متن نشست خبری شاهزاده رضا پهلوی در کنفرانس امنیتی مونیخ؛ از سناریوهای تغییر رژیم در عراق و لیبی درس گرفته‌ایم

- شاهزاده رضا پهلوی در پاسخ به خبرنگار بلومبرگ نیوز درباره احتمال همکاری با اصلاح‌طلبان جمهوری اسلامی: «همان چهار اصل بنیادین مشخص می‌کند چه کسانی می‌توانند در این مسیر باشند و چه کسانی خودشان را از آن محروم می‌کنند: تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از دولت، برابری همه شهروندان در برابر قانون و آزادی‌های فردی، و روند دموکراتیک که شامل ساز و کار پارلمانی هم می‌شود. اگر اصلاح‌طلبان دیروز به این نتیجه رسیده‌اند که دیگر فایده‌ای ندارد و بهتر است به مردم بپیوندند و همان اهداف را داشته باشند، خوش آمدند! به همین سادگی! به شرط آنکه- باز هم تأکید می‌کنم- در قتل شهروندان کشور دست نداشته باشند، چون آن داستان دیگری است و باید پاسخگو باشند.»
- درباره منابع مالی: «تمام منابع مالی ما از کمک‌های خصوصی و بخش خصوصی است؛ افرادی که داوطلبانه کمک می‌کنند. تا امروز حتی یک سنت هم حمایت دولتی نگرفته‌ام؛ درواقع هیچ حمایتی از هیچ دولتی دریافت نکرده‌ام.»
- درباره ضرورت مداخله بشردوستانه: «دلیل اینکه کار تا اینجا رسیده به خاطر اینست که دوام این حکومت بیشتر به خاطر همین بحث‌هایی بود که باید با این نظام مماشات کرد! و واقعاً مسئولیت اصلی این مماشات بر می‌گردد به خیلی از دولت‌هایی که الان چهار دهه است دنبال این راه حل بودند. یا آن اصلاح‌طلبانی که به قول خودشان گفتند ما می‌خواهیم نظام را نرم‌نرم عوض بکنیم ولی بیشترین کشته‌ها در ایران تحت لوای همین افراد به اصطلاح اصلاح‌طلب مدافع نظام بود. مردم امروز به این نتیجه رسیدند که بایست از این نظام گذر کرد.»
- درباره آینده ریزشی‌ها: «بسیاری از عناصری که می‌توانند بخشی از راه‌ حل باشند، همان کسانی هستند که امروز سلاح در دست دارند و می‌توانند به مردم بپیوندند، بجای آنکه رژیم از آنها علیه مردم استفاده کند. در اینصورت، گذار نرم‌تر و موفق‌تری خواهیم داشت و این افراد می‌توانند جزئی از راه‌ حل باشند؛ به‌ استثنای کسانی که مسئولیت کیفری دارند و دست‌شان به خون مردم آلوده است؛ آنها باید در دادگاه پاسخگو باشند و بابت جنایات‌شان حساب پس بدهند.»
- درباره «تأیید» از سوی کشورهای غربی: «من به دنبال تأیید شخصی خودم نیستم! من می‌خواهم آنها از مردم ایران حمایت کنند و از حق آنها برای تعیین آینده‌شان پشتیبانی کنند؛ نه اینکه همچنان طرف رژیم را بگیرند و سیاست مماشات با آن را ادامه دهند؛ سیاستی که هرگز به مردم فرصت واقعی برای انتخابات آزاد و معنادار نداده است، چون در ایران چیزی به نام انتخابات آزاد و صندوق رأی واقعی وجود ندارد. این تمسخر دموکراسی است. شرم‌آور است که وانمود کنیم در ایران انتخابات واقعی برگزار می‌شود. اگر این را به هر ایرانی داخل ایران بگویید به شما می‌خندد، اما برخی در بیرون ممکن است فریب بخورند. با این حال نمی‌شود همه را همیشه فریب داد؛ [این فریب] یکجا به خودشان برمی‌گردد.»
- درباره نقش خود: «فکر می‌کنم بخشی از اینکه مردم ایران به من در نقش رهبری اعتماد می‌کنند، اینست که می‌دانند من منفعت شخصی از آن ندارم. قدرت‌طلب یا جاه‌طلب نیستم؛ برای خودم چیزی نمی‌خواهم. در ازای آن هم چیزی طلب نمی‌کنم. اما تمام عمرم را وقف آزادی مردم ایران کرده‌ام، فقط به این دلیل که فکر می‌کنم ما به‌ عنوان ملتی با تاریخ و فرهنگ و تمدنی پرافتخار، سزاوار چیزی بهتر از این وضعیتی هستیم که امروز بر ما حاکم است. به همین دلیل در این مسیر هستم و به وعده‌ام عمل می‌کنم.»

یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۵ فوریه ۲۰۲۶


شاهزاده رضا پهلوی روز شنبه ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) در نشست امنیتی مونیخ به پرسش‌های خبرنگاران از رسانه‌های خارجی و فارسی‌زبان پاسخ داد. تقریبا تمام پرسش‌ها مربوط به وضعیت فعلی و آینده کشور، اعتراضات مردم و انقلاب ملی، سرکوب شهروندان و سیاست بین‌المللی در ارتباط با ایران بود.

