اعدام دستکم ۴۲ زندانی سیاسی از جمله شهروندان بازداشتشده در اعتراضات دی۴۰۴، بازداشت بیش از ۶۵۰۰ شهروند در طول سه ماه با اتهاماتی چون «جاسوسی» و «همکاری با دشمن»، صدور پرسرعت احکام اعدام و زندان درازمدت علیه معترضان دی۴۰۴، برقراری ایستهای بازرسی و تفتیش مردم در خیابانها، ارسال پیامک و تهدید تلفنی و احضار شهروندان به نهادهای امنیتی، توقیف و مصادره اموال شهروندان درون و خارج کشور، و اجیرکردن افرادی برای جاسوسی و ضربوجرح شهروندان ایرانی در اروپا نمونههایی از فضایی است که جمهوری اسلامی از آغاز جنگ ۴۰ روزه با هدف وحشتآفرینی و سرکوب ایجاد، و در دوره «آتشبس» تشدید شده است. جمهوری اسلامی در دوران پساخامنهای در تلاش برای تداوم آتشبس، پیشبرد مذاکره و حتی صلح با ایالات متحده است اما جنگی تمامعیار با مردم ایران را سازماندهی کرده است و مردم را «دشمن» اصلی حیات خود ارزیابی میکند.

اعتراضات دی۴۰۴ که شاهزاده رضا پهلوی آن را «انقلاب شیروخورشید» نامید نقطه عطفی در حیات جمهوری اسلامی بهشمار میرود. جمهوری اسلامی بزرگترین کشتار شهروندان توسط حکومت مستقر در طول تاریخ ایران را رقم زد. دهها هزار شهروند در این اعتراضات جان باختند، مجروح و بازداشت شدند. قوه قضاییه جمهوری اسلامی پس از سرکوب اعتراضات دی۴۰۴ تهدیدهای گستردهای را علیه شهروندان بازداشتشده بهکار گرفت و رئیس این نهاد حکومتی خواستار سرعت بخشیدن به روند محاکمه شهروندان بازداشتشده و اشد مجازات برای آنها شد.
کمتر از دو ماه پس از کشتار خونین معترضان در شبهای هجدهم و نوزدهم دی۴۰۴ و در نهم اسفندماه جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی، با حملهای سازمانیافته به بیت علی خامنهای و کشتن او و شماری از اعضای خانواده و مقامات دفترش آغاز شد؛ جنگی که جمهوری اسلامی به سرعت تلاش کرد آن را به کشورهای منطقه بکشاند و با بستن تنگه هرمز، آن را به تهدیدی علیه اقتصاد جهان تبدیل کند. اگر چه از ۱۹ فروردین جمهوری اسلامی با پذیرش آتشبس دو هفتهای -که تا کنون تمدید شده است- روند مذاکره با ایالات متحده با هدف دستیابی به «توافق» را پیش میبرد اما در درون کشور دشمنی با مردم ایران را تشدید کرده است.
آتشافروزی در منطقه، تشدید سرکوب در داخل
در نخستین روزهای آغاز جنگ ۴۰ روزه جمهوری اسلامی فرصت را غنیمت شمرد و به بهانه پاسداری از امنیت، ایستهای بازرسی را در شهرهای مختلف کشور دایر کرد. نیروهای نظامی و انتظامی در کنار بسیجیها و لباسشخصیهایی که بهطور سازمانیافته مسلح شده بودند در معابر عمومی مستقر شدند و در اتومبیل شهروندان و کیف زنان و ساک نوزادان به دنبال «پهپادهای دشمن» بودند و با تفتیش موبایل شهروندان به دنبال یافتن جاسوس!
قابل توجه اینکه استقرار ایستهای بازرسی همچنان در دوره آتشبس نیز ادامه دارد و نیروهای حکومتی همچنان با «رصد و تفتیش شهروندان ایران» به دنبال ایجاد «امنیت» هستند!
