افزایش بدون وقفه قیمتها و کاهش شدید قدرت خرید شهروندان سبب شده خرید قسطی مایحتاج روزانه در ابعاد گستردهای رواج پیدا کند. شهروندان از سیبزمینی و تخممرغ تا دفتر مشق و مداد فرزندان خود را به صورت قسطی و نسیه خریداری میکنند.

رصد بازار کالاهای اساسی نشان میدهد قیمتها بدون وقفه در حال افزایش است. در هفتهای که گذشت قیمت گوشت قرمز روند افزایشی پیش را ادامه داده و قیمت هر کیلو گوشت گوساله به بیش از یک میلیون تومان رسیده است.
افزایش قیمت لبنیات در برخی فرآوردهها همچنان ادامه دارد. به عنوان مثال هر دبه ماست دو کیلو گرمی یکی از برندها از حدود ۲۳۹ هزار تومان به حدود ۲۵۰ هزار تومان رسیده است. همچنین یک بسته خامه ۱۰۰ گرمی از ۳۳ هزار تومان به ۳۵ هزار تومان افزایش یافته است.
همچنین در این هفته هر بسته تخم مرغ ۲۰ عددی با بسته بندی فروشگاهی که ۱۲۷ هزار تومان قیمت گذاری شده بود به ۱۴۷ هزار تومان افزایش یافته و هر بسته ۳۰ عددی نیز با مبلغ ۱۷۵ هزار تومان به فروش میرسد.
آمارهای ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران درباره تورم امرداد هم نشان میداد مواد غذایی در صدر جدول افزایش قیمتها در دومین ماه تابستان قرار داشته است. امرداد امسال تورم ماهانه در برخی کالاهای خوراکی به بیش از ۷ درصد رسیده که افزایش بیسابقهای است.
در آنسو مصرفکنندگان اگر بتوانند برخی کالاها مانند پوشاک و لوازم خانگی را به علت گرانی از سبد مصرفی خود حذف کنند اما مواد خوراکی از جمله کالاهای غیرقابل حذف از سبد مصرفی هستند.
اگرچه گرانی در کنار کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان سبب شده الگوی تغذیه بسیاری از خانوارها تغییر کند و برای نمونه خرید گوشت و مرغ کاهش و مصرف مواد شکم پُر کن مثل ماکارونی افزایش پیدا کند اما به هر حال مواد خوراکی از سبد مصرفی خانوار حذف نمیشود.
گزارشها نشان میدهد اکثر خانوارها حتی برای تأمین هزینه کالاهای ضروری و غیر قابل حذف از سبد مصرفی، مثل مواد خوراکی و دارو و نوشت افزار فرزندان، هم با بحران روبرو هستند. همین موضوع خرید قسطی را در ابعاد گستردهای افزایش داده است.
افزایش تقاضا برای خرید قسطی مواد غذایی و مواد شوینده سبب شده این شیوه فروش حتی از فضای سنتی و محدود مغازههای محله، به بستر گسترده و دسترسپذیر پلتفرمهای دیجیتال و آنلاین کشیده شود.
در همین رابطه خبرگزاری «مهر» گزارش داده با یک جستوجوی ساده در فضای مجازی، میتوان با دهها سایت و پلتفرم مواجه شد که از انواع لباس و لوازمالتحریر گرفته تا گوشت، مرغ، برنج و سایر اقلام ضروری خانوار را به صورت اقساطی و اغلب با شعار فریبنده «بدون نیاز به چک و ضامن» در اختیار مصرفکننده قرار میدهند.
این تحول، در نگاه اول ممکن است راهکاری برای مدیریت فشارهای مالی به نظر برسد؛ اما در حقیقت، نشانهای آشکار از ضعف مفرط توان اقتصادی جامعه و ناگزیری خانوادهها برای قسطبندی حتی کوچکترین هزینههای زندگی است.
این گزارش افزوده تصورش شاید چند سال پیش دور از ذهن بود، اما امروز دیگر خرید گوشت و مرغ به صورت اقساطی، به واقعیتی ملموس تبدیل شده است! بسیاری از سایتها و پلتفرمهای آنلاین، این اقلام پروتئینی را با گزینه پرداخت اعتباری عرضه میکنند. این پدیده به تنهایی عمق شرایط نامساعد اقتصادی و فشار بیامان بر سفره خانوارها را نشان میدهد. وقتی حتی برای تأمین پروتئین ضروری خانواده نیاز به قسطبندی باشد، مفهوم “فقیرتر شدن” ملموستر از هر زمان دیگری میشود و زنگ خطر فقر غذایی به صدا درمیآید.
خبرگزاری «مهر» نوشته در واکنش به قیمتهای سرسامآور گوشت قرمز و خطر حذف کامل آن از سبد غذایی خانوادههای ایرانی، حتی بعضی نهادهای دولتی دست به کار شدهاند. طرحهای آزمایشی برای عرضه اینترنتی گوشت یارانهای، تلاشی است برای رساندن این محصول با قیمتی مناسبتر به دست مصرفکنندگان؛ اما این راهکارها، بیشتر شبیه به مُسکنی موقت عمل میکنند تا درمانی ریشهای!
امسال حتی خرید اقساطی نوشتافزار نیز با تقاضای گسترده خریداران روبرو بوده است و به علت افزایش سرسامآور قیمتها در این بازار فروشندگان نیز مدلهای خرید قسطی برای مجموعه ضروری نوشتافزار را طراحی و اجرا کردهاند.