شاهزاده رضا پهلوی در نشست خبری کنفرانس امنیتی مونیخ/ ۱۴ فوریه ۲۰۲۶/ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴

شبکه دو تلویزیون دولتی آلمان ZDF: سلام. من کامران صفی‌آریان هستم از شبکه ZDF، تلویزیون آلمان. ولیعهد رضا پهلوی، رئیس‌جمهور ترامپ دیروز گفت که مداخله نظامی یا «تغییر رژیم» بهترین گزینه برای ایران است. شما نیز همزمان از مداخله نظامی حمایت کردید، در حالی که او می‌گوید می‌خواهد با رژیم مذاکره کند. نظر شما چیست؟

شاهزاده رضا پهلوی: سپاسگزارم. خب، روشن است که همه ما توافق داریم بهترین راه‌ حل، «تغییر رژیم» است. دهه‌هاست همین را می‌گوییم. این رژیم همیشه تلاش کرده زمان بخرد و من هیچ نتیجه سریع، یا اساساً هیچ نتیجه‌ای از مذاکره نمی‌بینم. مسئله، زمان است. هر روزی که می‌گذرد، ایرانیان بیشتری در ایران جان می‌بازند. بنابراین مداخله بشردوستانه، مداخله‌ای سریع، کمک می‌کند جان‌های بیشتری نجات یابد و همزمان به ما کمک کند از این رژیم عبور کنیم.

شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال: من دو سوال دارم؛ یکی را به فارسی و یکی را به انگلیسی می‌پرسم. سوال اولم در مورد این هست که شما پیشتر گفته بودید که نشانه‌های فروپاشی جمهوری اسلامی آشکار شده و امکان سقوط در هر لحظه وجود دارد. در چنین شرایطی معرفی دولت در تبعید را از چه زمانی ضروری می‌دانید؟ و اگر ترکیب یا چهارچوبی برای آن آماده شده، آیا می‌توانید بطور خاص درباره ساختار و معیارهای انتخاب اعضا برای مردم توضیح دهید؟

سؤال دوم این است: می‌شود گفت بخش بزرگی از مردم ایران نام شما را فریاد می‌زنند. شعار «پهلوی برمیگرده» واضح در خیابان‌های ایران شنیده می‌شود؛ در دانشگاه‌ها، کارخانه‌ها و مدارس، حتی در مراسم خاکسپاری کشته‌شدگان انقلابِ سراسری، دوباره نام شما را صدا می‌زنند. پیام شما به آنها، به مردم ایران، چیست؟

-در بخش اول سوالتان، به محض اینکه نظام سقوط کند قطعاً زمان آن دوران به اصطلاح اضطرار پیش می‌آید و دولت انتقالی که طبعاً ترکیبی خواهد بود از افرادی که در خارج از مملکت فعال بودند با کسانی که در درون مملکت هستند تشکیل خواهد شد [اما] فقط مسئله فقط دولت نیست. بخش مقننه هست و بخش حقوقی هم همینطور و یک ترکیبی خواهد بود از این افراد؛ برای حفظ امنیت و هویت افرادی که در درون هستند منتهی در شرایط کنونی به وضوح نمی‌توان این افراد را از قبل علنی کرد. بایستی حافظ جانشان باشیم ولی به محض اینکه شرایط عوض شود خود به خود این معرفی خواهد شد و هم‌میهنان آگاه خواهند بود که چه کسانی دارند این مسئولیت را به عهده می‌گیرند برای پیش بردن دوران گذار.

در ارتباط با سئوال دوم: بله، میلیون‌ها ایرانی نام مرا فریاد زده‌اند و بازگشت مرا خواسته‌اند. این برای من مایه افتخار است و همزمان مسئولیت سنگینی ایجاد می‌کند؛ مسئولیتی برای پاسخ دادن به خواست آنها و رهبری این گذار، همانطور که خواسته‌اند و همانطور که در سخنرانی‌ام گفتم. هرکس با آن چهار اصل بنیادین موافق باشد- فارغ از گرایش یا دیدگاه سیاسی‌اش- می‌تواند بخشی از این مبارزه ملی برای آزادی باشد.

هدف نهایی این است که دولت گذار زمینه را برای مجلس مؤسسان فراهم کند؛ جایی که آینده ایران بطور کامل تعیین می‌شود: ایرانیان نمایندگان خود را انتخاب می‌کنند تا درباره موضوعات بحث کنند و شکل نهایی نظام را انتخاب کنند؛ سپس قانون اساسی تدوین شود، به‌ عنوان یک طرح به ملت ارائه شود تا مردم بتوانند در یک همه‌پرسی آن را تصویب کنند یا برای اصلاح به همان مجلس برگردانند. در پایان این فرآیند، وقتی قانون اساسی تصویب شد و ملت در همه‌پرسی به آن رأی داد، انتخابات نخستین پارلمان جدید و نخستین دولتِ آن دموکراسی آینده برگزار می‌شود. آنوقت، دولت موقت قدرت را به مقامات منتخبِ مردم ایران واگذار خواهد کرد.

