در سالهای گذشته هوش مصنوعی موضوع بسیار داغی در سراسر دنیا شده و همه درباره آن صحبت میکنند. همه شواهد دال بر آن است که هوش مصنوعی در آینده نه چندان دور تمامی ابعاد زندگی انسانی را تحت الشعاع قرار خواهد داد. «کیهان لندن» برای کسب اطلاعات بیشتر درباره این فناوری علمی با پروفسور علی حسامی گفتگو کرده است.

پروفسور علی حسامی استاد دانشگاه و متخصص در زمینه طراحی و توسعه سیستمهای پیچیده با عملکردهای حیاتی است. او در زمینه حقوق بشر و هوش مصنوعی هم پژوهشهای زیادی دارد و از طرف مجامع مهم بینالمللی برای سخنرانی و یا گرداندن کارگاههایی در این زمینه دعوت میشود. از جمله چندی پیش کمیسیون حقوق بشر شورای اروپا از او برای سخنرانی در همین مورد دعوت کرده بود.
– پروفسور حسامی، هوش مصنوعی چیست و شما چگونه آن را تعریف میکنید؟
از دیدگاه من تفاوت اصلی هوش مصنوعی با هوش طبیعی اینست که بصورت خودکار و بوسیله طبیعت تولید نشده است. هوش مصنوعی که در حال حاضر داریم در واقع نوع خاصی از این تحول جدید علمی، صنعتی و فرهنگی است. برای ارائه تعریفی از هوش مصنوعی باید ابتدا خصوصیات هوش طبیعی را بشماریم تا مرزهای آن با هوش مصنوعی مشخص شود. البته با تذکر این نکته که محققان و صاحبنظران در این مورد با هم توافق کامل ندارند. ولی مجموعه ویژهگیهایی است که همه در این مورد کمابیش با هم توافق دارند. هوش طبیعی هفت هشت خصوصیت و یا زیرساخت دارد. یک شاخهای و یا سیاه و سفید هم نیست. یعنی ما باهوش و یا بیهوش نداریم بلکه درجات مختلف هوش داریم. این درجات مختلف هم ربط دارد به شرایط کاربردی آن. یعنی در شرایط خاص ما یکی از خصوصیات هوشمان را بکار میبریم و تمام خصوصیات آن را همزمان بکار نمیبریم. تمام این خصوصیات به یکسان و یک درجه در تمام انسانها وجود ندارد.
خصوصیت و زیرساخت اول: توانانی حل مسائل و مشکلات. موجودی با درجه پایین هوش توانایی حل مسائل بغرنج و پیچیده را که احتیاج به نوآوری دارد را ندارد. میزان هوشی هم که برای حل مسئله نیاز است به شرایط کاربردی آن بستگی دارد.
خصوصیت و زیرساخت دوم: توانایی برنامهریزی. یعنی تقسیمبندی یک کار پیچیده به چندین مرحله و تدوین برنامه جهت رسیدن به اهداف.
خصوصیت و زیرساخت سوم: داشتن منطق به این معنا که اگر شخصی بداند که A از B بزرگتر است و B از C بزرگتر است بنابراین، A از C هم بزرگتر است. در انسانها منطق و توان تجزیه و تحلیل یک چیز طبیعی و بنیادی است. اما این در هوش مصنوعی هنوز به آن معنا جا نیفتاده است. هوش مصنوعی هنوز به این مراحل نرسیده است که زیرساخت روابط را شناسایی کند.
خصوصیت و زیرساخت چهارم: قابلیت تفکر است. یعنی توانایی اندیشیدن در مورد مسئائل پیچیده، در مورد خودمان، هستی که به شناخت بیشتراز آنها و پیدا کردن راهکارها منجر میشود.
