در شرایطی که موجی از اخراج نیروی کار در سطوح مختلف کارگری، کارمندی و تخصصی بازار کار ایران را فرا گرفته، گزارشها نشان میدهند فقر در کشور چهرهای زنانه پیدا کرده و زنان قربانی اصلی نابسامانی اقتصادی، بیکاری، اخراج نیروی کار و فقر هستند.

بازار کار ایران همواره دچار شکاف جنسیتی عمیقی بوده و مردان از فرصتهای شغلی و درآمدهای بیشتری نسبت به زنان برخوردار هستند. در هفتههای اخیر که بازار کار ایران بر اثر بحران ناشی از جنگ و قطع سراسری اینترنت با موجی از اخراج روبرو شده نیز زنان بیش از مردان در معرض اخراج قرار دارند.
شکاف دستمزد ناشی از تبعیض جنسیتی در ایران بهطور میانگین ۱۸ درصد برآورد میشود که به این معناست که زنان و مردان شاغل با شرایط و مسئولیت شغلی یکسان، درآمدی برابر ندارند و زنان بهطور میانگین ۱۸ درصد حقوق کمتری نسبت به مردان همکار خود دریافت میکنند. همچنین زنان بیش از مردان ناچار به اشتغال در مشاغل غیررسمی و اشتغال با قراردادهای موقت هستند.
بسیاری از زنان ناچار هستند برای داشتن درآمد به خواسته کارفرمیان تن داده و با قراردادهای موقت مشغول بهکار شوند. این زنان در صورت اخراج به علت رسمی نبودن قرارداد امکان بهرهمندی از حقوق بیکاری را ندارند. بر اساس قوانین کار ایران قراردادهای کاری زیر ۹۰ روز از شمول قانون کار خارج و نیروی کار امکان استفاده از بیمه و حقوق بیکاری را نخواهد داشت. همچنین اکثر کارکنانی که با قرارداد موقت مشغول بهکار میشوند مزایای شغلی دیگر مانند حق مسکن و بن خواربار را دریافت نمیکنند و تنها رقم پایه حقوق را دریافت میکنند.
سهم بالای اشتغال غیررسمی، قراردادهای موقت، نبود بیمه و دستمزد پایین همواره از دغدغههای زنان در بازار کار ایران بوده است و حالا در یکی دیگر از دورههای رکود اقتصادی نیز آنها سریعتر از مردان از بازار کار حذف شوند. پیامدهای این روند زنان را زودتر و بیش از مردان به زیر خط فقر رانده و سبب شده فقر در ایران چهرهای زنانه پیدا کند.
زنانهشدن فقر اصطلاحی اقتصادی و پدیدهای است که در آن زنان و دختران به شکل نامتناسبی بیشتر از مردان در معرض فقر، محرومیت اقتصادی و آسیبهای ناشی از آن قرار دارند. این پدیده از نتایج شکاف جنسیتی دستمزد و نابرابریهای جنسیتی است که در شرایط بحرانهای اقتصادی بروز پیدا کرده یا تشدید میشود.
فاطمه وحدت، نایب رئیس اتحادیه زنان کارگر سراسر کشور در گفتوگو با خبرگزاری «ایلنا»، تصویری نگرانکننده از وضعیت معیشتی زنان ارائه کرده و گفته است: «این روزها آدمها را میبینیم که حتی برای خرید نان دچار مشکل هستند». او تأکید میکند که بحران موجود فقط محدود به یک کارخانه یا یک شهر نیست و در بسیاری از نقاط کشور، زنان کارگر اولین گروهی هستند که با کوچکترین بحران اقتصادی یا شرایط جنگی از محیط کار حذف میشوند.
فاطمه وحدت توضیح داده بیکاری فقط بهمعنای قطع درآمد نیست بلکه مستقیماً امنیت روانی و ثبات خانواده را هدف قرار میدهد. به گفته او، وقتی نانآور خانواده شغلش را از دست میدهد، کل خانواده وارد چرخه آسیب میشود؛ آسیبی که آثار آن، بعدها در جامعه نمایان خواهد شد. در کنار رکود اقتصادی، گسترش مشاغل ناپایدار نیز به نگرانی تازهای تبدیل شده است.