رادیوی دولتی آلمان دویچه‌وله: نیلوفر غلامی هستم از دویچه‌وله فارسی. می‌خواهم یک سؤال را فارسی و یکی را انگلیسی بپرسم. شاهزاده رضا پهلوی، یکی از استدلال‌های مخالفان حمله نظامی این است که فرمان جنگ فقط در دست قدرتی است که جنگ را آغاز می‌کند و رهبری می‌کند نه در دست کسی که خواستار حمله است. شما صریحاً خواستار حمله آمریکا با هدف سرنگونی حکومت شدید. حالا اگر این مذاکره به بن‌بست برسد و حمله نظامی صورت بگیرد اما از آنجا که فرمان حمله در دست شما نیست، ممکن است فقط مثلاً منجر به کشته شدن خامنه‌ای، از بین رفتن تاسیسات اتمی و موشکی و نابودی زیرساخت‌های کشور و مثل هر جنگ دیگری باعث کشته شدن تعدادی غیرنظامی شود و بجای اینکه حکومت سرنگون شود، فقط سرکوب شدیدتر شود. پاسخ شما آنوقت چه خواهد بود؟ یعنی حاضرید مردم چنین هزینه‌ای را بپردازند فقط برای این احتمال که جمهوری اسلامی سرنگون شود؟ یعنی فقط برای یک احتمال و نه یک قطعیت.

– این روایت شماست. فرضی که مطرح می‌کنید و آنقدر ابعاد مختلفی را مطرح کردید که الزاماً این نیست که شما توجیه کردید ولی اساساً به اینجا برسم. مردم بی‌دفاع و غیرمسلح رفتند به خیابان و اعتراض کردند برای خواست آزادیشان. جوابشان چه بود؟ کشتار در حد چهل هزار نفر در عرض دو روز در تاریکی و در عدم ارتباط با دنیای آزاد. حکومتی که علیه مردم خودش جنگ می‌طلبد، فکر می‌کنید از طریق مسالمت‌آمیز قدرت را ترک خواهد کرد؟ قطعاً مردم بی‌دفاع احتیاج به یک کمکی دارند برای اینکه لااقل یک فرصت واقعی داشته باشند برای اینکه به اهداف آزادیشان برسند. حکومتی که به این شکل و در این حد جنایت کرده و عوامل سرکوبش مانع اصلی موفقیت این انقلاب مردم هستند قطعا با یک کمک خارجی [مردم] می‌توانند این کمک را به دست بیاورند. مردم به همین دلیل در انتظار این هستند که چنین اقدامی انجام بشود تا نیروهای سرکوب نظام خنثی شوند و دست‌کم یک فرصت واقعی داشته باشند برای مقابله با این رژیم. کار به اینجا رسیده و دلیلی هم که تا اینجا رسیده به خاطر اینست که دوام این حکومت بیشتر به خاطر همین بحث‌هایی بود که باید با این نظام مماشات کرد! و واقعاً مسئولیت اصلی این مماشات بر می‌گردد به خیلی از دولت‌هایی که الان چهار دهه است دنبال این راه حل بودند. یا آن اصلاح‌طلبانی که به قول خودشان گفتند ما می‌خواهیم نظام را نرم‌نرم عوض بکنیم ولی بیشترین کشته‌ها در ایران تحت لوای همین افراد به اصطلاح اصلاح‌طلب مدافع نظام بود. مردم امروز به این نتیجه رسیدند که بایست از این نظام گذر کرد. ولی وقتی به این شکل به آنها حمله می‌شود، حق دارند انتظار یک کمک خارجی داشته باشند. بنابراین این کمک خارجی به مفهوم از بین بردن نیروهای سرکوب لازم است. اینکه تأسیسات مملکت و زیرساخت‌ها از بین برود اصلا هدف این نبود؛ تنها بخشی هم که یک مسئله مهم بود از دید دو کشور به‌خصوص اسرائیل و آمریکا که آنهم مسئله تأسیسات اتمی بود، آن داستان دیگریست. برای ما آزادیست که مطرح است و این کمکی است که از جهانیان می‌خواهیم اینبار بیایند و طرف درست تاریخ قرار بگیرند و حامی مردم ایران باشند نه اینکه به دنبال مماشات باشند و یا به قول فرهنگی‌ها «اپیزمنت» که جواب نداد. مثالش را هم در سخنرانی‌ام زدم: هیتلر را سعی کردند به اصطلاح «اپیز» بکنند، نتیجه‌اش چه شد؟ جنگ جهانی دوم!

-برخی گروه‌های سیاسی گفته‌اند در بخش‌هایی با «دفترچه مرحله اضطراری» که شما و تیم شما تهیه کرده‌اید موافق نیستند. آیا آماده‌اید با آنها گفتگو کنید، نگرانی‌هایشان را بشنوید و احتمالاً در متن، اصلاحاتی را اعمال کنید؟

– ببینید، این یک بحث باز است. فرصت داده شده تا مردم نقد کنند و درباره آنچه پیشنهاد شده نظر بدهند. واقعیت این است که بخش زیادی از ورودی‌ها از داخل ایران آمده؛ از متخصصانی که بخش‌های مختلف این پروژه را پوشش داده‌اند. بنابراین این متن فراگیر و حاصل مشارکت بوده است. این قرار نیست یک دفترچه بسته باشد. همیشه می‌شود بهترش کرد.

