فیروزه نوردستروم – هشتم بهمن ۱۴۰۴، ۱۷ تن از فعالان مدنی، حقوقدانان، هنرمندان و کنشگران سیاسی سومین بیانیه خود درباره تحولات سیاسی ایران را منتشر کردند.

نویسندگان این بیانیه خطاب به «مردم شریف، شجاع و داغدار ایران»، نوشتند مسئول اصلی وقایع هولناک دی ماه ۱۴ شخص علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی و ساختار فاسد نظام حاکم است. امضاکنندگان تنها راه نجات ایران را «در محاکمه تمامی آمران و عاملان دستگاه سرکوب و پایانبخشی به نظام ناجمهوری و غیر انسانی حاکم» دانستهاند تا «با تشکیل جبهه فراگیر ملی برای برگزاری رفراندوم و تشکیل مجلس مؤسسان، همه مردم ایران از تمام سلایق سیاسی بتوانند در فرآیندی دموکراتیک و آگاهانه برای آینده سیاسی خود تصمیم بگیرند.»
آنها در بخشی از این بیانیه تأکید کردهاند: «تکرار تلخ تجارب چند دهه اخیر نشان داده است، که مانع اصلی نجات ایران از مهلکهی حاضر شخص علی خامنهای و نظام استبداد دینی است، که هر روز بقای آن، گرد مرگ و نابودی بیشتر میپاشد، فروپاشی جامعه را گستردهتر میکند و سقوط میهن را در ورطهٔ ویرانی عمیقتر. چنانچه دههها ایران را در میان بحرانهای ناشی از سیاستهای ستیزهجویانه نگه داشت و اکنون احتمال جنگ در نتیجهی تداوم این حاکمیت، بیش از همیشه بر کشور سایه انداخته است.»
قربان بهزادیاننژاد، جعفر پناهی، امیرسالار داودی، ویدا ربانی، محمد رسولاف، حسین رزاق، نسرین ستوده، ابوالفضل قدیانی، حاتم قادری، عباس صادقی، منظر ضرابی، بنیاد نرگس، مهدی محمودیان، سعید مدنی، عبدالله مومنی، محمد نجفی، صدیقه وسمقی امضاکنندگان این بیانیه هستند.
مدتی پس از انتشار این بیانیه روز شنبه ۱۱ بهمن، مهدی محمودیان، عبدالله مومنی و ویدا ربانی سه تن از نویسندگان این بیانیه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
در ارتباط با اهمیت این بیانیه و شکاف در بدنه نظام حسین رئیسی حقوقدان در گفتگو با «کیهان لندن» معتقد است: «ما جامعه متکثری هستیم و لازم است که نیروهای سیاسی بیانیههای دقیق و روشنی بدهند. این بیانیه از جهاتی مثبت ارزیابی میشود، اینکه ساختار قدرت را هدف قرار میدهد و در برههای صادر میشود که جامعه ایران نیاز به یک انسجام جدی دارد، مفید است، اما نویسندگان بیانیه میبایست تلاش میکردند در کنار سایر نیروها قرار بگیرند و یک صدا روشی برای مخالفتشان با ساختار اساسی ارائه بدهند.»
نکته دیگری که این حقوقدان به آن اشاره میکند این است که «با وجود این که در بیانیه گفته میشود که داوطلبانه امکان برگزاری رفراندوم نیست اما راهی هم برای زمینهسازی برای برگزاری رفراندوم ارائه نمیدهد.»
این کنشگر سیاسی معتقد است: «نیروهای سیاسی باید توجه کنند ما نیاز به استراتژی داریم که به زمان صدور دستور و اجرای رفراندوم برسیم، اجرای رفراندوم هم بدون سرنگونی تا زمان بقای جمهوری اسلامی ممکن نیست، بنابراین یک فعال سیاسی در هر تفکری که قرار دارد چه پادشاهیخواه و چه جمهوریخواه لازم است که بتواند به مردم امید بدهد و راهی ارائه کند که چگونه سرنگونی اتفاق میافتد، این روش، تکلیف ما را روشن میکند که آیا سرنگونی از طریق جنگ و دخالت خارجی ممکن است یا از طریق هدایت نیروهای داخل کشور. طبیعی است که همیشه اولویت با داخل کشور و نیروهای داخل و تمرکز بر اراده خواست و توان مردم است.»
