نقش زنان و اینترنت در فرآیند سکولاریزاسیون جامعه ایران

پنج شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۴ برابر با ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۵


دکتر مهدی میرسعیدی – در دهه‌های اخیر، ایران شاهد گسترش فزاینده گرایش‌های سکولار به‌ عنوان پاسخی به ناکارآمدی حکومت دینی بوده است. این مقاله با رویکردی تحلیلی به بررسی اهمیت سکولاریسم برای آینده ایران می‌پردازد و دو عامل کلیدی، یعنی زنان و اینترنت را به‌ عنوان نیروهای محرک سکولاریزاسیون تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد تجربه‌ی تبعیض ساختاری، زنان را به کنشگرانی فعال در جنبش‌های سکولار تبدیل کرده و اینترنت با شکستن انحصار رسانه‌ای و گسترش دسترسی به منابع آزاد، بستر شکل‌گیری و گسترش این جنبش‌ها را فراهم کرده است. مناسبات این دو نیرو به‌ گونه‌ای فزاینده مسیر گذار ایران به سوی جامعه‌ای سکولار را شتاب داده است.

کلیدواژه‌ها: سکولاریسم، ایران، زنان، اینترنت، سکولاریزاسیون

سکولاریسم در علوم سیاسی و اجتماعی به معنای جدایی نهاد دین از نهاد دولت و ایجاد ساختاری بی‌طرف است که بر پایه قانون و برابری حقوقی اداره می‌شود. این مفهوم در اروپا زاییده تجربه طولانی سلطه دینی و جنگ‌های مذهبی بود. پس از جنگ‌های سی‌ساله (۱۶۱۸ تا ۱۶۴۸)، اندیشمندان و دولتمردان دریافتند که پیوند مطلق دین و سیاست، نه توسعه به همراه می‌آورد و نه ثبات؛ بلکه منبع تعارض و عقب‌ماندگی است. نتیجه این تجربه شکل‌گیری نظام‌های سکولار بود که دین را به حوزه شخصی محدود می‌کردند.

در فرانسه، انقلاب ۱۷۸۹ به مدل حکومتی «لائیسیته» انجامید: حذف دین از نهادهای عمومی و آموزش و تمرکز بر قانون و ارزش‌های جمهوریخواهانه. در الگوی انگلوساکسون (بریتانیا و ایالات متحده)، اصل بی‌طرفی دولت در برابر ادیان، آزادی کامل مذاهب و همزیستی مسالمت‌آمیز افراد با هرنوع اعتقاد خداباور و یا خداناباور برقرار شد.

هر دو مدل نشان دادند که جدایی دین و دولت شرط لازم برای ثبات سیاسی، آزادی‌های مدنی و رشد علمی و اقتصادی است. این میراث بعدها الهام‌بخش کشورهایی شد که از سلطه مذهب یا نزاع‌های دینی رنج می‌بردند.

در ایران، سکولاریسم نه یک نظریه اجتمایی بلکه راهی عملی برای ایجاد دولتی مبتنی بر برابری شهروندان بوده است. با این حال، تاریخ نشان می‌دهد که این روند بارها آغاز شده اما به دلایل مختلف از جمله نبود حافظه مردمی از حکومت دینی، عدم آمادگی مردم، ضعف نهادهای عرفی، و بازگشت نیروهای سنتی تا امروز ناکام مانده است.

سکولاریسم پیش از انقلاب ۱۳۵۷

اندیشه جدایی دین و سیاست در ایران ریشه‌ای بیش از یک قرن دارد. جنبش مشروطه (در سال۱۲۸۵) نخستین تلاش آگاهانه برای محدود کردن اقتدار سنتی و ایجاد قانون اساسی بود. هرچند این جنبش دستاوردهای مهمی مانند مجلس و قانون اساسی داشت، اما عواملی همچون مقاومت نیروهای مذهبی در جریان جنبش، همچون افرادی مثل آخوند خراسانی و طباطبایی که خواستار مشروطه مشروعه بوده‌اند، نبود نهادهای مدنی قوی در ساختار دولت، و ساختار اجتماعی آنزمان ایران که هنوز به شدت مذهبی بود مانع از استقرار پایدار سکولاریسم شد.