کاری که می‌خواهیم انجام دهیم، ارائه بهترین راهکارها برای مشکلاتی است که کشور باید به آنها رسیدگی کند؛ از انرژی و بهداشت و درمان گرفته تا اقتصاد و هر حوزه دیگری. اما در ۱۰۰ روز اول، مهم‌ترین کار در جریان گذار این است که کشور را تثبیت کنیم؛ اقتصاد را تثبیت کنیم؛ مطمئن شویم امور روی ریل می‌ماند؛ و از همه مهم‌تر، امنیت تأمین می‌شود. و همانطور که می‌دانید، بخشی از دلیل اینکه استراتژی من همیشه دعوت به حداکثر ریزش و جدایی [از رژیم] بوده، اینست که برخلاف آنچه پس از صدام حسین در عراق رخ داد، گرفتار دولتِ شکست‌خورده یا آشوب نشویم. بسیاری از عناصری که می‌توانند بخشی از راه‌ حل باشند، همان کسانی هستند که امروز سلاح در دست دارند و می‌توانند به مردم بپیوندند، بجای آنکه رژیم از آنها علیه مردم استفاده کند. در اینصورت، گذار نرم‌تر و موفق‌تری خواهیم داشت و این افراد می‌توانند جزئی از راه‌ حل باشند؛ به‌ استثنای کسانی که مسئولیت کیفری دارند و دست‌شان به خون مردم آلوده است؛ آنها باید در دادگاه پاسخگو باشند و بابت جنایات‌شان حساب پس بدهند.

بلومبرگ نیوز: سپاس اعلیحضرت؛ سام دَگِر از بلومبرگ نیوز هستم؛ گزارشگر ارشد خاورمیانه در دُبی. دو سؤال دارم که کوتاه می‌پرسم. اول، دیدگاه شما درباره سرکوب فعلی اصلاح‌طلبان چیست؟ می‌دانم شما آنها را بخشی از رژیم می‌دانید، اما آیا آنها را متحدان احتمالی نیز می‌بینید؟ دوم اینکه جنبش شما اکنون منابع مالی‌اش از کجا تأمین می‌شود؟ ممنونم.

– باز هم می‌گویم: همان چهار اصل بنیادین مشخص می‌کند چه کسانی می‌توانند در این مسیر باشند و چه کسانی خودشان را از آن محروم می‌کنند: تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از دولت، برابری همه شهروندان در برابر قانون و آزادی‌های فردی، و روند دموکراتیک که شامل ساز و کار پارلمانی هم می‌شود. اگر اصلاح‌طلبان دیروز به این نتیجه رسیده‌اند که دیگر فایده‌ای ندارد و بهتر است به مردم بپیوندند و همان اهداف را داشته باشند، خوش آمدند! به همین سادگی! به شرط آنکه- باز هم تأکید می‌کنم- در قتل شهروندان کشور دست نداشته باشند، چون آن داستان دیگریست و باید پاسخگو باشند.

تمام منابع مالی ما از کمک‌های خصوصی و بخش خصوصی است و ایرانیانی که داوطلبانه کمک می‌کنند. تا امروز حتی یک سنت هم حمایت دولتی نگرفته‌ام؛ درواقع هیچ حمایتی از هیچ دولتی دریافت نکرده‌ام.

-امروز اینجا به اعتراضات اشاره کردید. درباره اعتراضات چه می‌توانید بگویید؟

– خب، همانطور که دیدید، شجاعت و جسارت هم‌میهنانم وقتی به خیابان آمدند و تنها پاسخی که گرفتند، قتل‌عام بی‌رحمانه، نسل‌کشی در مقیاس گسترده بود. طبیعی است که مردم در چنین شرایطی ناچار به عقب‌نشینی می‌شوند، اما همچنان شعار می‌دهند. در چند شب گذشته، هرکس شبکه‌های اجتماعی ایران را دنبال کرده باشد و هر اطلاعاتی که به بیرون درز کرده باشد، می‌بینید مردم هنوز بیرون هستند و شعار می‌دهند. مردم هنوز مقاومت می‌کنند؛ متأسفانه رژیم کارزار خودش را برای بگیر و ببند ادامه می‌دهد. افراد زیادی در ایران زندانی‌اند، خدا می‌داند کجا؛ گفته می‌شود بیش از ۴۰ هزار نفر. همچنان تهدید می‌کنند و آسیب می‌زنند و حتی در برخی موارد، کارکنان بیمارستان و پرستاران را هم اعدام می‌کنند. همین حالا هم کارهایی می‌کنند که ادامه دارد. با این همه، مردم باز هم مقاومت می‌کنند. اهمیتِ اعتصاب برای خنثی کردن نیروهای سرکوب رژیم، همان عاملی است که می‌تواند مردم را به خیابان برگرداند تا مبارزه‌شان را ادامه دهند. این همان مؤلفه‌ای است که اکنون در مرکز توجه است؛ و به همین دلیل ایرانیان داخل و خارج با بی‌صبری منتظرند این موضوع هرچه سریع‌تر انجام شود، نه اینکه به تأخیر بیفتد. چون همانطور که گفتم، فکر نمی‌کنم این مذاکرات به جایی برسد. رژیم بار دیگر فقط زمان می‌خرد، اما هر روزی که می‌گذرد، ممکن است افراد بیشتری جان بدهند. به همین دلیل است که مداخله برای برابر کردن میدان برای ما چنین اهمیتی دارد.