خصوصیت و زیرساخت پنجم: قابلیت شناخت پیچیدهگی در هستی، طبیعت و جامعه. از جمله درک مسائل بغرنج علمی مانند پیشبینی هواشناسی. شناخت پیچیدگی قابلیتی است که از احساس و ادراک فراتر میرود. مثلاً ما سیاه را از سفید بلافاصله تشخیص میدهیم ولی پیشبینی هواشناسی مسئله بغرنجی است که به عوامل مختلف و شناخت عمیق از آنها بستگی دارد.
خصوصیت و زیرساخت ششم: قابلیت آموزش. انسانها دربرخورد با زندگی، مسائل مختلف، موفقیتها و شکستهای خود و دیگران و از تجربه مستقیم و یا از کتابها درس آموزی میکند. مگر کسانی که قدرت فراگیری پایینی دارند که این نقصان بزرگی است. انسان هوشمنمد قابلیت درسآموزی بالایی دارد.
خصوصیت و زیرساخت هفتم: خلاقیت و بدعت چه در هنرمندان، ادبا و شاعران و چه در دانشمندان که تولید چیزی که مشابهت در واقعیت ندارد و بینظیر است. شاهنامه فردوسی اوج خلاقیت است که با هدف نجات هویت و فرهنگ ایرانی و زبان پارسی در مقابل هجوم بیگانگان بوجود آمده است. قبل از فردوسی روایت اسطورههای ایرانی به چنین زبان فاخری نبوده و به این درجه از غنا و عمق نرسیده بوده است. فردوسی توانست دست تنها یک فرهنگ را از زوال نجات دهد.
خصوصیت و زیرساخت هشتم: توانایی یادآوری و حافظه. ما در زندگی و فعالیتهای خود به دادههای زیادی نیاز داریم که باید به خاطر بسپریم تا مسائل را حل کنیم؛ از جمله مسیری که برای رسیدن به محل کار طی میکنیم باید به خوبی به حافظهمان سپرده باشیم.
در انسانها این هشت خصوصیات هوش به یک سان و یک درجه نیست. در برخی خلاقیت بالاست، در برخی دیگر حافظه. در صورت نبودن یکی از این خصوصیات انسان نقصان دارد و هوش او جامع نیست. زندگی ما تا حد زیادی تحت تأثیر ویژهگیهای این خصوصیات قرار دارد. اگر یکی از خصوصیات برشمرده در ما قویتر باشد ما جذب حرفهای میشویم که به آن توانمندی احتیاج داشته باشد.
حال ببینیم که هوش مصنوعی چیست. ما اگر بتوانیم در یک مجموعه و یا سیستم مکانیکی یا الکترونیک و یا برنامهای، در حالت ترکیبی این هشت ویژهگی را گردهم آوریم و به نسبتهای مختلف به کار بندازیم، به آن سیستم، که بصورت طبیعی بوجود نیامده است، میگوییم هوش مصنوعی. این سیستم با هنرو توانمندی و خرد انسانها ایجاد شده است و به هوش انسان شبیه است.
– چگونه میشود از هوش مصنوعی در جهت منافع و رفع نیازهای واقعی انسان استفاده کرد؟
چندین نوع از اپلیکیشنهای هوش مصنوعی در دسترس عموم است و آنها را معمولا با برنامهای به نام الگوریتم که منشاء آن هم برمیگردد به دانشمند ایرانی، خوارزمی، بکار میگیرند. در این نمونه دادهها و اطلاعات خاصی را به هوش مصنوعی میدهند؛ هوش مصنوعی از آن دادهها نمونهبرداری میکند و شناخت تولید میکند و این شناخت باعث میشود در زمینه خاصی، مثل تشخیص عکسهای رادیولوژی عمل کند و روشن کند که آیا ریههای بیمارغدههای سرطانی دارند یا نه.
در واقع بر مبنای هوش مصنوعی ما دو نوع آپلیکیشن داریم. یکی در زمینه تخصصی و محدود، و دیگری عمومیتر و گستردهتر. به عبارت دیگر، اگر اپلیکیشن هوش مصنوعی در حوزه یکی از زیرساختهای هشتگانهای که شمردیم عمل کند، تخصصی است. اگر دارای زیرساختهای فراگیر و عمومیتر باشد میتوانیم از آن در زمینههای مختلف کسب اطلاعات کنیم.
