پائولا متکی – انتخاب زهران ممدانی در نوامبر ۲۰۲۵ به عنوان شهردار جدید نیویورک، نقطه پایان یک رقابت نیست؛ آغاز یک دوران جدید است.

این انتخاب نشاندهنده تغییری عمیق در جهتگیری سیاسی و اجتماعی شهری است که همیشه تصویر خود را به عنوان پایتخت تنوع، نوآوری و پویایی فرهنگی آمریکا حفظ کرده بود. اما امروز نیویورک با بحرانهایی درگیر است که به شکل مستقیم با سیاست و هویت شهری گره خورده است. در چنین شرایطی، پیروزی فردی که ریشه در جنبشهای هویتی، عدالتخواهی اجتماعی و شبکههای فعالگرای خیابانی دارد، معنایی فراتر از جابهجایی یک شهردار دارد:
«این انتخاب، تغییر پارادایم اداره شهر است.»
ممدانی، فرزند خانوادهای مهاجر از اوگاندا و هند، در فضای سیاسی پس از ۲۰۲۰ رشد یافت؛ فضایی پر از جنبشهای ضد تبعیض، اعتراضات ضد نژادپرستی، شعارهای عدالت هویتی و حملات سیاسی علیه اسلامهراسی. او محصول مستقیم فضای دانشگاهی و خیابانی چپ جدید آمریکاست. مسیری که او را ابتدا به مجلس ایالتی نیویورک رساند، و اکنون به شهرداری شهری که قلب تپنده اقتصاد و فرهنگ ایالات متحده است.
در شب پیروزی، جملهای که او بر آن تأکید کرد، نه فقط یک شعار، بلکه یک بیانیه سیاسی بود:«نیویورک شهر مهاجران بوده و خواهد ماند؛ ساختهشده توسط مهاجران، قدرتگرفته از مهاجران و از امشب، رهبریشده توسط یک مهاجر.»
این سخن، پاسخی مستقیم و نمادین به سیاستهای مهاجرتی سختگیرانه دولت ترامپ است. در واقع، ممدانی از نخستین لحظه، خط تقابل را ترسیم کرد: شهرداری نیویورک در برابر دولت فدرال. این یعنی از همین ابتدا، شهر وارد یک دوره تقابل گفتمانی – اجرایی با کاخ سفید میشود.
اما سؤال مهم این است: نیویورک در چه وضعیتی به چنین جهتی چرخیده است؟
بحرانهای نیویورک در آستانه زمستان ۲۰۲۵
نیویورک در سالهای اخیر با ترکیبی از فشارهای اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی روبهرو بوده است:
۱٫بحران مسکن و اجارههای غیرقابل تحمل:
متوسط اجاره یک واحد کوچک در مناطق مرکزی به بالای ۴۶۰۰ دلار رسیده است. طبقه متوسط و کارمندان خدمات عمومی در حال خارج شدن از شهر هستند. سرمایهگذاران ساختوساز به دلیل کنترلهای اجاره و فشارهای مالیاتی، تمایلی به پروژههای جدید ندارند. «حق زندگی در شهر» برای گروههای گستردهتری در حال از دست رفتن است.
۲٫افزایش جرم و ناامنی شهری:
پس از همهگیری کرونا و کاهش بودجه پلیس، آمار سرقت، درگیری خیابانی و جرایم خشن در برخی مناطق، بهویژه بروکلین و برانکس، افزایش یافته است. امنیت شهری به یک مسئله واقعی تبدیل شده، نه صرفاً یک تصویر رسانهای.
۳٫هزینه سرسامآور مهاجران تازهوارد:
سیستم پناهجویان و مهاجران جدید، که در چند سال اخیر رشد شدیدی داشته، اکنون سالانه بیش از ۱۴ میلیارد دلار برای شهر هزینه ایجاد میکند. مدارس، پناهگاهها، خدمات بهداشتی و ادارات رفاهی در وضعیت فشار مضاعف قرار گرفتهاند.
