سپیده حجامی – در سالهایی که بلندگوهای رسانهای جمهوری اسلامی تنها از میان دیوارهای ضخیم صداوسیمای جمهوری اسلامی بیرون میآمدند، افرادی مانند رضا رشیدپور و علی ضیا با قراردادهای کلان و تریبونهای اختصاصی، چهرههایی حکومتی و پروپاگانداچی بودند؛ کسانی که نه تنها با خط قرمزهای نظام مشکلی نداشتند، بلکه دقیقاً در چارچوب همان خطوط، مامور به جا انداختن روایت رسمی جمهوری اسلامی بودند.
امروز اما همان چهرهها، در چرخشی ناگهانی، بدون هیچ توضیح یا مرزبندی روشن با گذشته خود، در فضایی بیرون از صداوسیمای حکومت مشغول تولید محتوا هستند؛ برنامههایی که ظاهر ساختارشکنانه و مستقل دارند اما درونشان چیزی جز بازتولید همان منطق سرکوبگر نیست، فقط در لباسی نرمتر، آشناتر و قابلهضمتر.
رضا رشیدپور، به عنوان حامی مالی برنامهی «عشق ابدی»، که اتفاقاً باز هم در خدمت تثبیت ارزشهای سنتی و نظامپسند است، همچنان همان بلندگوی همیشگی است، فقط کمی شادتر و رنگیتر.
علی ضیا، که اکنون میزبان برنامههایی با چهرههای به ظاهر ممنوعالتصویر شده است، همچنان در چارچوب روایت کلان جمهوری اسلامی بازی میکند: فقط با زبان متفاوت، با تاکتیکی جدید.
اینها نه ریزشاند، نه پشیمان؛ اینها فرصتطلبانی هستند که در خدمت استراتژی جدید رژیم برای حفظ نفوذ رسانهایاش ظاهر شدهاند. رژیمی که به خوبی میداند صداوسیمای حکومت دیگر برای مردم مرجعیت ندارد، حالا بلندگوهایش را به لباس مردمی، شفاف و یوتیوبپسند درآورده است تا پیامهایش را از دریچههای تازهای به خورد افکار عمومی بدهد.
و اما نکتهی کلیدی:
ریزش نیروهای حکومتی، اگر واقعی باشد، نویدبخش است. هر نیرویی که از دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی جدا میشود، اگر با مردم صادق باشد، اگر از گذشتهاش برائت بجوید، اگر رسماً و صریحاً از همکاری با حکومت ابراز پشیمانی کند، باید آغوش جامعه را برایش باز کرد.
اما آنچه ما با امثال رشیدپور و ضیا میبینیم، نه ریزش که تقلب در بازی است.
نه اعتراف، که استتار.
نه توبه، که تاکتیک.
مردم ایران باید هشیار باشند. این چهرهها با ظاهر دگرگونشدهشان، هنوز در حال خدمت به همان ساختارند. «ویو» دادن به برنامههایشان در یوتیوب، پر کردن جیب همان دستگاهیست که خونِ معترض و بیگناه را ریخته.
بیایید چشمها را تیزتر کنیم. فریب نخوریم.
ساختارشکنی واقعی از دل صداقت میآید، نه از بزک رسانهای.
اینبار نوبت ماست که بازی را بشناسیم و بازیگر قلابی را افشا کنیم.