-روزنامه فرانسوی «لوپینیون»: در روزنامه فرانسوی لوپینیون به گزینه «پادشاهی مشروطه» اشاره کرده‌اید. چگونه می‌تواند گزینه‌ای واقع‌بینانه باشد اگر قبول نکنید در پادشاهی قبلی چه چیزهایی اشتباه بود؟ ممنون.

– مگر درباره آینده حرف نمی‌زنیم؟

-بله…

-پس چرا درباره گذشته صحبت می‌کنید؟ ما درباره آینده صحبت می‌کنیم! و مردم ایران آنقدر باهوش هستند که بفهمند در هر تمرین دموکراتیک، حذف گزینه‌ها راه درستی نیست. دموکراسی یعنی طرد نکردن؛ یعنی فراگیر بودن. مگر آنکه کسی با اصول دموکراتیک سازگار نباشد. تا وقتی با اصول دموکراسی همخوان باشد، گزینه‌های متعددی روی میز وجود دارد. چرا باید ناگهان یک گزینه را حذف کنیم؟! اگر بخواهید به گذشته استناد کنید، پادشاهی‌های بد زیاد بوده‌اند؛ همانطور که جمهوری‌های بد هم زیاد بوده‌اند؛ و در عین حال، الگوهای خوب جمهوری و الگوهای خوب پادشاهی مشروطه هم وجود دارد، مگر نه؟! پس اگر می‌خواهید سیب را با سیب مقایسه کنید، بسیار خوب؛ پرتقال را هم با پرتقال، بسیار خوب؛ اما اینجا قرار نیست سیب را با پرتقال مقایسه کنیم.

شاهزاده رضا پهلوی در نشست خبری کنفرانس امنیتی مونیخ/ ۱۴ فوریه ۲۰۲۶/ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴

تلویزیون فارسی‌زبان شبکه بی‌بی‌سی: کسری ناجی هستم. شما گفتید هم‌میهنانتان از شما خواسته‌اند این دوره گذار را رهبری کنید، اما اینطور نیست! افراد زیادی داخل ایران و خارج از ایران از شما حمایت نمی‌کنند. سؤال من این است: چرا نتوانسته‌اید این افراد را متحد کنید؟ چرا شما صدای همه مردم ایران نیستید؟ و چرا کشورهای غربی از شما حمایت نمی‌کنند یا شما را به‌ عنوان صدای مخالفان ایران تأیید نمی‌کنند؟ ممنون.

-خب، این یک سؤال بسیار تیپیک از شبکه‌ایست که شما نماینده‌اش هستید و انتظارش را داشتم. ببینید، آنچه می‌گویید درست نیست. به من بگویید: آیا نام دیگری جز نام من در ایران شنیده‌اید که مردم صدا بزنند؟ [خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی در اینجا می‌پرد وسط پاسخ می‌گوید که افرادی وجود داشته‌اند که… شاهزاده ادامه می‌دهد] شما این فرصت را داشتید و یک سؤال پرسیدید و من حالا جواب می‌دهم [خبرنگار بی‌بی‌سی همچنان می‌خواهد حرفش را ادامه دهد] واقعیت اینست که نام مرا صدا زدند. آیا نام من روی دیوارها نوشته نشده؟ همین مردم بودند که به من اعتماد کردند تا رهبری این جنبش را بر عهده بگیرم. من نمی‌گویم صد درصد مردم کنار من هستند. طبیعتاً دشمنانی دارم و روشن است عناصری هم هستند که به آن چهار اصل پایبند نیستند: ممکن است تجزیه‌طلب باشند، اصلاح‌طلبانِ طرفدار رژیم باشند، یا گروه‌هایی مثل مجاهدین خلق. بدیهی است آنها دوست من نیستند و من نماینده آنها نیستم. البته که آنها را نمایندگی نمی‌کنم چون به اصولی که شرح دادم پایبند نیستند. اما همه کسانی که به آن اصول پایبند باشند، با هم هستیم و در میان آنها طیف متنوعی می‌بینید: جمهوریخواه داریم و پادشاهی‌خواه داریم. افراد چپ، میانه و راست داریم. ورزشکار داریم، هنرمند داریم. نمایندگان جوامع قومی و اقلیت‌های دینی داریم. بسیاری از آنها همینجا در مونیخ بودند، وقتی چند ماه پیش گردهمایی قبلی را داشتیم [نشست همگرایی برای نجات ایران/ ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵]؛ و خیلی از آنها امروز هم در تظاهراتی که برای مونیخ برنامه‌ریزی شده حضور دارند و برای جمعیت سخنرانی خواهند کرد. ترکیب واقعاً متنوع است. اگر دنبال شاهد و مدرک هستید، بروید ببینید؛ خواهید دید برخلاف فرض شما، این جمع کاملاً متکثر است و افراد زیادی از رهبری من حمایت می‌کنند.