آمارهای موجود نشان میدهد که متوسط هزینه خرید لوازم مدرسه برای یک دانشآموز ابتدایی، حدود ۳ میلیون و ۸۵۰ هزار تومان است؛ رقمی معادل ۳۰ درصد از حقوق پایه کارگری! این یعنی یک ماه کار، فقط برای چند قلم نوشتافزار!
همچنین خانوادهای که دو دانشآموز دارد باید فقط برای کیف و نوشتافزار فرزندان خود حدود ۱۰ میلیون تومان هزینه کند. در کنار هزینه نوشتافزار، هزینههای دیگری مانند کتاب درسی، شهریه ثبتنام در مدرسه، لباس فرم و هزینه سرویس هم جزو هزینههای ضروری و اجتنابناپذیر برای والدین است.
تأمین این هزینهها به صورت یکجا، برای بسیاری از اقشار جامعه از جمله حقوقبگیران دشوار است و به همین دلیل پلتفرمهای آنلاین نیز فروش اقساطی لوازمالتحریر را به عنوان گزینهای برای مصرفکنندگان در دستور کار قرار دادهاند.
وبسایت دیدهبان ایران امرداد امسال در گزارشی به قسطی شدن زندگی اکثر شهروندان پرداخته و به نقل از یکی از شهروندان نوشته بود: «تا سال گذشته کفش، لباس و وسایل خانه مانند سشوار یا اتو را از یکی از درگاههای اینترنتی بهصورت قسطی خریداری کرده بودم، اما امسال این روند فراتر رفت و مجبور شدم اقلامی چون پودر لباسشویی، گوشت، مایع ظرفشویی و حتی وایتکس را نیز قسطی تهیه کنم.»
این شهروند گفته بود مواد شوینده خریداریشده برای حداقل سه ماه مصرف یک خانواده دو نفره کافی است و او ماهانه ۸۰ هزار تومان بابت اقساط آن پرداخت میکند.
یکی از فروشندگان همکار اسنپمارکت نیز با تأکید بر اینکه «مشکلات اقتصادی مهمترین عامل افزایش تقاضا برای خرید قسطی است» گفته بود «در دو ماه اخیر، فروش اقساطی کالاهای مصرفی و خوراکی در فروشگاههای آنلاین افزایشی چشمگیر داشته است. هر چند آمار دقیقی از میزان استقبال وجود ندارد، بر اساس مراجعات متعدد برای پرسوجو درباره این سرویس، میتوان گفت شمار استفادهکنندگان تقریبا دو برابر شده است.»
یکی دیگر از شهروندان هم گفته بود «یک فروشگاه پروتئینی نزدیک محل کار ما برای کارمندان طرح فروش اقساطی گوشت و مرغ راهاندازی کرده است. پرداختها از طریق دفتر حساب فروشگاه بهصورت ماهانه انجام میشود. علاوه بر این، در سوپر مارکت محله هم دفتری مشابه وجود دارد که برای خریدهای قسطی استفاده میکنیم.»
یکی از شرکتهای ارائهدهنده فروش آنلاین کالا هم در تبلیغات خود آورده «امکان خرید قسطی مواد غذایی با فعالسازی سرویس اعتباری تا سقف مشخصی از اعتبار، بدون نیاز به ضامن یا چک، در چهار قسط و بدون سود از فروشگاههای طرف قرارداد فراهم است.»
شهروند دیگری گفته «همینقدر بگویم که هیچوقت اوضاع به بدی ماههای اخیر نبوده است. حتی در دوران کرونا هم با وجود همه مشکلات، مردم هنوز توان خرید داشتند و کاسبی تا این اندازه کساد نشده بود. اما حالا اوضاع بهگونهای است که خانوادهها برای تهیه ابتداییترین نیازهای روزمره مثل ماکارونی و پنیر هم دچار مشکل شدهاند. این وضعیت مربوط به کسانی است که تا چند سال پیش چرخ زندگیشان میچرخید و دخلوخرجشان با هم میخواند، اما امروز گاهی پول خرید یک بطری شیر را هم ندارند.»
به گفته این شهروند «فرقی نمیکند چه کسی باشد؛ از بچه مدرسهایها گرفته تا پدربزرگها و مادربزرگها، هیچ کس پول ندارند و این مسئله در رفتار و خریدهای روزانه مردم کاملا آشکار است.»
اگرچه در نگاه نخست به نظر میرسد خرید قسطی در شرایط گرانی، مانع از قطع دسترسی شهروندان به کالاهای ضروری میشود اما این شیوه برای کالاهای ضروری روزانه پیامدهایی هم دارد. نخست آنکه شهروندانی که ارزش درآمدهای آنها به سرعت در حال سقوط است، غالبا امنیت شغلی ندارند، و با چشمانداز مبهم اقتصادی و سیاسی حتی برای کوتاهمدت روبرو هستند را در گرداب بدهکاری دائمی غرق میکند.
از سوی دیگر قسطی شدن نیازهای اولیه شکاف اجتماعی را عمیقتر میکند. خانوادههایی که توان پرداخت نقدی دارند، بدون تحمل فشار روانی خرید میکنند اما در آنسو بخش بزرگی از جامعه همواره درگیر موعد پرداخت اقساط و نگرانی از ناتوانی در پرداخت اقساط هستند.