نایب رئیس اتحادیه زنان کارگر سراسر کشور افزوده «وقتی بخش بزرگی از زنان، بهویژه زنان سرپرست خانوار، در مشاغل غیررسمی و بدون بیمه فعالیت میکنند، طبیعی است که در برابر شوکهای اقتصادی آسیبپذیرتر باشند. نبود قرارداد، نبود بیمه و درآمدهای ناپایدار باعث میشود، کوچکترین نوسان اقتصادی مستقیماً معیشت این خانوارها را تحتتأثیر قرار دهد. اگر برای این مسأله تدبیر نشود، خطر افزایش فقر در میان خانوادههایی که مدیریت اقتصادی آنها برعهده زنان است، جدی خواهد بود و این موضوع میتواند، پیامدهای اجتماعی گستردهای نیز به همراه داشته باشد»»
روزنامه «سازندگی» چاپ تهران نیز زنان را قربانیان نخست بحران اقتصادی اخیر در کشور دانسته و نوشته در حالیکه اقتصاد ایران هنوز از شوکهای جنگ، رکود و اختلال طولانیمدت اینترنت خارج نشده، نشانههای تازهای از «زنانه شدن فقر» و گسترش بیکاری در میان زنان کارگر آشکار شده است؛ روندی که فعالان کارگری درباره پیامدهای اجتماعی آن هشدار میدهند و معتقدند زنان، بهویژه زنان سرپرست خانوار، نخستین قربانیان بحرانهای اقتصادی و محدودیتهای اخیر هستند.
سیمین کاظمی، جامعهشناس، نیز پیشتر با اشاره به تعداد پرشمار اخراج و بیکار شدن زنان گفته بود «در تعدیل [اخراج] نیرو اغلب فرودستترین بخش نیروی کار قربانی میشوند، موضوعی که کلیشههای جنسیتی و تصورات جنسیتزده در شکلگیری آن نقشی پررنگ ایفا میکنند؛ این کلیشهها که اشتغال زنان را نسبت به مردان کمتر ضروری جلوه میدهد موجب میشوند که در شرایط تعدیل نیرو در درجه نخست زنان قربانی شوند.»
به گفته این جامعهشناس «بیکاری زنان را به قعر سلسله مراتب طبقاتی/جنسیتی میکشاند و موجب بیقدرت شدن آنها در خانواده و جامعه میشود؛ در طبقه فرودست، بیکاری زنان موجب فقیرتر شدن و بدتر شدن کیفیت زندگی آنها و خانوادههایشان میشود، چنانکه این بخش از جامعه در تأمین نیازهای پایهای خود شامل غذا، بهداشت و مسکن دچار درماندگی میشوند. بیکاری زنان فرودست را با سیاهترین چهره فقر مواجهه و آنها، خانواده و فرزندانشان را در معرض بیخانمانی، سوءتغذیه، بیماری، توقف تحصیل و آسیبهای اجتماعی قرار میدهد.»
سیمین کاظمی تأکید کرده بود که «بیکاری، استقلال اقتصادی را از این گروه از زنان سلب و آنها را متکی به مردان میکند و در نتیجه کنترل مردان را بر زندگی این زنان افزایش مییابد. در چنین وضعیتی زنان در مواجهه با خشونت خانگی کمتر قادر به مقابله و نجات خود هستند. از طرف دیگر بیکاری توانمندی و شایستگی این زنان را زیر سوال برده و آنها را مجبور به انزوا و خانهنشینی میکند.»
او همچنین بیکار شدن را برای زنان «مصیبتی ناگوار» توصیف کرده بود چرا که «در بازار کار ایران زنان به زحمت میتوانند شغلی به دست آورند و در صورت اخراج شدن بازگشت به کار برای آنها به مراتب سختتر از مردان است: زنان برای اشتغال با مشکل مواجه هستند، زیرا از اشتغال زنان به صورت رسمی و واقعی حمایت نمیشود، همچنین موانع فرهنگی و اجتماعی اشتغال زنان هنوز برقرار هستند.»
از سوی دیگر در ماههای گذشته مشاغل خانگی که بازاریابی و روند فروش کالا در آنها به شدت وابسته به اینترنت و شبکههای اجتماعی و پیامرسانها مانند اینستاگرام و تلگرام بود با قطع اینترنت در ایران با کاهش شدید فروش و زیان گسترده روبرو شدهاند.
بر اساس آمارهای ارائه شده از سوی وزارت کار (تیرماه ۱۴۰۴) ۸۰ درصد فعالان مشاغل خانگی در ایران را زنان تشکیل میدهند و تنها ۲۰ درصد مردان هستند. همچنین ۱۱ درصد از زنان شاغل در بخش مشاغل خانگی ساکن روستاهای کشور هستند.
روزنامه «پیام ما» گزارش داده در روستاهای ایران زنان سرپرست خانوار با اتکا به اینترنت برای فروش محصولات دستساز، رزرو اقامتگاههای بومگردی و دریافت سفارش، توانسته بودند پایهای از درآمد مستقل برای خودشان بسازند. این پایه حالا از سه طرف زخمخورده است: قطع اینترنت از ۹ اسفند، کاهش گردشگری از نیمه دوم سال ۱۴۰۴ و افزایش تورم هزینههای زندگی که همزمان با هر دوی اینها آمده.