بسیاری از آنها می‌دانند من پُلی هستم به سوی آن مقصد. امروز از من حمایت می‌کنند، حتی اگر فردا به نظام دلخواه خود رأی بدهند. و من اینجا نیامده‌ام از پادشاهی یا جمهوری دفاع کنم. به عنوان یک امر واقعی، به آنها هم گفته‌ام که من یک واسطه‌ی معتمد [honest broker] هستم که ورای درگیری می‌ایستم. موضع من نسبت به نتیجه بی‌طرف است. بگذارید مردم ایران با صندوق رأی تعیین کنند که اکثریت آنها چه نظامی می‌خواهند. و اگر همه‌مان به روند دموکراتیک احترام می‌گذاریم، باید به صندوق رأی و نتیجه آن انتخابات آزاد هم احترام بگذاریم. این تنها چیزیست که من می‌خواهم؛ نه تنها از ایرانیان بلکه از جامعه بین‌المللی- به‌ ویژه جوامع دموکراتیک- که به آن ارزش بدهند چون خودشان در کشورهایشان آن را دارند و دقیقاً همین را  ما برای کشور خودمان می‌خواهیم.

تلویزیون فارسی‌زبان شبکه بی‌بی‌سی: و کشورهای غربی…؟

-گفتم که: دموکراسی‌های آزاد، پیش و بیش از هر چیز.

تلویزیون فارسی‌زبان شبکه بی‌بی‌سی: چرا شما را تأیید نمی‌کنند؟

-چون من دنبال تأیید نیستم. من به دنبال تأیید شخصی خودم نیستم! من می‌خواهم آنها از مردم ایران حمایت کنند و از حق آنها برای تعیین آینده‌شان پشتیبانی کنند؛ نه اینکه همچنان طرف رژیم را بگیرند و سیاست مماشات با آن را ادامه دهند؛ سیاستی که هرگز به مردم فرصت واقعی برای انتخابات آزاد و معنادار نداده است، چون در ایران چیزی به نام انتخابات آزاد و صندوق رأی واقعی وجود ندارد. این تمسخر دموکراسی است. شرم‌آور است که وانمود کنیم در ایران انتخابات واقعی برگزار می‌شود. اگر این را به هر ایرانی داخل ایران بگویید به شما می‌خندد، اما برخی در بیرون ممکن است فریب بخورند. با این حال نمی‌شود همه را همیشه فریب داد؛ [این فریب] یکجا به خودشان برمی‌گردد.

به شما پیشنهاد می‌کنم «دفترچه مرحله اضطرار» را مطالعه کنید. طرحی بسیار جامع است که همه جنبه‌هایی را که باید رسیدگی و پیش‌بینی شود، توضیح می‌دهد. ما تا حد امکان مدیریت می‌کنیم، از جمله حوزه‌هایی که اگر درست رسیدگی نشود می‌تواند خلأ ایجاد کند، همانطور که گفتیم اما خلأیی به وجود نمی‌آید؛ به یک دلیل ساده: اکثریت افرادی که هم‌اکنون در اداره‌ها و دستگاه‌های دولتی یا بوروکراسی‌های مختلف هستند، سرِ کار می‌مانند. ما از مردم نمی‌خواهیم بروند خانه و کارشان را رها کنند. باید بتوانیم این گذار را مدیریت کنیم، در حالی که می‌دانیم در حوزه بوروکراسی‌های مدنی، بیشتر این عناصر برقرار می‌مانند. بنابراین دولت و خدمات عمومی ادامه پیدا می‌کند، در حالی که دولت موقت- بر اساس پیشنهادی که ارائه کرده‌ایم- به همه این مسائل می‌پردازد. حتی پیش از آنکه به وضعیت عادیِ یک نظام دموکراتیک برسیم، برخی اجزای آن را در مرحله گذار داریم: بخش اجرایی که دولت گذار انجام می‌دهد؛ و همچنین یک نهاد نظارتی قانونگذار، نوعی شورا یا مجمع، که حضور دارد تا بر روند امور نظارت کند. حتی یک تیم حقوقی کاملاً مستقل داریم که به مسائل حقوقی رسیدگی می‌کند. یعنی همین حالا هم در مرحله گذار نوعی کنترل و توازن را وارد کرده‌ایم تا چیزی از قلم نیفتد.

و درباره بخش حقوقی: بسیار مهم است، چون فکر می‌کنم به‌ ویژه پس از این نسل‌کشی، نیاز به حقیقت‌یابی گسترده وجود دارد. ما الگوهای مختلفی را بررسی و اجرا می‌کنیم: در سناریوی ایران، در حوزه عدالت انتقالی، حقیقت‌یابی و آشتی ملی، و اینکه با بقایای رژیم و کسانی که مسئولیت کیفری دارند چه باید کرد. همه اینها مطرح است. هدف این است که روز حسابرسی وجود داشته باشد.

در عین حال، درباره ساز و کارهای ثباتِ گذار هم صحبت می‌کنیم و اینجاست که جداشدگان و ریزشی‌هایی که به ما می‌پیوندند- از جمله نیروهای نظامی و شبه‌نظامی- وارد معادله می‌شوند. فکر می‌کنم همین عناصر مانع ایجاد خلأ می‌شود. این دقیقاً بر پایه درس‌هایی است که از سناریوهای شکست‌خورده تغییر رژیم در سال‌های اخیر گرفته‌ایم، مثل عراق و لیبی. وضعیت ایران با آن کشورها متفاوت است و ما همچنین در داخل ایران، فراتر از سازمان‌های سیاسی، نهادهای زیادی در جامعه مدنی و حوزه‌های دیگر داریم که بخشی از این ساز و کار خواهند بود. پس دوباره می‌گویم: به آن برنامه نگاه کنید؛ مطمئنم پاسخ‌های زیادی برای پرسش شما در آن پیدا می‌کنید.

