حکومت «بقا ‌محور»؛ وقتی اداره‌کردن فدای زنده‌ماندن می‌شود

چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ برابر با ۰۷ ژانویه ۲۰۲۶


س. روزبه – چه زمانی یک نظام سیاسی از «حکمرانی» عبور می‌کند و به «بقای اضطراری» می‌رسد؟ و وقتی ابزارهای نرم اقناع، قانون و رسانه فرومی‌ریزند، آیا ابزار سخت می‌تواند جای مشروعیت را پر کند؟

گزاره «حکومت فقط برای بقا می‌جنگد» اگر در حد شعار بماند، ارزش تحلیلی ندارد. اما اگر آن را یک مدل تصمیم‌گیری بدانیم، بسیاری از رفتارهای امروز حکومت قابل توضیح می‌شود: لحظه‌ای که هدف اصلی از «اداره کشور» به «حفظ هسته قدرت» تغییر می‌کند. در این وضعیت، بحران‌ها حل نمی‌شوند، بلکه فقط مهار می‌شوند تا زمان خریده شود. جامعه هم به جای تجربه آینده، وارد چرخه «روزمرگی اضطراری» می‌شود.

یک مثال کوچک برای فهم این منطق کافی است: در لحظه‌هایی که فشار اقتصادی و نارضایتی بالا می‌رود، به جای درمان علت، تصمیم‌ها به سمت کاهش حضور اجتماعی می‌روند: محدودیت، تعطیلی، امنیتی‌سازی. هدف نه حل بحران، بلکه خاموش کردن صدای بحران است.

چرا حکومت وارد فاز «جنگ برای بقا» می‌شود؟

حکومت زمانی وارد این فاز می‌شود که ابزارهای حکمرانی نرم کارکرد خود را از دست می‌دهند و تنها «ابزار سخت» باقی می‌ماند. این نقطه، محل چرخش از سیاست‌گذاری به عملیات است. عملیات یعنی واکنش فوری، پیشگیرانه، امنیتی، کم‌هزینه برای هسته قدرت، حتی اگر پرهزینه برای کشور باشد. و مشاهده می‌شود هیچ راهی جز اعدام‌ها و خونریزی و ضرب و شتم و سرکوب تصور نمی‌کند.

۱. بحران مشروعیت و ترس از «سقوط سنگری»

در منطق بقامحور، عقب‌نشینی کوچک به معنای اصلاح نیست، به معنای آغاز دومینوست. حکومت تصور می‌کند اگر یک سنگر را واگذار کند، خاکریز بعدی هم فرو می‌ریزد. پس حتی گشایش‌های محدود اجتماعی یا انعطاف‌های مقطعی، به چشم «شروع فروپاشی» دیده می‌شود. نتیجه روشن است: هر مطالبه به جای اینکه موضوع مذاکره باشد، تبدیل به تهدید وجودی می‌شود.

۲. بحران کارآمدی و ناتوانی در اداره روزمره

وقتی دولت در تامین نیازهای اولیه مثل ثبات پول ملی، انرژی، خدمات و حداقل نظم اقتصادی ناتوان می‌شود، اعتراض نه از سیاست، بلکه از زندگی روزمره بالا می‌آید. در اینجا حکومت به جای حل ناکارآمدی، فضا را امنیتی می‌کند تا صدای اعتراض ناشی از ناکارآمدی خفه شود. این دقیقاً همان لحظه‌ای است که «اداره کردن» عقب می‌نشیند و «مهار کردن» جلو می‌آید.

۳. وابستگی متقابل به ماشین امنیتی

حکومت برای دوام آوردن، به نیروهای سخت تکیه می‌کند و برای حفظ وفاداری آن‌ها ناچار به امتیازدهی است. این امتیازدهی فقط مالی نیست، بلکه به معنای نفوذ بیشتر در اقتصاد، سیاست و مدیریت است. در نتیجه، یک تله شکل می‌گیرد: حکومت برای حفظ خود، منابع بیشتری را به پای ماشین بقا می‌ریزد و همین کار، کشور را فرسوده‌تر می‌کند و بحران‌ها را عمیق‌تر می‌سازد. یعنی بقای امروز، با قرض گرفتن از فردای کشور تامین می‌شود.

۴. فقدان افق آینده و جایگزینی «تداوم» به جای «پیشرفت»

وقتی افق توسعه، سرمایه‌گذاری، اعتماد عمومی و امید اجتماعی تیره می‌شود، حکومت انرژی خود را صرف «حفظ وضع موجود» می‌کند. در این نقطه، تداوم جایگزین پیشرفت می‌شود. سیاست از طراحی آینده خلع می‌شود و به کنترل حال تقلیل پیدا می‌کند. این تغییر کوچک در هدف، پیامدهای بزرگ دارد: هر اقدام، با معیار «کم کردن ریسک سقوط» سنجیده می‌شود، نه با معیار «سود کشور».