جدا از ایجاد فضای ناامنی روانی که ایستهای بازرسی برای عموم شهروندان ایجاد کرده، اقدامات خشونتبار نیروهای حکومتی در ایستهای بازرسی نیز سبب هراسآفرینی مضاعف شده است.
ایستهای بازرسی و بکارگیری نیروهای لباسشخصی و حتی کودکان بسیجی مسلح در آنها برای ایرانیان یادآور فضای رعبآور اجتماعی سالهای پس از پیروزی انقلاب۵۷ و دهه شصت خورشیدی است.
البته نهادهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی به مدد پیشرفت تکنولوژی در چهار دهه گذشته، اکنون از روشهای دیگری نیز برای تحت فشار قرار دادن و سرکوب شهروندان استفاده میکنند؛ از جمله ارسال پیامکهای تهدید به آنها یا تماسهای تلفنی تهدیدآمیز از سوی بازجویان وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی(ساس).
انتقامجویی از مردم با موج اعدام زندانیان سیاسی
دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی از نهم اسفندماه و آغاز جنگ، افزایش صدور و اجرای احکام زندان علیه زندانیان سیاسی و شهروندان بازداشتشده در اعتراضات را بهعنوان یکی از پروژههای سازمانیافته در دستور کار قرار داده است.
بر اساس آمارهای اعلام شده و گزارش سازمانهای حقوق بشری، قوه قضاییه جمهوری اسلامی از نهم اسفندماه تا کنون دستکم ۴۲ زندانی سیاسی را اعدام کرده است. شماری از این افراد متهمان پروندههای سیاسی و امنیتی سالهای گذشته از جمله اعضای سازمان مجاهدین خلق هستند که پیشتر به اعدام محکوم شده بودند اما احکام اعدام آنها در هفتههای گذشته و در جریان پروژه دستگاه سرکوب حکومت اجرا شد.
شماری از اعدامشدگان اما شهروندان بازداشتشده در اعتراضات دی۴۰۴ بودند که برخلاف رویه معمول در قوه قضاییه جمهوری اسلامی، روند بازجویی، صدور کیفرخواست، برگزاری دادگاه، صدور حکم و اجرای حکم این شهروندان خیلی سریع و تنها طی چند روز و چند هفته طی شده است.
بعد از خاموش شدن اعتراضات دی۴۰۴ با کشتار معترضان، غلامحسین محسنی اژهای خطاب به دادستانها و قضات دادگستری خواستار تسریع در روند دادرسی، و صدور و اجرای احکام معترضان بازداشتی شده بود. او همچنین بر اشد مجازات قاطعانه و بدون مماشات معترضان تأکید کرده بود.
شمار اعدام زندانیان سیاسی پس از آغاز جنگ ۴۰ روزه نیز یادآور اعدام فلهای زندانیان سیاسی در دهه شصت است. اعدام دهها زندانی سیاسی در فاصله سه ماه از روزهای سیاه دهه شصت تا کنون در ایران بیسابقه بوده است و بیانگر رویکرد جدید جمهوری اسلامی در تشدید سرکوب شهروندان است.
البته شمار شهروندان اعدام شده با اتهامات غیرسیاسی، مانند اتهام قتل یا قاچاق مواد مخدر، نیز با سرعت ادامه دارد. بنیاد عبدالرحمن برومند به تازگی گزارش داده که از ابتدای سال ۲۰۲۶ (۱۱ دی۴۰۴) تا کنون ۶۶۰ زندانی با اتهامات سیاسی و غیرسیاسی در زندانهای ایران اعدام شدهاند.
مردم «جاسوس» هستند، مگر خلاف آن را ثابت کنند!