با روی کار آمدن رضاشاه، برنامه‌ای نظام‌مند برای نوسازی عرفی دولت آغاز شد: تأسیس دادگستری عرفی، مدارس مدرن، محدود کردن دادگاه‌های شرعی و تلاش برای ملی‌گرایی سکولار اقدامات اساسی بود که دست دین را از حکومت کوتاه می کرد. در دوران محمدرضا شاه، اصلاحات اجتماعی و اقتصادی، گسترش دانشگاه‌ها و تصویب قوانین جدید مانند «قانون حمایت خانواده» ادامه یافت. اقدامات پادشاهان پهلوی برای اولین بار جدایی دین از حکومت و سیاست در ایران را پایه گذاری کردند اما این اقدامات هم بدلیل سرعت بالای تحولات و پیاده سازی سکولاریسم در جامعه‌ای که آمادگی اینچنین تغییری را نداشت، به عنوان اقدامات اقتدارگرایانه و «سکولاریسم از بالا» تفسیر شد و نتوانست در جامعه ایرانی نهادینه شود.

انقلاب ۱۳۵۷ را می‌توان واپسین تلاش روحانیت برای بازگرداندن قدرت دینی در ایران دانست. با استقرار ولایت مطلقه فقیه و با هدف استقرار یک حکومت دینی، دین و دولت بطور کامل ادغام شدند و این تجربه عملاً پروژه سکولاریزاسیون ایران را متوقف کرد.

شکست الگوی دینی و خیزش سکولاریسم از پایین

چهار دهه ولایت مطلقه فقیه، با تمرکز قدرت و استفاده ابزاری از دین، موجب سرکوب آزادی‌ها و فساد ساختاری شد. این تجربه باعث بی‌اعتمادی نسل‌های جدید به اسلام و شکل‌گیری گرایش به سکولاریسم شد.

عواملی مانند رشد شهرنشینی، ارتقای سطح تحصیلات جامعه، جهانی‌شدن در حضور اینترنت و تأثیر جامعه مهاجران ایرانی در انتقال ارزش‌های مدرن این روند را شتاب داده‌اند.

اوج این تغییر در نگرش در جنبش «زن، زندگی، آزادی» (سال ۱۴۰۱) آشکار شد؛ حرکتی که سکولاریسم را از یک گفتمان نخبگانی به خواستی عمومی تبدیل کرد و نشان داد زنان، جوانان و طبقه متوسط شهری در صف مقدم عبور از حکومت دینی قرار دارند.

زنان: موتور محرک سکولاریزاسیون
تجربه تبعیض ساختاری

در نظام دینی ایران، زنان در معرض مجموعه‌ای از تبعیض‌های قانونی و اجتماعی قرار دارند که در قوانین مدنی، کیفری و حتی عرف حاکم بر نهادهای رسمی نهادینه شده است. از محدودیت در حق انتخاب پوشش و حجاب اجباری گرفته تا تبعیض در ارث، حق طلاق، حق سفر، سرپرستی فرزند و حتی محدودیت در تصدی برخی مشاغل دولتی و مدیریتی، همه نشان‌دهنده‌ی ساختاری است که جنسیت را به عامل تعیین‌کننده دسترسی به حقوق اساسی بدل کرده است. این شرایط سبب شده زنان نخستین گروهی باشند که ناکارآمدی و ناکامی حکومت دینی را بطور مستقیم و روزمره در زندگی خود تجربه کنند. مواجهه مداوم با این تبعیض‌ها، آگاهی جنسیتی را به آگاهی سیاسی تبدیل کرده و انگیزه‌ای عمیق برای تغییر ساختار سیاسی در آنان به وجود آورده است. به عبارت دیگر، برای زنان، عدالت جنسیتی دیگر تنها یک خواست اجتماعی نیست؛ بلکه نقطه عزیمت یک خواست بزرگتر یعنی جدایی دین از حکومت شده است.

و‌ چنین شد که بر اساس مطالعات انجام شده و نظرسنجی «موسسه گمان» ‌۷۳ درصد جمعیت ایران حامی جدایی دین از سیاست و حکومت سکولار هستند.

