دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی – نویسنده کتاب «مرگ تخصص» (The Death of Expertise) تام نیکولز (Tom Nichols) است. او استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل در دانشگاه هاروارد (Harvard Extension School) بوده و تخصص اصلیاش در حوزه سیاست خارجی، امنیت ملی و مسائل نظامی است.
تام نیکولز در این کتاب استدلال میکند که جامعه امروز با یک بحران روبروست: مردم روز به روز بیشتر اعتبار و مرجعیت متخصصان، پژوهشگران و صاحبان دانش حرفهای را زیر سؤال میبرند و باور دارند که نظر شخصی آنان به همان اندازه دانش تخصصی ارزش دارد.
نکات اصلی کتاب را میتوان چنین برشمرد:
۱. رشد ضدّ روشنفکری و ضدّ تخصص
– بیاعتمادی به متخصصان و انکار این واقعیت که بسیاری از دانشها نیازمند سالها آموزش و تجربهاند.
– ارتقاء «عقل سلیم» یا باور شخصی به جایگاه برابر با تخصص علمی.
۲. نقش اینترنت و رسانههای اجتماعی (سوشال مدیا)
– اینترنت دسترسی به اطلاعات را همگانی کرده، اما همزمان راه را برای گسترش شایعات و اطلاعات نادرست باز کرده است.
– بسیاری از کاربران رسانههای اجتماعی «اطلاعات» و «خبر» و «تحلیل» شخصی افراد را با «دانش» و «فهم اطلاعات» «درک علمی» اشتباه میگیرند.
– در چنین فضایی، پژواک فریب و جعل و نظریههای توطئه تقویت میشوند.
۳. آموزش عالی و ذهنیت مصرفگرایانه
– دانشگاهها گاه دانشجو را مانند «مشتری» میبینند و از سختگیری علمی و پرورش فکر و درک مستقل آنان میکاهند.
– این امر حسّ حق به جانب بودن ایجاد میکند که نظر چنین دانشجویی باید همسنگ حقیقت تلقی شود، همانگونه که در بازار، حق با «مشتری» است!
۴. رسانهها و سیاستهای پوپولیستی
– برخی رسانهها و سیاستمداران بیاعتمادی به متخصصان را تشویق میکنند و آنان را نخبهگرا یا جدا از مردم معرفی میکنند در حالی که خود مثلا جهت درمان خود یا حل مشکلات و معضلات دیگر فردی و اجتماعی به «تخصص» آنها نیاز دارند.
– در یک ارتباط و تأثیرگذاری متقابل، پوپولیسم با تضعیف نهادهای علمی و حرفهای رشد میکند.
۵. پیامدهای بیاعتنایی به تخصص
– در پزشکی، علم، سیاست عمومی و حقوق، نادیده گرفتن نظر متخصصان میتواند پیامدهای خطرناک داشته باشد.
– در نتیجه، جامعه در معرض تصمیمگیریهای غلط، کاهش اعتماد عمومی و سوء استفاده سیاسی قرار میگیرد.
۶. لزوم برقراری توازن
– نیکولز این واقعیت را تأیید میکند که متخصصان نیز خطا میکنند و اساسا پدیده «آزمون و خطا» بخشی از روند فعالیت تخصصی و حرفهای است. اما همزمان کسب تخصص و ارتقاء آن، بر اساس شواهد و مستندات، نقد تطبیقی و مدام و روندهای اصلاحی پیش میرود؛ در حالی که صرف «عقیده» و «نظر» غالباً در برابر تصحیح و اصلاح مقاومت میکند و اساسا ساکن و راکد است و خود را نیازمند بررسی به روشهای علمی و تخصصی نمیداند.
– مردم باید میان احترام به دانش تخصصی و شک علمی و آگاهانه تعادل برقرار کنند.