رئال پولیتیکو، گرجستان: شما درباره کشورهای غربی و حمایت آنها صحبت کردید ولی نظر شما درباره کشورهای همسایه ایران چیست؟ آیا واقعاً از تغییر رژیم حمایت می‌کنند یا ترجیح می‌دهند بر اساس محاسبات خودشان عمل کنند و شاید به همین دلیل وضع موجود را به تغییر [رژیم] ترجیح دهند؟ آیا با رهبران قطر، ترکیه و دیگر کشورهای منطقه ارتباط دارید؟

-فکر می‌کنم همه همسایگان منطقه‌ای ما پیامدهای این رژیم و اثرات منفی‌اش را از همان آغاز درک کرده‌اند. یکی از ریشه‌های اصلی بی‌ثباتی منطقه، نیروهای اسلامگرای رادیکال بوده‌اند؛ بخشی در جناح سُنی مثل اخوان‌المسلمین، و بخشی هم از سوی رژیم ایران در جناح شیعی. و اثرات آن فراتر از منطقه رفته و به اروپا و جهان هم رسیده است. این ریشه مشکلِ منطقه است؛ جدا از موضوعات ستیزه‌جویی یا تهدیدهای وجودی، مثلاً علیه اسرائیلی‌ها. یا حوثی‌ها که اختلال ایجاد می‌کنند و کشورهای دیگر منطقه را هدف می‌گیرند. همه اینها زنجیروار به این رژیم گره خورده است.

وقتی در ایران نظام دیگری داشته باشیم، نظامی متعهد به صلح و همکاری دوستانه با همسایگان؛ قطعاً چیزی است که آنها از آن استقبال می‌کنند. اینکه چقدر مطمئن باشند این تغییر واقعاً رخ می‌دهد، تعیین می‌کند چقدر آشکار و تهاجمی موضع بگیرند. ممکن است الان علنی نگویند، چون مطمئن نیستند کار به سرانجام برسد. اما همین که روشن شود مسیر به نتیجه می‌رسد، مطمئنم با صدایی بلندتر و واضح‌تر حرف خواهند زد. برداشت من از گفتگوهایی که دارم اینست که همه منتظر وقوع آن هستند، چون می‌دانند پایان نزدیک است و در نهایت نمی‌شود به این رژیم اعتماد کرد. این رژیم فقط یک هدف دارد: صدور این ایدئولوژی. اگر برای مردم خودش تهدید است و حتی از آسیب زدن به شهروندانش هم دریغ نمی‌کند، چطور ممکن است دیگران از ادامه حیاتش احساس تهدید نکنند؟

در نهایت، همه در منطقه می‌دانند تنها راه حذف همه این مشکلات، این است که این رژیم دیگر وجود نداشته باشد و بجای آن کشوری باشد که مردمش مشتاق بازگشت به جهان آزاد و پیوند دوباره با جهان آزاد هستند؛ مردمی که نشان خواهند داد برخلاف این رژیم، اهل صلح‌اند. آنها پیش از هر چیز به ثبات باور دارند، و اینهم دقیقاً منفعت فوری همسایگان ماست.

-ساندی تایمز: سلام. من جان مونی هستم، خبرنگار ساندی تایمز. دو سؤال دارم: «ناوگان شبح» [رژیم]‌ ایران چقدر در سر پا نگه داشتن رژیم و تأمین مالی آن مهم است؟ و دوم اینکه برخی از بازیگرانِ اداره‌کننده این کشتی‌ها در پرونده‌های تحقیقاتی مطرح بوده‌اند؛ مجرمانی که در جاهایی مثل دُبی پناه گرفته‌اند، درباره کارتل کیناهان و گروه‌های مشابه. پیام شما به این افراد چیست؟ یک: اهمیت ناوگان سایه را از نظر تولید درآمد توضیح می‌دهید؟ دو: کشورهایی که از برخی از این عوامل مجرم محافظت می‌کنند، مثل امارات متحده عربی، چه باید بکنند؟ آیا باید این افراد را از قلمروشان خارج کنند؟

– خب، این بخشی از کل مسئله است: اینکه اجازه داده‌اید رفتار مجرمانه یا دست‌کم برخی رفتارها عادی‌‌نمایی شود یا مهم‌تر از آن، دلیل بقای این رژیم این است که هنوز می‌تواند حقوق مزدوران و نیروهای سرکوبگرش را پرداخت کند. یکی از راه‌های تضعیف بیشتر رژیم این است که محدودیت‌های بیشتری اعمال شود تا منابع درآمد آن قطع شود و دیگر نتواند عناصر خودش را تغذیه کند. رژیم بسیار ضعیف است؛ در آستانه فروپاشی است. تلاش می‌کند تحریم‌ها را دور بزند؛ چیز تازه‌ای نیست؛ همه می‌دانند.

