بنیامین دیلم کتولی – در روزهایی که واژهها از معنا تهی شدهاند، رئیس دولت چهاردهم جمهوری اسلامی از «گفتگو با اپوزیسیون» بر مبنای انصاف و عدالت سخن میگوید. اما این دعوت، بر بستر ساختاری صورت میگیرد که خود بنیاد نابرابری، سرکوب و حذف را شکل داده و بازتولید کرده است. در چنین شرایطی، هر نوع گفتگو نه اقدامی برای ترمیم، بلکه حرکتی برای زیباسازی نظم ناعادلانه است.

در جامعهای که در آن عدالت ساختاری، قانونی و رسانهای نابود شده، دعوت به گفتگو بیشتر به یک ژست اخلاقی توخالی شباهت دارد. آنچه تحت عنوان «اخلاق گفتگو» مطرح میشود، درواقع تقلیل اعتراض به ادب است؛ و این همان نکتهایست که باید نقد شود.
هابرماس، گالتونگ، و بازی اخلاق در زمین نابرابر
یورگن هابرماس فیلسوف سرشناس آلمانی گفتگوی اخلاقی را وابسته به شرایطی میداند از جمله برابری در دسترسی به سخن، آزادی از تهدید، و امکان استدلال عقلانی. اما وقتی گروهی ابزار رسانه، قانون، قضاوت و زور را در اختیار دارد و گروه دیگر حتی از ابتداییترین حقوق محروم است، گفتگو بدل به بازی قدرت میشود، نه تبادل نظر.
در این بستر، نظریه «خشونت ساختاری» یوهان گالتونگ سیاستمدار و شخصیت دانشگاهی نروژی به خوبی نشان میدهد که چگونه بیعدالتی نه فقط در رفتار، بلکه در خودِ ساختارهای توزیع قدرت، صدا و منابع رخنه کرده است. در این وضعیت، تأکید بر ادب، فقط یک ابزار کنترل است: از معترضان خواسته میشود در برابر ظلم، با لحنی محترمانه پاسخ و واکنش نشان دهند. نتیجهاش دعوت به سکوت محترمانه است، نه گفتگوی عادلانه.
راولز و پرسش از انصاف در ساختار ایدئولوژیک
جان راولز فیلسوف آمریکایی و نظریهپرداز عدالت با مفهوم «پردهی جهل» بر این نکته تأکید میکند که تصمیمگیری منصفانه تنها زمانی ممکن است که افراد ندانند در کدام طبقه یا جایگاه قدرت خواهند بود. در چنین شرایطی است که قواعد منصفانهای انتخاب میشود. حال باید پرسید: در نظامی که بنیاد خود را بر ایدئولوژی تثبیتشده نهاده و بقای خود را در گرو سرکوب مخالفان میداند، اصول عادلانه چگونه میتوانند مجال ظهور بیابند؟
دعوت به گفتگو از سوی چنین ساختاری، در عمل فاقد مشروعیت اخلاقی است. زیرا ساختاری که گفتگو را تهدیدی برای هویت و بقای خود تلقی میکند، نمیتواند میدان آزاد و برابری برای گفتگو فراهم آورد. گفتگوی واقعی نیازمند ریشهکن کردن همان ساز و کارهایی است که امروز صدای منتقدان را خفه میکنند.
اخلاق کاربردی: پیامد نه نیت؟
از منظر اخلاق کاربردی، دعوت به گفتگو در شرایط نابرابر نه تنها بیفایده بلکه مضر است؛ زیرا انرژی و امید معترضان را به فرآیندی هدایت میکند که نه قصد تغییر دارد و نه توان آن را. چنین گفتگویی صرفاً به تثبیت وضعیت موجود کمک میکند.
اخلاق کاربردی به صراحت از ما میخواهد بجای تمرکز بر شکل گفتگو با عاملان سرکوب، به نتایج واقعی آن نگاه کنیم. تا وقتی ساختاری که خود سازندهی نابرابری، سرکوب و خشونت بوده از میان نرفته، هرگونه گفتگو درون آن، تنها امتداد همان نابرابریهاست، نه راه حلی برای آنها.
تناقض بزرگ: گفتگو با مخالفان در دل ایدئولوژی حذفی!
در نهایت، یک پرسش اساسی باقی میماند: آیا ساختاری که مشروعیت خود را از یک ایدئولوژی بسته میگیرد، و مخالفان ایدئولوژیک خود را نه رقیب، بلکه دشمن میداند، میتواند واقعاً گفتگوی برابر را ممکن سازد؟
پاسخ روشن است. هر ساختار ایدئولوژیک که مخالف را به چشم تهدید نگاه میکند، گفتگو را نه برای تفاهم، بلکه برای خلع سلاح روانی، سیاسی و اجتماعی او به کار میگیرد. چنین گفتگویی بیشتر شبیه به اعترافگیری با دستکش مخملی است تا تلاش برای عدالت.
*بنیامین دیلم کتولی دانشآموختهی ادبیات و فلسفه و پژوهشگر حوزه علوم انسانی

