دکتر حسن صبوری، پژوهشگر و تحلیلگر مسائل استراتژیک – در قاموس مدیریت جمهوری اسلامی، هیچ مدیری «بازنشسته» یا «حذف» نمیشود، بلکه تنها از صندلی به صندلی دیگر منتقل میگردد. خبر احتمال بازگشت عبدالناصر همتی به ریاست بانک مرکزی (به عنوان جانشین محمدرضا فرزین)، آنهم تنها چند ماه پس از استیضاح و اخراج او از وزارت اقتصاد، شبیه به یک کمدی سیاه است. نظامی که در باتلاق «قحطالرجال» دستوپا میزند، حالا برای نجات «ریال» بیجان، دست به دامان کسی شده است که خود یکی از معماران اصلی سقوط ارزش پول ملی در دهه گذشته بوده است.

کارنامه سیاه: از کشتار بورس تا انفجار نقدینگی
حافظه تاریخی ملت ایران، دوران صدارت قبلی همتی بر بانک مرکزی (۱۳۹۷-۱۴۰۰) را فراموش نکرده است. بازگشت او دهنکجی آشکار به میلیونها ایرانی است که قربانی سیاستهای او شدند:
۱. کشتار سرمایه در بورس (مرداد ۹۹): همتی متهم ردیف اول سقوط تاریخی بورس است. در حالی که مردم با تشویق حکومت سرمایههای خرد خود را به بازار آوردند، او با دستکاری نرخ بهره بینبانکی و ناهماهنگی عامدانه با وزارت اقتصاد وقت، ترمز بازار را کشید و بزرگترین «تله نقدینگی» تاریخ معاصر ایران را رقم زد تا کسری بودجه دولت را تأمین کند.
۲. سلطان چاپ پول: بر خلاف ادعاهای تکنوکراتیکش، در دوران او پایه پولی رکوردهای عجیبی ثبت کرد. او بانک مرکزی را عملاً به «قلک دولت» و چاپخانه اسکناس بدون پشتوانه تبدیل کرد.
۳. شکست در وزارت اقتصاد (۱۴۰۳): آخرین پرده از نمایش ناکارآمدی او، دوران کوتاه وزارتش در دولت پزشکیان بود. او که وعده مهار تورم را میداد، در کمتر از یک سال به دلیل ناتوانی در مدیریت بازار و تقابل با مجلس، با کارنامهای مردود استیضاح شد.
پشت پرده بازگشت همتی؛ چه کسانی صحنهگردان هستند؟
سؤال استراتژیک اینجاست: چه نیرویی قدرت آن را دارد که یک مهره سوخته و دوبار شکستخورده را دوباره بر حیاتیترین کرسی پولی کشور بنشاند؟ ردپای سه جریان قدرتمند در این انتخاب دیده میشود:
۱. پدرخواندههای حزب کارگزاران و الیگارشی پتروشیمی:
همتی ویترین شیک و «انگلیسیدانِ» جریان کارگزاران سازندگی است. جریانی به رهبری چهرههایی همچون حسین مرعشی و بقایای حلقه مدیریتی رفسنجانی که نبض صنایع پتروشیمی و صادرات مواد اولیه را در دست دارند. این الیگارشی به رئیسی در بانک مرکزی نیاز دارد که زبان «تجارت» را بفهمد و مانع از بازگشت ارزهای صادراتی به چرخه نیمایی با نرخ پایین شود. همتی برای آنها، «تسهیلگر» است، نه ناظر.
۲. مافیای بانکهای خصوصی:
عبدالناصر همتی برآمده از سیستم بانکداری خصوصی (بانک سینا و…) است. بانکهای خصوصی ناتراز که با خلق پول موهومی، تورم را به سفره مردم تحمیل میکنند، از حضور فرزین یا هر کسی که بخواهد «انضباط سخت» اعمال کند، هراس دارند. همتی برای شبکه بانکی فاسد، گزینه امنی است که به جای «جراحی عمیق»، به «درمانهای مسکنوار» و مدارا با ابربدهکاران بانکی میپردازد.
۳. سیگنال به واشنگتن:
در لایههای امنیتی نظام، این تحلیل وجود دارد که با حضور ترامپ در کاخ سفید و فشار حداکثری، باید چهرهای در بانک مرکزی باشد که غرب او را به عنوان یک «تکنوکرات عملگرا» بشناسد، نه یک «ایدئولوگ انقلابی». بازگشت همتی، تلاشی مذبوحانه برای ارسال سیگنال آمادگی جهت مذاکره بر سر FATF و کانالهای مالی است.
تحلیل نهایی: قماری بر سر هیچ
انتصاب مجدد همتی، اعتراف رسمی دولت پزشکیان و هسته سخت قدرت به «بنبست» است. آنها میدانند که همتی محبوبیتی ندارد، اما او ویژگی خاصی دارد که برای نظام جذاب است: «پوستکلفتی در برابر انتقادات».
نظام به کسی نیاز دارد که حاضر باشد نقش «پلیس بد» را بازی کند، ارز را گران کند، بنزین را تکان دهد و تمام فحشها را به جان بخرد تا هسته مرکزی قدرت مصون بماند.
بازگشت همتی، نه راهحل بحران، بلکه شتابدهندهای برای فروپاشی اقتصادی بیشتر است. او میآید تا با اوراقفروشی و نوسانگیری از بازار ارز، چند صباحی عمر دولت ورشکسته را طولانیتر کند؛ به قیمت فقیرتر شدن طبقه متوسط و نابودی تتمه اعتماد عمومی.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