اگر کشورهایی همدست آنها باشند، باید از نظر حقوقی یا غیرحقوقی پاسخگو باشند که چطور آن را توجیه می‌کنند. اما این چالشی است برای دولت‌های زیادی در جهان که آن را رصد می‌کنند و باید اجرا کنند. ما به عنوان ایرانی مبارزه خود را داریم برای آزاد کردن خودمان. وقت نداریم مدام درگیر این باشیم که کدام کشور چه می‌کند، قانونی یا غیرقانونی. اینها چیزهایی است که جامعه جهانی باید پیگیری کند. در نهایت، هر منبع درآمدی برای رژیم کمک می‌کند کمی بیشتر دوام بیاورد، اما در پایان سقوط می‌کند. پس هرچه سقوط آن را تسریع کنیم، زودتر از این باتلاق بیرون می‌آییم و دیگر لازم نیست نگران پیامدهای حاشیه‌ایِ تداومِ وجودش یا اثرات منفیِ گسترده‌اش باشیم.

-اپک تایمز (Epoch Times): عالیجناب،  چرا فکر می‌کنید یک ایرانِ قدرتمند متحدِ کشورهای اروپایی و برای خاورمیانه و اروپاییان مفید خواهد بود؟

-خب، اینطور نگاه کنید: با تداوم وضع موجود، احتمال مهاجرت بیشتر به اروپا وجود دارد. اروپا همین حالا هم اشباع شده و با مشکل بزرگ مهاجرت روبروست. اما مهم‌تر از آن، وابستگی انرژی است. ایرانِ آزاد که بتواند نیازهای انرژی اروپا را تأمین کند، قطعاً جایگزینی برای منبع اصلی کنونی خواهد بود؛ و وقتی می‌گوییم منبع اصلی، طبعاً روسیه به ذهن می‌آید. این در اروپا فقط مسئله امنیت نیست، مسئله منافع اقتصادی هم هست؛ علاوه بر فرصت‌های اقتصادی‌ای که به‌ دلیل تحریم‌ها از بین رفته یا اکنون عملاً ناممکن است. بنابراین برای اروپایی‌ها و ایرانی‌ها وضعیت باخت- باخت است. اما ایرانِ آزاد و ایرانِ قدرتمند نه‌تنها این مشکل را کاهش می‌دهد، بلکه امکان یک مشارکت استراتژیک بسیار باثبات‌تر را فراهم می‌کند؛ کشوری که می‌تواند در شکل‌ها و راه‌های گوناگون به شما کمک کند.

و فراموش نکنید: بسیاری از ایرانیان خارج کشور منتظرند بتوانند به خانه برگردند و کمک کنند. آنها امروز شهروندان کشورهای مختلف اروپایی و بهترین سفیران ما در کشورهای شما هستند و می‌توانند ارتباط و دسترسی به ایران را به شکلی ایجاد کنند که ۵۰ سال پیش ممکن نبود. همه اینها مزیت‌های تغییر در ایران است. فکر می‌کنم این یک برد- برد برای کشور ما و اروپا و برای همه دستاوردهایی است که از این تحول سیاسی می‌توان به دست آورد.

-زوددویچه‌تساایتونگ از آلمان: نقش خودتان را پس از فروپاشی رژیم چگونه می‌بینید؟ همیشه گفته‌اید خودتان را چهره‌ی دوران گذار می‌دانید. اگر این گذار خوب پیش برود، نقش خودتان را چگونه تعریف می‌کنید؟ سؤال دوم اینکه آیا در تظاهرات بعد از ظهر امروز [۱۴ فوریه در مونیخ] سخنرانی خواهید داشت؟

-در مورد تظاهرات امروز، هنوز تصمیم نگرفته‌ایم. اما در ارتباط با پرسش شما، ببینید، از روزی که این مبارزه را آغاز کردم، تنها هدفم این بوده که روزی را ببینم که مردم ایران بتوانند بالاخره دولت دموکراتیک خودشان را انتخاب کنند. روزی که این اتفاق بیفتد، من آن را پایان مأموریت سیاسی زندگی‌ام می‌دانم. به هم‌میهنانم گفته‌ام دنبال مقام نیستم؛ دنبال کار اجرایی نیستم؛ دنبال قدرت یا عنوان نیستم. نمی‌خواهم تاج را روی سرم بگذارم یا رئیس‌جمهور بعدی شوم. تمام تمرکزم همین بوده. فکر می‌کنم بخشی از اینکه مردم ایران به من در نقش رهبری اعتماد می‌کنند، اینست که می‌دانند من منفعت شخصی از آن ندارم. قدرت‌طلب یا جاه‌طلب نیستم؛ برای خودم چیزی نمی‌خواهم. در ازای آن هم چیزی طلب نمی‌کنم. اما تمام عمرم را وقف آزادی مردم ایران کرده‌ام، فقط به این دلیل که فکر می‌کنم ما به‌ عنوان ملتی با تاریخ و فرهنگ و تمدنی پرافتخار، سزاوار چیزی بهتر از این وضعیتی هستیم که امروز بر ما حاکم است. به همین دلیل در این مسیر هستم و به وعده‌ام عمل می‌کنم. سپاسگزارم.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲۱ / معدل امتیاز: ۴٫۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=397024