مهدی نوذر – ایرانِ امروز در وضعیتی نیست که بتوان دربارهی شکل حکومت آینده، با آرامش و فراغ بال بحث نظری کرد. وقتی کشوری زیر فشار سرکوب، فقر ساختاری، اعدام، سانسور و بیعدالتی نفس میکشد، اولویت نه «چه میخواهیم»، بلکه «چه را باید کنار بزنیم» است. و پاسخ به این پرسش روشن است: جمهوری اسلامی.

اصرار بر صفبندیهای زودهنگام میان پادشاهیخواهان و جمهوریخواهان، در شرایط فعلی، نه نشانهی بلوغ سیاسی، که نوعی سادهانگاری خطرناک است. این جدالها، هرچقدر هم با نیت خیر مطرح شوند، عملاً انرژی جامعهی معترض را میسوزانند و تمرکز را از هدف اصلی منحرف میکنند؛ هدفی که بدون تحقق آن، هیچ بحثی دربارهی آینده معنا نخواهد داشت.
من نه پادشاهیخواهم و نه جمهوریخواه؛ زیرا امروز، پیش از هر عنوان و برچسبی، یک واقعیت عریان پیش روی ماست: حکومتی که با زور اسلحه، دستگاه امنیتی و فریب ایدئولوژیک سر پا مانده، باید از سر راه ملت کنار برود. براندازی یک گرایش سیاسی نیست، یک ضرورت تاریخی است.
در این میان، باید واقعبین بود و از شعارزدگی فاصله گرفت. امروز، در صحنهی سیاسی ایران، شاهزاده رضا پهلوی تنها آلترناتیوی است که بهطور واقعی و عینی برای گذر از جمهوری اسلامی وجود دارد؛ نه بهعنوان تعیینکنندهی شکل حکومت آینده، بلکه بهعنوان محور همگرایی ملی برای عبور از وضعیت موجود. خودِ او بارها و بهصراحت تأکید کرده که آیندهی سیاسی ایران نه در تبعید، نه در توافقهای پشتپرده، بلکه از درون صندوقهای رأی آزاد و ارادهی مردم بیرون خواهد آمد. به همین دلیل، امروز هر ایرانی با هر نگرش سیاسی، اگر دغدغهی نجات ایران را دارد، باید در مسیر براندازی و در کنار شاهزاده بایستد؛ نه برای تحمیل یک مدل حکومتی، بلکه برای باز کردن راه دموکراسی.
براندازی یعنی پایان دادن به حکومتی که رأی مردم را بیاعتبار کرده، حق انتخاب را مصادره نموده و کشور را به آزمایشگاهی برای سرکوب تبدیل کرده است. یعنی بازگرداندن سیاست به مردم، نه به نهادهای غیرپاسخگو. تا وقتی این ساختار پابرجاست، سخن گفتن از مدل حکومت آینده، بیشتر شبیه تقسیم غنایم پیش از پیروزی است.
بعد از عبور از جمهوری اسلامی، زمانی که امنیت، آزادی بیان، رسانههای مستقل و صندوق رأی واقعی وجود داشته باشد، آنگاه جامعه میتواند و باید دربارهی آینده تصمیم بگیرد. آن روز، پادشاهیخواه حق دارد تبلیغ کند، جمهوریخواه حق دارد استدلال بیاورد و مردم حق دارند انتخاب کنند. اما امروز، تحمیل این دعوا به خیابانهای خونین ایران، خیانت به اولویتهاست.
هر صدایی که امروز براندازی را به حاشیه میبرد و اختلافات فردا را به میدان اصلی مبارزه تبدیل میکند، آگاهانه یا ناآگاهانه، به بقای جمهوری اسلامی کمک میکند. این حکومت دقیقاً از همین شکافها تغذیه میکند؛ از تعمیق اختلاف، از فرسایش امید، از تبدیل همسرنوشتی به دشمنی.
پس باید شفاف، صریح و بدون تعارف گفت:
امروز نه زمان پرچمگردانی حزبی است، نه وقت یارکشی ایدئولوژیک.
امروز فقط یک مأموریت وجود دارد: عبور از جمهوری اسلامی.
من خودم را با هیچ الگوی حکومتی تعریف نمیکنم، چون هنوز به نقطهی انتخاب نرسیدهایم. من براندازم؛ همراه هر کسی که هدفش پایان این نظام است، و منتقد هر جریانی که آگاهانه یا ناآگاهانه، این مسیر را منحرف میکند.
فردای ایران را مردم خواهند ساخت؛
اما امروز، وظیفهی ما فقط هموار کردن راه آن فرداست.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

