بحران آب؛ تهدیدی برای امنیت ملی ایران

یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ برابر با ۰۴ ژانویه ۲۰۲۶


روزبه اسکندری، پژوهشگر محیط‌زیست و کارشناس سازه‌های هیدرولیکی – بارش‌های شدید و نامنظم اخیر در ایران، برای بسیاری از مردم، نوید پایان بحران کم‌آبی را به همراه داشت و امیدها را برای بهبود وضعیت آب زنده کرد. با این حال، اعلام وضعیت «فوق بحرانی» منابع آبی توسط مقامات دولتی، نشان می‌دهد که مشکل آب در ایران، محدود به نوسانات فصلی بارندگی نیست و بحران، ساختاری‌ و عمیق‌تر است. تخریب گسترده آبخوان‌ها، برداشت بی‌رویه از منابع زیرزمینی، سدسازی‌های بدون ارزیابی مستقل، هدررفت آب در شبکه توزیع و الگوهای کشاورزی نامتوازن باعث شده‌اند که حتی بارش‌های سنگین نتوانند وضعیت را بهبود بخشند. این مشکلات نه تنها محدود به حوزه محیط‌زیست هستند، بلکه با تضعیف حکمرانی منابع آب و افزایش تنش‌های محلی و استانی، به‌تدریج به یک تهدید جدّی برای امنیت ملی و انسجام داخلی کشور تبدیل شده‌اند.

خشکی زاینده‌رود

چرا بارندگی‌ها نتوانستند بحران را برطرف کنند؟

یکی از خطاهای رایج در تحلیل مساله آب، همسان‌انگاری «بارش» با «امنیت آبی» است. بارندگی تنها یکی از ورودی‌های چرخه آب است که ناپایدار، فصلی و به‌شدت وابسته به تغییرات اقلیمی می‌باشد. در واقعیت، بحران آب ایران محصول دهه‌ها برداشت مازاد از آب‌های زیرزمینی، اجرای پروژه‌های هیدرولیکی بدون ارزیابی اثرات محیط‌زیستی، انتقال‌های بین‌حوضه‌ای پرهزینه و ضعف مزمن در مدیریت حوضه‌های آبریز است.

بخش قابل‌توجهی از بارش‌های اخیر، نه به سفره‌های آب زیرزمینی نفوذ کرد و نه به ذخایر پایدار تبدیل شد؛ بلکه به‌صورت رواناب و سیلاب‌های مخرب از دست رفت. دشت‌هایی که در اثر فرونشست‌های گسترده، فشرده و نفوذناپذیر شده‌اند، عملاً توان جذب آب را نداشتند. از سوی دیگر، بسیاری از سدها با مخازن رسوب‌گرفته و حجم مرده بالا، ظرفیت واقعی ذخیره‌سازی مؤثر را از دست داده بودند. به بیان ساده‌تر، باران آمد، اما سامانه مدیریت آب کشور توان بهره‌برداری پایدار از آن را نداشت.

از بحران محیط‌زیستی تا درگیری‌های اجتماعی

در شرایطی چنین پرتنش، کمبود آب به سرعت به نزاع‌های اجتماعی و تهدیدات امنیتی داخلی تبدیل می‌شود. رقابت استان‌ها بر سر منابع محدود آب، اعتراض‌های کشاورزان محلی، اختلافات تاریخی بر سر حقابه‌ها و مهاجرت‌های اجباری ناشی از ترک زمین‌های خشک، همه نشانه‌هایی هستند از این که بحران آب ایران، از مرز یک چالش اقلیمی فراتر رفته و وارد حوزه ناپایداری اجتماعی و تهدید امنیت ملی شده است.

اظهارات اخیر مسعود پزشکیان درباره «نزاع‌های استانی بر سر آب» اعترافی کم‌سابقه و هشداردهنده به این واقعیت است: تصمیم‌گیری پیرامون منابع آب، از اختیار وزارت نیرو یا سازمان محیط زیست خارج شده و تبدیل به موضوعی پیچیده و راهبردی شده است که توانایی دولت در حفظ انسجام اجتماعی، مشروعیت حکمرانی و پایداری سرزمینی را به چالش می‌کشد. در این چارچوب، هر تصمیم نادرست و کارشناسی نشده در حوزه آب، می‌تواند آثار زنجیره‌ای، مخرب و البته ماندگار داشته باشد.

