محمدعلی غیبی – با وجود امیدواری بسیاری از مردم ایران به سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی پس از حملهی نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه ۲۰۲۶، آتشبس بیموقع بین دوطرف ایرانی و آمریکایی-اسرائیلی، بسیاری از مردم ایران را که در ژانویهی گذشته بطور خونباری توسط رژیم جمهوری اسلامی سرکوب شدهبودند مجددا ناامید کرد.
اکثریت مردم ایران که مخالفان رژیم دیکتاتوری دینی حاکم بر این کشور هستند، در این میان تنها صحبت از این میکنند که ورود آمریکا به جنگ و سپس خروج بدموقع آن تمام تلاشهای جامعهی مدنی ایران را در مبارزه علیه رژیم بیاثر کرد. حتی تعطیلشدن دانشگاهها و برگزاری کلاسهای درس بهصورت مجازی و امنیتی شدن کامل محیط خیابانها، خیزش دانشجویی را که مجددا شعلهور میشد از میان برد.
در این میان ناظران ایرانی بهشدت ناامید و سردرگماند. حتی فرصتی برای عدهای از تحلیلگران و کارشناسان سیاسی زرد وابسته به حکومت اسلامی ایران، یا نهادهای فکری عمدتا چپگرا در خارج از ایران، فراهم شده تا مدعی شوند که جهان دارد شکل جدیدی به خود میگیرد و چین ابرقدرت آیندهی جهان خواهد بود. یا آمریکا در حال افول و سقوط است و صدها تحلیل غیرواقعی و گمراهکننده که هیچکدام پایه و اساسی در واقعیت ندارند. تنها در همین رابطه کافیست به این سخنی که چینیان در دههی ۱۹۷۰ تبلیغ میکردند توجه شود. چین مائو در آن زمان ایالات متحده را قدرتی رو به افول و در مقابل، اتحاد جماهیر شوروی را سوسیال امپریالیست و دشمن اصلی خود بهعنوان نماینده ی خلقها معرفی میکرد. (افشین متین عسگری، کنفدراسیون: تاریخ جنبش دانشجویان ایرانی، ترجمه ارسطو آذری، تهران: شیرازه، ۱۴۰۲: ۳۵۰) در نتیجه چنین تحلیلهای توخالی از دهههای گذشته وجود داشتهاند، اما امروزه مشخصا به وسیلهای برای جنگ روایتها تبدیل شدهاند.
با تمام این تفاسیر، مردم ایران شاید بیش از هر ملت دیگری در جهان، اخبار را دنبال میکنند. با وجود حدود دو ماه قطعی سراسری اینترنت در ایران، از سوی رژیم اسلامی حاکم بر این کشور برای تحمیل روایتهای خود از جنگ و پخش پارازیت بر روی امواج ماهوارهها، باز بسیاری از مردم سعی میکنند هر طوری شده اخبار واقعی را بدست آورند.
در این میان صحبتهای اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده آمریکا قدری امیدوارکننده بود که خبر داد تاکتیک جدید ایالات متحده، محاصره دریایی ایران بهمنظور پر شدن مخازن نفت جزیره خارک و درنتیجه از کار افتادن صنعت نفت ایران است. بااینحال آمریکاییها مشخصا نوع واکنشهای اسلامگرایان و رژیم اسلامی ایران را خوب نشناختهاند. آنها نمیدانند که اسلامگرایان افرادیاند که با خلاقیت موذیانهای از کمهزینهترین و نامعقولترین روشها نهایت استفاده را میکنند.
گرچه ذخیرهی تولید نفت غیر از مخازن مخصوص آن غیرممکن است، اما نیروهای سپاه که اکنون تمام تجارت نفت را در اختیار گرفتهاند، ممکن است میلیونها بشکه نفت را حتی در کشتیها، تانکرها و حتی زیرزمین مساجد و حتی خود مساجد ذخیره کنند! نیروهای سپاه که در زمان جنگ چهل روزه، مساجد را به مقر یا مخفیگاه نیروهای خود کردهبودند و در زمان خیزش سراسری ایرانیان در دیماه گذشته نیروهای سرکوبگر را در مساجد مستقر میکردند هیچ محدودیتی برای خود متصور نیستند. آنها همواره بر اساس سخنی از حسن تهرانی مقدم، بنیانگذار صنعت موشکی ایران عمل میکنند که میگوید: «تنها انسانهای ضعیف به اندازهی امکاناتشان کار میکنند.»
بنابراین هرگونه تلاش برای فشار اقتصادی بیشتر بر ایران به منظور تغییر رژیم از هماکنون تلاشی شکستخورده است و چنانکه سالها تحریم گستردهی ایران، تنها جای پای رژیم اسلامی را محکمتر کردهاست، این محاصره نیز ضربهای به رژیم نخواهد زد و تنها اوضاع زندگی مردم ایران را سختتر از گذشته خواهد کرد. بهنظر میرسد دونالد ترامپ در اعزام نیروی زمینی به ایران مردد است و از اندیشهی این که شاید نتیجهاش فاجعهبار باشد به این کار اقدام نمیکند. اما سیاستگذاران آمریکایی از این واقعیت غافلاند که اگر از سمت جنوب وارد بخشهایی از خاک ایران شوند بسیاری از جوانان سرکوبشده ایرانی به استقبالشان خواهند شتافت. همانطور که در جریان جنگ چهل روزه هم مخفیگاههای نیروهای سپاه و بسیج را به ارتش آمریکا لو میدادند.
