آتشی برخاسته از خاکسترش: واقعیت یک انقلاب 

پنج شنبه ۲۵ دی ۱۴۰۴ برابر با ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶


خلیل نیک خصال – آنچه امروز در ایران در حال وقوع است، موجی گذرا از ناآرامی یا آشوب سیاسی موقت نیست که تحلیل و سپس فراموش شود. این افشای حقیقتی است که دهه‌ها در زیر ترس، سانسور، زندان و خون، دفن شده بود. آن حقیقت دوباره صدای خود را یافته و از خاموش شدن امتناع می‌کند. آنچه جهان شاهد آن است، هرج و مرج نیست، یک انقلاب است.

خیزش ملی دی‌ماه ۱۴۰۴

تاریخ، اگر صادقانه خوانده شود، درسی بی‌رحمانه ارائه می‌دهد: هر زمان که شفافیت اخلاقی به تعویق بیافتد، استبداد جسورتر می‌شود. دیکتاتورها برای بقا نیازی به تشویق ندارند؛ تردید کافی است. سکوت به عنوان رضایت تفسیر می‌شود و بی‌طرفی به شکلی آرام از تأیید تبدیل می‌شود. هر لحظه که جهان در مورد زبان، معناشناسی یا «پیچیدگی» بحث می‌کند، دستگاه سرکوب، چنگال خود را محکم‌تر می‌کند.

ایران جامعه‌ای است که بارها شکسته شده اما هرگز از امید خالی نشده است. امید خرد شده، پراکنده شده و مجبور به پنهان شدن شده ، اما هرگز نمرده است. هر معترضی که کشته می‌شود، به نمادی بزرگتر از زندگی تبدیل می‌شود. هر تلاشی برای پاک کردن یک نام، یک چهره یا یک خاطره، تنها عزم جمعی را عمیق‌تر می‌کند. رژیم زور را می‌فهمد، اما خاطره را نمی‌فهمد؛ و خاطره، در ایران، سلاحی قدرتمند است.

خیابان‌ها ممکن است برای لحظه‌ای ساکت شوند، اما سکوت هرگز تسلیم نمی‌شود. این غمی است که خود را جمع می‌کند. خشمی است که صبر را می‌آموزد. شجاعتی است که منتظر نفس بعدی خود است. خاکسترها انباشته می‌شوند، سال‌ها سوگواری، زندان، تبعید و ترس – اما در زیر آنها، آتش زنده می‌ماند. هر نسلی آن را به ارث می‌برد، چه بخواهد چه نخواهد.

سوال واقعی دیگر این نیست که آیا ایران تغییر خواهد کرد یا خیر؟ این سوال قبلاً توسط کسانی که همه چیز را با دست خالی و صدای بی‌دفاع به خطر انداخته‌اند، پاسخ داده شده است. اکنون سوال متعلق به جهان است: قبل از اینکه بپذیرد این رژیم فقط از طریق خشونت زنده می‌ماند، حاضر است از چه مقدار خون چشم‌پوشی کند؟ چند مراسم تشییع جنازه باید برگزار شود تا توهم «ثبات» زیر بار حقیقت فرو بریزد؟

حمایت از مردم ایران به معنای مداخله نظامی نیست و نیازی به سلطه یا کنترل ندارد. این به معنای به رسمیت شناختن است. این به معنای شجاعت اخلاقی است. این به معنای ترجیح انسانیت بر مصلحت و اصول بر محاسبات سیاسی است. در لحظاتی که معترضان در خیابان‌ها کشته می‌شوند، وقتی خانواده‌ها فقط عکس و سوالات بی‌پاسخ دارند، حمایت می‌تواند به سادگی – و به همان اندازه قدرتمند – همبستگی باشد.

گاهی اوقات، ایستادن در کنار ستمدیدگان، آخرین شکل عدالت موجود است. گاهی اوقات، اذعان تنها حمایت باقی مانده است. برای مردم ایران، دانستن اینکه رنج آنها دیده، نامگذاری و درک می‌شود، نمادین نیست، بلکه نیروی حیات است.

از خاکستر فقدان و سرکوب، آتش همچنان برمی‌خیزد. اجازه نمی‌خواهد. منتظر تأیید نمی‌ماند. می‌سوزد زیرا باید بسوزد. و به هر طریقی، آینده را تغییر خواهد داد.

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۷ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=394707