مدیریت مردمی آب؛ راهکار واقعی یا عقب‌نشینی دولتی؟

رییس جمهوری اسلامی ایران، بارها بر واگذاری مدیریت آب به مردم و احیای نقش تاریخی «میراب‌ها» تأکید کرده است؛ الگویی که از سنت‌های بومی مدیریت آب در ایران الهام گرفته شده است. اما پرسش اساسی این است: آیا بازگشت به مدیریت محلی- در شرایط کنونی که منابع به شدت تحلیل رفته است- می‌تواند بحران را حل کند؟

گذشته نشان می‌دهد که نظام میرابی در روزگاری کارایی داشت که منابع آب، محدود، در دسترس، سطحی و تجدیدپذیر بودند؛ تعادل بین برداشت و شارژ وجود داشت و ساختارهای محلی با ظرفیت‌های سرزمینی همخوانی داشتند. در آن دوران، کشاورزی هنوز مکانیزه نبود؛ شهرها با جمعیت کلان گسترش نیافته بودند و صنایع، نیازهای آبی کنونی را نداشتند.

اما امروزه با دشت‌های ممنوعه، چاه‌های عمیق، انتقال‌های بین‌حوضه‌ای و کشاورزی مکانیزه، مدیریت میرابی بدون بازنگری اساسی در ساختار حکمرانی، نه تنها راه‌حل نیست که بی‌پروایانه مسؤولیت و مخاطرات بحران را به سطوح پایین جامعه منتقل می‌کند که توانایی و ابزار مدیریت بحران پسین را ندارند. بدون داده‌های شفاف، قوانین الزام‌آور تخصیص و نهادهای مستقل ارزیاب و تنظیم‌گر، این رویکرد ممکن است به تشدید درگیری‌های محلی و قومی منجر شود.

آب و امنیت ملی؛ ارتباطی که نادیده گرفته شد

در چارچوب امنیت ملی، آب زمانی به یک تهدید واقعی تبدیل می‌شود که رقابت بر سر آن به خشونت اجتماعی منجر شود، مهاجرت‌های گسترده ایجاد کند و دولت را در انجام وظایف اساسی خوبش ناتوان سازد.

از خوزستان تا اصفهان و از سیستان تا یزد، اعتراضات مرتبط با کم‌آبی دیگر گذرا نیستند؛ این نارضایتی‌ها به مشکلاتی ساختاری و دائمی تبدیل شده‌اند. چنین وضعیتی امکان آن را دارد که به درگیری‌های آبی داخلی منجر شود، درگیری‌هایی که می‌توانند گسل‌های قومی، استانی و حتی سیاسی را فعال کنند و حتی تمامیت ارضی کشور را به چالش بکشاند.

امنیتی‌سازی منابع آب -نه به معنای سرکوب اعتراضات، بلکه به مفهوم درک راهبردی آن به عنوان یک مؤلفه کلیدی امنیت ملی- ضروری است. نادیده گرفتن این واقعیت می‌تواند بحران آب را به تهدیدی فراگیر و سیستماتیک برای کشور تبدیل کند و پیامدهای آن از حوزه محیط‌زیست فراتر رفته، به ثبات اجتماعی و سیاسی ایران آسیب برساند.

مسیر خروج از بحران؛ اصلاح حکمرانی، نه اتکا به باران

آنچه امروز ایران با آن مواجه است، بحرانی نیست که با بارش‌های مقطعی، تغییرات اداری یا واگذاری صوری مسؤولیت حل شود. ریشه بحران در شکست تمام عیار حکمرانی آب نهفته است: از اصرار مافیای آب بر پروژه‌های پرهزینه سدسازی و انتقال آب گرفته تا تداوم الگوی ناپایدار کشاورزی و نادیده‌گرفتن ارزیابی‌های مستقل محیط‌زیستی از طرف حاکمیت  به صورت عامدانه.

تا زمانی که آب به‌عنوان منبعی بی‌پایان یا ابزاری برای چانه‌زنی سیاسی تلقی شود، هر بارندگی تنها مرهمی موقت خواهد بود. اگر این زخم عمیق به‌صورت ساختاری درمان نشود، بحران آب می‌تواند در آینده‌ای نه چندان دور، به یکی از جدی‌ترین تهدیدهای امنیت ملی ایران بدل شود و کشور را به آستانه فروپاشی سرزمینی برساند.

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲ / معدل امتیاز: ۴

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=393870