حضور فعال در جنبش‌های اعتراضی

در دوران شکوفای پهلوی، به‌ویژه از دهه ۱۳۲۰ به بعد، نسل تازه‌ای از زنان نویسنده، روزنامه‌نگار و روشنفکر در ایران پدیدار شد که با اتکا به تحصیلات جدید، تجربه زیسته شهری و ارتباط با جریان‌های فکری مدرن جهان، به نقد سلطه سنت‌های دینی و پیوند آنها با ساختارهای قدرت پرداختند و به این ترتیب در روند جدایی دین از سیاست نقش‌آفرینی کردند. نویسندگانی مانند سیمین دانشور با خلق آثاری چون «سووشون» نه تنها جایگاه زن در جامعه سنتی ایران را روایت کردند، بلکه به شکلی هنری و غیرمستقیم تضاد میان نظم سنتی و آرمان‌های مدرن را به نمایش گذاشتند و به مخاطب آموختند که بدون عبور از سلطه نهادهای مذهبی، توسعه و آزادی ممکن نیست. لیلی امیرارجمند نیز با حمایت ملکه فرح پهلوی، با تأسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، نهادهایی در عرصه آموزش و فرهنگ کودک پدید آورد که آموزش آزاد، تفکر انتقادی و تربیت غیرایدئولوژیک را جایگزین آموزه‌های بسته دینی کرد. این جریان فرهنگی و آموزشی در امتداد جنبش مدنی زنان بود که از بستر مدرسه و دانشگاه به مطبوعات کشیده شد. روزنامه‌نگاران زن در نشریاتی چون «زن روز»، «تهران مصور» و دیگر مجلات پرخواننده، مطالبی منتشر می‌کردند که با طرح موضوعاتی نظیر حق تحصیل، حق کار، اصلاح قوانین خانواده و نقد سنت‌های مذهبی، تابوهای اجتماعی را در حوزه عمومی شکست و بحث سکولاریزاسیون و برابری جنسیتی را از محافل روشنفکری به میان لایه‌های مختلف جامعه کشاند. در این دوره همچنین، چهره‌های پیشروی چون مهرانگیز منوچهریان که به عنوان نخستین زن سناتور در مجلس سنا فعالیت می‌کرد، با استفاده از جایگاه حقوقی و قانونگذاری خود، نقش مهمی در تصویب «قانون حمایت خانواده» در سال‌های ۱۳۴۶ و ۱۳۵۳ ایفا کردند. این قانون که با محدود کردن دخالت دادگاه‌های شرعی در امور خانوادگی، گامی در راستای عرفی‌سازی قانون برداشت، نمونه‌ای بارز از تلاش‌های زنان برای کاهش نقش مستقیم دین در سیاست‌گذاری بود. زنان علاوه بر کنشگری داخلی، با ترجمه و معرفی آثار نویسندگان و متفکران غربی، به انتقال ایده‌های مدرن و سکولار به ایران یاری رساندند و در ایجاد شبکه‌ای از اندیشه جهانی و بومی که هسته اصلی نقد قدرت مذهبی را شکل می‌داد سهم داشتند. چنین مجموعه‌ای از فعالیت‌های فرهنگی، آموزشی و حقوقی در دوران پهلوی به تدریج گفتمانی را شکل داد که در آن برابری حقوقی زن و مرد و فاصله گرفتن از سلطه نهادهای دینی پیش‌شرط تجدد و پیشرفت تلقی می‌شد و این میراث فکری، با وجود گسست ناشی از انقلاب ۱۳۵۷، به عنوان یک منبع الهام در حافظه تاریخی زنان ایرانی باقی ماند. و به شکل بارزی در رفتار اعتراضی زنان در سال‌های اخیر متجلی شده است. از کمپین‌های مدنی و خلاقانه‌ای چون «آزادی‌های یواشکی» و «چهارشنبه‌های سفید» که با استفاده از ابزارهای ساده‌ای مثل عکس و ویدیو در فضای مجازی آغاز شد، تا حضور مستقیم در اعتراضات خیابانی، زنان نه‌تنها شرکت‌کنندگان فعال بلکه سازمان‌دهندگان و رهبران فکری این جنبش‌ها بوده‌اند. نقطه اوج این حضور در جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ دیده شد؛ حرکتی که نه فقط به عنوان اعتراض به حجاب اجباری، بلکه به عنوان نمادی از مبارزه علیه کل ساختار استبداد دینی شناخته شد. در این جنبش، خواسته‌های سکولار و غیرمذهبی با صراحتی بی‌سابقه در فضای عمومی مطرح گردید و جهان برای نخستین بار تصویر نسل جدید زن ایرانی را به‌عنوان موتور محرک تغییر اجتماعی و سیاسی مشاهده کرد.

تغییر فرهنگ و هویت

در کنار کنش سیاسی، زنان ایرانی از دوران پهلوی در عرصه فرهنگ و تولید اندیشه نیز نقش مؤثری ایفا کرده‌اند. در دهه‌های اخیر، نویسندگان، هنرمندان، فیلمسازان و استادان دانشگاهی زن با خلق آثاری که نقد سنت و اقتدار مذهبی را در خود جای داده‌اند، گفتمانی سکولار و مدرن شکل داده‌اند که ارزش‌هایی مانند برابری، آزادی فردی، استقلال فکری و کرامت انسانی را ترویج می‌کند. نویسندگان و پژوهشگرانی چون شهرنوش پارسی‌پور (که آثارش در نقد اقتدار مذهبی بارها توقیف شد)، منیرو روانی‌پور، و فریبا وفی با خلق آثاری که هویت زنانه و فردیت انسان را برجسته کرده‌اند.

