ایران در مسیر تجربه‌ی سوریه و هشداری به دنیای آزاد

چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶


کوروش کلهر – فروپاشی سوریه نه ناگهانی بود و نه اجتناب‌ناپذیر. آنچه این کشور را به ویرانی کشاند، یک انتخاب سیاسیِ مستمر بود. ترجیح بقای قدرت بر بقای کشور. این انتخاب، طی سال‌ها و نه در یک لحظه، سوریه را از درون تهی کرد، و درست به همین دلیل، امروز برای ایران و برای جهان، حامل معنا و هشداری جدی است. این یک فرآیند صرفاً داخلی نبود، پیامدهای آن از مرزهای سوریه فراتر رفت و جهان را درگیر کرد.

خانواده‌ی اسد بیش از پنج دهه بر سوریه حکومت کرد. در این مدت، قدرت به تدریج از یک ساختار حکومتی به مالکیت شخصی بدل شد. دولت، از نهاد به ابزار تنزل یافت. قانون، از مرجع به توجیه و جامعه، از شهروند به مسئله‌ای امنیتی. در چنین ساختاری، اصلاح نه یک امکان، بلکه تهدیدی جدی تلقی می‌شود. جهان به این روند بی‌توجه ماند. زمانی که نخستین اعتراض‌های مدنی شکل گرفت، حاکمیت میان اصلاح و سرکوب ایستاد و سکوت دنیا به اسد اجازه داد سرکوب را برگزیند.

پیامد این انتخاب، صرفاً یک بحران داخلی نبود. سوریه به میدان جنگ، آوارگی و فروپاشی بدل شد و هزینه‌ها در مرزهای این کشور متوقف نماند. میلیون‌ها پناهنده به کشورهای همسایه و اروپا سرازیر شدند، فشارهای سنگین اقتصادی و اجتماعی بر نظام‌های رفاهی اروپا وارد آمد. امنیت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تضعیف شد، و افراط‌ گرایی، خلأهای قدرت را پر کرد. سوریه نشان داد که سکوت جهان در برابر سرکوبِ سیستماتیک، نه بی‌طرفی، بلکه مشارکت غیرمستقیم در گسترش بحران و کشتار انسان‌هاست.

این تجربه، امروز برای ایران اهمیتی مضاعف دارد. نشانه‌هایی که سوریه را به فاجعه رساند، تمرکز فزاینده‌ی قدرت، حذف نهادهای پاسخ‌گو، برخورد امنیتی با مطالبات اجتماعی، و کشتار مردم بی‌دفاع در ایران نیز حقیقتی غیر قابل انکار است. در این منطق، رژیم اعتراض را نه حق شهروندی، بلکه تهدید و پاسخ را نه در اصلاح ساختار، بلکه در انکار و سرکوب می‌بیند. این همان شیبی است که اگر ادامه یابد، بحران را از مرزهای ملی عبور داده و به مسئله‌‌ای جهانی بدل می‌کند.

با این‌همه، یک تفاوت تعیین‌کننده هنوز وجود دارد: ایرانِ امروز، هنوز سوریه نشده است. جامعه‌ی ایران زنده، آگاه و متصل است، و جهان نیز هنوز دارای فرصت تا از تکرار تجربه‌ای پرهزینه جلوگیری کند. تجربه‌ی سوریه به روشنی فریاد می‌زند که خشونتِ بی‌پاسخ  و مهار نشده ، متوقف نمی‌شود؛ بلکه تشدید می‌شود. حذف جامعه، در نهایت به حذف کشور می‌انجامد و بی‌ثباتیِ حاصل از این حماقت را نه فقط مردم آن کشور، بلکه کشورهای آزاد نیز با هزینه‌هایی سنگین می‌پردازند.

از این رو، جلوگیری از «سوریه‌ای شدن ایران» صرفاً دغدغه‌ای اخلاقی یا انسانی نیست. بلکه ضرورتی امنیتی، اقتصادی و سیاسی برای جهان آزاد است. پیشگیری همواره کم‌هزینه‌تر از مداخله‌ی دیرهنگام پس از فروپاشی است. این پیشگیری نه با وعده‌های مبهم، بلکه با فشارهای مؤثر سیاسی، حمایت روشن از حقوق شهروندی، و ایستادن عملی در کنار جامعه‌ی ایران معنا پیدا می‌کند.

هیچ حکومتی با دشمن‌ پنداشتن ملت خود پایدار نمانده است، این یک حقیقت تاریخی است. هیچ کشوری با سرکوب دائمی به ثبات نرسیده است، این یک حقیقت تاریخی است، و  هر حکومتی که مردمش را مانع بقای خود بداند، دیر یا زود برای ماندن، کشور را قربانی می‌کند، و آنگاه هزینه‌ها به‌گونه‌ای جهانی و سرسام‌آور می‌شوند.

سوریه فرو نریخت؛ سوریهِ اسد انتخاب کرد.

انتخاب این بود که قدرت بماند، حتی اگر کشور بمیرد.

این نوشته پیش‌گویی نیست؛ هشدار است. هنوز می‌توان مسیر را متوقف کرد. اما این توقف، هم مسئولیت مردم ایران است و هم مسئولیتی جهانی. بی‌تفاوتیِ دوباره، تکرارِ پرهزینه‌ی یک فاجعه‌ی شناخته‌شده خواهد بود. تاریخ معمولاً چنین هشدارهایی را بیش از یک‌بار، با این وضوح، تکرار نمی‌کند.

 

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۰ / معدل امتیاز: ۰

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=395732