مردم ایران مردمی سرکوب شده و بیسلاح اند، اما آرزوی یک ارتش آزادیبخش روی زمین را دارند که به آن ملحق شوند. از سوی دیگر نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیرویی کاملا ضعیف و ناتوان با افسران شکمگنده است که سابقهی هیچ جنگی ندارد. مهمتر از آن، واحدهای دارای توان رزمی هم ندارند چون درجات در نیروهای نظامی ایران نه از سرجوخه، بلکه عملا از گروهبان یکم آغاز میشوند و به سرعت به درجه افسری میرسند. نیروهای تکاور یا کلاهسبز ارتش ایران هم هیچ نشانی از نیروهای دوران حکومت شاهنشاهی پهلوی ندارند و در طول سالیان هم همواره از سوی سپاه پاسداران، به طور نرم سرکوب شدهاند. سربازان ایرانی هم نه سرباز حرفهای، بلکه سربازان وظیفه عمومیاند که بهطور اجباری دو سال خدمت سربازی میکنند و در طول این دو سال، چند گلوله بیشتر در میدان تیر شلیک نمیکنند. لذا برخلاف انتظار سیاستگذاران آمریکایی، نیروی زمینی ایران بسیار ضعیفتر از نیروی موشکی آن است و نتیجهی اعزام نیروی زمینی به ایران، کاملا به نفع جبههی متحد ایالات متحده آمریکا و اسرائیل خواهدبود.
بااینحال اگر سیاستگذاران آمریکایی همچنان بر خودداری از استفاده از نیروی زمینی تأکید میورزند، بد نیست بدانند که آنچه در جنگ اخیر و پیش از آن در سرکوب خونین اعتراضات مردم در ژانویه گذشته بسیار مورد انتظار مردم ایران بود، یک نیروی کمکی پهپادی بهمنظور متلاشی کردن قوای سرکوب رژیم اسلامی بود. آنچه اعتراضات مردم ایران را آشکارا از بین برد، ماشین سرکوب رژیم و اتوبوسهای مملو از تروریستهای حشدالشعبی و فاطمیون و زینبیون و سپاه و بسیج و نیروی انتظامی و چندین گروه بینالمللی دیگر بود که در سر چهارراههای تهران و تبریز و مشهد و شیراز و اصفهان و … صف کشیده و منتظر اعلام ریختن به بیرون از اتوبوس و کشتار ملت ایران بودند.
در چنان شرایطی سخن هریک از این مردم آن بود که اگر پهپادهای اسرائیلی همانند جنگ دوازده روزه در میدان حاضر بودند ۴۸ ساعت از عمر ننگین رژیم باقی نمیماند. در جنگ چهل روزه اخیر هم مردم ایران از پهپادهای آمریکایی و اسرائیلی انتظار بیشتری داشتند و توقع میرفت قوای پهپادی اسرائیل لااقل بهاندازهی جنگ دوازده روزه مؤثر واقع شوند. اما آنچه در عمل ظاهر شد عمدتا متمرکز بر بمباران هوایی مقرهای خالی از نیروهای سپاه و بسیج و نیروی انتظامی و زیرساختهای ایران بود. حتی برخی سولههای خالی که از زمان جنگ دوازده روزه بیاستفاده ماندهبودند در جنگ چهل روزه اخیر، بیهوده و مجددا بمباران شدند.
آنچه در این میان اهمیت دارد استفاده هوشمندانه جبههی متفق آمریکایی- اسرائیلی از تجهیزات و نیروها و تلاش برای ایجاد یک اتحاد با مردم ایران و استفاده از ظرفیت خشم فروخوردهی آنها در کف خیابان است. به این منظور که بازدهی عملیات بالاتر برود و آمریکا در ادامه مجبور نباشد بهقدرت رساندن تعدادی از الیگارشهای همین رژیم به قدرت را بهعنوان یک پیروزی تبلیغ کند. بلکه نتیجهی کار سناریویی ایدهآل و بهقدرت رسیدن اشخاص مطلوب ملت ایران و تمام متحدان آیندهاش باشد.
آنچه در این میان اهمیت دارد، استفادهی هوشمندانهی جبههی متفقِ آمریکایی-اسرائیلی از تجهیزات و نیروها و تلاش برای ایجاد اتحاد با مردم ایران و بهرهگیری از ظرفیت خشم فروخوردهی آنها در کف خیابان است؛ بهمنظور آنکه بازدهی عملیات افزایش یابد و آمریکا در ادامه مجبور نباشد بهقدرترساندن تعدادی از الیگارشهای همین رژیم را بهعنوان یک پیروزی تبلیغ کند، بلکه نتیجهی کار، سناریویی ایدهآل و بهقدرترسیدن اشخاص مطلوب ملت ایران و تمام متحدان آیندهی آن باشد.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