هوش مصنوعی عمومیتر هنوز به حد هوش انسانی نرسیده است که تمام آن خصوصیات هشتگانه را یکجا داشته باشد. این آپلیکیشن از طریق اینترنت، موبایل و کامپیوتر قابل دسترسی است. ما میتوانیم اطلاعات گوناگون، حتی روانی را، از آن بخواهیم. البته در این مورد روانکاوان هشدار دادهاند که باید نهایت دقت و احتیاط را در کسب اطلاعات روانی از هوش مصنوعی کرد زیرا که جنبه دلسوزانه و همدلانه روانکاوان و روانشناسان در هوش مصنوعی در برخورد با بیمار و مراجعهکننده نمیتواند وجود داشته باشد. اما صرفنظر از چنین مواردی در آینده نه چندان دورهوش مصنوعی میتواند به چیزی که ما در فارسی «علامه دهر» میگوییم نزدیک شود.

– ما چطور میتوانیم اخلاقیات را حاکم بر تولید و نحوه استفاده از هوش مصنوعی کنیم تا فواید و سود آن تنها در انحصار یک اقلیت کوچک سوپرثروتمند محدود نشود؟
نکته بسیار مهم و حساسی است. آری، در نهایت تولید و کاربرد این اپلیکیشنهای هوش مصنوعی در مقیاس بزرگ که در دسترس همه جهانیان است در انحصار موسسات چندملیتی عظیم تجاری سودجو است. همین هم باعث میشود که یک سری از ملاحظات اخلاقی در آن رعایت نشود. مثلا اگر برای ساختن یک اپلیکیشن هوش مصنوعی لازم است از اطلاعات خصوصی افراد استفاده شود اغلب از راههای غیراخلاقی بدست میآورند. نمونه بیاورم. یک شرکت بزرگ پخش موسیقی اطلاعات بدست آمده از سلیقه موسیقایی مشتریان خود را به موسسهای فروخته است که این موسسه از روی آن توانسته است به حالات روانی و گرایشات سیاسی آنها دست یابد. این عملا تجاوز به حریم خصوصی افراد است و از اطلاعات بدست آمده بدون توافق مشتریان بهرهبرداری شده است. حتی زمانیکه شما خرید میکنید از شما اطلاعاتی برای مقاصد بازاریابی بدون توافق شما بدست میآورند. یکی از دلایل مهم این امر آنستکه این پروژههای بزرگ توسط شرکتهای عظیم چندملیتی انجام میشوند که خارج از کنترل دولتها هستند و مقاصد سودزایی بی حد و حصر دارند. اینها زیانهای غیرملموس با خود دارند. اضافه کنم که زمینه کاری من در ده سال گذشته تدوین استانداردها، معیارها و موازین اخلاقی استفاده از هوش مصنوعی بودهاست تا آنها را با ارزشهای انسانی هماهنگ سازیم که به راستی مسئله بغرنجی است. متاسفانه فعلا چشمانداز مثبیتی از این نظر وجود ندارد و کنترل و آزادی عمل در دست موسسات چندملیتی عظیم است. هوش مصنوعی امروز میدان رقابت چند کشور صنعتی بسیار پیشرفته، بخصوص بین آمریکا و چین، شده است. همه با سرعت در تلاشند از قافله دور نمانند.
– پیشرفت و تکامل هوش مصنوعی روی اقتصاد و به ویژه اشتغال چه تأثیری در آینده میانمدت و درازمدت خواهد گذاشت؟
گفتیم که دو نوع کاربرد هوش مصنوعی داریم: کاربردهای اختصاص و کاربردهای عمومی. در زمینه کاربرد تخصصی، هوش مصنوعی در آینده نه چندان دور میتواند به آسانی جایگزین مثلا متخصصینی شود که در زمینههایی مانند رادیولوژی، نوشتن قرارداد و یا تولید متن و …کار میکنند. برای همین هم بود که چند سال پیش نویسندگان سناریو در هالیوود مجبور به اعتصاب شدند و خواستار اعمال محدودیتهایی در استفاده از هوش مصنوعی در حوزه کارشان شدند.
