لزوم تحول آموزش عالی پس از جمهوری اسلامی

چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۴ برابر با ۱۵ اکتبر ۲۰۲۵


دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی – آموزش عالی هر جامعه‌ای، آینه‌ تمام‌نمای وضعیت فکری، سیاسی و اقتصادی آن جامعه است. در ایرانِ معاصر، دانشگاه‌ها همواره صحنه‌ی اصلی تحولات اجتماعی و فکری بوده‌اند؛ از جنبش مشروطه تا نهضت ملی شدن نفت، از انقلاب ۱۳۵۷ تا اعتراضات دانشجویی دهه‌های بعد. با این‌حال، در دوره‌ی جمهوری اسلامی، آموزش عالی نه به‌ عنوان موتور پیشرفت و تفکر نقاد، بلکه به‌ مثابه ابزاری برای بازتولید ایدئولوژی حاکم عمل کرده است. از این‌ رو، یکی از ضرورت‌های بنیادین دوران پس از جمهوری اسلامی، تحول ساختاری و محتوایی نظام آموزش عالی است تا دانشگاه بار دیگر به نهاد عقلانیت، نوآوری، و توسعه‌ انسانی تبدیل شود.

۱. بحران کنونی آموزش عالی در جمهوری اسلامی

نظام آموزش عالی ایران طی چهار دهه‌ی گذشته گرفتار چند بحران بنیادی بوده است:

  1. ایدئولوژیزه‌ یا اسلامی شدن علم و دانشگاه: گزینش عقیدتی، کنترل سیاسی بر اعضای هیئت علمی، و نفوذ نهادهای امنیتی، استقلال علمی و فکری دانشگاه‌ها را از بین برده است.
  2. فرسایش کیفیت آموزشی و پژوهشی: رشد کمیِ بی‌ضابطه، دانشگاه‌های بی‌کیفیت، مقالات صوری، و مدرک‌گرایی جای علم واقعی را گرفته است.
  3. فرار مغزها و مهاجرت نخبگان: سرکوب آزادی اندیشه و نبود چشم‌انداز روشن موجب خروج گسترده‌ی نیروهای علمی از کشور شده است.
  4. فقدان پیوند میان دانشگاه و جامعه: دانشگاه ایرانی از حل مسائل واقعی جامعه جدا شده و به نهادی بسته و بی‌تأثیر در توسعه‌ی ملی بدل گشته است.

۲. اصول تحول آموزش عالی در دوران پس از جمهوری اسلامی

تحول واقعی مستلزم بازنگری بنیادین در فلسفه‌ی وجودی و مأموریت دانشگاه است. محورهای اصلی این بازسازی را می‌توان چنین خلاصه کرد:

الف) استقلال دانشگاه
آزادی علمی و استقلال نهادی باید به‌عنوان نخستین اصل آموزش عالی پذیرفته شود. دانشگاه باید از مداخله‌ی دولت و گروه‌های سیاسی در انتخاب استاد، محتوای درسی و تصمیم‌گیری‌های داخلی رها شود.

ب) علم‌محوری و شایسته‌سالاری
پایان دادن به گزینش‌های ایدئولوژیک و جایگزینی معیارهای علمی، اخلاقی و حرفه‌ای برای جذب و ارتقای اعضای هیئت علمی. نظام پژوهشی باید بر مبنای کیفیت و اصالت علمی بازطراحی شود، نه بر پایه‌ی آمار کمی مقالات.

ج) بازنگری در محتوا و مأموریت دانشگاه
در نظام جدید، دانشگاه باید رسالت خود را در تولید دانش برای توسعه‌ی ملی، عدالت اجتماعی، و پایداری محیط‌ زیست تعریف کند. رشته‌ها و برنامه‌های درسی باید با نیازهای واقعی جامعه و اقتصاد دانش‌بنیان همسو شوند.

د) پیوند دانشگاه با جامعه و صنعت
دانشگاه نباید جزیره‌ای منزوی باشد؛ بلکه باید با نهادهای مدنی، بخش خصوصی، و جوامع محلی در ارتباط باشد. آموزش مهارت‌محور، کارآفرینی و مسئولیت اجتماعی باید محور اصلاحات آموزشی قرار گیرد.

هـ) بازسازی اخلاق و فرهنگ دانشگاهی
نظام ارزشی جدید دانشگاه باید بر پایه‌ی آزادی بیان، مدارا، نقد، و احترام به تنوع فکری استوار شود. بازگشت اعتماد عمومی به دانشگاه بدون نوسازی فرهنگی و اخلاقی ممکن نیست.

۳. نقش دانشگاه در بازسازی ملی
در دوران پس از جمهوری اسلامی، دانشگاه‌ها می‌توانند به موتور اصلی نوزایی ملی و فکری تبدیل شوند. این امر زمانی ممکن است که آموزش عالی در خدمت پروژه‌ای بزرگتر قرار گیرد:

  • بازسازی عقلانیت عمومی،
  • بازتعریف هویت ایرانی در پیوند با مدرنیته،
  • و تربیت نسلی آگاه، خلاق، و مسئول در برابر سرنوشت کشور.

به بیان دیگر، تحول آموزش عالی نه فقط اصلاح ساختار اداری و علمی، بلکه بازسازی روح ملی و نهاد اندیشه در ایران است.

تحول آموزش عالی پس از جمهوری اسلامی صرفاً یک نیاز اداری یا فنی نیست، بلکه یک ضرورت تمدنی است. بدون دانشگاه آزاد، مستقل و خردمحور، هیچ نظام دموکراتیک و توسعه‌یافته‌ای دوام نخواهد داشت. دانشگاه ایرانی باید بار دیگر به جایگاه تاریخی خود بازگردد: کانون آزادی اندیشه، نقد قدرت، و پرورش وجدان علمی جامعه.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۶ / معدل امتیاز: ۳

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=388972