جمهوری اسلامی از نهم اسفندماه تا کنون بهطور برنامهریزی شده بازداشت شهروندان عادی و متهم کردن آنها به مواردی چون «جاسوسی» یا «همکاری با دشمن» را پیش میبرد. بنا بر اعلام سردار محمدرضا رادان فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی طی حدود دو ماهونیم پس از آغاز جنگ بیش از ۶۵۰۰ شهروند با اتهامات امنیتی مرتبط با جنگ و جاسوسی بازداشت شدهاند. در همین فاصله کوتاه دادگاه شماری از شهروندان برگزار، برخی به اعدام و زندانهای درازمدت محکوم و حتی حکم اعدام آنها اجرایی شده است.
کارشناسان حقوقی معتقدند تصویب و ابلاغ «قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی» در مهر ۱۴۰۴ -سه ماه پس از جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل- به راحتی دست قضات برای محکوم کردن شهروندان به مجازاتهایی چون اعدام و سالها زندان به اتهام جاسوسی را باز گذاشته است.
به گفته حقوقدانان بهکارگیری عبارات مبهم و تعریفنشده در این قانون سبب شده قضات به راحتی هر گونه فعالیت شهروندان از گرفتن یک عکس و ویدئو از یک رویداد در فضای عمومی تا انتشار یک مطلب در شبکههای اجتماعی را مصداق «جاسوسی» در نظر گرفته و سنگینترین احکام از جمله اعدام را علیه متهم صادر کنند.
در هفتههای گذشته نیز گزارشها از روند بازداشت شهروندان و «جاسوس» خواندن آنها نشان میدهد قضات دادگاههای انقلاب با توسل به همین قانون صدور احکام اعدام فلهای را پیش میبرند. برای نمونه حسن و حسین امیری، دو برادر دوقلو ۲۰ ساله به علت اینکه از چند ساختمان تخریب شده در بمبارانهای جنگ ۴۰ روزه در تهران فیلم گرفته بودند و این فیلمها در بخش گالری گوشیهای آنها هنگامی که در یکی از ایستهای بازرسی تفتیش شدند توسط مأموران رویت شد، بازداشت و اکنون هر دو برادر به اتهام اقدام برای جاسوسی به اعدام محکوم شدهاند.
این شرایط شهروندان را با هراسی فزاینده روبرو کرده چرا که باید همواره مراقب باشند اقدامی انجام ندهند که نهادهای امنیتی یا قوه قضاییه بتواند با تکیه بر قانون پرابهام و غیرشفاف «تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی» آنها را به چوبه دار بسپارند!
ایرانیان خارج از کشور هم در سیبل سرکوب
جدا از شهروندان درون ایران که با انواع سرکوب امنیتی و قضایی دستوپنجه نرم میکنند ایرانیان درون کشور نیز از موج جدید سرکوبها در امان نیستند. جمهوری اسلامی طی سه ماه گذشته بار دیگر توقیف اموال -که از اقدامات رایج حکومت پس از انقلاب ۵۷- بود را در دستور کار قرار داده است.
در کنار شهروندان بازداشتشده در اعتراضات که مصادره اموال از جمله احکام صادرشده علیه آنها بوده، صدها تن از ایرانیان خارج از کشور نیز با توقیف اموال روبرو شدهاند. دستگاه قضا در استانهای مختلف ایرانیان خارج از کشور را به بهانه «همکاری با دشمن» و یا «حمایت از جنگ» در فهرست بلندبالای توقیف و مصادره اموال قرار داده است.
جمهوری اسلامی به اشکال دیگری نیز در حال سرکوب ایرانیان خارج کشور است. بخشی از ایرانیان طی هفتههای گذشته گزارش دادهاند کنسولگریهای جمهوری اسلامی از ارائه خدمات کنسولی از جمله تمدید پاسپورت برای این شهروندان خودداری کرده است. موضوعی که حق شهروندی ایرانیان حتی اگر مقیم خارج کشور باشند را نقض میکند.