نشانه‌های حکومت بقامحور

برای اینکه تحلیل به شعار تبدیل نشود، باید معیار بدهیم. اگر این شاخص‌ها در رفتار یک سیستم پررنگ باشد، یعنی منطق بقا بر منطق اداره، غلبه کرده است:

۱. اولویت کنترل بر زندگی

وقتی کنترل بر زندگی روزمره مقدم می‌شود، حکومت حاضر است برای کاهش تجمع و اعتراض، هزینه سنگین روی اقتصاد، آموزش و خدمات بگذارد: محدودسازی فضای مجازی، تعطیلی‌های پیاپی، امنیتی کردن دانشگاه‌ها و بازار، و تصمیم‌هایی که ریتم شهر را می‌شکند. در حکمرانی طبیعی، «کارکردها» اصل‌اند. در بقامحوری، «کنترل» اصل می‌شود.

۲. امنیتی شدن زبان رسمی

در زبان رسمیِ بقامحور، هر مطالبه صنفی تبدیل به پروژه نفوذ می‌شود و هر معترض به سرباز دشمن. این تغییر زبان، فقط واژه نیست؛ تغییر کارکرد سیاست است. در چنین فضایی، سیاست می‌میرد و جای خود را به منطق «ضدعملیات» می‌دهد: پیشگیری، پرونده‌سازی، برچسب‌زنی، و ترساندن.

۳. پاداش به وفاداری به جای شایستگی

وقتی بقای سیاسی معیار اصلی باشد، شایستگی خطرناک می‌شود چون مستقل است و پرسش می‌کند. وفاداری امن‌تر است چون اطاعت می‌آورد. نتیجه، سپردن حوزه‌های تخصصی به افراد امنیتی یا وفادار است، حتی اگر فاقد تخصص باشند. این چرخه، ناکارآمدی را عمیق‌تر می‌کند و دوباره حکومت را بیشتر به ابزار سخت وابسته می‌سازد.

۴. فرسایش نهادی

فرسایش نهادی یعنی نهادها از «کارکرد» تهی می‌شوند و به «ویترین» تبدیل می‌گردند. مجلس، دستگاه قضایی، رسانه رسمی و سازوکارهای قانونی در ظاهر حضور دارند، اما نقش اصلی‌شان توجیه تصمیم‌های هسته سخت است. وقتی نهادها فرسوده می‌شوند، کانال‌های تخلیه فشار بسته می‌شود و جامعه راهی جز خیابان، اعتصاب یا انفجارهای پراکنده نمی‌بیند.

پیروزی یا «تعلیق شکست»؟

حکومت‌های بقامحور معمولاً خلوت شدن خیابان یا عقب‌نشینی موقت معترضان را «پیروزی» جا می‌زنند. اما این یک برد تاکتیکی است، نه پیروزی راهبردی. پیروزی واقعی یعنی توان اداره کشور، جذب سرمایه، رشد اقتصادی، ثبات خدمات و افزایش رضایت عمومی.

حکومتی که برای غرق نشدن موتور کشتی را خاموش می‌کند و بعد ادعا می‌کند به مقصد نزدیک شده، پیروز نشده است. او فقط «سقوط» را عقب انداخته است. تعلیق شکست یعنی همین: زمان خریدن با هزینه آینده.

نتیجه‌گیری: برخورد با دیوار واقعیت

حکومت بقامحور کشور را وارد «دوران استهلاک» می‌کند. در این دوران، همه‌چیز مصرف می‌شود تا هسته قدرت چند روز بیشتر دوام بیاورد: منابع انسانی، سرمایه اجتماعی، پول ملی، منابع طبیعی، و حتی امید.

اما بزرگترین دشمن این سیستم، صرفاً مخالفان سیاسی نیستند. دشمن اصلی، «واقعیت‌های عینی» است. بحران‌هایی مثل فرونشست زمین، ناترازی انرژی، فروپاشی معیشت و فرسایش زیرساخت‌ها نه با سرکوب حل می‌شوند، نه با تبلیغات. این‌ها مثل دیوارند، با شعار کنار نمی‌روند. وقتی مسیرهای تخلیه فشار بسته باشد و اصلاحات به عنوان «سقوط سنگری» تلقی شود، فشار در دیگ بسته بالا می‌رود و هر بار نقطه جوش نزدیک‌تر می‌شود.

پس چه نتیجه‌ای می‌گیریم؟

نتیجه این است: حکومت بقامحور می‌تواند بحران‌ها را جابجا  و عقب بیندازد، اما نمی‌تواند آن را حذف کند. چون اداره کشور را به کنترل کشور تبدیل کرده است. هرچه بیشتر کنترل کند، نهادها و نیروها  فرسوده‌تر می‌شوند. هرچه نهادها فرسوده‌تر شوند، واقعیت‌های عینی بی‌واسطه‌تر به جامعه ضربه می‌زنند. و هرچه ضربه‌ها عریان‌تر شود، هزینه بقا از توان بقا جلو می‌زند.

در یک جمله: حکومتی که برای ماندن ناچار است چرخ‌های کشور را کند یا متوقف کند، شاید بتواند «زمان» بخرد، اما دارد «کشور» را می‌فروشد.

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۶ / معدل امتیاز: ۴٫۸

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=394127