با سپردن دادههای زیاد به هوش مصنوعی به آسانی عملکرد تخصصی هوش مصنوعی میسر میشود.
همین چندی پیش شرکت آمازون تصمیم گرفت حدود ۱۴ هزار از کارکنانش را که البته هنوز درصدی کوچکی از حدود ۳۶۰۰۰۰ پرسنلش است اخراج کرده و با رباتهای متکی به هوش مصنوعی جایگزین کند. پیشبینی میشود در ۵ سال آینده حدودا ۳۰۰ میلیون شغل در جهان صنعتی از بین برود. البته واقعیتها به این ناگواری هم نیست زیرا که شغلهای جدیدی هم بوجود خواهند آمد.
شرکتهای عظیم چندملیتی تصمیم گرفتهاند که در آینده نزدیک هوش مصنوعی با کاربرد عمومی را به سطحی برسانند که تقریبا معادل توان ذهنی، فکری و خلاقیت انسان باشد که به آن AGI میگوییم. بعد از آنهم بالاتر خواهد رفت و به سطح فوق انسانی خواهد رسید که به آن ASI میگویند.
این امر باعث شده که دورنمای تاریکی در برابر بشریت قرارگیرد و باعث واهمه عمومی شود. البته شغلهایی که در آن خلاقیت خیلی بالا لازم است یا کارهای خدماتی مانند نگهداری از سالمندان و کودکان از این خطر مصون هستند. چندین کشور برنامه توسعه و رشد اقتصادی خودشان را روی پیشبرد فنآوری هوش مصنوعی بسیار توانمند گذاشتهاند. این متاسفانه به قیمت تهاجم به شغلهای زیادی و ازبین رفتن آنها تمام خواهد شد. این امر جامعه انسانی را در برابر مسائل بغرنجی قرار خواهد داد.
– گسترش کاربرد هوش مصنوعی چه تأثیری روی روابط انسانی خواهد گذاشت؟
هر فناوری هم جنبههای منفی دارد و هم جنبههای خیر، و بیطرف هم نیست. یعنی اگر ما نسبت به عواقب استفاده از آن آگاه نباشیم ممکن است ضررهایی در پی داشته باشد. ویژهگیهای روابط انسانی از جمله عشق، محبت، دوستی و شفقت، همدلی و دلسوزی زمینههایی است که به آسانی قابل جایگزینی توسط هوش مصنوعی نیست.
یکی از مسائل مهمی که در جهان غرب وجود دارد تنهایی انسانهاست. حتی در ایران خودمان با فرهنگ سنتیتر و از جمله نگهداری از والدین در ایام پیری، اکنون چند دهه است که خانههای سالمندان راه افتاده است.
سالمندان زیادی در جهان صنعتی به همراه ربات رو آوردهاند. یعنی شرکتهایی به سالمندان تنها بصورت رباتی «دلسوز» خدمات میفروشند. سالمند هم هر چه درد دل، کمبود محبت و اسرار دارد با آن ربات درمیان میگذارد. تدریجا هم یک سالمند و یا یک جوان تنها تصور میکند رابطهای با آن ربات ایجاد شده است و به آن وابسته میشود و فراموش میکند که شرکتهایی که این خدمات را به او میفروشند برای پُر کردن جیبشان است. شرکتها با ترفندهای مختلف این افراد را به رباتها وابسته و به آن معتاد میکنند.
