دکتر حسن صبوری، پژوهشگر مسائل استراتژیک – سخنرانی ساعاتی پیش علی خامنهای، بار دیگر پرده از حقیقتی هولناک برداشت: حاکمیت در چنان گردابی از «توهم قدرت» غرق شده که دیگر توان تشخیص ناله ناشی از گرسنگی را از شعار سیاسی ندارد. رهبر جمهوری اسلامی در حالی معترضان جانبهلب آمده را «مزدور بیگانه» خطاب کرد که این سخنان، بیش از آنکه نشاندهنده اقتدار باشد، تصویری عریان از زوال عقلانیت سیاسی در ساختار قدرت است.

توهم اول: انکار اراده ملی و برچسب «مزدوری»
بزرگترین توهم خامنهای این است که تصور میکند ملتی که زیر بار تورم کمرشکن، نابودی امنیت شغلی و سقوط ارزش پول ملی خرد شده است، برای اعتراض به «دستور خارجی» نیاز دارد. نسبت دادن اعتراضات به ترامپ یا قدرتهای بیگانه، توهین به شعور میلیونها ایرانی است که سفرههایشان به دلیل سیاستهای ماجراجویانه همین نظام تهی شده است. حقیقت تلخ این است که «بیگانه واقعی» کسی است که ثروت ملی ایران را در کوچههای غزه و بیابانهای یمن هزینه میکند، نه کارگری که حق بیمه و نان شبش را مطالبه مینماید.
توهم دوم: امنیت ملی در گروی «عمق راهبردی» یا نان مردم؟
رهبر ایران در حالی به منتقدان میتازد که استراتژی او در منطقه، ایران را به یک «عابربانک تروریسم» تبدیل کرده است. بر اساس برآوردهای استراتژیک، در حالی که بیش از ۳۰ درصد جمعیت ایران زیر خط فقر مطلق دست و پا میزنند، جمهوری اسلامی سالانه میلیاردها دلار (برآوردی بین ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار در دهههای اخیر) را صرف تجهیز گروههای شبهنظامی در غزه، لبنان، یمن و عراق کرده است.
این هزینههای کلان در حالی از جیب ملت خارج میشود که:
در غزه و لبنان: سرمایهگذاری برای ساخت تونلها و زرادخانههای موشکی، جایگزین نوسازی ناوگان حملونقل و زیرساختهای انرژی ایران شده است.
در یمن و عراق: تأمین مالی گروههای نیابتی، اولویتدارتر از پرداخت حقوق معوقه کارگران و معلمان ایرانی قلمداد میشود.
خامنهای پندارد با این هزینهکردها برای خود اقتدار خریده، اما در واقعیت، او امنیت ملی ایران را به بهای بقای گروههای فرامرزی به حراج گذاشته است. بزرگترین تهدید برای او نه در واشینگتن، بلکه در خشم انباشته شده در حاشیه شهرهای ایران است.
توهم سوم: سرکوب به مثابه راه حل
اینکه حاکمیت تصور میکند با «متوهم» و «مزدور» خواندن معترضین میتواند صورت مسئله فقر را پاک کند، نشاندهنده بنبست فکری نظام است. وقتی رهبری یک کشور چشمان خود را بر واقعیتِ «فلاکت عمومی» میبندد و تنها راهکار را در تهاجم لفظی به ترامپ و امنیتی کردن اعتراضات میبیند، یعنی پیوند میان حاکمیت و ملت به طور کامل گسسته است.
نتیجهگیری:
مقاله «توهمات یک متوهم» بازتاب دهنده وضعیت حاکمی است که در پیله تنهایی خود، فریاد به حق مردم برای «زندگی» را توطئه میبیند. پولهایی که باید صرف ایجاد امنیت شغلی برای میلیونها جوان تحصیلکرده و خروج ایران از انزوای اقتصادی میشد، امروز در تنور جنگهای نیابتی میسوزد. پاسخ نظام به این اعتراضِ برحق، تنها برچسب «مزدوری» و سرکوب است؛ رویهای که نشان میدهد منطق حکمرانی در تهران به پایان خط رسیده و تنها با تکیه بر «توهم» و «داغ و درفش» نفس میکشد.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