از سوی دیگر با دستور قوه قضاییه صدور وکالتنامه نقل و انتقال اموال برای کلیه ایرانیان خارج از کشور تا اطلاع بعدی ممنوع شده است.
همچنین نیروهای حامی و وابسته به جمهوری اسلامی، یا اتباع غیرایرانی اجیر شده توسط جمهوری اسلامی، در شهرهای مختلف جهان با ایجاد مزاحمت در تجمعات ایرانیان مخالف حکومت، تهدید و ضربوجرح و حتی حملات مسلحانه به آنها تلاش دارند هراسآفرینی جمهوری اسلامی را در میان ایرانیان خارج کشور گسترده کنند.
گزارشهایی از بازداشت خلافکاران سابقهدار و اتباع غیرایرانی در کشورهای اروپایی از جمله بریتانیا، فرانسه و سوئد منتشر شده که این افراد توسط عوامل جمهوری اسلامی برای جاسوسی، یا اقدامات تروریستی علیه ایرانیان مخالف حکومت، یهودیان و روزنامهنگاران ایرانی اجیر شده بودند.
علت اصلی این اقدامات حمایت درخشان ایرانیان خارج از کشور از مبارزات آزادیخواهانه هموطنانشان در درون ایران بود. اگرچه همواره جمهوری اسلامی تهدید و ترور را علیه فعالان سیاسی اپوزیسیون در دستور کار داشته است اما در انقلاب شیروخورشید ایرانیان دیاسپورا در کشورهای مختلف جهان توانستند با تظاهرات و تجمعات بیسابقه صدای هموطنان درون کشور باشند و دولتهای خارجی را متوجه جنایات جمهوری اسلامی کنند.

سرکوب میکنم، پس هستم!
جمهوری اسلامی از ابتدای جنگ تا کنون با راهاندازی تجمعات شبانه تلاش دارد این پیام را به جهان مخابره کند که از پایگاه مردمی برخوردار است و مردم حتی زیر موشکباران در میادین شهرها جمع میشوند تا حمایت خود از «نظام» را اعلام کنند.
تجمعات شبانهای که در ابتدا با عزاداری و سیاهپوشی برای مرگ علی خامنهای آغاز شده بود بعد از مدتی به سیرکی مبتذل تبدیل شد که حتی در آن مراسم صیغهکنان دخترو پسرهای «ارزشی» و «بسیجی» برگزار میشود.
پشت این صحنههای نمایشی اما سرکوبی عمیق و هراسافکنی گستردهای علیه شهروندان ایران در جریان است.
تشدید فضای سرکوب و خفقان علیه مردم ایران در روزهایی صورت میگیرد که ظاهرا کشور در «آتشبس» پس از جنگ ۴۰ روزه قرار دارد و مقامات حکومتی در حال پیشبرد مذاکرات و چانهزنی با دولت دونالد ترامپ هستند.
به نظر میرسد جمهوری اسلامی میخواهد با تشدید فضای سرکوب از یکسو به بهانه «جنگ» و «امنیت» از میلیونها ایرانی که در اعتراضات دی۴۰۴، بزرگترین و بیسابقهترین تظاهرات میلیونی ضدحکومتی در طول ۴۷ سال گذشته را رقم زدند انتقام بگیرد؛ از سوی دیگر دریافته که اگر بخشی از بقایش -به ویژه در حوزه اقتصادی- به ایجاد توافقی ولو شکننده و موقت با ایالات متحده است، ضامن اصلی حیات حکومت اما در سرکوب گسترده مردم در داخل است. به بیان دیگر اعتراضات دی۴۰۴ بار دیگر در چشم حکومت فرو کرد که از پایگاه اجتماعی برخوردار نیست و دره عمیق میان مردم و نظام با هیچ ترفند و چرخش و تحولی در درون نظام پر نخواهد شد. جمهوری اسلامی تنها با سرکوب همهجانبه مردم ایران تلاش دارد سدی در برابر فروپاشی خود بسازد.