در سینما و هنر تصویری، فیلمسازانی چون رخشان بنی‌اعتماد و تهمینه میلانی با آثار اجتماعی و منتقدانه‌ خود مسیر تازه‌ای گشودند و حتی با وجود سانسور دولتی آثار با ارزشی را ارائه دادند. در همین حال، زنان بازیگر و خواننده‌ای که در سال‌های اخیر به‌ ویژه پس از انقلاب «زن، زندگی، آزادی» به‌ دلیل حمایت از جنبش مهسا امینی با ممنوعیت و فشار روبرو شدند، به نماد این گفتمان بدل گشتند؛ از جمله ترانه علیدوستی، کتایون ریاحی، هنگامه قاضیانی، باران کوثری، و پگاه آهنگرانی. این جریان فرهنگی زنانه، نه فقط در عرصه‌های هنری و دانشگاهی بلکه در فضای خانواده و نسل‌های تازه نیز اثر گذار بوده است؛ مادران تحصیلکرده و آگاه، فرزندانی پرورش می‌دهند که از کودکی با مفاهیم نقد قدرت، برابری جنسیتی و ارزش‌های جهانی آشنا می‌شوند. از این منظر، زنان ایرانی در چهار دهه‌ی گذشته، و به‌ویژه در ۳۰ سال اخیر، نه تنها کنشگران سیاسی بلکه یکی از ستون‌های اصلی سکولاریزاسیون فرهنگی و بازتعریف هویت مدرن ایرانی بوده‌اند.

نقش اینترنت و رسانه‌های دیجیتال
دسترسی آزاد به اطلاعات

با گسترش اینترنت در دو دهه اخیر، انحصار رسانه‌ای حکومت به شکل بی‌سابقه‌ای شکسته است. پیش از این، نسل‌های مختلف ایرانی در فضایی محدود و تحت کنترل رسانه‌های رسمی پرورش می‌یافتند و تنها روایت‌های مورد تأیید حکومت در اختیار آنان قرار می‌گرفت. اما اینترنت امکان دسترسی به منابع متنوع تاریخی و فرهنگی را فراهم کرد و مرزهای سانسور را در هم شکست. جوانان ایرانی اکنون می‌توانند روایت‌های جایگزینی درباره تاریخ، مذهب، حقوق بشر و ساختارهای سیاسی جهان بخوانند که به طور مستقیم با روایت رسمی حکومت متفاوت است. این دسترسی گسترده باعث شده است تا نسل جدید با پرسشگری انتقادی و ذهنیت تحلیلی رشد کند و برای نخستین بار به صورت جمعی، بسیاری از باورهای سنتی و دینی حاکم را به چالش بکشد.

سازماندهی جنبش‌های مدنی

اینترنت و شبکه‌های اجتماعی تنها ابزار آگاهی‌بخشی نیستند؛ بلکه به سکوی سازماندهی اعتراضات و کنش جمعی نیز تبدیل شده‌اند. در ایران که هرگونه تشکل‌یابی مستقل به‌شدت سرکوب می‌شود، این فضا، جایگزینی برای حزب و رسانه آزاد شده است. کمپین‌های مدنی و اعتراضات خیابانی از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۱ تقریباً همگی از طریق شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته و گسترش یافته‌اند. اوج این روند در جنبش «زن، زندگی، آزادی» دیده شد، جایی که ایکس (توییتر) و اینستاگرام به ابزار اطلاع‌رسانی، هماهنگی اعتراضات و انعکاس رویدادها به جامعه جهانی تبدیل شدند. ویدئوها و تصاویر شهروندخبرنگاران، با سرعت در سطح جهان منتشر شد و فشار بین‌المللی بر حکومت را افزایش داد. این تجربه نشان داد که اینترنت می‌تواند جای خالی احزاب و رسانه‌های آزاد را پر کند و به نوعی به «زیرساخت نامرئی» جنبش‌های مدنی و سکولار در ایران بدل شود.

فرهنگ طنز و نقد دینی

فضای مجازی امکان خلق فرهنگی جدید را فراهم کرده است که یکی از بارزترین ویژگی‌های آن نقد بی‌پروا و طنزآمیز قدرت مذهبی و سیاسی است و توانست بستری برای بیان آزادانه دیدگاه‌های مردمی ایجاد کند تا تابوهایی را که پیش‌تر شکستن‌شان غیرممکن بنظر می‌رسید، درهم بریزد.

