پانتهآ مدیری – چهارشنبهشب ۱۵ اکتبر ۲۰۲۵، مدرسه اقتصاد لندن (LSE) میزبان نشستی با عنوان «ایران و آمریکا در دوران ترامپ ۲.۰؛ چشماندازها و چالشها» بود.
این نشست با مدیریت پروفسور پیتر تروبویتز رئیس مرکز پژوهشهای ایالات متحده فیلَن در محل LSE برگزار شد و سخنرانان آن عبارت بودند از دکتر صنم وکیل (مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتمهاوس)، دکتر دانا آلین (پژوهشگر ارشد و سردبیر نشریه Survival در اندیشکده بینالمللی مطالعات استراتژیک IISS)، و دکتر آناهیتا معتضد راد (پژوهشگر ارشد مهمان در دانشکده روابط بینالملل دانشگاه LSE).

اگرچه عنوان نشست نوید نگاهی تازه به روابط ایران و آمریکا در دوران بازگشت ترامپ را میداد، اما فضای جلسه بیشتر به بازخوانی تاریخی نیمقرن گذشته اختصاص یافت. مرور تکرارهای مداوم میان فشار، مذاکره و بنبست؛ چرخهای که همچنان به سیاست جمهوری اسلامی ایران و آمریکا سایه انداخته است.
صنم وکیل سیاست واشنگتن را ترکیبی از دو مسیر دانست:
۱. ارتباط و معامله از طریق میانجیگریهای غیر مستقیم، و
۲. مهار برای محدود ساختن نفوذ منطقهای و برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران.

به گفته او، جمهوری اسلامی با وجود فشارهای خارجی، تا کنون تاب آورده و حتی نوعی وحدت درونی در برابر تهدیدها نشان داده است. او افزود که تماسهای غیرمستقیم میان حکومت ایران و آمریکا از طریق واسطههایی چون عمان، قطر و کشورهای اروپایی ادامه دارد.
با این حال، ادعای او درباره «تعامل های منطقهای ایران» با واقعیتهای جدید منطقه سازگار نیست؛ چرا که بیشتر کشورهای عربی در حال حرکت به سوی عادیسازی روابط با اسرائیلاند. از «پیمان ابراهیم» گرفته تا دعوت اخیر عبدالفتاح السیسی از بنیامین نتانیاهو برای حضور در اجلاس بندر شرم الشیخ در کنار دریای سرخ. این واقعیات بیش از آنکه نشانهی قدرت رژیم ایران باشد، بیانگر انزوای فزایندهی آن است.
دست باز ترامپ و جایگاه جمهوری اسلامی ایران
دکتر دانا آلین یادآور شد که ایران بیش از پنجاه سال است در مرکز سیاست خارجی ایالات متحده قرار دارد. او گفت: «هیچکس باور نمیکرد که آمریکا بتواند برای چند ساعت وارد جنگ با ایران شود؛ اما ترامپ این کار را کرد. او کارهایی میکند که هیچ رئیس جمهور دیگری نمیتواند، بیشتر این اقدامات خطرناکاند، اما گاهی غافلگیرکننده نیز هستند.»

آلین با اشاره به سطح کنونی غنیسازی اورانیوم در ایران آن را «غیرمنطقی از نظر استراتژیک» توصیف کرد و افزود که ترامپ ورژن ۲.۰ احتمالاً نمیتواند توافق هستهای تازهای منعقد کند، با این حال «در عرصه دیپلماسی دست بازتری از دیگر رؤسای جمهور دارد و همین امر میتواند، هرچند ناخواسته، مسیرهای غیرمنتظرهای بگشاید.»
رژیم ایران میان «مقاومت» و بازتعریف دیپلماسی
دکتر آناهیتا معتضد راد در سخنان خود به وضعیت چندوجهی سیاست خارجی رژیم ایران پرداخت. او گفت که جمهوری اسلامی در شرایطی پیچیده میان سه قطب قدرت آمریکا، چین و روسیه در تلاش است تا توازن برقرار کند، اما در عمل به دلیل انزوای دیپلماتیک، تنها به شرق متکی مانده است.

معتضد راد با اشاره به فشارهای خارجی و شکافهای داخلی گفت که تصمیمگیران جمهوری اسلامی در ایران با دو مسیر اصلی روبرو هستند:
۱. ادامهی مقاومت و تقابل با غرب که خطر تشدید انزوا و حتی مشروعیت مداخله بینالمللی علیه آن را به همراه خواهد داشت.
۲. بازگشت به گفتگو و واقعگرایی دیپلماتیک که میتواند جمهوری اسلامی ایران را از پوستهی ایدئولوژیک خارج کند و به بازیگری عملگرا در نظام جهانی تبدیل نماید.
حلقهی غایب در سخنرانیهای «مدرسه اقتصاد لندن»: جامعه ایران و تحولات و تمایلات داخلی
در میان تمام این سخنان، هیچ سخنی از یک نکتهی کلیدی مطرح نشد: نقش جامعهی ایران و تحولات و تحرکات آن!
خیزشهای دههی گذشته از سال ۱۳۹۵ به اینسو که در جنبش «زن، زندگی، آزادی» به اوج خود رسید، بحران مشروعیت نظام و شکاف عمیق میان نسل جدید و حکومت، از عمده عواملی هستند که مسیر تصمیمگیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی را تعیین میکنند.
تحلیل روابط تهران و واشنگتن بدون توجه به تحولات و تمایلات و مشکلات درون جامعه ایران، جنبشهای اجتماعی، تغییر نسل، و فرسایش مشروعیت سیاسی، فقط تحلیلی ناقص از واقعیت کشور است. آنچه آیندهی سیاست ایران را تعیین میکند نه صرفا زمامداران رژیم ایران و یا تصمیمگیرندگان دولتهای قدرتمند بلکه فعل و انفعالات درون جامعه ایران است.
نشست دانشگاه LSE لندن بیشتر آینهای بود از گذشتهی روابط جمهوری اسلامی ایران و آمریکا، و نه تصویری از آینده و حتا امروز! در جهانی که افکار عمومی و تحولات اجتماعی نقش فزایندهای در سیاست خارجی دارند، بیتوجهی به مردم ایران در چنین تحلیلهایی، چشم بستن بر عامل واقعی تغییر است.
آیندهی روابط ایران و آمریکا نه در میزهای مذاکرهی ژنو و نیویورک، بلکه در خیابانهای ایران، از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب کشور، رقم خواهد خورد؛ جایی که جامعهی ایران آرام اما پیوسته در حال بازتعریف مفهوم قدرت و آزمون و شناخت نیروی بیکران خود است.


