دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی -کشتارهای اخیر معترضان در ایران نه یک رویداد مقطعی، بلکه نقطهای تعیینکننده در روند فروپاشی جمهوری اسلامی است. آنچه امروز شاهد آن هستیم، صرفاً افزایش نارضایتی عمومی یا موجی دیگر از اعتراضات نیست بلکه ورود نظام به مرحلهای برگشتناپذیر از سقوط مشروعیت، فرسایش قدرت و گسست ساختاری است.

۱. فروپاشی مشروعیت اخلاقی و دینی
جمهوری اسلامی از آغاز، مشروعیت خود را بر سه پایه استوار میدانست: دین، انقلاب، و ادعای دفاع از مستضعفان. کشتار گسترده مردم بیدفاع – بهویژه جوانان، زنان، دانشجویان و حتی کودکان – این سه پایه را همزمان فرو ریخته است. نظامی که بقای خود را با شلیک به مردمش تضمین میکند، دیگر نه «اسلامی» است، نه «انقلابی»، و نه حتی «جمهوری».
پس از این کشتارها، شکاف میان حکومت و جامعه به مرحله قطع رابطه اخلاقی رسیده است؛ مرحلهای که در آن هیچ اصلاح، وعده یا سرکوبی قادر به بازسازی اعتماد نخواهد بود.
۲. شکست راهبرد سرکوب
سرکوب زمانی کارآمد است که:اعتراضات محدود و پراکنده باشد، بدنه اجتماعی هنوز دچار تردید باشد و نیروهای سرکوب از انسجام روانی برخوردار باشند.
کشتار اخیر دقیقاً نتیجه معکوس داشته است. دامنه اعتراضات گسترش یافته، قشرهای خاموش به میدان آمدهاند، و حتی در میان نیروهای حکومتی نشانههای فرسودگی، تردید و ریزش مشاهده میشود. خشونت افسارگسیخته، نه نشانه قدرت، بلکه علامت استیصال است.
۳. ورود جامعه به مرحله «بیبازگشت»
جامعه ایران از مرحله مطالبه اصلاح عبور کرده و وارد مرحله رد کامل نظام شده است. امروز شعارها، کنشها و هزینههایی که مردم میپردازند نشان میدهد که ترس فرو ریخته و «امکان زیستن بدون جمهوری اسلامی» به یک تصور جمعی بدل شده است.
تاریخ نشان داده است که هیچ نظامی پس از عبور جامعه از این آستانه، دوام نیاورده است.
۴. انزوای بینالمللی و بحران درونی همزمان
کشتار اخیر، جمهوری اسلامی را در موقعیتی بیسابقه قرار داده است: افزایش فشارهای حقوق بشری و انزوای سیاسی،بحران اقتصادی عمیق و ناتوانی در اداره کشور و شکاف درون حاکمیت و فقدان افق جانشینی قابل قبول.
این همزمانی بحرانها، ویژگی اصلی فروپاشیهای سریع در تاریخ معاصر است.
۵. سقوط نه بهعنوان «احتمال»، بلکه «روند»
سقوط جمهوری اسلامی دیگر یک پیشبینی نیست؛ یک روند جاری است. نظامی که:مشروعیتش را از دست داده، به مردمش اعلان جنگ داده و آیندهای برای نسل بعدی ندارد، نمیتواند پایدار بماند. مسئله امروز «آیا سقوط میکند؟» نیست، بلکه «چگونه و با چه هزینهای» است.
کشتارهای اخیر، آخرین میخها بر تابوت نظامی بود که سالهاست از درون تهی شده است. جمهوری اسلامی شاید هنوز ابزار سرکوب داشته باشد، اما قدرت حکومتکردن را از دست داده است. تاریخ ایران بار دیگر در آستانه دگرگونی ایستاده است و اینبار، بازگشتی در کار نخواهد بود.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