– این کتاب هشدار میدهد که کاهش و فرسایش احترام به تخصص در جوامع خطرناک است. نیکولز تأکید دارد که بیاعتمادی به متخصصان نهتنها کیفیت تصمیمگیری جمعی را پایین میآورد، بلکه اعتماد اجتماعی و پایههای دموکراسی را نیز تضعیف میکند.
کتاب «مرگ تخصص» تام نیکولز اگرچه درباره بحران بیاعتمادی به متخصصان در آمریکا و غرب نوشته شده، ولی وقتی به شرایط امروز ایران نگاه کنیم، شباهتها و درسهای مهمی برای جامعه ما نیز دارد آنهم در حالی که چند دهه تلاش مداوم جمهوری اسلامی در گسترش خردستیزی و خرافه به این امر دامن نیز زده است.
۱. وضعیت امروز ایران و بیاعتمادی گسترده به نخبگان و متخصصان
– در ایران امروز، شکاف بزرگی میان مردم و متخصصان شکل گرفته است.
– حکومت بسیاری از متخصصان (پزشکان، دانشگاهیان، اقتصاددانان، جامعهشناسان) را یا به حاشیه رانده یا سانسور و عوامل خود را جانشین آنها کرده است.
– در نتیجه، مردم هم گاه میان متخصص واقعی و «کارشناس حکومتی» تفاوتی قائل نمیشوند و به کل از تخصص فاصله میگیرند.
۲. رسانههای حکومتی و ترویج شبهعلم
– رسانههای رسمی بجای تکیه بر دانش تخصصی، اغلب روایتهای ایدئولوژیک یا شبهعلمی را پخش میکنند (مثلاً در مورد کرونا، محیط زیست، یا اقتصاد).
– این امر باعث میشود مردم به منابع غیررسمی پناه ببرند، که خود میتواند زمینهساز انتقال و دریافت اطلاعات جعلی و شایعات و تئوریهای توطئه شود.
۳. مهاجرت نخبگان (فرار مغزها)
– بهعلت فشارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، بسیاری از متخصصان ایران را ترک کردهاند.
– در چنین چرخهی معیوبی، وقتی حضور متخصصان در داخل کشور کمرنگ میشود، میدان برای افراد غیرمتخصص و تصمیمگیران ایدئولوژیک بیشتر باز میشود. این دقیقاً مصداق «مرگ تخصص» است.
۴. پوپولیسم و شعارهای سطحی
– در سیاست ایران نیز مثل بسیاری از نقاط جهان، شعارهای پوپولیستی و عوامپسند جایگزین برنامههای علمی و کارشناسی شدهاند.
– نمونه روشن آن در حوزه اقتصاد و مدیریت منابع ملی است که بارها با نادیده گرفتن توصیههای اقتصاددانان، تصمیمهای کوتاهمدت و غیرعلمی گرفته شده و در نتیجه کشور را دچار انواع بحرانها ساخته است.
۵. خطر برای آینده جامعه
– همانطور که نیکولز هشدار میدهد، نادیده گرفتن تخصص منجر به تصمیمهای غلط و بحرانهای جدی میشود.
– در ایران، این امر را در بحرانهای محیط زیستی (خشک شدن دریاچهها و رودخانهها)، نظام سلامت (کمبود دارو و مهاجرت پزشکان) و همچنین اقتصاد (تورم و سقوط ارزش پول ملی) به روشنی میبینیم.
کتاب «مرگ تخصص» به ما یادآوری میکند که احترام به دانش تخصصی و حرفهای برای بقای هر جامعه حیاتی است. در ایران امروز، یکی از ریشههای بحرانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی همین بیتوجهی به متخصصان و غلبهٔ ایدئولوژی و پوپولیسم بر علم و عقلانیت، بر دانش و خرد، است. اگر جامعه ایران بخواهد از این چرخهی بحرانساز و تشدیدشونده بیرون بیاید، باید گوش سپردن به متخصصان مستقل را به عنوان یک اصل حیاتی به سیاست و اجتماع و اقتصاد و همهی عرصههای زندگی بازگرداند.