۴٫فرار کسبوکارها و سرمایهها:
شرکتهای تکنولوژی، مالی و استارتاپها در حال انتقال به تگزاس، فلوریدا و کارولینای شمالی هستند؛ جایی که مالیات پایینتر و مقررات سبکتر است. این روند، اگر ادامه پیدا کند، نیویورک را از موتور اقتصادی آمریکا به یک شهر مصرفکننده سرمایه تبدیل خواهد کرد.
این وضعیت، در مجموع، نیاز شدیدی به مدیریت عملگرا، برنامهریزی دقیق و تصمیمگیری سخت ایجاد کرده است.
اما زهران ممدانی، بهجای آنکه محصول سیستم مدیریتی یا تجربه اجرایی شهری باشد، از دل سیاست هویتی بیرون آمده است.
ممدانی سالها در فضای سازماندهی سیاسی و اعتراضات شهری نقش داشته؛ او در میدان ساختن شبکههای روایت و فشار اجتماعی عمل کرده است.
اما اداره یک ساختار ۳۹۰ هزار کارمند شهری، با بودجهای بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار، مسئله دیگری است.
او نه سابقه مدیریت شهری دارد، نه تجربه بودجهریزی،
نه سابقه اداره نهادی پیچیده مانند پلیس یا سیستم حملونقل.
او با ذهنیت «مقاومت و مبارزه» وارد مقامی میشود که نیازمند معماری واقعگرایانه قدرت، مصالحه و مدیریت بحران است. و این تضاد، جایی است که آینده نیویورک تعیین میشود.
مبنای قدرت او چیست و این چه پیامدی دارد؟
پایگاه رأی ممدانی، نه طبقه متوسط ساکن منهتن یا بروکلین قدیمی، بلکه مهاجران نسل اول و دوم، دانشجویان، چپ دانشگاهی، فعالان عدالتخواه و گروههای ضد اسلامهراسی است. او بر موج احساسی «هویت و عدالت» پیروز شد، نه بر برنامهریزی کارآمد اقتصادی. این یعنی انتظارات از او ایدئولوژیک است؛ نه اجرایی و این دقیقاً همان نقطه خطر است.
چالش اصلی فاصله میان شعار و واقعیت است.
اگر ممدانی به شعارهای خود وفادار بماند، یعنی:
- کاهش بودجه پلیس،
- افزایش خدمات رفاهی،
- پذیرش مهاجران بیشتر،
- کنترل شدیدتر اجارهها،
آنگاه شهر با سرعت بیشتری به سمت، ناامنی بیشتر، بحران مالی و تشدید کمبود مسکن حرکت خواهد کرد.
اگر عقبنشینی کند، پایگاه سیاسی رادیکال او علیه خودش میایستد. یعنی او در وضعیتی قرار دارد که هر انتخابی هزینه سنگین دارد.
پیروزی ممدانی پایان رقابت نیست؛ بلکه آغاز مسئله است.
نیویورک وارد دورهای میشود که در آن باید ثابت شود آیا:
عدالت اجتماعی میتواند با کارآمدی اجرایی همزمان شود؛ یا واقعیت شهری، ایدئولوژی پرهیجان اما کمسازمان را فرسوده خواهد کرد. پاسخ در چند ماه اول ۲۰۲۶ روشن میشود؛ آنجا که ممدانی دیگر نه در مقام فعال سیاسی، بلکه در مقام کسی که باید تصمیم بگیرد قرار میگیرد. در نهایت، مسئله این نیست که چه کسی شهردار شده؛ بلکه این است که آیا یک کلانشهر با حدود ۹ میلیوننفر را میتوان با آرمانهای جنبشی اداره کرد؟ یا اینکه نیویورک دوباره ثابت خواهد کرد:
«شهر، پیش از هر چیز، مدیریت میخواهد نه شعار»
*پائولا متکی: کارشناس توسعه پایدارو شهرسازی

