاطر کُرد بودن تاوان میدهند. به او گفتهاند کسی برایت اهمیتی قائل نیست و سر از گور دستجمعى درمیآوری.»
خانواده ژینو در ایران، هراسیده و ساکتاند. او که پس از دستگیری پدرش ابتدا سکوت اختیار کرده بود، اکنون خود را سرزنش میکند و مى گوید: «سکوت نه تنها از او محافظت نکرد، بلکه نزدیک بود مرا از درون فرو بپاشد.»
او اکنون بنیانگذار کارزار «دختران دادخواه» است؛ گروهی متشکل از دختران ایرانی که برای آزادی پدران در بندشان میجنگند.
در آخرین تماس تلفنی با پدرش، صدایش به گوش بابامیری نمیرسید. ژینو میگوید: «پدرم پی در پی میپرسید: ژینو، هستی؟ هستی؟ صدایم را نمیشنید، اما من صدایش را میشنیدم. اشک میریختم و آن لحظه هنوز در خاطرم مانده و رهایم نمیکند.»
ژینو اکنون هر روز، در بیم و امید، چشم به راه خبری از سرنوشت پدرش است: «از چک کردن گوشیام میترسم. وحشت دارم صبح از خواب بیدار شوم و نام پدرم را در فهرست اعدامشدگان ببینم.»
منبع: نشریه گاردین
نوشته: دیپا پَرنت
ترجمه: کیهان لندن
لینک خبر:
Guardian Article – “Our silence didn’t protect him: daughter pleads for father on death row in Iran”