طنز و شوخ‌طبعی اینترنتی، ویدئوهای انتقادی، میم‌ها و پادکست‌ها، همگی ابزاری شدند برای عادی‌سازی نقد دین و قدرت دینی در ذهنیت نسل جوان. و در‌نهایت این نوع نقد غیررسمی و گسترده در طول زمان باعث تضعیف اقتدار مطلق حکومت مذهبی شده و نقش مهمی در تغییر نگرش نسل جدید نسبت به دین ایفا کرده است.

نسل دیجیتال

در این میان، نسل Z ایرانی (متولدان پس از سال ۱۳۸۰) بیش از دیگران تحت تأثیر این تحولات دیجیتال قرار گرفته است. این نسل از کودکی با اینترنت، تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی رشد کرده و بخش قابل توجهی از ارزش‌ها، آرزوها و معیارهای خود را از دنیای آنلاین می‌گیرد. تجربه زیست دیجیتال باعث شده که آنان بیش از نسل‌های پیشین با فرهنگ‌های دیگر جهان ارتباط داشته باشند و ارزش‌هایی مانند آزادی فردی، برابری جنسیتی و کرامت انسان را به عنوان اصول جهان‌شمول بپذیرند. در نتیجه، این نسل کمتر به ارزش‌های دینی رسمی پایبند است و گرایش بیشتری به سکولاریسم دارد. داده‌های پژوهش‌های مستقل همچون موسسه گمان نیز تأیید می‌کند که فاصله نگرشی این نسل با نسل‌های پیشین چشمگیر است و این امر نویدبخش تغییرات عمیق فرهنگی و سیاسی در آینده ایران است.

مناسبات زنان و اینترنت

رابطه میان زنان و اینترنت در ایران به‌ مرور به یکی از عوامل کلیدی شکل‌گیری گفتمان سکولار تبدیل شده است. همانطور که قبلا بیان شد زنان ایرانی از بستر فضای مجازی نه فقط برای بیان تجربه‌های شخصی خود از تبعیض، بلکه به‌عنوان یک رسانه عمومی برای آگاه‌سازی، سازماندهی و همبستگی استفاده کرده‌اند. زنان با انتشار گسترده تصاویر و روایت‌های شخصی خود، مرز سانسور رسمی را شکستند. این فضا امکان اتصال میان زنان داخل کشور و جامعه بین‌المللی را فراهم کرده و به آنان کمک کرده است تا حمایت افکار عمومی و نهادهای جهانی را در دفاع از حقوق خود جلب کنند. به این ترتیب، اینترنت به ابزاری دوگانه تبدیل شده است: هم وسیله‌ای برای مستندسازی تبعیض و خشونت و هم بستری برای شکل‌گیری شبکه‌های مقاومت مدنی که صدای سکولاریزاسیون از پایین به بالا را تقویت می‌کند. تجربه جنبش «زن، زندگی، آزادی» نشان داد که این پیوند میان کنشگری زنان و قدرت شبکه‌های اجتماعی می‌تواند تنها ظرف چند هفته گفتمان ملی و حتی بین‌المللی را تغییر دهد.

نتیجه‌گیری

شواهد نشان می‌دهد که ایران در حال تجربه روندی بی‌سابقه به سوی سکولاریزاسیون است. تجربه ناکارآمدی حکومت دینی و رسیدن به درک‌ مشترک در جامعه ایرانی از عوامل اصلی این تحول در بیش از ۷۰٪ جمعیت ایرانی است. زنان، به دلیل تجربه مستقیم تبعیض، پیشروترین نیروی اجتماعی این روندند و اینترنت نیز ابزار اصلی آگاهی و همبستگی سکولاریستی است. و از این منظر آینده کوتاه مدت و بلند مدت ایران بدون جدایی دین و دولت قابل تصور نیست.

*دکتر مهدی میرسعیدی استاد و پژوهشگر دانشگاه فلوریدا


منابع:

-Abrahamian, E. (2008). A history of modern Iran. Cambridge University Press.
-GAMAAN. (2020, 2022). Surveys on religion and governance in Iran.
-Katouzian, H. (2009). The Persians: Ancient, mediaeval and modern Iran. Yale University Press.
-Keddie, N. (2006). Modern Iran: Roots and results of revolution. Yale University Press.
-Sarihan, A. (2025). The ascendancy of secular trends in Iran. Religions, 16(5), 592.
-Taylor, C. (2007). A secular age. Harvard University Press.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۶ / معدل امتیاز: ۴٫۳

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=383148