دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی – پل سیبرایت در کتاب «اقتصاد الهی» (The Divine Economy) دین را نه صرفاً یک تجربهی معنوی، بلکه یک سازمان اقتصادی- اجتماعی پویا میبیند. از نگاه او، ادیان مانند شرکتهای بزرگ عمل میکنند: منابع مالی جذب میکنند، شبکههای اجتماعی میسازند، وفاداری مشتریان (پیروان) را مدیریت میکنند و در یک میدان رقابتی برای بقا و گسترش میجنگند.
این چارچوب تحلیلی به ما کمک میکند تا رفتار دین در ایران امروز و به ویژه نقش مراسم عظیمی مانند راهپیمایی اربعین را بهتر بفهمیم.
دین به مثابه پلتفرم اقتصادی- سیاسی
سیبرایت دین را یک پلتفرم چندوجهی میداند؛ نهادی که خدمات مختلفی به پیروان خود عرضه میکند:
• معنا و آرامش معنوی،
• شبکههای اجتماعی و خانوادگی،
• فرصتهای اقتصادی و شغلی،
• هویت جمعی و انسجام سیاسی.
در ایران، جمهوری اسلامی دقیقاً بر همین منطق عمل میکند. نهادهای مذهبی (حوزههای علمیه، مساجد، بنیادها) نهتنها مراکز معنوی، بلکه ساختارهای عظیم اقتصادی و سیاسیاند که میلیاردها دلار دارایی و هزاران نیروی انسانی در اختیار دارند.
اربعین بهعنوان نمایش اقتصاد الهی
راهپیمایی اربعین یکی از روشنترین نمونههای «اقتصاد الهی» در جهان امروز است.
۱. بُعد اقتصادی
میلیونها زائر ایرانی و عراقی در این رویداد مشارکت میکنند. دولت ایران هزینههای گستردهای برای حملونقل، اسکان، و خدمات میپردازد. شبکههای مذهبی و بنیادها نیز میلیاردها تومان صرف میکنند. این سرمایهگذاری نوعی «مدیریت وفاداری» است؛ مشابه همان چیزی که یک شرکت بزرگ برای حفظ مشتریان خود انجام میدهد.
۲. بُعد اجتماعی
اربعین فرصتی برای ایجاد شبکههای اجتماعی است: گروههای دوستی، پیوندهای قومی-مذهبی، روابط تجاری و خانوادگی. به تعبیر سیبرایت، دین در اینجا بهعنوان یک پلتفرم اجتماعی عمل میکند که فراتر از عبادت، روابط انسانی را سامان میدهد.
۳. بُعد سیاسی
جمهوری اسلامی از اربعین بهعنوان ابزار قدرت نرم استفاده میکند. پیام این راهپیمایی به جهان اسلام آن است که ایران محور تشیع و رهبری مقاومت منطقه است. این دقیقاً همان رقابتی است که سیبرایت دربارهی ادیان توضیح میدهد: رقابتی برای نفوذ، هویت و منابع.
تناقضها و هزینهها
سیبرایت تأکید میکند که موفقیت دین در گرو مدیریت منابع و رقابت کارآمد است. اما در ایران امروز یک تناقض دیده میشود:
• از یکسو، حکومت میلیاردها دلار خرج مراسمی چون اربعین میکند تا سرمایهی اجتماعی و سیاسی خود را تثبیت کند.
• از سوی دیگر، بحرانهای اقتصادی (تورم، بیکاری، فقر) نارضایتی عمومی را افزایش داده و بخش زیادی از جامعه این سرمایهگذاری را اتلاف منابع عمومی میداند.
به بیان دیگر، اگر دین مانند یک شرکت باشد، جمهوری اسلامی با مشکل بازگشت سرمایه (ROI) مواجه است: آیا هزینههای کلان مذهبی واقعاً به افزایش مشروعیت و وفاداری مردم منجر میشود یا برعکس شکافها را عمیقتر میکند؟
کتاب «اقتصاد الهی» پل سیبرایت نشان میدهد که دین در جهان مدرن همچنان زنده و قدرتمند است، زیرا مانند یک سازمان اقتصادی ـ اجتماعی عمل میکند: رقابت میکند، منابع را مدیریت میکند و پلتفرمهای اجتماعی میسازد.
در ایران، راهپیمایی اربعین مصداق بارز این تحلیل است. جمهوری اسلامی با این مراسم عظیم میکوشد:
• وفاداری مذهبی را تقویت کند،
• مشروعیت سیاسی خود را تثبیت نماید،
• و در میدان رقابتی جهان اسلام، جایگاه محوری برای خود بسازد.
اما تناقض بنیادین باقی است: آیا این «اقتصاد الهی» در بلندمدت میتواند بحرانهای اقتصادی و اجتماعی ایران را مدیریت کند، یا صرفاً یک نمایش پرهزینه است که در نهایت نیز مشروعیت حکومت را بیش از پیش زیر سؤال میبرد؟