رئیسی، با اشاره به سرکوب شدید و قتل عام بسیار فجیع مردم در اعتراضات اخیر و بهت و غم مردم در این شرایط توضیح میدهد: «در حقیقت لازم بود پیش از این اتفاقات، یک روشی در پیش گرفته شود تا از چنین فجایعی جلوگیری شود. البته به این معنا نیست که مسئولیت خامنهای و سپاه پاسداران، نیروهای امنیتی و شورای عالی امنیت ملی در قتل و کشتار، تجاوز و بیحرمتی به پیکرهای جانباختگان و بازداشت گسترده مردم کاهش پیدا میکند. مسئولیت، صرفا متوجه حکومت خامنهای در راس آن و شورای عالی امنیت ملی، سه قوه و به خصوص نیروهای سپاه پاسداران و نیروهای ویژه انتظامی است، البته نیروهای سیاسی مراقبت کنند که از راهی روشن و با ارائه استراتژی روشن و گام به گام به سمت سرنگونی حرکت کنند، یکی از گامهای موثر، اتحاد نیروهای مختلف و استفاده از امکانات مختلف است.»
این استاد حقوق بشر با تأکید بر اینکه این استراتژی باید تکیه بر دخالت نظامی نباشد توضیح میدهد: «البته این به این معنا نیست که مردم ایران بتوانند حکومتی که تا بن دندان مسلح است از ارتش و سپاه و نیروهای امنیتی متعدد تا بیشمار نیروهای اطلاعاتی را بتوانند به سادگی سرنگون کنند، بدین منظور لازم است نیروهایی باشند که با جامعه بینالملل در تماس باشند، منظور از جامعه بین الملل، آقای پرزیدنت ترامپ نیست، منظورم مجموع جامعه بینالملل است و همسایگان ما و کشورهای منطقه تا به یک اتحادی برسیم برای عبور از جمهوری اسلامی. چرا که جمهوری اسلامی تا زمانی که میداند برخی از کشورهای منطقه از او حمایت میکنند مطمئن میشود که امکان تغییر به سادگی نیست.»
موضوع دیگری که رئیسی آن را بسیار حائز اهمیت میداند «تکیه بر جنایت بسیار هولناکی است که در اعتراضات دیماه» رخ داد.
به گفته وی، ما باید از این جنایت بسیار هولناک، به نحوی استفاده کنیم که خون عزیزانی که کشته شدهاند به هیچ عنوان فراموش نشود، این خونها به ما انرژی میدهند و ما را امیدوار میکنند و ثمربخش هستند، از این رو نیروسازی باید حول این محور باشد به باور من، به عنوان کسی که بی طرف هستم و جانبدار هیچ گروه سیاسی نیستم و صرفا تلاش میکنم از نظر حقوقی بین نیروهای سیاسی ارتباط برقرار کنم.
او در ادامه توضیح میدهد: «من در شورای حقوقدانان برای ایران دموکراتیک، گروه بزرگی از وکلای دادگستری را دور خودمان جمع کردیم، با هم در حال فعالیت هستیم، برای ایران و برای گذار از جمهوری اسلامی و مشخصا با تاکید بر اصول حقوقی، نه سیاسی، بدون اینکه خودمان بخواهیم جانبدار باشیم، بلکه اعلام آمادگی میکنیم که بین همه نیروهای سیاسی میانجیگری کنیم و نظارت حقوقی انجام دهیم، تا امکان نزدیک شدن گروههای سیاسی به یکدیگر، برای هم پیمان شدن و تدوین یک استراتژی واحد برای عبور از جمهوری اسلامی بدست آید.»
او در پایان تأکید میکند که «ما ناچاریم به جوانان و نسل ضد ایران توجه کنیم، بدون توجه به نسل ضد و آینده و خواست آنها ما از هیچ مسیری نمیتوانیم آینده ایران را طراحی کنیم، ضمن این که جامعه ما جامعه بسیار آسیب دیدهایست که در فضای آسیب و تروما به سر میبرد و لازم است امید به آن داده شود، امید جامعه نباید از بین برود و امید ما را به موفقیت میرساند. اما من در مقامی نیستم که بتوانم آن استراتژی را به تنهایی برای سرنگونی جمهوری اسلامی تبیین کنم، بلکه نیروهای سیاسی باید در کنار یکدیگر، استراتژی عبور از جمهوری اسلامی را تبیین کنند، سپس دعوت به انتخابات آزاد و محاکمه عوامل کشتار مردم شریف ایران را داشته باشند.»