اتفاق هم افتاده است که رباتها توصیههای خطرناک کردهاند از جمله جوان تنهایی را تشویق به کشتن والدین بیگانه شدهاش کردهاند و یا به جوانی دیگر راهکار خودکشی را پیشنهاد کردهاند. از نظر تاثیر هوش مصنوعی بر روابط انسانی، ما شرایط بسیار پیچیده و کاملا جدیدی داریم. توجه کنیم هوش مصنوعی آن درجه عاطفه و مهر انسانی ندارد. دوم اینکه آن دادههایی که افراد به هوش مصنوعی میدهند گاهی مواقع بر علیه خودشان مورد سوءاستفاده قرار میگیرد و یا فروخته میشود. بنابراین باید توجه کنیم که جنبههای غیراخلاقی آن گسترده است. برخی از این شبکهها چند صد میلیون کاربر و در نتیجه درآمد کلان از ارایه این خدمات دارند.
– با توجه به مسائلی که مطرح کرید آیا ما باید به استقبال این تحول بزرگ فناوری علمی برویم و ریسکهای آن را بپذیریم یا اینکه باید تلاش شود که کنترل درست و منطقی بر کمپانیهای عظیم در این عرصه اعمال شود تا فواید آن به مردم برسد؟
گفتم که هر فناوری هم جنبههای شر دارد و هم جنبههای خیر و بی طرف هم نیست. در تاریخ بشریت این نخستین بار است که هوش مستقل از مجموعه انسانی وجود دارد. در گذشته مستقل از انسان هوش فقط در میان برخی از حیوانات در سطح بسیار پایین بوده است. ما تمامی جوانب این پدیده را نمیشناسیم و به خیر و شر اجتماعی و اقتصادی آن کاملا واقف نیستیم.
ولی این یک تحول اجتنابناپذیر است و جلوی پیشرفت آنرا نمیتوان گرفت. باید با خرد و تدبیر به آن برخورد کرد و از سادهانگاری پرهیز کرد. پیشبینی خیلیها آنست که در طی ۱۰ سال آینده توان فکری، تحلیلی و هوشمندی آن با انسان برابری کند. ما یک رفیق مصنوعی خواهیم داشت که بقول معروف همه فن حریف است و از همه چیز سر درمیآورد و اطلاعات کافی دارد. من هیچ شکی ندارم که هوش مصنوعی با اطلاعات سرشارش میتواند باعث خیر عمومی شود. ولی به دلیل نبود سابقه چنین پدیدهای در تاریخ بشریت ما باید هوشیار باشیم که کنترلمان را برآن از دست ندهیم. متأسفانه دولتها از نظر حمایت جامعه از مضرات این فناوری دیر جنبیدهاند. توجه کنیم که کودکان و جوانان در برابر محتواهای مخرب که در دنیای مجازی به راحتی در دسترس است آسیبپذیرتر هستند. قابلبت سوءاستفاده از این فنآوری از هر چیزی بیشتر است. هوش مصنوعی میتواند مشابهتسازی چهره و صدا و رفتار کند و بسیاری را فریب دهد و سوءاستفاده مالی شود و باعث سردرگمی شود.
ولی برخورد ما اما باید منطقی باشد و سطح اگاهی اجتماعی را بالا ببریم. در عین حال در هر سن و سالی باید تلاش کنیم که برآن مسلط شویم و بکارش بگیریم تا مورد سوءاستفاده تبهکاران قرار نگیریم. در عین حال به یاد داشته باشیم که جنبههای مثبت و مفید آن زیاد هستند. مثلا هوش مصنوعی میتواند یک پزشک دقیق و کم خرج را همراه شما کند که چنین چیزی در طول تاریخ بشریت نداشتهایم؛ فقط اشراف و طبقه بسیار بالا پزشک مخصوص داشته است. بنابراین، هوش مصنوعی از این نظر میتواند تعادل اجتماعی برقرار کند. ما باید فکرمان را باز نگه داریم و اطلاعاتمان را بالا ببریم تا از تلههای زیادی که تبهکاران با استفاده از هوش مصنوعی در برابر ما گذاشتهاند پرهیز کنیم و در آنها نیافتیم. برخی از ما قربانی تبهکاران خواهیم شد مگر اینکه دانش خودمان را بالا ببریم.

